eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
678 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
💙🦋 عروس فامیل هستم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
💙🦋 عروس فامیل هستم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام تو رو خدا سوال من بزارید نمیتونم مشاور برم من عروس بزرگ خانواده هستم  فامیل هم هستیم  خانواده همسرم  تو این چندین سال زندگی همه چیز رو از من وهمسرم پنهان کردن ومن تمام اتفاقهای خانواده رو از دیگران میشنوم حتی مسایل ریزودرشت مثل خاستگاری؛ بارداری وطلاق دختراشون یا خرید خانه بچه هاشون   در ازدواج بچه هاشون فقط زنگ میزنن به ما میگن فردا عقده بیایید اصلا اطلاعی از هیچ چیز نداریم کلا خانواده مرموزی هستن ولی با پسرهای دیگشون اینجور نیستن وکم وبیش درجریان میزارنشون اگه مشکلی چیزی داشته باشن به همسرم میگن الانم زنگ زدن چند روز دیگه عقد دخترشونه  برای عقد یکی از برادراش نرفتیم گفتیم چرا برای مراسم نامزدی به ما نگفتین ولی اینبار هم تکرار کردن کارشون رو به نظر من همسر بنده که پسر بزرگشونه رو دارن بی ارزش میکنن در ضمن داماد جدید دوست صمیمی وخانوادگی داماد قبلی هست اگه این عقد رو نرم کلا باید با همشون قطع رابطه کنم  بجز برادرشوهرهام بجز این پنهانکاری فرق هم میزارن بین بچه هاشون در حالت عادی مشکلی باهاشون ندارم  به نظر شما چکار کنم برم یا نرم فرقی به حال اونا نداره ولی خودم هم اونقدر قوی نیستم که کلا قطع رابطه کنم احساس میکنم برم خودم روبی ارزش کردم نرم هم پیش جاری هام کم میارم لطفا نظر بدین چکار کنم در عین حال تمام انتظارتشون هم سر جاشه مثل کادو دادن مهمانی و غیره لطفا کمکم کنید ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
خاطرات . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• یه بار تازه عروس بودم و رفته بودیم تهران خونه خواهر شوهرم چون چند روز میموندیم بعد دو سه روز اول از حالت رسمی در میومدیم و غذا را ساده تر درست میکردیم یه شب کوکو سیب زمینی درست کردیم و همین که سفره را باز کردیم بخوریم زنگ زدند و یکی از فامیلای شوهر خواهر شوهرم پشت در بود منم انگار نه انگار مهمونم پا شدم تند تند سفره را جمع کردم گفتم پاشید پاشید شاممونم خوب نیست میبینن زشته مهمونا اومدن و رفتن دیدم خواهر شوهرم میخنده از سوتی من هنوز بعد چند سال میگیم میخندیم به این حس مسئولیت من😂😂 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
در مورد پیامکهای عاشقانه بهتون یه توصیه میکنم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• دوست من نیازی نیست که هر روز پیامک خاص و خیلی رمانتیک و.... بزنی. این طور پیامها رو گاهی بفرست که همیشه جذاب باشه. ولی در طی روز حتما به همسرت(پارتنرت) پیام بده یا زنگ بزن که حضورت رو در کنارش بهش یادآوری کنی. پیامک شما حتی اگه بهتون جواب هم نده مطمئن باشید که تمام وجود همسرتون رو گرم میکنه و تاثیر بسیار مثبتی خواهد داشت. این پیام میتونه خیلی ساده باشه. مثلا ؛ دوست دارم خسته نباشی به یادتم و... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💙🦋 ریحانه . . . گوشه ای از زندگی من امیدوارم درس عبرت باشه برای بقیه ! ! ! •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
💙🦋 ریحانه . . . گوشه ای از زندگی من امیدوارم درس عبرت باشه برای بقیه ! ! ! •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•
🦋ارسال اعضا 🦋 ریحانه . . ‌. اون شب سعید نیومد خونه...هرچقدرتماس گرفتم هم جواب نمیداد...فردا عصر مادرش اومد خونمون...فکر میکردم میخواد مشکل منو حل کنه یا با سعید حرف بزنه شاید اخلاقشو درست کنه ولی بهم گفت تو زنی باید بتونی شوهرتو پایبند به خودت و خونه کنی...سعید زمان مجردی هم زیاد مسافرت میرفت یا حتی چند هفته ازش خبر نداشتیم،من از تو توقع دارم بتونی اخلاقشو تغییر بدی..من با این حرفش خیلی تعجب کردم،با خودم گفتم مگه میشه من بتونم اخلاق یک مرد۳۰ساله رو تغییر بدم،تو که مادرشی باید اونو درست تربیت میکردی نه من...من بیاد ندارم هیچکدوم از داداشای خودم اهل شب نشینی یا رفیق بازی بوده باشن...اونروز خیلی بد شکستم آخرین امیدم که خانواده ش بودن هم از دست رفت...بابام راست میگفت که آدم نباید بی شناخت ازدواج کنه اونم خانواده ای که سالهای زیادی تهران بودن...وای پدرم که روی زنگ زدن بهشو نداشت،خودش روزانه زنگ میزد و حالمو میپرسید...همیشه میگفتم حالم خوبه،خوشبختم...