خاطره . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام
من یه پسرهفت ساله دارم که کلاازبچگی همش درحال گریه وغرزدنه یعنی هرجامیخوام برم میگن پسربزرگت که خیلی شیطونه روبیاراماکوچیکه رواعصابه نیارش دیروزقمقمه ابشوجاگذاشته بودتوخونه ازمایش هم داشتن گوجه هم معلم گفته بودبیاریداونم یادم رفته بودانقدرتوماشین گریه کردبرگردقمقمه اب منوازتوخونه برداریم بعدبریم مدرسه منم که چندروزبودرواعصابم بودشدیدادم مدرسه پیادش کردم همچنان که داشت گریه میکردومیگفت من نمیرم مدرسه گازشوگرفتم رفتم بعدش مدیرش زنگ زده چراگوجه بچه روجاگذاشتی بچه اینجوری داره گریه میکنه میگه مامانم گوجموجاگذاشتم منم میترسم ازدرس عقب بمونم زنگ بزنیدگوجه منوبیارن 🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀قشنگ معلومه دهه نودیه😂😂😂😂😂نگفته بخاطرقمقمه دارم خودمومیکشم
پیش خودش گفته میگم زنگ بزنن بگن گوجه که مامانم بخاطرگوجه هم شده قمقمه منومیاره منم تودلم گفتم اگه تونودی هستی منم هفتادی هستم رفتم یه گوجه خریدم براش بردم نرفتم خونه قمقمه اشوبردارم 😂😂😂😂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
خاطره آشنایی . . .💄💍
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام من و نامزدم وقتی قهر میکنیم،اولش یکی دوساعت سکوت میکنیم ک یکم آروم بشیم
بعدش ازاونجایی ک من تحمل قهر ندارم حرفو پیش میکشم،ولی ادامه ی آشتی رو محول میکنم ب ایشون،یعنی شروع کننده منم ولی وظیفه ی منت کشی و آشتی کردن باایشونه
نمونه: دوساعت بعد از قهر
من- : تو چرا ب من پرخاش میکنی
اون+ : 😒
- : باشه حرف نزن،ببین من پیشقدم شدما خودت خواستی قهرمون طولانی شه
+ : تو چرا فلان حرفو زدی
- : خوب من قبول دارم فلان حرفم درست نبود،ولی توام نباید اینکارو میکردی
.
.
.
این وسط هرچی ک ناراحتمون کرده منطقی مطرح میکنیم،حرفامونو میزنیم،غرامونو میشنویم یکمم باید آستانه تحملمون بالا باشه و ب طرف مقابلمونم حق بدیم،حقم ندادیم نظرمونو درمورد رفتارش بگیم،ن اینکه سرکوبش کنیم
.
.
.
+ :اصلا بیا این بحثو ادامه ندیم
- :ن اینجوری ک قبول نیست
+ :پس چی
- :الان تو باید ناز منو بکشی یکم قربونم بری،آخر هفته ام بریم فلان جا تفریح،تا از دل من دربیاد
+ :ولی تو خودت مقصر بودی
- :باشه دلیل نمیشه عشقم منتمو نکشه و قربونم نره
و ب این صورت قهرمون طولانی نمیشه و اون وسط منطقی حرفامونو علت ناراحتیمونم میگیم و تهشم میشیم آدم خوبه چون نذاشتیم قهر طولانی بشه
(لطفا نگید لوسه و چندشه و من عصبانی ام و فلان، چون ادامه دادن قهر هیچ سودی نداره و این لوس بازیا حال و هواتونو عوض میکنه و تاثیر مثبت توو رابطه داره)
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
از این عشقا . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
که جلوی پام نگه داشت ؛
جلو یه پیرزن نشسته بود.
عقب هم یه دختر جَوون ؛رفتم عقب نشستم.
بعد از منم یه کارمند جوون نشست، همونجوری که به جلو نگاه میکردم حواسم به دختره پرت شد ؛
از این تیپهای شلخته بود !
