eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
672 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
همسرم و دخترخالم بهم خیانت کردن . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• خسته نباشید من سی ساله هستم و15ساله ازدواج کردم؛خونه پدرم یه زندگی آرام و بی دغدغه داشتم از لحاظ مادی و آزادی هیچی کم نداشتم اول دبیرستان ازدواج کردی با یکی از اقوام دورمون؛از لحاظ مالی خوب نبود اما کاری بود خیلی دوسم داشت بهم احترام میزاشت اما من فهمیدم نازایی دارم چند سال زیر نظر دکترا بود که خدا بهم دوتا بچه یه پسر و یه دختر داد؛ بعد تولد بچه هام وضع مالی شوهرم خوب شد زمین و ماشین و طلا خرید؛مسافرت و گشت و گزار و خرید هم به راه بود تا این‌که بچه هام پنج و سه ساله شدن؛دختر خالم هرروز میومد خونمون کمک میکرد کارای خونه م عقب نمونم بچه هام و آروم میکرد حموم میکرد ماهم هر وقت میخواستیم بریم بیرون با خودمون میبردیمش دو سالی گذشت که دیدم شوهرم خیلی تو واتساپ هست بهش می گفتم چرا اینقدر تو گوشی هستی میگفت مسایل کاری هست تا ماه رمضان سال97 اومد خونه سر ظهر بود گفت من دوست دارم اما عاشق شدم میخوام بزن ازدواج کنم و چندتا برگه داد گفت امضا کن یا اگه نمیخوای طلاق بگیر من گفتم آخه اونی که با وجود منو این دوتا بچه زنت میشه کیه گفت دختر خاله ت من همون موقع زنگ زدم به خاله م اونم گفت آره من باورم نمی شد گفتم من مث دختر خودتو گفت مار از کار گذشته اینا عاشق شدن خلاصه بماند که منم بخاطر اینکه پیش بچه هام بمونم رضایت دادن رفت ازدواج کرد حالا چندسال گذشته شوهرم یواشکی میاد خونه بهم زیاد پول میده یواشکی میبره بیرون و مسافرت اما من دیگه آدم سابق نشدم تازه سی سالمه نمیدونم باید چیکار کنم خاله م و دخترش همش میگن زنت طلاق بده اما شوهرم قبول نمی کنه همش دعوا دارن سر من میگه بهشون سر نزن خلاصه من همش دارم قایمکی زندگی میکنم و این برام سخته وقتی با شوهرم بیرون هستم احساس میکنم با دوست پسر م بیرونم می ترسیم کسی ما رو ببینه نمیدونم چیکار کنم! واقعا متاسفم برای همچین آدمایی که به همخون خودشونم رحم نمیکنن 💔 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 ♡♡♡: سلام در جواب دختر ۱۵ ساله ای که گفت پسر خالش اذیتش میکنه : خواهرکم بنظرم ملاحضه خالتم حتی نکن و به مامانت و بابات بگو و برو پلیس فتا ازش شکایت کن که عکساتو برداشته و شرشو از سر خودت بکن و یه راه بد بگم اینه که گوشیشو خراب کنی مثلا یبار که یجا دیدیش گوشیشو قایمکی بنداز تو اب یا بزن لهش کن که دیگه هیچ مردکی از تو نداره با این حال بازم به مامان بابات بگو ... خخخ وای بنطرم همون راه اوا بهتره ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 سلام اون دختر خانمی که پسر خالشون اذیت می‌کنه عزیزم من درکت میکنم الان اون پسر خاله شما نوجوونه مثل شما و ممکنه تحت تاثیر بعضی حرفا قرار گرفته باشه بنظرم شما اگه به پدر و مادرتون نگفتید حتما مطرح کنید قشنگ تر راهنمایی میکنن به پسر خالتونم زیاد رو ندین تا پرو تر از این نشده بعدشم دوباره اومد گفت بله رو بده شما بگو عزیزم هم من بچم هم شما زوده شما بزار چهار و پنج سال بگذره اون موقع بیا اگه مثل الان نبودی یه ذره آدم شده بودی چشم فکر میکنم راجبش بعدشم موضوع عکسا رو به مادرتون بگید تا برن با خالتون جدی حرف بزنن شوخی بردار نیست لبتون خندون و دلتون شاد💜🦋🌈 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 سلام در جواب اون دختر خانم 14 یا 15 ساله ای که گفتن پسرخالش اذیتش میکنه و عکساشو همرو تو گوشیش داره...