وقتی همه رفتن بیرون به علی شکایت کردم گفتم این قراره ما نبودهنبودچرا علی که هنوز اشکش خشک نشده بود به من گفت همین که هست چی کارکنم از سرناراحتی بهش گفتم پدرت خیلی نامرده یهوعلی یه سیلی محکم زد توگوشم دیگه همچی تکمیل شدمن قشنگ ترین شب زندگیم به بدترین شب تبدیل شد وتا صبح گوشه ی خونه گریه کردم
خانواده من ازهمچی بی خبربودن جزخواهرم وقتی بهش گفتم گفت خودت خواستی مگه من نگفتم نکن حالا حرف نزن که بابابفهم چی شده صبح اولین روز زندگیم بود ومن باکلی غم علی گفت اگه نری بالا برای صبحانه همچی رومیشکمم برگردی خونه پدرت من باورم نمیشد این همون علی که عاشقم بود باشه از ترس آبروی پدرم رفتم بالا وقتی بعدظهر مادرم برای پاتختی اومد طوری رفتارکردم که نفهم خیلی سخت بود یک هفته بعد از عروسی علی دوباره رفت سرکارمن یه خواهر شوهر مجردخونه داشتم
انگارهمه چیزعوض شده بود دیگه نه اون علی عاشق بود نه من اون آدم سابق ۱۱سال اززندگیم میگذره ۲تابچه دارم ولی ازاون شب به بعد من مردم وهیچ چیز اززندگی نفهمیدم منو علی خیلی سردشدیم طوری که هر۲تامون میدونیم که فقدبخاطر حرف مردم زندگی میکنیم چندباربه جدایی فکرکردم ولی پدرم گفت حق نداری من باتوهمون شب خاستگاری تموم کردم حرفم روبسوز وبساز من موندم بایه عمرزندگی تلخ ازخدامیخوام که کمکم کنه یه روز زندگیم خوب بشه
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
همسرم رانندهای ماشین سنگین هست . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام ماهی جون من می خوام حرفی رو بگم نمی دونم می زارین کانالتون یا نه خواهشا بزارین تا بعضی ها هم ممکنه نفهمیده این اشتباهو انجام بدن و باعث دلشکستگی یه فرد جوان بشن تا اگاه بشن و اینکارو نکنن من یه دختر ۱۸ساله هستم الان تقریبا ۱ماه و نیم هست که به طور کاملا سنتی عقد کردیم حتی من خودم راضی به ازدواج نبودم و قصد داشتم هنوز ادامه تحصیل بدم ولی الان کاملا از ازدواجم راضی هستم چون واقعا تو این ۱ماه و نیم عاشقش شدم و می بینم که اقایی منو از ته ته دلش دوست داره ولی یه چیزی خیلی باعث عذابم میشه آقایی من راننده ماشین سنگین هست و من قبل ازدواج کامل اگاه بودم که شرایط شغلی دشواری داره ولی الان هر فامیل یا دوست و اشنایی که زنگ می زنه به مامانم میگه حیف دخترت دادیش به راننده😐 من تو این ۱ماه و نیم خیلی از این حرفا شنیدم ولی زیاد به خودم نگرفته بودم ولی امروز یه همسایه قدیمی که با مامانم هم دوست بود و واقعا برای من فرد عزیزی بود تازه فهمیده بود من ازدواج کردم و زنگ زده بود گوشی مامانم گوشی هم رو ایفون بود و از شغل شوهر من پرسید تا مامانم گفت رانندست گفت خاک به سرت تو کاملا عقل تو از دست دادی مگه ادم به راننده هم دختر میده چرا اینکارو کردی و حیف دختر به اون خوبی و...