تا الان چه روزی داشتم ؟
خب ساعت ۶ صبح از خواب پاشدم و یوتیوببب ، بعد ساعت ۸ برای پیکنیک با خانوادهی النا اماده شدیم و به پارک رفتیم ، ازونجای که پارک کتابخونه هم داشت منو النا رفتیم بخش کودکانهش و کتابای بچگونه خوندیم 🤓 ، بعد رفتیم قسمت نوجوانان چندتا کتاب که خیلی کتاب بودن برداشتیم ، اونجاهم خیلی خوشگذشت ، بعد از کتابخونه اومدیم بیرون فقط ۲ ساعت بود که توی کتابخونه بودیمم 😩 ، منو النا داشتیم حرفای خصوصی میزدیم 💅🏻 مامانم و مامانِالنا رفتن بازار و ابجیم و داداشِالنا داشتن بازی میکردن توی پارک ، و بعدِ بعدش منو النا دوتایی سوار دوچرخهش شدیم (من روی زین پشتی نشسته بودم) و چون النا تازه دوچرخهسواری یاد گرفته بود نزدیک بود بیفتیم و هردومون بمُـــریم 💆🏻♀ ، بعد نشستیم و باز حرف زدیم و اومدیم خونههه 👐🏻 .
پایاننن (حالا باید بینیم بقیهی امروز چیمیشه)
یکوچولو حرف بزنیم قندکا ؟
✉️ : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6k5t809&btn=𝑉𝑖𝑜𝑙𝑒𝑡.
دوتا کتاب قطور برداشتم ، حالا باید کتابو به گوشی ترجیح بدم ، توی ۴ روز باید هردوشونو تموم کنم !!
اونم من تنبل بیاعصاب
خب من دیشب ساعت ۹ خوابیدم و قرار بود امروز ساعت ۴ بیدار شم اما ساعت ۵ بیدار شدم 🤦🏻♀
هدایت شده از 𓂃 𝖾𝗇𝗃𝗈𝗅𝗆𝗒 𝖽𝗂𝖺𝗋𝗒 𓍢
یه جملهای از سهشنبه توی ذهنم بولد شده بود که نمیدونم چرا الآن و اصن اینجا دارم میگم 🤓 ولیخب چون خیلی جالب بود مینویسم تا شاید یوقتی , به کسی کمك کرد ; میگفت که ::
همهی ما آدمها یه ظرفیتی داریم . مثلاً یکی ظرفیت ِمعلم شدنو داره , یکی دیگه دکتر و یکی هم نخبهی هوافضا . هرکسی باید بگرده و کاری که براش ساخته شده رو پیدا کنه , اینطوریه که یهنفر میتونه به عالیترین نحو ِممکن به جامعهش خدمت کنه ✨𓂅 !