eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
673 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخ به شما عزیزم https://eitaa.com/virane/15818 عزیزم تو همسن خواهرمی و واقعا با خواهرم هیچ فرقی نداری میخام مثل یه خواهر راهنماییت کنم ببین اول اینکه اصلا به فکر ازدواج نباش چون سنت خیلی کمه دوم اگه بخای با ازدواج کردن از خانوادت راحت بشی اصلا راه حل درستی نیس تو اگه میخای موفق باشی و راحت بشی باید تلاش کنی درس بخونی بری دانشگاه دولتی تو شهر و اون وقت هست ک پشیمون میشی از فکر و خیال های الانت ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• همیشھ سر این ڪھ اصرار داشت حلقھ ازدواج 💍 حتماً دستش باشد اذیتش مۍ ڪردم مۍ گفتم : حالا چھ قید و بندۍ دارۍ؟!🤔 مۍ گفت : حلقھ ، سایھ ۍ یڪ مرد یا زن در زندگۍ است💍 من دوست دارم💗 سایھ ۍ تو همیـشھ ، دنبال من باشد من از خدا خواستھ ام تو جفتِ دنیا و آخرت من باشۍ!🙂♥️ راوۍ : همسر شھید محمد ابراهیم همت ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
میگفت ببین عشق دوم مهم‌تر از عشق اوله! •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• کسی که بعد از مدت‌ها بیاد و بتونه باورت رو، اعتماد از دست رفته‌ات رو، خرابه‌ها و ویرانه‌های روحت رو دوباره از نو بسازه و آباد کنه، دست کمی از یک معجزه‌گر نداره.معتقد بود عشق دوم قطعا مهم‌تر از عشق اوله..! نمیدونم چقدر درسته ولی بنظرم خیلی عمیقه!❤️❤️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
‹صبح بخیر . .☕️🌼›
عشق آن است كه هزار بار دوستت داشته باشم و هربار حس كنم اولين بارى است كه دوستت دارم ┈••✾❀🌸💗@virane💗🌸❀✾••┈
سلام به همگی ممنونم از گروه خوبتون اول ازهمه بگم من مازندرانی هستم( با افتخار🌱😂) ما یه دوست داریم که تهرانی هستن و یه روز که اومده بودن شمال اومدن و به ماهم سر زدن و نشستن راستش اون اقاهه خیلی صحبت میکرد و کلا ادم پرحرفی هستن😬این اقا همینطور که داشتن صحبت میکردن من به داداشم که کنارم نشسته بود به مازندرانی و همچنین اروم گفتم اَندِه چِه حَرف زَندِه( ترجمه:چقدر صحبت میکنه)داداشم هم اومد حرفم رو تایید کنه به مازندرانی گفت مِه سَر بوردِه( ترجمه:سرم رفت)اخر معلوم شد اون اقاهه مادربزرگشون اهل یه روستا تو تهرانن و تو اون روستا زبون محلیشون شبیه ما شمالی هاست و حالا لهجشون فرق میکنه😩 هیچی دیگه ابرومون رفت و با اونکه دوسال از این موضوع گذشته اما هروقت اینا میان خونمون من و داداشم بهونه میاریم و از خونه میزنیم بیرون😂😂 بعد داداشم میگه همش تقصیر توعه بچه هست اگه تو حرف نمیزدی اینطوری نمیشد، میگم با قل تو من بچه تویی که دوسال از من بزرگتری چرا ادامه دادی😂😂اخه 25 سالمه کجای یه ادم 25 ساله به بچه میخوره😐😂🌱 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
ممنون میشم سرگذشت منو بخونید . . . با دستای خودم زندگیمو خراب کردم و الان پشیمونم . . . ! •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
ممنون میشم سرگذشت منو بخونید . . . با دستای خودم زندگیمو خراب کردم و الان پشیمونم . . . ! •°•°•
بنام چندسالی گذشت ولی من هنوز دلتنگ بودم و ت اون کشور نمتونستم طاقت بیارم😞ولی تصمیمی بود ک خودم گرفته بودم... درسال فقط یک ماه ب ایران میومدم ک چند هفته شوهرمم بود بعد منو میذاشت و برمیگشت و ماه ک تموم میشد میومد سراغم. و با گریه و دلتنگی زیاد مجبور بودم برگردم.چندباری با شوهرم صحبت کردم که برگردیم و ایران زندگی کنیم اما قبول نمیکرد و گریه های منو ک میدید شروع به دعوا و کتک میکرد..😭 شهاب از اول ادم مغروری بود ک دوسداشتنش رو همیشه مخفی میکرد و ب زبون نمیاورد ولی باخودم گفتم ب مرور زمان درست میشه... سعی کردم با این شرایط کنار بیام و فکرشو نکنم.