eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
679 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
ایده معنوی ارسالی اعضا . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• عزیزانی که میخوان سوره احزاب و واسه ازدواجشون بنویسن من این روش و چون خودم امتحان کردم و هم واسه خودم واسه چند نفر دیگه که یا بهشون گفتم یابه نیتشون نوشتم نتیجه داده به شماهم گفتم اگه میخواید طبق روش من برین مو به مو همینی ک میگم‌انجام‌بدید همین 🔴سوره احزاب و یه روز بدون اینکه فاصله بین نوشتن بندازین کامل بنویسین بینش با کسی حرف نزنین راه نرین چیزی نخورین دوساعت بیشتر طول نمیکشه(میتونین نصف شب بنویسین که همه خواب باشن راحت تر باشین) معنیشو لازم‌نیست بنویسین علامت فتحه و کسره لازم‌نیست بزارید پریود نباشین غسل گردنتون نباشه لباس تمیز بپوشید وضو بگیرین و با خودکار سبز رو کاغد سفید بدون خط بنویسید سعی کنيد حواستون پرت نشه بعد تموم شد بدون اینکه لایه پارچ سبز یا لباس یا چیز دیگه بپیچید میزاریم تو کوزه سفالی و تو اتاقی که میخوابید میزاریم بعد از اینکه بختتون باز شد کاغذ سوره احزاب و یا لایه قران میزارید یا میزارید همونجا بمونه اعتقاد قلبی داشته باشین و همش هرروز نگید چرا بختم باز نمیشه صبرو اعتقاد هم‌تو نوشتن شرطه کسی نفهمه که نوشتین بهتره 🔴میتونید تو این مدت هم‌ تا چهل روز روزی ۱۱۰بار آیه قرآنی(یاجامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد اجمع بینی و بین زوجه المومن)بخویند ۱۰ دقیقه بیشتر زمان نمی‌بره بینش باکسی حرف نزنین و چهل روز پشت هم بخونید بدون فاصله انداختن بین روزا دختر پسرای زیادی هم بااین آیه بختشون باز شده(دختر خانوما موقعی که عذر شرعی دارید هم بخونید آیه رو اشکال نداره) ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
پاسخ به شما قشنگم https://eitaa.com/virane/17240 سلام گلم ببخشید ولی رک حرف میزنم ناراحت نشی بنظرم بخاطر برادری که هیج درکی از آینده یه دختر که حالا بدتر خواهرش باشه نداره ن باید زندگیتو خراب کنی توی جامعه ما فقط کافیه اسمت روی یه نفر باشه آینده اون دختر و موقعیتش پایین میاد چه برسه که توی یک جای کوچیک زندگی کنی کلی حرف بپیچه برادرت اگ براش مهم بود اون روز میومد یا حداقل الا که نامزد کردی یکم اگ فک میکنه میفهمه با پس دادن انگشتر موقعیت ازدواج ت میاد پایین برادرت که میره بعدش پی خوشگذرونیش با برادر اولت یا کسی که حرف شو یکم قبول داشته باشه صحبت کن که بره باهاش حرف بزنه خودتم براش توضیح بده بگو فعلا نامزدید شاید واقعا خدایی نکرده به مشکل خوردید اون موقع پس بفرستید الا با پس دادنش آینده من به خطر میفته اگ هم بازم حرف خودشو زد نامزدتو در جریان بزار اگ مرد خوبی بود درک بالا داشت درکت میکنه تو هم به حرف برادرت اهمیت نده تا زمانی که با نامزدت ازدواج کنی بری سر خونه زندگیت عزیزم الا فقط حرف برادرته که میشنوی اگ انگشترو بدون دلیلی پس بفرستی هزار تا حرف دیکه از بقیه میشنوی که دختره حتما یه چیزیش هس که پس داده ... بازم هر جور صلاحه ان اشالله خوشبخت شی داداشت هدایت شه صلوات ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