یکهفته از سعید خبر نداشتم،خواهرش میگفت براش زنگ زده با دوستاش کیش بودن...خودم رو تو خونه حبس کرده بودم...به خودم نمیرسیدم لاغر و کم اشتها شده بودم...بعد از یکهفته شب اومد خونه...حالتش طبیعی نبود،حرفهای نامعقول میزد،به زور میخواست منو بغل کنه...ازش چندشم میشد،دهانش بوی بد میداد...ولی هرچی بود زورش از من خیلی بیشتر بود...من دختر مذهبی بودم اعتقادات خودم رو داشتم،اونشب بعد از اینکه رفتم حمام،رفتم نماز خوندم و روی سجاده اشک ریختم...خدایا هیچ راهی نداشتم..این اون زندگی نبود که من تصورشو میکردم... دیگه به کارهاش و غیب زدناش عادت کرده بودم،تنها کار درستی که اونموقع انجام دادم این بود که نگذاشتم حامله بشم... عیدفطر بود که مادرم تماس گرفت و گفت عقد رضا پسر عمومه...با یکی از همکاراش،من و سعید رو هم دعوت کردن...قلبم فشرده شد...ولی با این حال خیلی دوست داشتم برم... ❌❌❌ادامه دارد... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💜چالش جدید بدوووو شرکت کن جانمونیییی ♥️خانمای کانال بیاید که چالش جدید دارم براتون … 🦋موضوع چالش 😍😍 وقتی تو جمع یا پیش کسی میخوان چیزی به همسرتون بگین که کسی نفهمه چطوری علامت میدن ؟؟؟؟ رمز بین تو و شوهرت چیه؟؟ آیا پیش اومده شوهری سوتی بده کل جمع بفهمن اشاره رو😕😕😂 چالش رو انجام بدین واسم تجربه هاتونو بفرستید عزیزای دلم😍😍👇👇منتظرم @Mahi_882 عشقا همتون شرکت کنید 😍😍😍
☺️👇 اینم از ایده دلبری من نصفه شبی دلم هوای نامزدموکرد😍😍😊❤️ •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• دوستدارم تو کانال قرار بدین خوشحال میشم.همسرم سربازه وازهم دوریم 😕ایشون تهرانن و من قم عاشقانه همدیگرو دوس داریم باهرسختی همیشه پشت همیم انشاالله چن ماه دیگه عروسیمونه ☺️دوران شیرین و طلایی و تکرار نشدنیی نامزدای عزیز ازاین ایدها خیلی استفاده کنید عشقتون پایدار یاحق😊❤️😘 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
یه راه برای اینکه نامــــزدتون رو بیشـتر بشـــناسین •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• صحبت کردن در مورد مسائل مختلفه که توی زندگی تون خیلی تاثیر گذاره مثلا در مورد نحوه رفت و آمد با خانوادش. یه وقتی یه راه حله ‌خوب اینه که شروع کنین از خاطرات یه فامیلی یا یه دوستی تعریف کنین که مثلا اون دوستتون با شوهرش قرار گذاشته بودن که هفته ای یه دفعه بعد از ازدواج برن خونه خانواده هاشون ‌یا در مورد چیزهای دیگه بعد بگین: " به نظرت خوب بوده کارشون؟ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💙🦋 وقتى تو كنارم هستى آسمان هم به زمين بيايد فقط به هواى تو نفس مى كشم تو هوايم باش كه من از نفس كشيدن تو سيراب نمى شوم ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💙🦋 عاشقانه مادربزرگبه چروک صورتش چین انداخت وگفت: به حرف بقیه گوش نده بچه جون. اگه واقعا دلت باهاشه کار خودت رو بکن و پاش بمون.... •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• "منم تو چهارده سالگی دلم با پسر سبزی فروش محل بود. یه روز شیش صبح مامانم یه زنبیل داد دستم گفت برو یکم سبزی آشی بگیر. وقتی برگشتم خونه تو زنبیلم هم سبزی آشی بود هم عشق پسر سبزی فروش. جفتمون دل داده بودیم بهم. هر روز میومد محل مون سبزی بفروشه... منم هرروز هوس آش میکردم و به هواش میرفتم سبزی آشی بگیرم. چند وقت بعد اومد خواستگاریم. آقام گفت نه. گفت تک دخترمو با این همه دبدبه و کبکبه نمیدم به یه سبزی فروش. اونموقع هم مثل الان نبود که زجه بزنی، غذا نخوری، ناز کنی قبول کنن. وقتی آقات میگفت نه یعنی نه ننم خدا بیامرز فهمیده بود دلم همراه اون سبزی آشی ها رفته. یه بارم که جرأت کرده بودم و بهش گفته بودم میخامش گفته بود الان داغی... چند وقت دیگه از سرت میفته و دلت خنک میشه. ننم راست میگفت. چند وقت بعد از سرم افتاد. اما از دلم نه." الان چند سالمه مادر جون؟ هفتادوسه. این همه سال گذشته و هنوز از دلم نیفتاده. همه میگن از سر باید بیافته... اما دل مهمه. دله که سرو به باد میده. دله که مثل قفسه. یکی که میافته توش دیگه راهی واسه رفتن نداره. دیگه در بازی نیست که بخواد ازش فرار کنه و از دلت بیافته. حالا مادر جون... اگه تو دلت افتاده از دستش نده. چون هفتادو سه سالت هم که بشه از دلت نمیفته. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
♥️ بِه‌حَدی‌دوسِتت‌دارَم‌کِه، میدانَم‌خداروزِی سؤالِش‌از❪تـــــــــــو❫این‌باشد .. چِه‌کَردی‌کِه‌او''پَرستیــــدَت ♥️