😔 عزیزم منم هم سن و سال خودتم فقط یکسال ازت کوچیکترم و کاملا درکت میکنم🙂 میخاستم بگم بهترین کار اینه که این موضوع رو با پدر و مادرت در میون بزاری اگه سختته به پدرت بگی به مادرت بگو.... تو موضوع اصلا تو مقصر نیستی و خانوادت تو رو مقصر نمیدونن پس بهتره بهشون بگی عزیزم اگه به خانواده بگی مادرت حتما به خالت میگه که جلوی پسرش رو بگیره درسته تو گفتی به خالت ولی خب اون هیچ تلاشی نکرد ک مشکلت حل بشه به مامانت بگو تا اون جدی برخورد کنه آخه شوخی نیست ک عکس یک نفر رو پخش کنه امیدوارم ک مشکلت حل بشه واسه‌ ی منم دعا کنین تا به خاستم برسم ❤❤ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 سلام در جواب دوستی که ناشناس بودن از تهران ۸ماهه عقد کردن عزیزم اینکه شوهر شما تابع مادرشه اصن وضعیت خوبی نیست و اینکه خبرچینه بنظرم یا باید برین مشاوره شاید درست بشه یا خودت باهاش صحبت کنی یعنی چی که از مادرش اجازه بگیره برات لباس بگیره مگه خودش نمیتونه خرجتو بده برات لباس بگیره؟اگه از اول اینجوری بوده چرا اصن ازدواج کرده که کار به اینجا بکشه خیلی ببخشید ولی مردی که بچه ننه باشه به درد زندگی نمیخوره البته احتمالش خیلی کمه که درست بشه بازم فکراتو بکن یا با پدرمادرت مشورت کن مشکلتو قایم نکن شاید زهر چشم ازش گرفتن از الان نباید وضعیتت این باشه وای به حال بعد عروسی و زندگی زیر ی سقف اون موقع که مادر شوهرت نمیاد خرجتونو بده بالاخره مرد وظیفشه زن و زندگیشو تامین کنه از این مسئله ساده رد نشو بعداً برات دردسر میشه هرچی زودتر تکلیفتو مشخص کن باهاش انشالله که موفق باشی 👋 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام ماهی جان توروخدا اگه میشه شماره مراکزاسلامی پاسخ به شبهات رااز خانمی که زندگیش جادو شده بود بگیرید منم خیلی سختی ومشکل تو زندگیم دارم الان ۲۱سال از زندگی مشترکم میگذره شاید مشکل منم حل بشه خداخیرتون بده •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام خسته نباشید.میشه از اون خانوم بپرسین شماره ی اونجایی که بهش زنگ زده مشکلش حل شده با شوهرش چیه ؟به ماهم بگه مام زنگ بزنیم ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 خاطره . . . یه شب تو محله مون جشن بود واهالی محل هم اومده بودن بعد یه مسابقه گذاشتن واسه دخترا منم رفتم بعد ازم پرسیدن به کدوم یکی از پسرای اینجا علاقه مندی؟ ❤ منم خیلی جدی گفتم اقای...... 😍 ویی میخام خودمو دار بزنم 😩 اخه فکر کردم میگه به کدوم اعتماد داری... 🤦‍♀️ حالا هرچی میگفتم نه اونا باور نمیکردن که☹️🤕 هنوز قیافه باباش یادم نرفته.... 💔 ولی بین خودمون باشه خدایی بهش علاقه داشتم😐😂😂😂😂 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