چالش سلام ببخشید چالش دوم میخاستم بگم یکی از فامیلامون هست عاشق جلب توجو لوس بازی واسه مردا پسرا فرقیم نمیکنه پیر جوون بچه یه نمونه کوچیکش اینه تو خونه جمعی نشسته بودیم من شوهرم بقیه از قصد جلو شوهرم ببخشی یجوری یه حالت سگ مانند خیلی ضایع نشستن واسه اینکه شوهر من نگاه کنه استغفرالله اصن نگم بهتره و خیلی دیگه از این کارا من دوبار بخاطرش با شوهرم دعوام شد از بس این زن جلب توجو و جلب توجو مزخرفه متنفرم ازش حال بهم زن شوهرم داره ولی نمیدونم چرا سیرایی نداره فقط میخاد از همه پول بکشه و مردا رو بنداز بدام کاش هیچ مردی بخاطر یه همچین زنایی بدام نمیفتاد زنشو با اینا عوض نمیکرد من که از شوهرم مطمئنم ولی زن خواه ناخواه با این رفتارا بهم میریزه ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
چالش سلام به دوستان و مدیر گروه در مورد چالش چک کردن گوشی ما تا چه سال اول عروسیمون بخاطر مشکل مالی یه دونه گوشی داشتیم یکیشو فروخته بودیم و دوتامون یه گوشی داشتیم الانم که دوساله گوشی داریم دوتامون رمز همه چیمون یکی و گوشی یه چیز شخصی نیست برامون اون اینترنت داره همیشه منم با گوشی اون یا کار میکنم یا وصل میکنم یعنی اصن اهل خیانت نیست فقد اون اولا قبل گوشی نداشتنمون یبار تو اینستا عشق قبلشو درخواست داده بود که من دیدم معذرت خواست و گفت فقط میخاستم عکسای تو و بچمو ببینه حرص بخوره 😜که دیگه من نزاشتم و اون لغو درخواست داد و کلا اینستا پاک کرد الانم من اینستا رو گوشیمه دوتا استفاده میکنیم ازش و اصن بی اعتماد بش نیستم چون حرکت مشکوک نداره و ماه پشت ابر هیچ وقت نمیمونه و از هر دست بدی همون دست پس میگری وقعا اتفاق میفته ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
ندید بدیدبازی😜👇 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام دوستان ممنون از همگی😍🙏 ۲سال پیش که داشتم ارشد میخوندم ، (یه رشته خوب) بعد از کلاسم با مامانم رفتیم بازار بزرگ، بعداز خرید داشتیم میومدیم رفتیم سوار اتوبوس های سمت میدون گلوبندک شدیم، ته اتوبوس جا بودا ولی چند تا خانوم بودن یه جوری باز باز نشسته بودن که جا ندادن مثلا، منو مامانمم تا پامونو گذاشتیم تو اتوبوس، اتوبوس راه افتاد، ما هم دستمون وسایل یهو کم مونده بود مامانم بیوفته، مامانمو گرفتمو خودمو جمع کردم، بعد به اون خانومه گفتم حداقل جا بدید، بعد بحثمون شد، بعد من گفتم تو اصلا میدونی داری با کی حرف می‌زنی؟؟؟؟؟؟😳😳😳😬😬😬  گفت نه بگو تا بدونم،🙄🙄  گفتم داری با یه دکتر حرف می‌زنی احترام صحبت کردنتو داشته باش،😎😎😐😐😐😓😓😓😓  بعد مامانم 😨😨😳😳😳  اون زنه 🤣🤣🤣🤣  من😖😖😖😖😖😖  یه لحظه عصبی شدم داشتم کل طومار درسیمو بهش میدادم.😐🤣 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
