عاشق پسر عموم بودم . . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
منم باشم دختر غمگین ...تامنم داستانم بگم یکم سبک بشم منم عاشق پسر عموم بودم بخاطر جریانی پیش اومد اومدن براش خاستگاری آبجی کوچکترم منم بخاطر اون ماجرا به اولین خاستگارجواب مثبت دادم تا نامزد بودیم همه چی عالی پسر عموم یادم رفت تا عروسی کردیم ومشکلات شروع حتی چندبارخیانت همسرم دیدم چون پشتوانه ندارم خودم زدم یعنی نمیدونم پدرم با طلاق مخالف العان۸ سال میگذره شوهرم خیلی بی ذوق یعنی اصلابلد نیس محبت کنه همه روش رو درستی قسم میخورن نماز خون وروزه گیر ولی من به عنوان خانومش کمبود محبت شوهر وجنس مخالف دارم هروقتم سمتش بری اینقدر بی ذوق یه جوری منصرف میشی تا قرص نخوره نمیتونه رابطه جنسی برقرار کنه همیش شده ماهی نهایت دوبار رابطه داشته باشیم مدتی کل عشقش پای دخترم می ریزه شاید باورتون نشه میشه دوماه دستش به من نمیخوره نه بغلی نه بوسی هیچ از داخل داغونم هیچی دیگه خوشحالم نمیکنه بهشم چندبار گفتم کمبود محبتت دارم نمیخوام بهت خیانت کنم ولی دوروز خوب باز سرد اصلا کلا تو خونه حرف نمیزنه منم به زنم زیادتوجه نمی کنه میدونم خیانت میکنه ولی دیگه زندگیم برام مهم نیست خستهم خسته ترس از خدا نمیزاره خیانت کنم بهش ولی از داخل داغونم مشاورم میگه خودت برو نمیام
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
سلام ب ماهی جان و اعضای خوب کانال امیدوارم حال دلتون عالی باشه❤️🌸
منvهستم۲۳ساله
این مطلبی ک میخوام بگم شایدخیلیابامن هم عقیده باشن و بعضیام نع. و این ب طرزفکرو عقیده ی هرکسی بستگی داره.
راستش خیلی اززن وشوهرهاوقتی توجمعی هستن حجب و حیا رو برمیدارن و حرکاتی ازخودشون نشون میدن ک واقعادر شاَن و منزلت یک زن وشوهرنیست مثلا چ لزومی داره ک توجمع دست همدیگرومیگیریدهموبغل میکنید همدیگرو میبوسید😐مثلامیخواین جاربزنین ک خوشبختین عاشق همدیگع اید(البته منظورم فقط زن وشوهرهایی هستش ک توجمع لوس بازی درمیارن)خوشبخت بودن ب جارزدن نیست تو جمع واقعا بعضیاحرکاتی انجام میدن ک ادم خجالت میکشه هیچ ادم عادی و نرمالی نمیادخوشبختیشو توجمع جاربزنه عزیزم و عشقم و نفسم جاش توجمع نیست جاش تو خلوته ک دونفرمیتونن توخلوت این کارو بکنن یهو چشمک زدن و بوس فرستادن واسه همدیگه توجمع ی نوع سبک بازی و لوس بازیه . احترام گذاشتن ب همدیگه فقط توکلام نیست بلکه تو رفتارو حجب و حیای طرفه . دوست داشتن فقط نبایدکلامی باشه همین که غذای موردعلاقه ی همسرتون رودرست میکنیدخونتون همیشه تمیزباشه درمقابل خونوادش دررست رفتارمیکنید وقتی ازسرکارمیادخوشروباشید لبخندب لب داشته باشید تو جمع درست رفتارکنید و....این یعنی احترام یعنی دوست داشتن یعنی عاشق بودن بخدا این دوست دارم عاشقتم نفسم هروز بی فایده اس چون مث شیرینی زیاد ادم زده میشه این کلمات و جملات عاشقانه باید هرازگاهی باشه ک شوهرتون براش لحظه شماری کنه ن اینکه تکراری شه . وقتی توجمع میدونین همسرتون شاید ی کوچولو دروغ بگه ولی ب روش نیارین این یعنی احترام وقتی ازخونوادش تعریف کنین این یعنی احترام . اما تو خلوت تامیتونین چشمک بزنیدب همدیگه شیطونی کنید و اونجا حیاروبذاریدکنار و تا دلتون میخوادنازو عشوه بیاید . کسی نمیادخوشبختی واقعیشو جاربزنه ک ما چقد همو دوست داریم و خوشبختیم . زن و شوهرباید عزت و احترام داشته باشن بایدانقدی شعورداشته باشن ک وقتی میبین بچه ای هست یا پدرومادری هست یا جوونای مجردی هست ازاین عشوه و ناز و لوس بازی بایدپرهیز کنن متاسفانه هیچکس نمیگه وای این زن وشوهر عاشق یا ب اصطلاح خوشبخت بازم اومدبلکه تصورشون چیزدیگه ایه
پس لطفالطفا ازاین جورالفاظو عشوه توجمع خوددار باشید
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
✨♥️✨
میگفت:
ببین من آدم دروغ و دغل بافتن نیستم؛
نمیگم تو اولیمی، بودن!
