پاسخ به شما عزیزم
https://eitaa.com/virane/16767
اره بهترین راه اینه که طلاق بگیرن با همچین وضعیتی
خیلی ها هستن که طلاق میگیرن با یه مسر دیگه و خوب ازدواج میکنند باز
من دو سه مورد این چنینی دیدم در اطرافم و همسایگی
بهتره که تا بچه نداره جدا بشه
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🌼
قلب خانه ..
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
🍁زن ها اگر موهایشان را شکل دهند ، اگر صورتشان را آرایش کنند ، اگر لباسهای شاد بپوشند زندگی در خانه جریان پیدا می کند
🍁زن ها اگر کودک درونشان هنوز شیطنت کند ، اگر شوخی کنند ، بخندند ، همه اهل خانه را به زندگی نوید می دهند
🍁اگر روزی زن خانه چشمهایش رنگ غم بدهد
حرفهایش بوی گلایه و کسالت بدهد
🍁اگر ذره ای بی حوصله و ناامید به نظر برسد
تمام اهل خانه را به غم میکشد
زنان ارمغان آور شادی ، گذشت و خنده اند
یادمان نرود "قلب خانه" باید بتپد..
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🌼
یک تمرین مناسب برای آمادگی پیش از ازدواج
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
در مراحل آشنایی برای ازدواج تمام خواسته های خود را طبقه بندی کنید و بر اساس اولویت آنها را با همسر آینده تان در میان بگذارید.
🍃در این میان خواسته های اولویت بندی شده شما چند ستون را تشکیل می دهند.
1 ستون اول : تمام ویژگی هایی که حتما همسرآینده تان "باید" دارا باشد.
2ستون دوم : تمام ویژگی هایی که "نباید" همسرآینده تان داشته باشد.
3 ستون سوم :ویژگی هایی که ترجیح می دهید وجود داشته باشد.
🍃 نهایتا رابطه ای را برای شناخت و ارزیابی فرد مورد نظر شروع می کنید و پس از مدتی که با او در تعامل بودید متوجه خواهید شد که ستون انتظارات شما تا کجا تکمیل شده است؟
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
#زندگی_به_سبک_شهدا
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
از خدا میخواستم
#همسری مؤمن و متعهد داشته باشم که هیأتی باشه و ورزشکار و ولایی
🍃معمولاً همراه خونواده واسه نماز میرفتیم مسجد، مادر عزیزشون منو دیدن و قرار خواستگاری گذاشتن
خواستگار زیاد داشتم ولی انتخاب سخت بود و توکلم به خدا
🍃آقا جواد و خونوادهشون که اومدن، با هم که صحبت کردیم،ملاک مشترک و اولیه جفتمون«ایمان بود و اخلاق نیک»
تقریباً ۳۰ دقیقهای صحبت کردیم در مورد #حجاب قناعت،تعهد...
تصمیمگیری تو زندگی مشترک و میزان مقاومت در برابر مشکلات و همه چی عالی بود
ولی تردیدها همچنان پابرجا...!
🍃دو رکعت نماز توسل به حضرت زهرا سلاماللهعلیها خوندم و گفتم
"خانوم من کنیز شمام خودتون بهم تو ازدواجم کمک کنین"
خواستگاری و مراحل بعدش به سرعت جلو رفت
🍃بعدها متوجه شدم که همسرعزیزم
به حضرت زهرا سلاماللهعلیها ارادت خاصی داشتن و ایشون هم همین نمازو خونده بودن
🍃عشق بینهایت ما
از شب صیغه که مصادف بود با میلاد امام جواد علیهالسلام شروع شد اون شب یه مشت نقل رنگارنگ بهم داد و گفت
"زندگی مثه این نقل شیرینه بانو"
🍃تموم کاراش خدایی بود و خدا واسش جور میکرد، میگفت از بچگی عاشق اسم عاطفه بوده و
روزی که فهمیده اسمم چیه، گفته بود "عروس ما همینه...!"