تجربه ی یکی از اعضا در زندگی مشترک •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام بزرگترین اشتباه من در زندگی مشترک این بود که دائم به شوهرم گیر دادم.انقدر گیر دادم تا از دستم خسته شده. حرف که میزنم دیگه طاقت نداره بشنوه. تقصیر خودم بوده خانوما تروخدا مثل من نکنید.رشته همه امور از دستم در رفته😏 دیگه به حرف من اصلا اهمیت نمیده.حرفم حق هم باشه مهم نیست براش الان تازه فهمیدم که به مرد باید یکم آزادی داد حیف که دیر فهمیدم.حیف😢😢😢 ✅سلام.بزرگترین اشتباه من این بود که اجازه دادم دوران عقدم طولانی بشه.من دو سال عقد بودم.تو این دو سال به خاطر اینکه خواهر مجرد داشتم همش شوهرم معذب بود.خب منم نمی تونستم این وسط طرف کی رو بگیرم.خونه مادرشوهرمم دوست نداشتم زیاد برم.شوهرم سرد شده بود ازم. اصلا دوران عقد مثل برزخه.برای من که خیلی سخت بود😒😒😒 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
حرفهای🥰جونم •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• 🍀سلام من یه ایده معنوی داشتم برای خانومای گل گروهمون خیلی پیام دادم هیچ کدومونزاشتین نمیدونم اینو میزارین یا نه ولی دوس دارم که بزارین و خانوما. ان شاءالله ازش نتیجه بگیرن خانوما هرمشکلی که دارین نیت کنین تو دلتون وشروع کنیدبه گفتن صلوات برای سلامتی امام زمان(عج) 500تا صلوات بفرستين هر روز تا وقتي كه مشكلتون حل بشه من خيلي از اين صلوات نتيجه گرفتم به هرکسیم گفتم راضی بودن ان شاءالله مشکلتون حل بشه حال دلتون خوب باشه ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
خاستگاری عجیب . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام ب خانوم گوگولیا درمورد خاستگاری عجیب گفته بودن منم گفتم ی خاطره بگم 😊راستش خانواده من اصن نمیزاشتن خاستگار بیاد خونه مون خودشون تحقیق میکردن اگ طرف از نظر شون خوب بود میزاشتن بیاد ک با این توصیف کلا دو نفر اومدن خونه ما یکی شوهرم قبلشم یکی اومد ک اونم ما راه ندادیم خودشون سر زده اومدن البته چن وخ قبلش زنگ زدن خونه ما ک بیایم خاستگاری من چون کنکوری بودم مامانم گف ن دخترم داره برا کنکور میخونه اگ میخاین بیاین باید صب کنین بعد کنکورش ک مادر پسره گفته بود ن ما عجله داریم مام گفتیم ب درک بهترک باز فک کنم رفته بودن دوراشونو زده بودن دختر نداده بودن بهشون باز اومدن بعد کنکورم خونه ما بدون اینکه ب ما بگن خلاصه ک پسره فوق العاده زشت بود بعد گفتن برین حرف بزنین( پسره فوق لیسانس داشت و خلی فک میکرد با کلاسه ) نشستیم ب حرف زدن پسره گف قشنگ تر از عکس تونین من زن ریزه میره دوس داشتم زن ریز خوبه تو زناشویی بهتره😳😳😳 حالا نمدونم عکس منو از کجا دیده بود(اخه منم ریز میزم ) بعد گف با چ کسایی دوس بودین من بازم 😳 گفتم نبودم با هیشکی من خلی بهت زده بودم از این سوالاش واقعا هنگ بودم نمدونستم چی بگم بعد دوباره گف کنکور دادین ؟بعد با تمسخر گف ۱۰ هزار میاری ی پوزخند مث اینم😏 رو لبش گفتم من رتبم خلی کمتر میشه از این حرفا بعدشم هرچی ک بیارم ب خودم مربوطه بعدش باز با این همه سوالایی مزخرفش ک تموم شد گف حالا منو دوس داری و من همچنان 😳 گفتم ن گف خو نظرت و میشه دربارم بگی گفتم هرچی باشه ب بزرگترا میگم گف خو من نظر خودتو میخام گفتم من نیازی نمیبینم ادامه پدا کنه حرفمون و اومدم بیرون بعدم ک رفتن گفتم من نمیخامش پسره پاک خل و چله بعد سالی ی خاستگار اومد خونه ما اونم عقل درستی نداش 😐 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