منو همسرم خودمون آشنا شدیم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• وقتتون بخیر منم و همسرم خودمون آشنا شدیم و ازدواج کردیم با اینکه خواستگارای زیادی داشتم اما بخاطر احساس قلبیم همسرمو انتخاب کردم ایشون قبلا شرایط مالی خوبی نداشتن موقع ازدواج سنشونم کم بود اما الان در حال پیشرفت مالی خوبی ان چهره و اندام خوبی ام دارن واین مسئله سبب غرورشون هم شده خودمم که کم و کسری نسبت به ایشون ندارم ولی همیشه ایشون نگاه سر بالا نسبت به من دارن چون اهل روستا هستم و پدرم کارگر البته خودم تحصیل کرده و شاغل هستم مشکلی که دارم اینه همسرم روابط عاطفی خوبی با من و خانواده ام نداره موقع دعوا فحاشی میکنه موقع قهر کلا قطع ارتباط میکنه یجوری رفتار میکنه هرچقدر باهاش صحبت میکنم انگار اصلا درک و منطق نداره و فقط میخواد زور بگه یعنی اصلا به خوب و بد و درست بودن رفتارش دقت نمیکنه و انتظار داره حرف حرف خودش باشه خانوادش هم بی تقصیر در این رفتاراش نیستن و مشوق هستن الان اخرین بار سر اینکه مشکوک به خیانت شدم بحث و دعوا کردیم و من به خونه پدریم رفتم بعد از اون دیگه اقدامی برای آشتی نکرده بعد از چند ماه خودم بهش پیام دادم و ولی همچنان اقدامی برای آشتی نمیکنه و به من میگه خودت باید برگردی سر خونه زندگیت در حالی که توی دعوامون بی احترامی های زیادی به من کرده حدود چند ماه از این اتفاق میگذره و من نمی دونم باید چیکار کنم قصد طلاق ندارم چون شدیدا بهشون وابستگی دارم در عین حال از این شرایطم در رنجم چون بلاتکلیف هستم ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
همسرم پسر عمومه . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• دوستان وقتتون بخیر من یه خانم 24 ساله و همسرم که 27 سالشونه پسرعمم هستن. 2 سال شده عقد کردیم و تو دو شهر متفاوت هم هستیم. در واقع خانواده همسرم قبلا بخاطر شغلشون از شهرمون رفتن و ینی بیشتر اوقات دوریم از هم زمان عقد بخاطر کرونا من گفتم مراسم نمیخام و در حد محضر بود ولی حتی همونم پدرهمسرم تو یه سری چیزا اذیتم کردن. مثلا گفتن ارایشگا نمیخاد و یا حتی یه عکاس نداشتم و یه سری چیزای دیگه... من اون موقع چیزی نگفتم. (کلا پدرهمسرم از اون افرادیه که اهل کم خرج کردنه و در واقع خسیسه دیگه) الان بدون نظر خاستن از من خونه عمه همسرم اجاره کردن که نسبتا قدیمی بود و من حرفمو زدم ک این خونه قدیمیه و خوشم نمیاد ولی در نهایت قبول کردم از اونورم پدرهمسرم دوسال پیش گفتن هروقت خاستین برین خونتون واستون ماشین میگیرم حتی نوعشم گفتن پارس! من اینجا توقعی نداشتم ولی اینکه خودشون گفتن ولی الان میگن ماشین من به امانت دست شما!!! تا روزی که اسممون تو قرعه کشی در بیاد! قرعه کشی ای که شاید هیچوقت حتی اسممون در نیاد!!! من حاضرم یه پراید مدل 80داشته باشیم ولی اینجوری دست ب سر نشم و ماشین امانتی زیر پامون نباشه! وقتی هم اینجا حرفمو ب همسرم زدم و رسید ب گوششون تازه نارحتم شدن! سر سرویس چوب هم دوسال پیش با همسرم ب این توافق رسیدیم که با اون باشه الان که پدرشون فهمیده میگه نه. همسرمم گفت من‌ اونموقع یه باشه الکی گفتم!!!!!! دقیقا شبی که پدرهمسرم میخاست تاریخ عروسی تعیین کنه، من گفتم فعلا نه. تا وقتی مشکلاتم باهمسرم حل شه. چون تمام این مدت سر این جریانات با همسرم دعوا داشتم. اون هیچوقت حرف منو نمیفهمه و هر چی پدرش بگه از نظرش درسته و گوش ب فرمان اوناست. و بعد این ماجرا خانواده همسرم دوماه تمام با من قهر کردن درصورتی ک اگر من اعتراضی کرده بودم بخاطر این بود که کارای اشتباه خودشون عذابم میداد! اینم بگم که ما تصمیم داشتیم برای زندگی بیایم شهر من ولی الان پدرش از لجش گفته باید شهر ما باشید!!!! بعد اون ماجرا خونه عمش که کرایه کرده بودن هم پس دادن!! حالا بعد دوماه با مشاور