یه گوشی ساده که یه عروسک هم
بهش وصل بود ؛ دستش.
بامزه بود ، انقد چیزای ریز و کوچولو به خودش وصل کرده بود که ؛
مثلِ یه مغازهیِ خرازی که وقتی به ویترینش نگاه میکنی انگار همه رو لازم داری ؛ شده بود .
داشتم به دختری فکر میکردم که بعد از چند ماه دوستیِ ؛ مجازی قرار بود ببینمش.
هیچوقت به همدیگه عکس ندادیم. همیشه منتظر دیدنِ همدیگه بودیم.
دیدم دختره گوشیش رو درآورد ؛
شروع کرد به نوشتن . .
عشقم ؟
خیلی دوستت دارما ؛
حتی این آقایِ فوضولی که کنارم نشسته هم میدونه چقد عاشقتم . .
بعد از چند ثانیه یه پیام برای گوشیم اومد : )"♥️
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
#خانم_تمام_عیار_باش
برای شوهرت زبون بریز و ازش تعریف کن😉😜
نذار یکی دیگه این کارو انجام بده، اجازه نده فرد دیگه ای جاتو بگیره😶
شوهرت برای تشویق و تحسین بیش از هرکسی به شما نیاز داره😃
مواظب باش❗️🙃
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
برای شما گلم
https://eitaa.com/virane/18030
دختری که ۱۴ یا ۱۵ سالش ببین عزیزم تو چرا باید به خالت بگی ؟
سنگین رنگین می رفتی با مامانت حرف می زدی حالا که به حدی رسیده که هک کرده تورو عکسات رو می خواد استوری کنه باید بری به بابات بگی هر طور شده یا اگه داداش بزرگتر داری که می تونه کاری برات انجام بده که به اون بگو به پسرخالت هم بگو می تونم ازت شکایت کنم و واقعا اگه دیدی خیلی زیاده روی می کنه می تونی به پلیس فتا گزارش بدی
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
خاطره بارداری . . .😍
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام
چند سالی بود که منتظر بچه بودیم ولی بی ثمر
هیچ وقتم ازمایش نمیدادم همیشه بیبی چک استفاده میکردم که منفی بود اینو اونایی که چشم به راه بچن درک میکنن که چی میگم 😔
نمیدونم چرا انگار هزار نفر بهم گفتن بروازمایش بده
حالا بگذریم که من برا اولین بار رفتم تست بارداری دادم ولی هردومون ناامید بودیم
با مادرشوهرم اینا رفته بودیم روضه خونه دایی همسرم
که ی دفعه گوشیم زنگ خورد
همسرم با عصبانیت گفت اگه بلایی سربچم امده باشه من میدونم وتو
من همینطور هنگ مونده بودم که چیشده چی میگه این😧😳
گفت مگه نمیگم قلیون نکش 😂😂🤦♀️🙈
رفتم جواب ازمایشو گرفتم مثبته😍 دیگه اقا منو میگی قند تو دلم اب شد باورم نمیشد
خودش فقط میخندید نمیدونست چی داره میگه از خوشحالی
منم تا اخر روضه نیشم باز بود از ذوق☺️😁
تازه به جواب ازمایشم اطمینان نداشتم بعدشم رفتم دوتا بیبی چک گرفتم تا مطمئن شدم🤪😆
ویارمم به گوشی بود گوشی برمیداشتم حالم بد میشد عجیبه😐
واینکه هردفعه حالت تهوع میگرفتم که اگه تکون میخوردم یا کسی چیزی میگفت بالا می اوردم
وقتی حالم بد میشد همه سکوت میکردن😶.