در جواب خانمی که گفتن نامزدی کردن ولی داداشش گفته من نبودم اجازه ندادم عزیزم رک و راست بهش بگو وقتی درجریان بودی چرا نیومدی چرا برام ارزش قائل نشدی تو جشن نامزدی خواهرت شرکت کنی پی خوشیت بودی الان یادت اومده که تعیین تکلیف میکنی وقتی اون دوتا داداش دیگه بودن و موافق بودن پس تو هم مستقیم تو روش وایسا جوابشو بده بگو وقتی بهت نیاز داشتم کجا بودی ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
عاشق یکی شدم ک منو نمیشناخت و ندیده بود . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• من فقط ۳ بار دیدمش از دور و شمارشو گیر آوردم عکس های پروفشو ک از خودش میزاشت نگاه میکردم اما اصلا بهش پیام ندادم ...وای خدا چ روزهای بدی بود ی ثانیه نبود ک بهش فک نکنم عکساشو می‌آوردم بوس میکردم ...تا اینک فهمیدم عقد کننده رفته بود ی دختره رو گرفته بود همسن خودم ..دنیا ب سرم خراب شد 💔💔اما اونو فراموش کردم تا اینک باز فهمیدم برادر ۲۰ ساله داره و خیلی خوشگله دوست داداشم میشدن هردو و شماره اینو گرفتم بازم پروفاشو نگاه میکردم فقط خودمو کنارش تصور می‌کنم الانم هنوز عاشقشم اما اون ک منو نمیشناسه چ فایده الکی ذهنمو درگیر کنم دارم فراموشش میکنم ...بعد من نمیدونم چرا هرکی رو ک ببینم عاشقش میشم یعنی هرکی هااا الانم دوباره عاشق پسر همسایه مون شدم ک چن روز پیش با ی دختره دست ب دست از جلوم رد شدن رفتن 💔💔💔دگ تصمیم گرفتم عاشق نشم چون میدونم ک بهشون نمیرسم ...عزیزم توهم حتما فراموشش کن خیلییی سخته ها خودم دردشو کشیدم میدونم اما فراموش کن من چقدر واسشون گریه کردم کلا حال نداشتم ک از جام بلند شم اما اونا همشون ازدواج کردن الانم خوشبختن ...فقط فراموشش کن ول کن مثلا تو ذهنت اینطوری تصور کن ک با خیلی از دخترا در ارتباطه تا بتونی فراموشش کنی ..چون بدون ک اونم ازدواج میکنه خبرش ب گوشت میرسه داغون میشی ب خدا منم دلم مرده از بس جوش زدم ..کسی روهم نداشتم باهاش در دل کنم تا خالی شم 😔🖤 دعا کنید منم بختم وا شه و خوشبخت شم ♥️♥️♥️ انشاله ک ی خواستگار خوب بیاد واست ازدواج کنی تا اونو فراموش کن کاملیا😊 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
مادر پسر دونیم ساله بله خیلی ایراد داره چون چشماش ضعیف میشه چون من خودم این تجربه رو داشتم میتونید خودتون هم با فرزندتون کنارش بشینید یک ساعت باهاش برنامه ببینید این ک زیاد بشینن فیلم ببینن یکم بچه رو از دنیای واقعی دور میکنه میتونید فرزندتونو یک ساعت دو ساعت ببرید پارک بازی کنه از تلویزیون دورش کنید چند ساعت یکم سرگرمی براش بزارید داخل خونه باهاش بازی کنید و...... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