یه عالمه حرف که الان حتی اعصابم نمیکشه حرفاشونو بنویسم😔😔 و الان از صبح که این حرفا رو شنیدم اصلا خوب نیستم احساس می کنم کم کم حرفاشون رو من تاثیر می کنه به هر حال قصدم از پست گذاشتن تو کانال این بود که تورو خدا تورو به جون هرکی که دوس دارین 😔با یه دختر یا فرق نداره پسر که تازه ازدواج کرده کاری نکنین همسرش از چشمش بیوفته😢 به خصوص وقتی که کاملا سنتی و طبق خواسته پدرو مادرش ازدواج کرده الان دلم داره اتیش می کشه ☹️ واقعا نمی دونستم ادمای اطرافم اینقدر بی رحم هستن 🙁حتی یکی از فامیلای نزدیکم چند روز بعد عقدم یه مثال از یکی زد که شوهرش راننده بود بعد رفته معتاد شده 😑 واقعا اینو کجای دلم بزارم😞 درسته هر راننده ای معتاد نمیشه ولی اخه با اون مثالش یعنی شوهر تو هم ممکنه معتاد بشه این تنها درد من نیست شوهر ابجی بزرگم خیلی پولداره و شغل خیلی خوبی هم داره واسه همین اصلا واسش تو هیچی کم نمی زاشتن ولی الان خانواده خود من هی می گن به خواهرت فلان چیز خریده بودن واسه تو نخریدن (البته شوهرم تا الان تو هیچی برام کم نزاشته و شوهر ابجیم بود که زیاد از حد واسش خرید می کرد ) واقعا بعضی وقتا احساس می کنم من خودم به زور گفتم که من می خوام با این اقا ازدواج کنم در حالیکه گفتم ازدواجم طبق خواسته ی پدر مادرم بود البته بگم که من خییلی دوسش دارم و الان واقعا عاشقش شدم هر کاری واسه خوشحال کردن من می کنه وقتی بهم نگاه می کنه عشقو از چشاش می خونم چشاش هم می خنده هر روز هزار بار بهم می گه خییلی خوشگلی بهم می گه من خییلی خوش شانسم که خانمی مثل تو دارم تا حالا یه بار اسممو صدا نکرده همیسه عشقم و عزیزم و حتی چشم اهویی ام🙈 ولی انگار کل ادمای دنیا دستاشونو دادن به هم که اقاییم رو از چشمم بیندازن خیلی می ترسم که در اخر موفق بشن برای همتون ارزوی خوشبختی و سلامتی می کنم عزیزان💋
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
کادوی عجیب . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام ماهی جون، عجیب ترین کادویی که تاحالا گرفتم این بود که: مارسم داریم همه ی اعیاد خانواده داماد برای عروس کادو میگیرن، و همسری هم انصافا همیشه خودش با پول خودش واسم سنگ تموم میذاشت تا اینکه تولد یکی از معصومین بود و همسرم به خاطر اینکه سرکار بود نمیتونست عیدی واسم بخره و بیارن، بخاطر همین توی کارت مادرشوهرم پول ریخت تا اون بره برام بخره مادرشوهر ساده ی منم به جاری بزرگم که دختر عمم هم هست گفته بود من نمیدونم چی بخرم توهم باهام بیا اونم از روی حسودی گفته بود منم نمیدونم چی بخریم اصلا لازم نیست چیزی بخریم یه پارچه ای چیزی از توی صندوق خونتون براش ببریم اون پولم بذار برای خودت، خلاصه ساعت ۸صب دیدم زنگ خونه رو میزنن که مامانم گفت مادرشوهرت و جاریت اومدن منم با صورت خوابالو اومدم نشستم پیششون که مادرشوهرم یه پارچه ی چادر رنگی از تو کیفش در آورد گفت محمد بهم پول داده برات کادو بخرم منم نمیدوستم چی بخرم بخاطر همین از توی صندوق خونم برات یه پارچه چادری آوردم پولی هم که بهم داده رو برداشتم برای خودم حالا اگه دوس داشتی پارچه رو بردار دوسم نداشتی بده به کسی😣 یعنی من تو اون لحظه داشتم از عصبانیت منفجر میشدم اما مودبانه تشکر کردم، ولی وقتی شوهرم اومد بهش گفتم ینی من اینقدر بی ارزشم که واسه من پارچه چادری که یکی دیگه بهتون داده رو کادو میارین؟ وشوهرم کلی ازم معذرت خواهی کرد و گفت من فکر میکردم که برات کادو خریدن، بعدشم به مادرش تذکر داده بود و عید بعدی رو خودش شخصا رفته بود برام یه سرویس طلا گرفته بود و عمدا به همون جاریم و برادرش هم گفته بود همراهشون عیدی رو بیارن
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
ایده خبر بارداری . . .
