هستی، اما کمرنگ، حرف میزنی اما تلخ، محبت میکنی اما سرد، چه اجباریست دوست داشتن من؟!^
فراموشت کنم؟؟
تو اون بغض وسط خنده هامی
تو سکوت وسط حرفامی
تو فکر قبل از خوابامی
تو اون زخمی هستی که حتی
اگه بخوامم دیگه هیچوقت خوب نمیشه
غمگین ترین جای زندگی اونجاست که به کسی میگی خداحافظ که میخواستی تمام زندگیتو با اون بگذرونی..!
تو میگی یه دختر دیگه ای تو زندگیت هست
پس چرا هنوزم مثل اونموقعی که دوسم داشتی نگام میکنی؟:)
چرا نمیزاری با اینکه تو زندگیت هیچ جایگاهی ندارم کنار بیام:)
دیگه اینکه دوسم نداری برام مهم نیست
فقط دلم میخواد بدونم چرا هنوزم طوری رفتار میکنی که انگار دوسم داری؟ چرا حرفات با نگاهات، با رفتارات هیچ شباهتی نداره؟
واقعا منو احمق فرض کردی؟
همه رو رد میکنم که آخر شب بشینم
غصه نداشتن تورو بخورم،
چیکار کردی باهام قربونت برم.