خدا دامن همه مادران منتظر وسبز کنه
الهی امین🍀🌸
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مادربزرگم همیشه بهم میگفت' :
هیچوقت جلوی قطره اشکی که وقتِ
دلتنگی از گوشهی چشمت سرازیر میشه
رو نگیر ؛ با دستات پاکش نکن ! اون راهش
رو بلده ، میغلته رو گونههات و میوفته
رو زمین ، میره تو دل خاک . خدارو چه
دیدی؟ شاید از همون یه قطره دلتنگیِ تو ،
گیاهی جوونه بزنه و رشد کنه و یه درخت
تنومند بشه . . که زیر سایهش قد بکشی و
بزرگ شی ، که بهش تکیه کنی و یادت بره
چیا بهت گذشته ، که بدونی از همین
اشکهاست که آدم قلبش قوی میشه و
جلوی هر اتفاق تلخی وایمیسه !(:
پس هیچوقت جلوش رو نگیر ، اون راهش
رو خوب بلده ( 💕🐳🌸 " )
صبح بخیر . . .
همسرم و دخترخالم بهم خیانت کردن . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
خسته نباشید
من سی ساله هستم و15ساله ازدواج کردم؛خونه پدرم یه زندگی آرام و بی دغدغه داشتم از لحاظ مادی و آزادی هیچی کم نداشتم
اول دبیرستان ازدواج کردی با یکی از اقوام دورمون؛از لحاظ مالی خوب نبود اما کاری بود
خیلی دوسم داشت بهم احترام میزاشت
اما من فهمیدم نازایی دارم چند سال زیر نظر دکترا بود که خدا بهم دوتا بچه یه پسر و یه دختر داد؛
بعد تولد بچه هام وضع مالی شوهرم خوب شد زمین و ماشین و طلا خرید؛مسافرت و گشت و گزار و خرید هم به راه بود تا اینکه بچه هام پنج و سه ساله شدن؛دختر خالم هرروز میومد خونمون کمک میکرد کارای خونه م عقب نمونم بچه هام و آروم میکرد حموم میکرد ماهم هر وقت میخواستیم بریم بیرون با خودمون میبردیمش دو سالی گذشت که دیدم شوهرم خیلی تو واتساپ هست بهش می گفتم چرا اینقدر تو گوشی هستی میگفت مسایل کاری هست تا ماه رمضان سال97 اومد خونه سر ظهر بود گفت من دوست دارم اما عاشق شدم میخوام بزن ازدواج کنم و چندتا برگه داد گفت امضا کن یا اگه نمیخوای طلاق بگیر
من گفتم آخه اونی که با وجود منو این دوتا بچه زنت میشه کیه گفت دختر خاله ت
من همون موقع زنگ زدم به خاله م اونم گفت آره من باورم نمی شد گفتم من مث دختر خودتو گفت مار از کار گذشته اینا عاشق شدن
خلاصه بماند که منم بخاطر اینکه پیش بچه هام بمونم رضایت دادن رفت ازدواج کرد
حالا چندسال گذشته شوهرم یواشکی میاد خونه بهم زیاد پول میده یواشکی میبره بیرون و مسافرت اما من دیگه آدم سابق نشدم تازه سی سالمه نمیدونم باید چیکار کنم خاله م و دخترش همش میگن زنت طلاق بده اما شوهرم قبول نمی کنه
همش دعوا دارن سر من میگه بهشون سر نزن
خلاصه من همش دارم قایمکی زندگی میکنم و این برام سخته
وقتی با شوهرم بیرون هستم احساس میکنم با دوست پسر م بیرونم می ترسیم کسی ما رو ببینه
نمیدونم چیکار کنم!