ارسالی اعضا 😍😍
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام من براي تعيين جنسيت از سونوگرافي كه اومديم هرچي شوهرم پرسيد بهش نگفتم
گفتم بريم مغازه سيسموني فروشيها من يه چيزي ميخرم بعد تو متوجه ميشي دختره يا پسر
خلاصه رفتيم يه مغازه اي هي به ٤ تا چيز دخترونه دست مي زدم بعدش به چهارتا پسرونه
خلاصه كلافه شده بود همسرم!
همش ميگفت توروخدددددا بگو چيه ديوونم كردي خيلي نامردي!!!!
منم اصلا دلم نميسوخت و هي اذيتش ميكردم
من دختر دوست داشتم اما همسرم خيلي دوست داشت ني ني پسر باشه و از قضا پسره ني نيمون
خلاصه تو يكي از مغازه ها يه چيز دخترونه برداشتم و قيمت كردم و به همسرم گفتم اين قشنگه بگيريم؟
اونم همينطور نگاه ميكرد فقط
بعد گفت بگيريم هركدومو دوست داري خلاصه لباس دخترونه رو برداشتم و يه كفش پسرونه هم برداشته بودم زير لباسه قايم كرده بودم
رفتيم دم صندوق لباسه رو گفتم آقا اينو رنگ ديگش رو نميارين؟
مرده گفت نه!
همسرمم كلافه شده بود هي ميگفت چقدر اذيت ميكني بگير بريم ديگه
گفتم پس اينو نميخوام اين كفشه رو حساب كنيد بيزحمت
مرده داشت كفشه رو فاكتور ميكرد
شوهرم هي ميگفت اين پسرونس كه كفش دخترونه هاش اوناس
طفلك من اينقدر فيلم بازي كرده بودم باور كرده بود!!
بعد گفتم ميدونم خب ني ني پسره
شوهرم همينطور ماتش برد
بعد يهو چنان خوشحال شد قررررمز شده بود ! فكر كنم منتظر بود بريم بيرون دادي چيزي بزنه!!!
خلاصه اومديم و كلي خوشحالي كرد
و برامون خاطره شد
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
معشوقه شوهرت باش . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
▲هیچ چیز و هیچ کس را به شوهرتون ترجیح ندین برای چی ؟ چون مردها خیلی حساسند این تو ذهنشون میمونه.
به خاطر بچه ها زندگیتون رو تلخ نکنین.
▲ امار نشون داده بیشترین دلایل طلاق به خاطر بچه هاست .مردها میتونن زنی میخوان قبل از بچه داری و خونه داری معشوقه بی نقصی واسشون باشن تا الان به زنان زشت یا زنان چاقی برخورد کردید که شوهراشون عاشقشونن .بعد خانمی هم دیدین که اعتراف کنه سالیان سال داره بیرون خونه کار میکنه توخونه داری و بچه داری چیزی کم نذاشت اما شوهرش بهش خیانت کرده؟!
▲باید بدونه که چقدر عاطفه و وقت و جسمش رو خرج شوهرش کرده؟! معشوقه شوهراتون باشین .از جسم و زبان و عقلتون کمک بگیرین
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم:
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
زنان راگرامی نمی دارند
مگرافرادبزرگوار وبه آنان توهین نمی کنندجزمردم پست وفرومایه.
آقای محترم!
همسرت شبانه روز برای آسایش تو و فرزندانت زحمت می کشد.آیا حق ندارد انتظار داشته باشد که وجودش را غنیمت شماری و به وی احترام نمایی؟
درحضوردیگران به همسرت احترام بگذار.