قبلِ تو خیلیا بودن، همشونم وقتی اومدن
گمون میکردم عشقن،
کنارشونم بدك نبود حالم
میگفتم، میشنیدم، روزگار میگذروندم
خلاصه؛
نبودناشونم یه چند صباحی حالمو بد میکرد
اما هر چی بود میگذشت!
اما تو نبودنات نمیگذره ..
تو نبودنات حالمو بد نمیکنه،
میکُشه فقط!
من با خیلیا خندیدم،
اما فقط برا توئه که چشمام تر میشه،
فقط رفتن توئه که به گریهم میندازه
حتی فکر و خیالش!
ببین من دروغ نیست تو کارم،
تو اولیم نبودی؛
اما به جون مادرم قسم،
آخریمی!🙂💜
✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨
15سالمه و چهار ماهه با یه پسری رابطه دارم . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام به همگی💞 راستش دیدم خیلیا چه مشکلاتی دارن و اصن خجالت میکشم مشکل خودمو بگم ولی خب گفتم کمک بخوام هرچی باشه تجربه دارید🥺
من ۱۵ سالمه و ۴ ماهه با یه پسری تو رابطتم اولاش خیلی باهام بد بود و غرورمو خورد میکرد و سر یه چیز خیلی کوچیک دعوا میکرد و فقط میخواس نازشو بکشم منم میگفتم خب هنوز دوسم نداره انقد باهاش خوب میشم عاشقم میشه و واقعانم همون چیزی شد که میخواسم و ما دوماه خیلی عاشقانه همو دوس داشتیم اون پسر خیلی مغروریه و رابطه میخواد از دوس دختر ولی وقتی از من خواست و گفتم نه اولش خواست کات کنه ولی بعدش موند و حتی به قسمت های خصوصیم هم دست نزد اصن و وقتی ازش پرسیدم گفت دوست ندارم اذیت بشی و خیلی دوست دارم . خلاصه همه چیز خوب بود تا وقتی که چاقو خورد و رفت بیمارستان و کما و یه هفته فقط از بردارش میتونستم ازش خبر بگیرم(فک نکنید شاید دروغ گفته اینا خودم رفتم دیدمش نمیتونست پاشه و بخیه داشت و..) و کل محل میدونستن و من تو مدرسه گریه میکردم و... و وقتی برگشت بازم خوب بود ولی بعد چند وقت یه آدم دیگ شد اصن.. خیلیی عوض شد و سر کوچیک ترین چیزا و وقتی من مقصر نبودم دعوا میکرد و من مجبور میشدم عذر خواهی کنم تا نره و کات نکنه خلاصه که فهمیدم برادر بزرگش معتاد شده و شیشه میکشه و میاد خونه دعوا میکنه میزنه شون و همه چیو میشکنه(باباشون فوت کرده و ۳ تا برادرن و یه مادر و بخاطر همین رل من و بردار کوچیکش مجبورن از مامان شون در برابر داداش بزرگ شون دفاع کنن) و اینو خودش بهم نگفت و از داداش کوچیکش از طریق یه نفر دیگ بهم رسید و خب خیلی خیلی تو این ماه دعوا کردیم و من از بس گریه کردم چشام گود افتاده بود و یه شب کلی باهم حرف زدیم و همه چیز مثل قبل شد و برگشت بهم گفت من از وقتی از بیمارستان اومدم یبوست گرفتم و عصابم خورد میشه اینکه داداشش معتاد شده رو نگفت ولی خب فهمیدم بخاطر دوتا مشکل تو فشاره