نوع حرف زدن خیلی مهمه
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
با شوهرتون رسمی و اداری صحبت نکنید،همیشه وقتی قصد #عشوه_گری دارید نوع حرف زدن تون باید #کـــشدار باشه
حرف های عاشقانه ، درخواست ها ، خواهش ها و غیره رو باید کش دار بگید
حالت بدن هم مهمه ! همیشه سر به سمت چپ یا راست باید خم باشه یا با موهاتون بازی کنید
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
بهتر بشناسینش . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
✨ توی دوران نامزدی باید سعی کنین نامزدتون رو بیشتر بشناسین، شناختن هم فقط به عزیزم و قربونت برم و دوست دارم و این حرفها نیست که
✨ مثلا وقتی با هم میرین بیرون ببینین چطوری براتون خرج ميکنه؟ در مورد خانوادش با چه الفاظی و چه طوری حرف میزنه و چقدر به مادرش احترام میذاره؟ یا مثلا یه بار سر قرار دیر برین ببینین چقدر تحمل داره منتظر واسته. منظور اینه که سعی کنین با راهکارهای مختلف ابعاد شخصیتیش رو بشناسین البته به هیچ عنوان منظورمون این نیست که بخواین مچ گیری کنین ها !
✨ یه راهه دیگه برای اینکه نامزدتون رو بیشتر بشناسین صحبت کردن در مورد مسائل مختلفیه که توی زندگی تون خیلی تاثیر گذاره
مثلا در مورد نحوه رفت و آمد با خانوادش
✨یه وقتی یه راه حله خوب اینه که شروع کنین از خاطرات یه فامیلی یا یه دوستی تعریف کنین که مثلا: اون دوستتون با شوهرش قرار گذاشته بودن که هفته ای یه دفعه بعد از ازدواج برن خونه خونواده هاشون. یا در مورد چیزهاي دیگه بعد بگین : به نظرات خوب بوده کارشون ؟
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
اگر تو رابطه ای وارد شدی . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
و طرف مقابل بجای آرامش بهت استرس وارد کرد ،سریع ازون رابطه خارج شو!
روابط باید سازنده ،امید بخش و پویا باشند ،تا تو و طرف مقابل در گذر از پیچ و خم های تند زندگی با دلگرمی عبور کنید
پس رابطه ای رو انتخاب کن که بهت انرژی مثبت تزریق کنه و باعث شادکامی و رضایت مندیت بشه ،
پس همین الان بسنج ، فکر کن و تصمیم بگیر ادامه بدی یا از رابطه ی مسموم خارج بشی!
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
دوست داشتن . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
هر چقدر یه نفرو بیشتر دوست داشته باشی، بیشتر ازش ناراحت میشی، بیشتر حسودی میکنی، بیشتر روش حساس میشی، همش دلت براش تنگ میشه، همش بهش گیر میدی، یه روز ازت خبر نگیره سریع ناراحت میشی، دلیل همه اینا دوست داشتنه و، من همه این حسارو نسبت به تو دارم
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
کمی عاشقانه . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
نوردودیدهام، سلام!
از زمانی که شما قسمت من شدهاید،
چند صباحی میگذرد و شما مایه حیاتام، چه زیبا جان مایهی حیاتام شدهاید.
حضرت متنهایم، شما زیباترین دلیل برای نشان دادن مهربانی خدا و شکوه تک خالق هستی، هستید.
شما همان عطر ناب هل و بادام شعله زردی هستید که در پس اجابت حاجتی به دل من، واگذار شدهاست!
چشمان شما پاکی و نجابت را از مادر خود باران، به ارث بردهاست و زبانتان دلبری را از پدرتان ماه...
بیگمان فخرالزمان از فخر شما، فخر فروش شدهاست و بدون شک بنده از عشق شما، فروغ الزمان خواهم شد!
شاهد من، عشق جاودانهترین جادوی جهان است و شما، جادوگرترین جادوانهی جهاناید.
ناجی قلب تپندهام!
دلبری را دلبر رباید، جنون را مجنون ستاند و عشق را معشوق بخواند...
و من را گر بخوانند هزارن شما، از آن سرازیر خواهد شد؛
همسان کودکی که لکنت دارد و تنها کلمهای که از کاماش خارج میشود، شمایید.
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
به عشقت پیام بده 😍
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
عزیزم خیلی سرم گیج میره😢
پرسید چیشده و چرا بگید..