واقعا متاسفم برای همچین آدمایی که به همخون خودشونم رحم نمیکنن 💔
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
♡♡♡:
سلام در جواب دختر ۱۵ ساله ای که گفت پسر خالش اذیتش میکنه :
خواهرکم بنظرم ملاحضه خالتم حتی نکن و به مامانت و بابات بگو و برو پلیس فتا ازش شکایت کن که عکساتو برداشته و شرشو از سر خودت بکن
و یه راه بد بگم اینه که گوشیشو خراب کنی مثلا یبار که یجا دیدیش گوشیشو قایمکی بنداز تو اب یا بزن لهش کن که دیگه هیچ مردکی از تو نداره با این حال بازم به مامان بابات بگو ... خخخ وای بنطرم همون راه اوا بهتره
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام اون دختر خانمی که پسر خالشون اذیت میکنه
عزیزم من درکت میکنم الان اون پسر خاله شما نوجوونه مثل شما و ممکنه تحت تاثیر بعضی حرفا قرار گرفته باشه بنظرم شما اگه به پدر و مادرتون نگفتید حتما مطرح کنید قشنگ تر راهنمایی میکنن به پسر خالتونم زیاد رو ندین تا پرو تر از این نشده بعدشم دوباره اومد گفت بله رو بده شما بگو عزیزم هم من بچم هم شما زوده شما بزار چهار و پنج سال بگذره اون موقع بیا اگه مثل الان نبودی یه ذره آدم شده بودی چشم فکر میکنم راجبش بعدشم موضوع عکسا رو به مادرتون بگید تا برن با خالتون جدی حرف بزنن شوخی بردار نیست
لبتون خندون و دلتون شاد💜🦋🌈
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام در جواب اون دختر خانم 14 یا 15 ساله ای که گفتن پسرخالش اذیتش میکنه
و عکساشو همرو تو گوشیش داره...😔
عزیزم منم هم سن و سال خودتم فقط یکسال ازت کوچیکترم و کاملا درکت میکنم🙂 میخاستم بگم بهترین کار اینه که این موضوع رو با پدر و مادرت در میون بزاری اگه سختته به پدرت بگی به مادرت بگو.... تو موضوع اصلا تو مقصر نیستی و خانوادت تو رو مقصر نمیدونن پس بهتره بهشون بگی
عزیزم اگه به خانواده بگی مادرت حتما به خالت میگه که جلوی پسرش رو بگیره درسته تو گفتی به خالت ولی خب اون هیچ تلاشی نکرد ک مشکلت حل بشه به مامانت بگو تا اون جدی برخورد کنه آخه شوخی نیست ک عکس یک نفر رو پخش کنه امیدوارم ک مشکلت حل بشه واسه ی منم دعا کنین تا به خاستم برسم ❤❤
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام در جواب دوستی که ناشناس بودن از تهران ۸ماهه عقد کردن
عزیزم اینکه شوهر شما تابع مادرشه اصن وضعیت خوبی نیست و اینکه خبرچینه بنظرم یا باید برین مشاوره شاید درست بشه یا خودت باهاش صحبت کنی یعنی چی که از مادرش اجازه بگیره برات لباس بگیره مگه خودش نمیتونه خرجتو بده برات لباس بگیره؟اگه از اول اینجوری بوده چرا اصن ازدواج کرده که کار به اینجا بکشه خیلی ببخشید ولی مردی که بچه ننه باشه به درد زندگی نمیخوره البته احتمالش خیلی کمه که درست بشه بازم فکراتو بکن یا با پدرمادرت مشورت کن مشکلتو قایم نکن شاید زهر چشم ازش گرفتن از الان نباید وضعیتت این باشه وای به حال بعد عروسی و زندگی زیر ی سقف اون موقع که مادر شوهرت نمیاد خرجتونو بده بالاخره مرد وظیفشه زن و زندگیشو تامین کنه از این مسئله ساده رد نشو بعداً برات دردسر میشه هرچی زودتر تکلیفتو مشخص کن باهاش
انشالله که موفق باشی 👋
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام ماهی جان توروخدا اگه میشه شماره مراکزاسلامی پاسخ به شبهات رااز خانمی که زندگیش جادو شده بود بگیرید منم خیلی سختی ومشکل تو زندگیم دارم الان ۲۱سال از زندگی مشترکم میگذره شاید مشکل منم حل بشه خداخیرتون بده
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام خسته نباشید.میشه از اون خانوم بپرسین شماره ی اونجایی که بهش زنگ زده مشکلش حل شده با شوهرش چیه ؟به ماهم بگه مام زنگ بزنیم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882