eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
670 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋💙🦋 برای اون خانمی که با یه آقای متاهل رابطه دارن فک کردی اگه زندگی یه مرد متاهل و خراب کنی خدا این کارتو بی جواب میزاره که باکمال پررویی میگی چطور اون خانم از زندگیم بیرون کنم اگه تو اون خانم و بیرون کنی مطمئن باش یکیم پیدا میشه که تورو بیرون کنه مردی که به پای زن خودش نمی مونه به پای هیچ زن دیگه ای هم نمی مونه ازت یه مدت لذت میبره بعد ولت میکنه میده دنبال یکی دیگه پس لطفا زندگی کسی رو خراب نکن •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• باسلام اون خانمی به آقایی متاهل رابطه داری واقعا دلت میاد بری سرزندگی کسی دیگه که بچه هم داره که پس فردا این بلا رو سرخودت بیاره واقعا که... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
شماره خواهر شوهرم . . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام. مهنا خانوم تورو خدا پیام منو بزارین تا بلکه دوستان بتونن یجوری آرومم کنن. بنده ۲۰سالمه شوهرم ۳۳سالشه ۷سالع ازدواج کردم ولی خدا بچه نداده بهم یعنی خیلی دویدیم ولی حکمت نبوده شاید ولی مشکل من یچی دیگس دارم دیوونه میشم من تو این ۷سال زندگی سختی زیاد کشیدم مثل همه خانوما زندگیم بالا پایین داشته ولی خب با شوهرم خوب بودم یعنی همو دوست داریم و بهم احترام میزاریم. خب سه روز پیش میخاستم ب خواهر شوهرم زنگ بزنم تا حالشو بپرسم شمارش از تو گوشیم پاک شده بود یعنی مخاطبای گوشیم اسماشون پاک شده بودن شماره هاش مونده بود منم شمارشو حفظ نبودم تصمیم گرفتم از گوشی شوهرم بردارم اونم حموم بود رفتم سراغ شماره خواهرش دیدم سه تا نوشته خواهر منم یکی از شماره هارو گرفتم و یه خانوم جواب داد گفتم الو سلام آبجی خوبی خانومه گفت بله؟؟ گفتم ببخشید خط رو خط شده قطع کردم بعد دوباره اونیکیو گرفتم خواهر شوهرم جواب داد یکم ک حرف زدیم گفتم آبجی ی شماره میگم این برا توعه وقتی گفتم قسم خورد گفت من همچین شماره ای ندارم بعد ب شوهرم ک گفتم این شماره کیه همش قسم میخوره ک شماره آبجیم بوده شماره خانومو زدم تو روبیکا عکس ی زن بود در ضمن ناگفته نماند ک قبلاً همین پیویو تو روبیکای شوهرم دیده بودم وقتی ازش پرسیدم گفت ک این شماره قبلاً برا خواهرم بود و الان نمیدونم برا کیه منم س روزه هیچ کاری نکردم همش احساس میکنم ک زندگیم داره تباه میشه لطفاً کمکم کنید بگین چیکار کنم ی راهکار بزارین جلوم ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 جمله ای جادویی برای خاتمه به مشاجره با همسر 👈 بهترین جملاتی که در حین بحث می توانید به کار ببرید: ❌میفهمم چی میگی ❌شاید در این مورد حق با تو باشه و هر جمله ای که به او بفهماند حرف هایش را شنیده اید و نقطه نظر او را هم در نظر می گیرید 👈 با به کار بردن این جملات دیگر در بحث ها در نقطه مقابل و بر ضد همسرتان قرار نمی گیرید، بلکه نشان می دهید که موضوع بحث برایتان مهم است و به تمام حرف هایش گوش می دهید. ❌فقط گفتن این جملات مهم نیست بلکه نحوه گفتن آن ها نیز مهم است ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