به شهاب محبت میکردم و همش دور و برش بودم اما اون از قبل بدتر شده بود😞خیلی سرد و خشک باهام رفتار میکرد،و همش منو از خودش دلسرد میکرد بعد از یکسال ک قرار شد بریم ایران و سربزنیم،ب شهاب گفتم ک میخوام سه ماه بمونم.اولش قبول نمیکرد اما بعدش راضی شد این سه ماه خیلی بهم خوش میگذشت و باشهاب گهگاهی در ارتباط بودم،اصلا دلم نمیخواست دیگه برگردم. تا اینکه متوجه شدم حامله ام و ی پسر دارم خیلی خوشحال شدم.شهاب دیگه تحمل نکرد و امد منو برگردوند به خونه. خوشحال بودم،گفتم شاید با امدن بچمون شوهرم یکم بیشتر بهم توجه کنه،بالاخره زن بودم دوس داشتم برام احساساتشو بیان کنه😢 چندسالی گذشت و پسرم ۴ساله شد،با خانواده شوهرم مشکل پیدا کردم اونا میگفتن ب شهاب ک اینقدر زود زود منو ب ایران نبره و طولانی مدت نمونم. پرش میکردن،اونم میومد و بامن بحث و دعوا میکرد.چشم دیدن هچکدومشون نداشتم...و موندن توی کشور غریبه برام شرایطو سختر میکرد. ❌❌ سرگذشت واقعی اعضا کپی برداری از آن حرام می‌باشد ❌❌ ادامه دارد . . .❗️❗️❗️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
بانوی مهربون👩👰💕 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• به همسرت👴 مسئولیت بده حتی اگه خرید میوه ش🍎🍅🍊🍐 ریز و لهیده اس، ازش تعریف کن 🤗🤓تا دفه بعد بره بهتره شو بگیره ❌نکوب تو سرش که تو عرضه ی میوه گرفتنم نداری😠😖 اونطوری مرد سرکوب میشه و دیگه توی کارهای بعدیتونم باهاتون راه نمیاد😮 با خودش می گه اینکه بلده بره بگیره بزار خودش بره😏 پس سعی کن همیشه از خریدش تشکر کنی😍 ( اگرم دیگه خریدش خیلی خیلی افتضاحه 😨 با مهربونی 🙃و قربون صدقه رفتن 🙃😍😘بعد بهش بگو مثلا اگه اینجوری بودن بهتر بود ) اگه دفه های بعد هم بد و ریز خریدن😱 بازم غرغر و نق نزنید 🤐کم کم یاد میگیرن صبور باشیییین 😐 💯شاه کلید.....فقط تعریف و تمجید💕 یا مثلا وقتی میخواین در قوطی🛢 رو باز کنین بدین همسرتون این کارو انجام بده و کلی ذوق کنید بگین وااااای عزیزم چقد دستات قوی ان ماشالله🤗😍😘 من هرکار کردم نتونستن بازش کنم☺️😉 هیچوقت بهش نگین خودم میتونم خودم میرم ⛔️و............... بزارین فک کنه همه جا بهش نیاز دارین و وجودش در کنار شما لازم و ضروریه..... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
مکالمه . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• 🔹به همسرتان بگویید او هنوز هم بهترین است... 🔹هنوز هم اگر به گذشته برگردید او تنها انتخاب شماست. به او از احساساتتان بدهید.💕 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
بخاطر پسرداییم همه ی خاستگار هامو رد میکنم و . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
بخاطر پسرداییم همه ی خاستگار هامو رد میکنم و . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
‌ سلام ب همگی من کنکوریم ولی اونجوری که باید نمیخونم ینی یروز میخونم روز بعد اصن مخم نمیشکه خیلی خودم سرزنش میکنم ک چرا نمیخونی اخه کجاش سخته ک تو از پسش برنمیای باین اسونی اول رشتم تجربی بود تغییر دادم کنکور انسانی بدم واقن ارزومه فرهنگیان قبول بشم اما با این وضع بعید میدونم حس میکنم این مسیر زندگیم نیست همش ب این فکر میکنم که مسیری ک دارم میرم اشتباهه همین باعس میشه نخونم😔اونقده خودمو دعوا میکنم حتی نمتونم بخابم راستش من خاستگار زیاد دارم اما رد میکنم چون هربار با اومدنشون پسر دایم میاد تو ذهنم نمتونم با کسی غیر اون باشم نمیدونم اون چ حسی بهم داره خلاصه حس میکنم سرنوشتشم باهاش یکیه ینی برا همیم ینی کلا فکر میکنم که درس خوندن و اینا کلا الکیه و اخرش مال اون میشم شما تا حالا اینو حسو داشتین؟ لطفا راهنمایم کنین چی درسه چی غلط خیلی کلافم☹️♥️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882