باز کوتاه میومدم ولی من بگم یه دختری بودم که خیلی خیلی زمان زیادی رو با دوستام میگذروندم ولی از وقتی با ایشون وارد رابطه شدم تا فرصت گیر میارم میرم پیش اون و اینکه خوشش نمیاد با دوستام برم بیرون چون محله مون خیلی درست نیست ولی به کل خودمو فراموش کرده بودم.. ولی بهش گفتم که من به حد کافی خانوادم بهم گیر میدن و تو بدتر نکن و اگر قرار بود من خراب بشم قبل اینکه تو بیای میشدم وقتی نشدم یعنی خراب بودن تو ذاتم نیست اونم قبول کرد با دوستام برم بیرون و امشب تولد دوستم بود و موقع رفتن بهش گفتم و وقتی برگشتم دیدم پیام داده که اره برو خوش بگذره و پیش اونا میری همش و فلان پیش من نمیای و اینا
حالا نمیدونم چیکار کنم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
اصلا به شوهرتون دستور ندین و اصلاً رئیس بازی در نیارین. بخصوص در مورد خانواده اش.😶
مثلاً هیچ وقت بهشون نگین: امروز خونه ی مادرت اینا نرو😒
(بگید: امروز بریم باهم سینما،یا خرید؛و ...)🤪
💠اولا اینکه جمله ی امری هست و دوما اینکه تصور اشتباه در مورد حرفتون پیش میاد و فکر میکنه که میخواین اون رو از خانواده اش جدا کنین🤦🏻♀
💠مردها اگر در موضعی قرار بگیرن که بهشون دستور داده بشه اصلا بعید نیست که عکس اون کار رو انجام بدن یا اصلا اون کار رو انجام ندن.😐
پس با آرامش و جمله مثبت حرفتونو به همسرتون بزنید.😉
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙🦋
محبوب دلگشایمن، سلام!
آذر رو به اتمام است ولیکن قلب من در ره تعشق شما، بهارش را بار دگر آغاز میکند.
پاییز نرم نرمک به تاراج کلاغها میرود و زمستان، فرا میرسد.
جانگشای من!
هوای طلبیدن به مزاجم بدجوری خوش آمده است و حال دخترک سمر آوین در پیافسانهای دل به پسرکی مجنون، داده است.
دخترک لعل لب و زلف پریشاناش را در پس باد تکانی میدهد و در چشمان باد، دوباره عاشق میشود.
و در پس این عشق چه سوداهایی به یغما میرود.
دخترک گیاه شوکران دلش را به لالهزار پسرک گره میزند و میخندد.
تبسمهایشان طعم دارچین میدهد!
چشمان خاتونجانم، دوباره میدرخشد و من در گوشهای در پیامتداد چشمانت، نظارهگر داستان دخترک شهر افسانهها هستم.
دخت گیسو پریشان دلم جانی دوباره گرفتهاست!
و به یکباره خودم هم لبخند میزنم...
آری، قصهی من دوباره آغاز خواهد شد.
دوباره بازگشتهام!
قلمم تشنهی نوشتن شده است، گویی دلتنگیهای یکسالهاش نوشتنهای فراوان دارد.
و در پس عشق چه دلهایی که شکوفا نشد و چه شبهایی که صبح نشد اما عزیزمن، این تو و این تمام عالمیان، اینبار افسانهای خواهیم ساخت به شکرانهی باران و بزرگی عقیق...