با مادر شوهرم زندگی میکنم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام توروخدا پیامم رو بذارین خیلی احتیاج دارم من ۱۸سالمه ۴ساله ازدواج کردم ۳نیم سال بامادرشوهرم زندگی کردم توخونشون ازبس ازمن کارکشیدن بچه اولمو سقد کردم الان یه پسره یه ساله دارم مادرشوهرم خیلی دخالت میکنه باکوچیک ترین حرفش شوهرمو تحریک میکنه جایی برم چیزی بگیرم دعوامیکنه حتی منو کتک زده الان دیشب شوهرم بدروغ کلی کتک زد و منو ازخونه انداخت بیرون خسته شدم نمیدونم چیکار کنم برم خونم یانه آخه دلم واسه پسرم میسوزه تودعوا هاازبس گریه میکنه نفسش بند میاد راهی واسم بگید و دعام کنین ممنون ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 خاطره ی عقد . . .💄💍 سلام موقع عقدم 17سالم بود سه شب مونده ب عقد ی خاله و ی دختر عمو دارم که ی جورایی هم سن و سالیم دخترعموم اون زمان عقدبود منم در شرف و خالم مجرد اینقد شبا تا صبح هر رو کر از هر دری حرف زدن که نگاه میکردیم صبح شوده روز هاهم خرید مهمان و اینا کلا وقت نمیکردم بخوابم خلاصه شب عقد بعد مراسم بخاطر استرس اصلا یادم از خواب نمیومد ی ساعتی ساکت تو اتاق ب هر بدبختی بود گذشت شوهرمم روش نمی‌شود ساک بود دیگه بلند شودم جیم زدم اتاق کناری پیش خواهرام دراز کشیدم خوابم برد اون بدبختم تنها تو اتاق خوابیده بود😂😂شب بعدش مامان مهمانی گرفت و باز خونه شلوغ بودو منم بخاطر خجالت اصلا جلو چشم شوهرم حاضر نمی‌شودم از اون ورم استرس آخرشب و داشتم خلاصه مهمانی تموم شودو همه واسه خواب آماده شودن مامان صدام زد برو تو اتاق پیش شوهرت منم با دست و پای لرزون رفتم نشستم تو اتاق تا خواس حرف بزنه در اتاق و داداشم زد بهش گفت در حیاط دوستت که همسایه مون بود کارت داره شوهرم رفت حیاط منم دیدم دیر برگشت هلاک خواب بودم دیگه ب حساب ی لحظه دراز کشیدم تا آمد زودی پاشم صبح تو بغلش بیدارشودم😉😉خو تقصیر من چی بخدا کمبود خواب داشتم😂😂تا چشم رو باز کردم انگار برق گرفتم ی تکونی خوردم اون بیچاره هم سکته زد بعد بهم گف همیشه اینقد خوابت سنگینه خوش ب حال من هرکاری دلم خواس کردم🤪🤪 چالش دوم ب نظر من ازدواج غریبه خیلی بهتر وقتی با خودی وصلت میکنی از صدپشت غریبه هم بد تر باهات تا میکنن نمونه اش زنداداش خودم واقعا خونمون رو تو شیشه کرده مثلا دختر عمومه🤦‍♀️ شرمنده سرتون رو ب درد آوردم، در پناه حق ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 تجربه سه روز بود با همسرم قهر بودیم، اولین بار بود به سه روز می کشید و جو اونقدر سنگین بود که معلوم بود به این زودی هیچکدوم پیشقدم برای آشتی نخواهیم شد😔 تا اییییینکه دیشب دست غیب به فریادمون رسید... من توی اتاق خوابیده بودم و همسرم توی هال😢 یهو صدای افتادن یه چیزی اومد 😳 هر دومون پاشدیم و همه جا رو گشتیم ولی نفهمیدیم چی بود. ((البته صبح دیدم شیشه روغن بادام بوده و ازش تشکر کردم❗️)) بعد دوباره هرکدوم رفتیم سر جاهامون خوابیدیم و منم که ترسووووو😁 یهو یه ندایی از درون بهم گفت اینم برای آشتی چرا معطلی🤔 رفتم لامپ اتاق رو روشن کردم و عین بچه های مظلوم ایستادم کنار در و گفتم من می ترسم بخوابم😢 همسرم هم دستاشو بااااااز کرد و گفت بیا