رفتن و حرفای شوهرم بالاخره تونستم اینهمه دلخوری که ازشون داشتم ندید بگیرم و آشتی کنم ولی بازم تکلیفمون اصن مشخص نشد. چون هیچ حرفی زده نشد. همسرمم فقط منتظره تا باباش دوباره راضی بشه تا بتونه بیاد شهر من برای زندگی !! و من از این همه کش دادن و بلاتکلیفی واقعا خسته شدم! کاری کردن که تمام اتفاقای قشنگ اول زندگی واسم عین زهر بود و الان از همش بیزارم! خانوادش معتقدن واسه من همه کار کردن و اصن نظر من مهم نیست و تازه میگن تو لطف ما رو قدر ندونستی پس همین کارا رو هم واست نمیکنیم! الانم که بعد اون همه حرف بدی ک بارم کردن از خودم گذشتم و اشتی کردم بازم تو بلاتکلیفی محضم حالا بعد این همه اتفاق، من میترسم تو کارای عروسی هم پدرهمسرم با کاراش و نظر نخاستناش از من اذیتم کنه و تالار و چیزایی که میگیره همش باب دل من نباشه اونقدر به این ماجرا فکر کردم که حتی دیگه دارم راضی میشم از عروسیمم بگذرم و بگم نمیخام!! شما جای من بودید چیکار میکردین؟ ببخشید که حرفام طولانی شد. ممنون از همگی ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
✳ تجربه و تغییر مثبت در زندگی 🌹 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• من از وقتی خودمو میشناسم یه خواننده رو دوست دارم اونم آرمین زارعی (2afm) هستش دختر خاله من تازه نامزد کرده بود بعد شوهر ایشون تو یه رستوران سر آشپز بود اسمشم رستوران سیب هست ادمای معروف پولدار میرن حالا یه روز آرمین جان با دوستاش اونجا بوده شوهر دخترخاله منم میره به ایشون میگه نامزد من خیلی دوستون داره اگه میشه باهاش تلفنی حرف بزنین ایشونم قبول میکنه ( دخترخالم مثل من عاشق این خواننده بود) نامزدش به دخترخالم زنگ زد از شانس منم اونجا بودم بعد قضیه رو توضیح داد اقا منم شنیدم استرس منو برداشت قلبم تند میزد داشتم خلاصه می مردم اخه خیلی دوسش داشتم 😂 دوره نوجوانی هم بود دخترخالم با آرمین حرف زد منم هی گفتم به منم بده دخترخالمم گفت بهش که من یه دخترخاله دارم میشه با اونم حرف بزنید اونم مهربون قبول کرد 😂 حالا مکالمه بین ما من گفتم سلام اقا ارمین خوبین اونم گفت خوبم خیلی ممنون شما چطورین منم یهو بدون مقدمه گفتم من خیلی عاشقتم لعنتی 😂 اون یکم مکث کرد گفت شما لطف دارین بعد من دوباره گفتم دارم میگم عاشقتم لعنتی 😂 اون یه خندید باز گفت شما لطف دارین منم گفتم نه تو هم بگو عاشق منی 😂😂😂 اونم خندید گفت منم عاشقتونم اینبار من گفتم شما لطف دارین 😂 اخر حول شدم خدافظی کردم گوشی قطع کردم شوهر دختر خالم اومد گفت گوشی رو بلند گو بود دوستاش شنید همشون غش کرده بودن 😂😂😂 من چند ماه به فکر اون مکالمه زندگی کردم و هی رویای ازدواجمونو میدیدم 😂😂 دوره نوجوانی نابودی داشتم ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
برای خانم های مجرد . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• راز😶 تا حالا به کسی نگفتم ولی حس کردم بنویسم حداقل خانمای مجرد درس بگیرن، من همسرمو خونوادم برام انتخاب کردن خودم دوستش نداشتم دلم جایی دیگه ای بود که محال بود خونوادم بزارن به اون فرد برسم، منم از سره اجبار قبول کردم میگفتن از همه نظر خوبن، هم خودش هم خونوادش، ما بعده یه سال ازدواج کردیم خدا شاهده سرعقد بغض کردمو و بعدم گریه، فقط بخاطر اینکه دوست داشتم اونی که تو قلبم بود جای همسرم بود، گذشت نه پول داشت نه خونه نه ماشین، همه