با احترام اوراصدابزن.
برسرش دادنزن.
وقتی به سفرمی روی،برایش نامه بنویس.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مخصوص آقایان متأهل
یکبار فیلم عروسیتو برعکس نگاه کن،خیلی بهت حال میده.
یه شام مفصل میخورید ،بزن و برقص.
زنت حلقه و طلاهاشو در میاره میده بهت،از ماشین پیاده میشه ،میره خونه باباش😂😂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
••• همدیگر را پیر نکنیم •••
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
باور کنید تک تک آدمها زخمی اند.
هرکس درد خودش را دارد، دغدغه و مشغله خودش را دارد.
باور کنید ذهنها خسته اند، قلبها زخمی اند، زبانها بسته اند.
برای دیگران آرزو کنیم بهترینها را، راحتی را.
یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود.
آدمها آرام آرام پیر نمیشوند.
آدمها در یک لحظه با یک تلفن، با یک جمله، یک نگاه، یک اتفاق، یک نیامدن، یک دیر رسیدن، یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیر میشوند.
آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند.
آدم را آدم ها پیر میکنند.
سعی کنیم هوای دل ♥️
همدیگر را بیشتر داشته باشیم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
چالش فردای روز عروسی
سلام برای چالش فردای عروسی راستش ما الهی شکر رسم دستمال واین چیزا رو اصلا نداریم یه جور زشت و بد میدونند .ولی صبح مادر همسرم اومد دم در خونه مون و در میزد با خواهر همسرم .من که بیهوش بودم اینقدر خسته بودم از ۶صبح آرایشگاه بودم روز قبلش چون ۵تا عروس توی یه روز خانم آرایشگر زیر دستش داشت اصلا من نفهمیده بودم که مادر همسرم اومده در زده بنده خدا ۳بار اومده بود بعد ترسیده بودند گفته بودند نکنه بلایی سرشون اومده باشه😂😂😂😂خلاصه همسرم یه چیزایی از رسم دستمال واینا شنیده بود و میگفت روم نمیشده درو باز کنم و مامانم رو ببینم .منم تازه ۶صبح بعد نماز صبح غش کردم ساعت ۹ همسرم بیدارم کرد گفت مامانم پشت دره چیکار کنم منم گیج بودم اصلا یادم نبود عروسی کردم گفتم تو اینجا چیکار میکنی برو قایم شو تامامانم ندیده تورو همسرم یه لحظه گفت دیشب عروسیمون بود 😂😂😂گفتم عه ببخشید رفتم دم در دیدم مادرهمسرم با خواهر همسرم نگران شدند میگن چرا درو باز نمیکنید گفتم خواب بودیم گفتند آماده شو الان مهمون میاد گفتم باشه بعد نمیدونم چرا آلزایمر گرفته بودم اصلا یادم رفت چی بهم گفتند منم دوباره رفتم افتادم روتخت و غش کردم 😂😂😂😂😂نیم ساعت بعد دیدم دوباره دادند در میزنند رفتم در رو باز کردم چشمتون روز بد نبینه تمام فامیل های باکلاس همسرم پشت در بودند و من با یه نیم تنه که روش یه خرگوش بود با یه شورتک ...... آبردم رفت😂😂😂😂مادرهمسرم بنده خدا دستم رو گرفت گفت چرا اماده نشدی گفتم من اسم خودمم الان یادم نیست زوری و با کمک خواهر همسرم آماده شدم همسرمم خجالت میکشید از مادرش به زور از تو تخت بلندش کردند لباس تنش کردند .فقط قیافه مادر همسرم دم درتا دید با چه وضعیم جالب بود رنگش پریده بود😂😂😂😂😂😂آخه خودشون خیلی باکلاس و موقر و آدابی هستند بعد منو اونجوری دیده بود چشاش چارتا شده بود بنده خدا😂😂😂😂😂همسرم هنوز میگه تقصیر توئه مامانم اومد منو یا یه رکابی و شرتک از زیر پتو کشید بیرون😂😂😂😂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
