eitaa logo
گلخونـهٔ تابستونی ِمن 🍉)
62 دنبال‌کننده
194 عکس
14 ویدیو
2 فایل
دیلی یه دختر کیپاپر و کیدرامر🍄 ما اینجا کتاب میخونیم/مینویسیم، دور هم نسکافه و کاپ‌کیک میخوریمو گل‌وگیاه پرورش میدیم :))🌟 یعنی اینجاهم کتابخونه‌ست، هم کافه‌ست و هم گلخونه D:☝️🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6k5t809&btn=𝑉𝑖𝑜𝑙𝑒𝑡.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلاممم :))🌱
چندوقت بودکه نمیتونستم پیشتون باشم😭 گِلیههههههِ (😭)
ساعت تقریباً دیگه ۶ صبحهِ 👌🏻😕 توجه کرده بودین ؟؟
خب‌خب میخوام تقدیمی بزارم ،، فقط امیدوارم شرکت کنید 🐰
سـلام سـلام 👋🏻 خالـه ویـولت براتـون تقدیمـی اوردهـههه 🐰 دیـلی « گلخونـه تابسـتونی مـن '🎍» میخـواد دومیـن تقدیمیـش رو بـزاره 💝 این تقدیمـی از ایـن قـراره کـه شـما اول ایـن پیـام رو داخـل دیلـیتون میـزارید و بـعد طیـف رنـگ مـورد عـلاقتون (بـرای مثـال صـورتی روشـن) + به هـمراه نشـانی چنـلتون رو اینـجا «📮» بـرام میفرستیـن. و منـم اینجـا «💌» یه پیـک پنـج‌تایی از رنـگی که گفتیـد بهـتون تقـدیم میکـنم 🤏🏻
یڪ ثآنیہ قبل از دقیـٰقہ هفـٰت :))
🕯داستان موکب حاج‌اقا ازاینجا شروع میشه بچه‌ها چندروزی هست که شبا میریم تجمعات (با‌خانواده) و اونجا یه موکب دنج و منج هست که یه میز و صندلی داره🪑 کلیییییی بچه اونجا جمع میشن و از حاج‌آقا جایزه میگیرن 😭 شاید بپرسید چرا ؟؟؟ چون حاج‌اقا هرشب اونجاست و کلی جایزه همراه‌شه 🎁 از این ور تا اون ور موکب پر از مقواهای هست که روشون، اصول‌دین، فروع‌دین، نمازهای‌واجب، ارکان‌نماز، مقدمات‌نماز، واجبات‌نماز، موارد‌ وجوب‌نمازایات روشون نوشته شده ،، بچه‌ها میرن اون‌ها رو حفظ میکنن و با حاج‌آقا میگن ،، حاج‌آقاهم درعوضش بهشون شکلات، لواشک، پرچم‌ایران، عکس‌امام و آب‌نبات میده 😋
گلخونـهٔ تابستونی ِمن 🍉)
🕯داستان موکب حاج‌اقا ازاینجا شروع میشه بچه‌ها چندروزی هست که شبا میریم تجمعات (با‌خانواده) و اونجا
ادامه ... بر علاوه بر اون هرشب یک حدیث از هر امام مینویسه و میاره‌ 💝 من از روز اول تا هشتم رو نبودم😭، بعدش دوستم این موکب رو بهم معرفی کرد
گلخونـهٔ تابستونی ِمن 🍉)
🕯داستان موکب حاج‌اقا ازاینجا شروع میشه بچه‌ها چندروزی هست که شبا میریم تجمعات (با‌خانواده) و اونجا
ادامه ... از روز اول تا دهم، ده‌تا حدیث شد حاج‌آقا مسابقه گذاشت که هر کس این ده‌تا رو حفظ کنه و بیاد و بگه بهش یه کیف و روسری ست میدم. اولین نفرا دوستای من بودن (ریحانه و حنانه (خواهر هستن)) یکی دوروزی بود که‌من داشتم حفظ میکردم و چون حاج‌اقا فقط ۵ تا آورده بود شاید به من نمی‌رسید مامان و بابام به‌خاطر من یه شب باهام اومدن تجمعات تا این ده‌تا حدیث رو به حاج‌اقا بگم ،، ولی هول شدم و همرو اشتباه خودم چون دور و برم خیلی شلوغ بود 😂 شب بعدش کامل همرو حفظ کرده بودم و اومدم پیش حاج‌آقا، بچه‌ها صف بسته بودن 😭 و به مامانم گفتم پیش موکب وایسته که وقتی نوبت من رسید هول نکنم