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
نامزدم پسرعممه . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
این بار دومه که پیام میزارم ترو خدا جوابمو بدین خواهش میکنم بزارید تو کانالتون سلام من sh هستم 4 ماهی هست نامزد کردم پسر عمم هستش سنم کمه 17 سالمه ولی نامزدم 30 سالشه از همه لحاظ برام خوبه همیشه برام خرج میکنه قربون صدقم میره ولی من هیچ احساسی نسبت بهش ندارم اصلا حالم ازش بهم میخوره وقتی قربون صدقم میره چون یه نفر دیگه رو دوست داشتم که پدر و مادرم اجازه ندادن با عشق خودم ازدواج کنم الانم پشیمونم که چرا نامزد کردم ولی نامزدم هم یه عیب داره که همش از خواهر و برادراش اجازه میگیره منو درک نمیکنه الان یک هفته هست که بهم زنگ نزده حتی پی ام هم نداده😔 و یه دنده هم هست من میدونم که زندگیمون خوب نمیشه الانم چند وقته که گیر داده عقد کنیم منم راضی نیستم هنوز عقد کنیم اگه به پدرو مادرم بگم که نمیخوام شوهر کنم منو میکشن حتی ترک تحصیل کردم به اجبار نامزدم ممنون میشم خواهش میکنم🙏 اگه که راهی برام پیدا کنین که اسون تر از هم جدا شیم ترو خدا
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
تجربه #ارسالی_اعضا❤️🍃
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام ب مدیر کانال و اعضای گروه🌸
من خواستم به کسایی که حاجت دارن تجربمو بگم که خیییلیا باهاش حاجت گرفتن و برای هر حاجتی میشه استفاده کرد
آیه های شریفه 48 و 50 سوره زخرف رو در برگه ای بدون خط بنویسین و با مقداری صدقه لای قرآن قرار بدین
اگه از ته قلب مطمئن باشی که خدا خواستت رو بهت میده صددرصد میده و هروقت که حاجت روا شدین پولی که داخل قرآن گذاشته بودین رو بردارین و یه مقدار دیگه هم صدقه روش بزارین و به فقرا بدین🌸
انشالله که همه حاجت روا بشن و به خواستشون برسن
اگه این کارو کردین و حاجت روا شدین هم برام دعا کنین هم پیامتون رو داخل کانال بزارین☺️💋
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋💙تجربه #ارسالی_اعضا💙🦋
من ۲۲ و همنفسم ۳۰سالشه.
یکی از نگرانی های زندگیم این بود که فکر میکردم زیبایی صورت زن، برای مرد خیلی مهمه.
واسه همین از بارداری میترسیدم و دلهره داشتم که قیافم خراب شه و همنفسم، عشقش بهم کم بشه.
ولی الان که باردارم فهمیدم اخلاق و #احترام واسه مرد از همه چیز مهمتره. همسرم نه تنها توجهش کم نشده بلکه روابط عاطفی و جنسیمون خیلی بهتر شده. 😎
همیشه عروسک لوس شوهرتون باشین تو خونه:
🖋سعی نکنید خودتونو مثل مرد قوی جلوه بدین.
🖋توی جمع هیچوقت حرف شوهرتونو رد نکنید و بهش احترام بذارید.
🖋گاهی بی مناسبت، جشنای کوچولو بگیرین. کیک خونگی درست کنین. نوشته و گل بذارید کنارش. غذای خوب با دیزاین خوب و لباس شیک و...
🖋همیشه بابت زحمتای آقاتون، تشکر کنین
🖋وقتی میاد خونه با بوس و بغل ازش استقبال کنین.
🖋هیچوقت مشکلات زندگیتونو پیش بقیه نگین و بین خودتون حلش کنین.