زمین دور خورشید میچرخه و من دورتو🤤
تموم سرگیجه هام زیر سر توست🙊
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
پاسخ برای شما👇
https://eitaa.com/virane/15208
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
برای طلاق گرفتنت تصمیم خودته ولی باید پای عواقبش باشی؛
واسه ازدواج مجددت پیشنهاد میکنم با هر کسی نری تو رابطه تحقیقاتتو بکن ولی اینو بدون فردا پس فردا بخایی ازدواج کنی و طرفت متوجه بشه ازدواج دوباره هستی ازدواج قبلیتومیاره جلو چشت؛
سنی هم نداری عزیز دلم
برای خودت منبع درامد پیدا کن
واسه ازدواج مجددت هم ب خدا توکل کن❤️
خدا بزرگه
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
همه ی خاستگاری هام بهم خورده . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام خدمت همه عزیزان
من ۲۳ سال عمرمه تا الان هر چی خاستگار اومده بنابر دلایل خیلی ساده یی بهم خورده و تقریبا چهار سال پیش فهمیدم بخت مو بستن اینو چند نفر بهم گفتن و دیگه الان مطمعنم که اره بختمو بستن
خانوادم خیلی زیاد عقیده ندارن و میگن میسپریم به خدا خودش حل کنه ولی دیگه صبرم تموم شده این منم که دارم رنج میکشم نه بخاطر اینکه ازدواج کنم از حرف ها و قضاوت های مردم خسته شدم از سرکوفت ها خسته شدم از لحاظ قیافه و خانواده هم مشکلی ندارم یعنی زشت نیستم که بگم بخاطر اونه
رهنمایی کنید چیکار کنم
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
انـواع خیانـت در زندگی زناشویی که باید از آن ها جلوگـــیری کنـــید!
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
1⃣ خیانت رفتاری
یکی از طرفین، با برقراری ارتباط با فردی خارج از چهارچوب خانواده، به همـــسرش خیانت کند.
2⃣ خیانت ذهنی
فرد در تخیلش مدام به شخص دیگری فکر میکند و آن فرد را شخصی ایدهآل میداند و چون در ذهنش وی را مدام با شریک زندگی خودش مقایسه میکند، در ارتباط با همسرش به مشکل برمیخورد و رابطهشان رو به سردی میرود و درنتیجه برای زندگی مشترکشان خطر به وجود میآید.
3⃣ خیانت کلامی
در این نوع خیانت، یکی از طرفـــین به صورت تلفنی، اینترنتی یا در هر موقعیتی که فراهم شود، با فردی غریبه ارتباطی صمیمانه برقرار میکند. در دنیــــای امروز این گونه ارتباطات به شدت دیده میشوند...!
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
وقتی همسرتون عصبانیه چیکار کنید!
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
وقتی آقایون در لحظه عصبانی یا شتابزده هستن و درخواستی دارن که جواب و یا نظرتون در موردش منفی هست، میتونید اینجوری جوابش رو بدید که نه سیخ بسوزه نه کباب :
👈بله، ولی ...
👈درست میگی اما ...
البته این "اما" گفتن بسته به شرایط اون زمانتون میتونه با فاصله از جواب مثبت تون باشه.
در واقعا هدف اینه که کمی اون حالت عصبانیت یا لجبازی طرف مقابل کم بشه و اوضاع آروم تر بشه😉😉😉
┈••✾❀🦋@virane🦋❀✾••┈
#قسمت_اول
❌سرگذشت یکی از اعضا❌
ماجرای شب تولد همسرم و دختر خاله اش،
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
.همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم.
عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم.
وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی ... تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و ... بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند.
همسرم و دخترخاله اش. چیزی نگفتم و ...
بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت،دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!
تمام توفانی که در درونم برپا شده بود را کنترل کروم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو با ترس و لرز در گوشه ای نشسته بودند.
مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.
حالا بقیه داستان از قول آقا:
اصلا فکر نمیکردم در آن شلوغی مهمانی همسرم ببالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود. سریع لباس پوشیدیم و با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم.
هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده.
جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی بمن هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم مهمانهای دورتر که میرفتند و پدر مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند. دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد.
هرچه تنهاتر میشدیم ترسم بیشتر میشد اما خانمم انگار نه انگار !!!
پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم. از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و ... بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود
رفتم خوابیدم ... مگر خوابم میبرد.
❌ادامه دارد . . .
••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکاراتون💙🦋👇••
@Mahi_882