چوب روزگار . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام ماهی جون خواستم بگم واقعا منم به این خیلی اعتقاد دارم چون دقیقا تو شرایط مشابهی قرار گرفتم و صحنه های گذشته برام تداعی شده
مشکلاتی ک تو زندگی خانومای اطرافم میدیدم و چالشاشون با شوهراشون و همیشه میگفتم من قرار نیست شبیه اینا بشم و با ترحم نگاهشون میکردم
ولی خب بعد ازدواج دقیقا همون مشکلاتی ک بهشون به اصطلاح خندیده بودم سرم اومد 🥲😄ینی دقیقا هاااا
جالبش اینجا بود ک وقتی تو اون شرایط قرار میگرفتم یاد اون روزای خودم میوفتادم انگار خدا از عمد اون قسمتا رو ضبط کرده بود تا تو چنین روزی برام پلی کنه بگه دیدی میشه😕
ولی چیزی ڪه خیلی تحت تاثیر قرار داد مارو اتفاقی بود ک از لحاظ مالی برای همسرم افتاد
زمانی ڪ همسرم مجرد بود نسبت به سنش وضع مالیش عالی بود چون دانشجوی حقوق بود و فن بیان عالی داشت معامله های خیلی خوبی انجام میداد
اوایل ازدواجمون وضع مالی خیلی بدی داشتیم و شرایط بدی رو تجربه ڪردیم ڪ واقعا نتونستیم ب ڪسی بگیم و نگم ک چه روزایی رو گذروندیم
همسرم ورشڪست شد و روزایی بود ڪ حتی پول نون خریدن نداشت و نسیه میگرفت
خیلی براش عجیب بود و همش تو بهت ڪ چی اومد به روزم
سال ها قبل همسر من یه دوستی داشت ڪه یه روز پیش این سر حرف باز میشه و تعریف میڪنه ڪ واقعا اوضاعم خیلی بده حتی به ۱۰۰تومن پول محتاجم و از این حرفا
همسر منم چون براش عجیب بود این حجم از بی پولی برگشته گفته برو بابا ڪم ڪاری از خودته ۱۰۰تومن چیه مگه میشه آدم انقد بی پول بشه و از این حرفا میگفت اون موقع خیلی گرفته شد و چیزی نگفت ڪ من درڪش نڪردم
تو تمام اون سالا میگفت من دارم تقاص دل شڪستن اون دوستمو میدم خیلی استغفار ڪرد و حتی رفت و از اون دوستش حلالیت طلبید
خیلی به خودش فشار آورد تا متواضع تر باشه و به خاطر چیزی ک خدا داده مغرور نشه و فکر نکنه کسیه...
با تمام اون سختی ها من خدا رو شڪر میڪنم چون واقعا همسرم به یه آدم جدید تبدیل شد و منیت رو از خودش دور ڪرد الان خدا رو صد هزار مرتبه شڪر وضع مالیمون عالی نیست اما خوبه ولی تا یه موقعیتی پیش بیاد صد دفه میگه خدایا من ڪارهای نبودم همه چیز دست توعه صد هزار مرتبه شڪر
همه اتفاقاتی ڪ تو زندگی ما رخ میده نتیجه ڪارای خودمونه ڪ خواسته و ناخواسته جایی ڪسی رو قضاوت ڪردیم و شڪستیمش
حالا این یه نمونه بود ڪ همسرم یادش بود هزاران حرف و عمل ازمون سرمیزنه ڪ هیچوقت یادمون نمیمونه
خواهش ازتون میکنم بیایید مواظب افڪار و گفتار و رفتارمون باشیم
جدای اینکه روی قلب و روح آدما عمیقا آثارش باقی میمونه
بدترین ضربه اش رو به زندگی خودمون میزنه ک تا مدت ها نمیفهمیم از کجا خوردیم
امیدوارم حرفام باعث بشه تلنگری ب کسی بخوره و زندگیشو از دست خودش نجات بده❤️
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882