🖋پیش خونوادتون هرگز از شوهرتون بدگویی نکنید.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
عشق برای زندگی کافی نیست . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
میخاستم ب دخترایی ک فکر میکنن عشق کافیه برای زندگی بگم من خودم ۷ سال با شوهرم دوست بودم از سن کم کلی دعوا داشتیم و اخلاقش خراب بود ولی با پافشاری بالاخره ازدواج کردیم درحالیکه اصلا خونوادش منو نمیخان و محلم نمیدن حتی الان ک باردارم کسی ی زنگم نمیزنه و شوهرمم میگه تو کوچیکتری زنگ بزن ک البته نمیزنم وقتیم پیششونم دعوا میندازن و نیش و کنایه بارم میکنن شوهرم جلوی همه خرابم میکنه و بهم توهین میکنه با اینکا خودش انتخابم کرده ولی میگه تو لاغری زن فلانی گوشتیه و حتی اسم طرفو میبره الانم همش سرش تو گوشیه و ازم قایم میکنه افسرده شدم و زندگی زهرمارم شده از انتخابم پشیمونم خیلی اما دیره اگه مطمئن بشم خیانت میکنه شاید بعد زایمان جدا بشم تحمل خیانت ندارم التماستون میکنم با چشم باز انتخاب کنید عشق پایدار نیست حالا من موندم با ی مردی ک همیشه منو مقصر میکنه ب همه میگه زن زندگی نیس و کلی ایراد روم میزاره از زندگی خستم و راهی ندارم
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
زن دوم شدم . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام
من نسیمم زن دوم شدم
خودم دلم نمیخواست ولی پدرم مجبورم کرد
منو با گریه فرستادن خونه شوهر
شوهرم اون روز از صبح بود توی مراسم ولی اخر شب که همه مهمونا رفتن و خونواده خودمم رفتن اونم گداشت رفت پیش زن اولش
خانواده خودش اصلا خبر نداشتن که دوباره ازدواج کرده
من اون شب تا صبح گریه کردم و به بخت خودم لعنت فرستادم
فرداش تا عصر هم نیومد ولی بعدش اومد
ازم کلی معدرت خواهی کرد و گفت که خانوادش خبر ندارن و زنش نمیدونه
منم بهش گفتم من این زندگی رو نمیخوام منو برگردون خونه بابام
گفت میدونم تورو به زور شوهر دادن ولی منم از روی هوا و هوس تو رو نگرفتم
من یه زنی میخوام بهم ارامش بده
توی زندگی خودم ارامش وجود نداره
تو به من ارامش بده منم قول میدم تورو خوشبختت کنم
من اون روز تصمیم گرفتم با این زندگی کنار بیام یعنی چاره ای دیگه نداشتم
فقط سعی کردم مهربون باشم و خوب تا کنم
مادر شوهرمم بعدا فهمید و اومد منو دید اولش ناراحت بود و تحویلم نمیگرفت ولی کم کم از من خوشش اومد چون من جز احترام چیزی نکردم بهش
بعد از یه مدتی هم یه روز که من خونه مادر شوهرم بودم که زن اول شوهرم فهمیده بود و اومد اونجا
قبلا عکسشو دیده بودم ولی خودش خیلی از عکسش خوشگلتر بود
شوهرمم میگفت خوشگلیش برام عادی شده ولی اخلاق و رفتارش درست نیست بداخلاقه همش غر میزنه و ..
خلاصه اومد کلی باهام دعوا کرد ولی جالب بود مادر شوهرم بهش گفت تقصیر خودته که این اتفاق افتاده
این دختر اخلاق داره سیاست شوهر داری داره ولی تو بلد نبودی
خلاصه که همش اعصاب خوردی بود ولی شوهرم طرف منو میگرفت و بهش میگفت کاش تو یکم اخلاق اینو داشتی من نمیرفتم زن بگیرم
به شوهرم گفت اینو طلاق بده من همونی میشم که تو میخوای ولی شوهرم گفت اگر قرار باشه کسی رو طلاق بدم تو رو طلاق میدم ولی اینو طلاق نمیدم
الان من ۱۰ ساله زن دوم هستم
زن اول شوهرمم هم به هر دری زده که زندگیشو درست کنه ولی شوهرم دیگه باورش نمیکنه میگه داره فیلم بازی میکنه
خانم ها من بلد نیستم نصیحت کنم ولی اگر زن اول بودم هیچ وقت نمیزاشتم شوهرم برای ارامشش دنبال یه گوش و یک نفر دیگه باشه که توی تلگرامو و محل کار و ... دنبالش بگرده
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882