چیزش ماله باباش بود، باهمه چیزش ساختم، نمیدونم چیشد عاشقش شدم حاضر بودم بمیرم ولی یه خار به پاش نره، اما اون اذیت کردناش شروع شد، خواهرش بهم گفت بفکر خونه باشین میخوایم برا داداشم زن بگیریم، بهم بی احترامی میکردن تنها کاری که خونوادش باهام نکردن کتک بود، خیلی بده شوهرت پشتت نباشه همش حس کنی دوستت نداره دلش یه جایی دیگس، هزار بار باهاش حرفم زدم ولی جوابی نگرفتم، بعده دوسال زندگی، بفکر بچه افتادم تا شاید بهم توجه کنه بعد با خودم گفتم یکی دیگه رو بیارم که اونم مثل من زجر بکشه؟ پشیمون شدم، اصلا نمیدونم چشه ،تا که از خونه میزنه بره بیرون، کارش طوریه که هر موقع میره باید ۳_۴روز اونجا بمونه، همین که مییاد قهر میکنه سره چیزای الکی ،بی محلی میکنه بی توجهی، فحشم میده کتکم میزنه بعد میگه شوخی کردم، اگه بدونید من چقد درد میکشم چقد گریه میکنم از کتکاش، اخرشم محل هیچی بهم نمیده، جای اینکه بیاد بگه ببخشید نخواستم اذیتت کنم،،، توی اینستا همش اسمای زن و دخترا رو سرچ میکنه بعد پاک میکنه که من نفهمم،خانما تو رو خدا تو رو جون عزیزاتون خودتون برا خودتون تصمیم بگیرین، الان من نه راه پس دارم نه پیش، دیگه خسته شدم میخوام خودکشی کنم از دستش راحت شم. کاشکی میشد از اول تصمیم گیری کرد... ادمین عزیز ممنون میشم حرفای منم توی گروه بزارید🙏 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
همسرم وابسته مادرشه . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام به تمامی اعضای گروه.من خانم هستم۲۹ساله و همسرم۳۴سال.دوساله که ازدواج کردیم.همسرم فرزند آخر خانوادشونه و پدرشون و برادر بزرگترشون هم ۱۰سالی هست فوت کردن، بخاطر همین کل مسئولیت مادرش با همسر منه.. ما بااجبار مجبوریم توی یک ساختمون با مادرشوهرم زندگی کنیم،سنش بالاست و شدییییدا وااابسته به همسر من..یعنی درحدی که هموز بعد از۲سال باورش نشده پسرش عروسی کرده و برای خودش خونواده تشکیل داده..یعنی ما هرجا میخاییم بریم باید حتما قبلش بریم به مادرشوهرم بگیم،مهمون میخاییم دعوت کنیم همینطور،فامیلای من میخان بیان خونمون باید اول ازهمه اون بیاد ..هفته ای هم ۱-۲شب میاد خونه ما میمونه و اینم بگم که ماهرشب شام رو میبریم با اون میخوریم یعنی حق تنهایی خوردن نداریم..برای هر کاری همسرم باهاش مشورت میکنه و حتی خصوصی ترین جیزهای زندگیمون رو باهاش درمیون میزاره..همسرمم خیلی دهن بینه و حرفهای مادرش و خواهرهاش واقعا روش تاثیر گزاره.. از روز اول عروسی تا الان ما هفته ای ۲_۳بار بخاطر مادرش دعوامون میشه،اوایل زود آشتی میکردیم،ولی تازگیها شده ۳روز هم باهم حرف نزنیم..ولی برای همسرم رضایت مادرش مهمه نه این چیزا...همیشه هم من باید پیش قدم بشم برای آشتی کردن..جدیدا هم وقتی عصبانی میشه دیگه چشمتشو میبنده و هرچی که دوست داره میگه بعد تازه توقع داره اون لحظه من فقط کر و لال باشم و فقط بگم چشم.. من که از مامانش نمیگزرم بخاطر این همه ناراحتی که بین ما انداخته..خداهم ازش نگذره.. من ۲سال تمام دارم تمام کارهای قری گروه رو انجام میدم تا بتونم به خودم جذبش کنم ولی فایده ای نداشته..هرکاری هم برای خودش بکنم ولی اگه طی روز نرم به مادرش سر بزنم روزگارم سیاه میشه و باهام قهر و دعوا میکنه..خودش بارها و بارها بهم گفته که اولویت اولش مادرشه،یعنی اگه فقط به اون برسم کافیه،نه خونه خودمون مهمه،نه غذا،نه لباساها،نه مرتب بودن خودم هیییچی هیییچی..