خدا رو شاکرم که اسمم باب میل همسر شهیدم بود
به روایت #همسر_شهید #شهید_جواد_تیموری*
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
توصیه خانمانه . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام خوب هستین میخواستم یه توصیه به همه خانم های عزیز بکنم
عزیزان اول اینکه بعد از اینکه بچه ها تون به دنیا اومدن تا ۴۰ روز نباید با همسر تون رابطه داشته باشین تا رحم بتونه خودشو به حالت اولیه برگردونه و اینکه تا ۴۰ روز یا ۶۰ روز شکم تونو با یه دستمال ببندین محکم ولی در حدی که خون جریان داشته باشه هر ۲۴ ساعت روز رو باید ببندین به جز تو حمام با این کار شکم به حالت اولیه قبل از بار داری بر میگرده
لطفا این دو مورد رو رعایت کنید تا هم اندام تون خوب بمونه و هم اینکه حتی اگه بچه اول تون نیست حداقل اندام تون بعد از هر بچه بیشتر بهم نریزه چون بستن با پارچه یا دستمال خیلی راحت تر از اینکه که بخوای بری باشگاه یا هزاران راه حل دیگه انجام بدین لطفا این دو مورد رو هم خودتون رعایت کنید هم به فرزندان تون بگید یا هر کس دیگه ای که میشناسید تا با رعایت ش اندام شون مثل قبل بار داری باشه
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
با سلام به مدیر عزیز و دختر ۱۷ ساله محترم
شما جای دختر من هستید پس عزیزم اینهایی که بهت میگم یه عمر دیدم وتجربه کردم درسته شما سنتون برای قبول مسئولیت کم بوده وباید یه راهنمای مهربون ودلسوزی داشته باشید ببین عزیزم اگه شنیده باشی میگن همرنگ جماعت شو وقتی میبینی اونا از تو ایراد میگیرن یا رفتارشون باعث آزارت میشه یه کم به اصطلاح باهاشون قاطی شو ببین عزیزم تو قهر و طلاق لجبازیها بیشتر میشه همسرتون دوستون داشته باش بازم باهاتون بد میشه به هر حال خانوادشن دیگه اینجوری بار اومدن بعدم دخترم هر زندگی بعد این سختیها و نقطه ضعفها ی خودشا داره اولین زندگیته بجنگ قرص و محکم باش باید پخته بشی حداقل تلاشتا بکن زود خسته نشو به نظر من اگه با خانوادش قاطی بشی شوهرتم بیشتر بهت اهمیت میده چون خودشم بین خانوادش وشما گیر کرده پس باید یکی هوای اونا داشته باش غیر از شما کی خیلی بهش نزدیکه شما تو بغلش میخوابید نیازشا بر آورده میکنید پس محبت شما باید عوضش کنه هر چی سر به سرش بذارید قهر کنید غر بزنید اونا به خونوادش بیشتر نزدیک میکنید عزیزم این زندگی برا شما یه تجربه است اگه کم اوردین تو زندگی های بعدیتون هم موفق نمیشید مطمئن باشید طلاق شما را نجات نمیده بلکه مشکلات شما را زیادتر میکنه پس اومد دنبالت شرط بذار وبرو ولی با یه اخلاق جدید بچسب بهش با خانوادش بیشتر گرم بگیر اینجور پیروز میشی و تحمل خانوادش برات آسونتر میشه و آروم آروم نرمش کن با تمایل جنسی بکشش طرف خودت وچاخانش کن از خانوادش بد نگو پیشش اینا میتونه خیلی کمکت کنه خودت بشی خانم خونت بهتر یا از مادرت سرکوف بشنوی مادر خودت فردا برات یه مشکل دیگه بقیه شا خودت میدونی انشالاه یه زندگی خوب بساری وبه این فکر کن چند درصد طلاق بعد از آن زندگی سر پا میشن درصد خیلی کمیه پس زود جا نزن قوی باش میتونی دخترم ازدواج فقط برا تو ن برا همه سنی مشکلات داره فقط باید تلاش کنی موفق باشی منم فاطیما هستم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام به دوست عزیز ۲۱ ساله
عزیزم منم همسن شماهم دقیقا ۲۱ ساله و شوهرم اعتیاد داره پارسال فهمیدم که اعتیاد داره کلی باهاش حرف زدم که ترک کنه همش میگفت باشه من به خاطر تو همه کاری انجام میدم ولی همش دروغ بود شبا دیر می اومد خونه لج میکرد. بداخلاق میشد
هرچی کردم یکسال تموم من بهش التماس کردم ترک کنه ولی ترک نکرد خانواده من خانواده خودش بهش میگفتن نکش
به خودت ضرر میزنی میگفت باشه دیگه نمیکشم ولی همش دروغ یکبار قهر کردم کلی التماس کرد و هزاربار گفت غلط کردم برگرد
خلاصه برگشتم ولی باز بعداز ۳ماه هنوز رفت کشید
نتونست ترک. کنه
الان ۳روزه مهریه رو گذاشتم اجراع درخواست طلاق دادم
دیگه به حرفای دروغش گوش نمیدم
درکل اینو بگم عزیزم آدم معتاد درست بشو نیست اصلا من مطمئنم بعداز ۴سال نکشیدن باز میره سمتش و میکشه پس هرچه زودتر خودمونو از دست شون راحت کنیم بهتره
ماهم جونیم هزارتا آرزو داریم 🥺😥
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام خدمت همگروههای عزیزو
اون خانم که میگن شوهرم معتاده
دخترگلم شوهرتوپشتیبانی کن بگودوسش داری میخای باهاش زندگی خوب داشته باشی پدرت بجای اینکه توراببره خونش شوهرتوببره یه کمپ خوب چندوقت بمونه ترک کنه. حرف دومم بااون خانمهایی هست که به همه پیشنهادطلاق میدن عزیزم مگه هروقت طقی به طوقی میخوره میگن طلاق بگیر اینهمه آدم معتادبودن ترک کردن زندگیشون خیلی بهترشده. برادرمن هم اعتیادداشت دیگه همه خسته شده بودیم بالاخره یه روزخودش خسته شدگفت منوببریدکمپ بردیم چندوقت موندکمپ ترک کردخداراشکرالان ۷ساله سالمه حتی پیشش هم بکشن عین خیالش نیس. ان شاالله که شوهرشماهم ترک میکنه دعاکن بخداامیدوارباش زیارت عاشورا زیادبخون دعاکن ان شاالله که زندگی همه خوب بشه. 😍😍😍
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سرنوشت یکی ازاعضا که مادرش دختراشو دوست نداشته
خعلی غمگین بود خوصا اونجا که بچه اولش از پسر عموش بود و راه نمیدادن🥺الهی خدا مریضیشو خوب کنه و زندگیش بازهم بهتر بشه هرچندکه روزای گذشته قابل جبران نیستن و برای ایشون خیلییییی بد گذشته
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 . . . پیامش که اومد . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست!