خاطرات مجردی😁👇 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• این هم خاطرست هم سوتی برا مجردی خوب قضیه از این قراره ک یه شب نزدیک های ساعت 11شب بود و زمستون بود ک تازه جامونو پهن کرده بودیم ک بخوابیم بعد خونه مامانم اینا دو طبقه ست و دستشویی خونه مامانم اینا زیر پله هاست من ب ابجیم گفتم بیا باهم بریم دستشویی تنهایی میترسم ابجیم هم گفت باشه فقط زود خوب از اون جایی ک من از پله ها میومدم پایین ک برم دستشویی ابجیم گفت بیا اینجا یچیزی بگم و زود برو دستشویی و زود بیا منه مظلوم و ساده🥺 حرفشو باور کردم و رفتم کنارش ک چی میگه ک دیدم یدفعه فرار کرد طرف دستشویی و در از تو بست ک اول خودش دسشویی کنه و بیاد بیرون تا من برم دستشویی این فرار کنه تو خونه و من از ترس نیام بیرون😐😕😭😂 آقا هر چی در و هول دادم فوش بارونش کردم دیدم نه تو دسشویی از لج من دیر میاد بیرون و هی بهم می‌گفت بگو غلط کردم و این دفعه فوش نمیدم و اینا ک منم هی میگفتم باشه فقط زود بیا بیرون الان دستشوییم می‌ریزه 😭😂اینم از قصد هی میخواست ب غلط کردن بندازه منو بخاطر کارای ک باب میلش نبود و کردم دیدم این نمیاد گفتم بدرک در و هم از پشت بستم و رفتم تو خونه خودمم اصلا یادم رفته بود در و از پشت بستم تو جام اینور وانور غلط میزدم از دستشویی و دیدم این نیومد و تند تند هم فوشش میدادم🤭😂ک چرا نمیاد بیرون از قضا بعد نیم ساعت خوابم برد 😩 طفلی و فلک زده ابجیم تا خود ساعت 3/30دستشویی بود اونم تنها زیر پله تو حیاط دستشویی😐🤭بود و گریه میکرد و چقدر ب در دستشویی زده بود چقدر صدامون کرده بود اما چون در و پنجره ها همه بسته بود صدا نمیومد تو خونه و هیچ کدوم از اهالی خونه نمیشنیدن تا این ک مامانم پاشد بخاری نفتی و پر نفت کنه و دید یکیمون نیست هر چی آبجیممو صدا زده و جوابی نشنیده ترسیده بود تا ک اومد جلو پنجره دیده بود چراغ زیر پله روشنه و فهمیده رفته دستشویی مامان منم رفته بود رو پله ها دید ک صدای گریه ابجیم میاد و مامان با ترس آبجیممو ک صدا زد ک چیشده و رفت در دستشویی و رو باز کرد دید طفلی ابجیم از شدت ترس و گریه و سرما قرمزه و تا ابجیم قضیه رو ب مامانم گفت هم مامانم خندش گرفته بود همم حرص من چرا برعکسم🤭😂😂😂و ب ابجیم گفت فردا حساب ابجیتو می‌رسم دیگه از این غلطا نکنه😭😂خخ خوب شد من خواب بودم وگرنه کتک رو نوشجان میکردم😁😂و خوب از اونجایی ک ابجیم آنقدر فشار روش بوده میاد تو اتاق و چندتا میشکوب محکم از بازوم گرفت ک من بیدار شدم🥺و وقتی قیافه ابجیمو دیدم گفتم مگه مرض داری تو خواب میشکوبم میگری تا گفت ک تو مرض داری در از پشت بستی از اون موقع تا الان دسشویی بودم اگه مامان نمیومد ک تو با خیالت راحت کپتو گذاشته بودی آقا اینو گفت و تا فهمیدم چ دست گلی آب دادم قش کردم از خنده😆😆😆اما بماند ک چقدر میشکوک و مشت و لگد بارم کرد🤣🤣🤣🤣 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882