‌فقط و فقط اینکه مادرش راضی باشه از من.. دیگه خسته شدم نمیدونم باید چیکار کنم..کم آوردم..خیلیی خیلیی همسرمو دوست دااارم و میدونم که اونم منو دوست داره ولی خب شدیدا هم به مامانش وابستست دیگه.. من واااقعا چیزی برای شوهرم کم نزاشتم..هرروز چند مدل غذا،لباسهای متنوع،آرایشهای مختلف،شوخی و خنده و بازی ...بقول خودش من بهترین زن روی زمینم،ولی فقط کافیه یه روز به مادرش سر نزنم،اون موقع بهم میگه تو بدجنس ترین آدم روی زمین هستی.. نمیدونم اصلا توی این وضعیت بچه دار شدنمون درست باشه یا نه..تا الان که مقاومت کردم برای بچه دار شدن..ولی بعضیا بهم میگن اگه بچه بیاری شوهرت وقتش با بچش پر میشه و دیگه کمتر میره سمت مادرش..از یه طرفم خودم میگم اخه مگه برای خودم چقدر وقت میزاره که بخاد برای بچه هم بزاره.. بخاطر اختلاف سنی زیادی که بین من و مادرش هست و یه عااالمه انرژی منفی که اون داره ،اصلا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم..یعنی انقدر آه و ناله میکنه که منم دارم یواش یواش اون شکلی میشم..میگن باهرکی بگردی همون شکلی میشی،منم دارم افسردگی میگیرم..از طرفی هم انقدر با حرفهاش و کاراش بین ما ناراحتی انداخته که اصلا دوست ندارم ببینمش..یعنی متنفر شدم از مادرشوهرم.. توووروخدا راهنماییم کنین...کم آوردم...چجوری میتونم از میزان وابستگی شوهرم به مادرش کم کنم؟؟؟ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
برای شما قشنگم https://eitaa.com/virane/18088 ، در خصوص پیام این خواهر گلم نظری داشتم اول اینکه عزیز دلم براتون خیلی خوش حالم که قبل از اینکه دیر بشه به فکر راه حل افتادی بعدشم ، باید مد نظر داشته باشی که آیا با اون آقا نقطه اشتراک داری یا نه ؟! که اگر خدایی نکرده طرز فکراتون مخالف هم باشه دو روز دیگه زندگی برات زهر میشه با این تفاسیر شما ، من متوجه شدم که این آقا هنوز شرایط مادی و معنوی ازدواج رو نداره یعنی خواهر عزیزم ! اگه بخواین از بحث مادیات که خونه و ماشین و... که بنا به گفته تون فکر نمیکنم داشته باشند ، ایشون حتی شرایط روحی ازدواج رو هم ندارن ! اگه اگر داشتن باید خودشون استقلال میداشتن ، باید به خواسته همسر ایندشون احترام می‌گذاشتند ، باید پشتیبان شما در خیلی از مسائل اینچنینی بودند ، که از نظر من نبودند ... مثلاً اگر شما از خونه ای قراره توش زندگی کنید خوشتون نیومد یا دوست دارید توی شهر خودتون باشید در کنار خانوادتون یا به یک ماشین با سال ساخت بالاراضی شدید تا مستقل باشید ایشون نبااید در مقابل شما می ایستاد و دو مااه! باشما قهر میکرد .... خانم گل ، شما هنوز وارد مسائلی از قبیل مسائل زناشویی نشدی ، هنوز زندگی مشترک رو درک نکردی و مثال الان باید در دوران اوج عاشقی باشی که به گفته خودت ناراضی ... فکر فردا هم باشه ، که زمانی که دغدغه هات بزرگ تر شدن آقا میخواد چه عکس‌العملی نشون بده ، بازم قهر کنه ، یا به فکر این باشه که خانوادشون چه نظری دارن ! الان هم دیر نیست ! دوران نامزدی یعنی شناخت ، شما باید طرف مقابلت رو بشناسی اگر مورد علاقت بود برای یک عمر انتخابش کنی تا با آرامش ! در کنارش زندگی کنی فکر کن ! و از نظر مشاوره ها و بزرگتر ها کمک بگیر انشالله خوشبخت و عاقبت به خیر بشی عزیزم در پناه حق ... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882