نیشم تا بناگوش باز شد
به رسم عادت اسمم را صدا زده بود!
پاسخم یک دقیقه به تاخیر میافتاد پشت هم بیست پیام میداد که کجایی و چرا جواب نمیدهی وُ گریه وُ قهر وُ فحش وُ از این قبیل!
نه اینکه شک داشته باشد، نه!
فقط این سبکی دل بردن را بلد بود، شیرین لوس میشد، اداهایش نمک داشت، خلاصه ملس بود ناکس!
چند لحظه گوشی را خاموش کردم که عصبانی شود و منت بکشم!
اما هیچ خبری نبود!
زدم بیرون و شماره اش را گرفتم...یک بوق دو بوق سه وُ چهار وُ پنج...که جواب داد
این جانم گفتن یعنی اکراه داشتم جوابت را بدهم
اما با همین جانم گفتناش از خر هم خرتر شدم و بی سلام و الو گفتم قربانت بشوم یا فدا فدا ؟!
اصلا نگفت خدا نکند اصلا دلش هم نریخت
گفت تلفنی نمیتوانم، پیام میدهم!
نگران بودم و منتظر خبری ناگوار!
یا نمیتوانست حرف بزند یا خجالت میکشید نفس به نفس بگوید یا...یاخدا یعنی چه شده بود ؟!
داشتم ناخون میجویدم که پیام داد
خیلی بی مقدمه گفت تمام...دیگر نمیتوانیم ادامه بدهیم.
خیلی حرف ها را بی مقدمه گفت، داشت بی مقدمه دفنم میکرد.
دلیل نخواستم و گفتم تمام. خدا حافظ.
گفتم خداحافظ که یک ساعتِ دیگر زنگ بزند و بخندد و بگوید خوب شوکی بهت وارد کردم و این ها...!
هر روز سر ساعت 7، قرارِ تماس داشتیم اما خبری نشد
تنها که شدم صورتم تب کرد...نمیخواستم یادم بیاید که چند وقتی ست رفتارش عوض شده...نمیخواستم قبول کنم!
یعنی چه که تمام شد؟
دلیل خواستم و هی حرف زد و ابله فرضم کرد.
نه...انگار جدی بود.
هر چه میگفتم...هر چه منطق میآوردم حرفِ لامنطق خودش را میزد.
بی دلیل قصد رفتن داشت اما نباید کم میآوردم، باید میجنگیدم باید نگه اش میداشتم...خب با رفتنش فقط نمیرفت که، جان میبرد! دل میبرد! نگاه میبرد و از همه بدتر خاطره میگذاشت
نباید تسلیم میشدم، گفتم باید برای آخرین بار ببینمت...سر همان اولین قرار!
گفتم ببینم اش تا شاید حرف و شعر و بوسه یادش بیافتد و دلش دوباره برایم بلرزد.
آمد، از همیشه زیباتر آمد.
اما نه! بی تفاوت بود...دلش که نلرزید هیچ، دست و تن من را هم با سردیِ نگاهش لرزاند!
میلرزیدم و حتی گرفتن دستانش هم آرامم نمیکرد!
خنده دار بود
هی از من فاصله میگرفت!
من تا مرگ یک قدم فاصله داشتم و او میگفت دیرم شده!
کودک که بودم به هنگام ترس، آقای معلم را به خدا و امام و قرآن قسم میدادم خطکشم نزند!
ترسیده بودم و به خدا و امام و قرآن قسمش دادم که با رفتنش کتک که چه! اعدامم نکند.
اما نمیشنید
رفت
ادای ماندن را در آوردم
و برای همیشه
در آخرین قرار جا ماندم...
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882