اینجا بخواب🤗 منم خوشحاااااال لامپ رو خاموش کردم و دوییییییدم توی بغلش😋 چه امنیت و آرامشی رو سه روز از خودم گرفته بودم. خداروشکر آشتی کردیم و چقدر قهر به آشتی بعدش می ازره ،،، البته قهرهای کوچولو. ☝️شما هم هرموقع خواستید آشتی کنید ولی نمی خواستید منت کشی بشه از این الهام بگیرید😉 خودتون یه چیزی رو وقتی تازه برای خوابیدن رفتید بندازید که صدا بده ، ولی زود قایمش کنید تا همسرتون نیومده، و بعد مثلا ترس رو بهونه کنید که مجبور بشید برید و توی بغلش بخوابید😍 زندگیتون شیرین باشه مثل عسل😋 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 آیا می‌دانستید نوازش های محبت‌آمیز از مسکن‌های قوی بهتر عمل می کند؟ آیا می‌دانستید آرامش را مرد به زن می‌بخشد و زن آن را در خانه و بین کودکان تقسیم می‌کند و دوباره به مرد باز می‌گرداند؟ آرامش را به هم هدیه دهید. آیا می‌دانستید یکی از نیازهای مهم زنان و مردان شنیدن تمجید و تعریف از سوی همسر است؟ خوبی‌های یکدیگر را به زبان آورید. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
✨♥️✨ قلــ♡ـبِ مَـن . . . ! در جَنگ چالِ خندهایَت مُدام "شِکست" میخورَد!♥️ ✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨♥️✨
🦋💙🦋 "با شوهرت لج نکن؛ رگ خوابشو پیدا کن...!"😉 هوشمندی یه خانم به پیدا کردن این رگ خواب در همسرش وخانواده‌ی همسرشه!😌 👈 بهترین راه ورود به قلب آقایونی که توی فرهنگ ما بزرگ شدن، ارتباطی صمیمانه با خونوادشون هست.😜 👈 خانم‌های عزیز؛ شما با شکایت‌های وقت و بی‌وقت از مادر شوهرتون پیش همسرتون، اصلا از مهر مادری کم نمی‌کنید!😐 مگه وقتی که همسرتون از مادر خودتون بیاد شکایت کنه از مهر مادرتون کم میشه براتون؟!!!🤨 ✅ با اینکار اون چیزی که از دست می‌دید ارج و منزلت خودتون در نگاه همسرتون هست🙂 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
نامزدم دوسم نداره . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام من دوسال پیش نامزد شدم هرموقع میومد پیشم خوابش ک میبرد گوشی شو چک میکردم واتساپ و روبیکا و اینستاش همیشه پی وی های دخترا بود و پیامهاشون حتی میگفت من نامزدمو دوس ندارم انتخاب مادرمه و اعدامم کنن باهاش ازدواج نمیکنم و منم شبا باخود خوری میخابیدم و بیدارش نمیکردم حتی فرداشم به روش نمیاوردم براش ماشین خریدم و هروقت چیزی میخاست وسیله ای واسه خدش ماشینش پول میدادم بهش و اون هیچوقت برای من قدمی برنداشت تولداش و روز مرد و ولنتاین و هرروز جدا به همراه جشن و کیک و کادو بود خودم شاغل بودم اما اون با رفیقای نابابش دوس دختر داشت و بارها بهم گفت بیخیال منو رابطمون شو من نمیتونم عاشقت بشم منم شدم بیخیالش اما اصرار خانواده ها مارو کنار هم نگه داشتن همیشه چشمای من بااون پر اشک بود تااینکه ازدواج کردیم شب قبل عروسی میخاست بره ک ازدواج نکنه باهام اما بازم خانواده اش قسمش دادن ک نره روز عروسی بابام منو از ارایشگاه اورد اون حتی ب خدش اجازه نداد بیاد دنبالم بارهابهم گفت من دوستت نداشتم اگ داشتم میومدم ارایشگاه دنبالت و بعد عروسی تادیروقت بیرونه و میگه بهم گیر نده گیرم بدم کتکم میزنه و نباید تو کاراش دخالت کنم بارهاشده توگوشیش دیدم رفیقش میگه بیا بریم یجای سرکار اونجا پراز گوشته برامون و میرن .. ب روم نیارم ک شاید درست بشه ولی نمیشه با زندایاش و دوس دخترای رفیقاش و عمه اش درد و دل مبکنه میگه زاپاس برام جور کنین. 😔میگن زنت ب اون خوبی سه ماهع از ازدواجمون گذشته میگه ن اون باشه زاپاسم باشه تروخدا هرکی این پیامو میخونه دخترای جوون با مرد متاهل دوست نشین خیلی جاها رفته پی وی دخترا و گفته من مجردم 😔 و بارها جلوی من گفته میان پی ویم دخترا من میگم متاهلم . دروغ میگه ولی من بازم ب روی خودم نمیارم ... اینم بگم ماه قبل تاپای طلاق رفتم اما باز خانواده اش ب اصرار منو برگردوندن. میدونم این زندگی عاقبت نداره . من تویه اتاق مثل یه اسیر زندگی میکنم حتی اجازه گشتن و بیرون رفتن ندارم حتما باید مادرش همرام باشه 😔 تو زندگی مجردیم هم شاغل بودم هم آزاد اما الان 😔فقط ارزوی مرگ دارم . چون خیلی بهم سخت میگذره الانم سرکاره و حتی مخارج خونه روهم نمیده . و تماس و پیامی ک دلگرم بشم ب بودنش نمیبنم ازش محبت ک اصلا .😔 کاش یه راهی بود من و همسرم هردو ۲۲سالمونه. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
آقا هستم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• با سلام اقایی هستم ۲۷ ساله ۳ ساله ازدواج کردم مشکلی که دارم اینه که همسرم به شدت درون گراست و همش دوست داره خونه باشه و جایی نره برعکس من که خیلی از رفت و امد خوشم میاد .(خونه فامیلای خودش راحت تر میاد نسبت ب فامیلای من) به من هم وابستگی شدید داره طوری که تا میرم سرکار و برمیگردم کلی دلتنگ میشه (با اینکه کارمم صبح تا ظهره) خدانکنه بخام ی شب خونه نیام حالا ب هر دلیلی طوری حالش بد میشه که قابل توصیف نیست. از طرفی اعتمادبه نفس پایین و استرس زیادی داره مثلا تا میخاد مهمون بیاد خونمون یا اینکه برعکسش میخاییم بریم مهمونی استرس شدیدی میگیره طوری که تنگی نفس میگیره و حالش بد میشه یا اینکه شبا موقع خواب استرس میگیره میگه دلهره دارم طوری میشه که نمیتونه تا صبح بخوابه واقعا این مشکل همسرم تقریبا منو کلافه کرده الان زیر نظر دکتر مغز و اعصابه و دارو مصرف میکنه اما به جایی نرسیدیم و تقریبا حالش همونجوریه دوستان اگه مشکل مشابه داشتن ممنون میشم تجربیات خودشون رو به اشتراک بزارن ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
یک ساله عقد کردم . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• سلام خوبین خسته نباشید من ی ساله که عقدم اما هنوز روم نمیشه از شوهرم پول بگیرم یا حتی بهش بگم برام لباس بخر شوهرم وضعش خوبه و میدونم ک داره از عید ک خرید کردم دیگ لباس نگرفتم چهارشنبه جشن یلدای خواهرش شوهرم مذهبی د ت خونشون با چادر رنگی باید باشک آخه مجلس مردام هستن من نه پالتو دارم نه ی مانتو درست و حسابی ینی همه قدیمی و تکراری شده نه روسری خوب نه ی شومیز خوب همشون تکراری شدن به شوهرم‌گفتم اونجا هیچی نگف ی مدت گذشت منم ب رو خودم نیاوردم شوهرم جدیدا یکم عصبی شده همش با همه بحث دا ه چند بارم باهم بحث کردیم امروز خودش گف کارتم باشه دستت برو هرچی فک‌میکنی نیازه بخر اما چک‌داره یکم رعایت کن من گفتم اینا رو لازم دارم تا چقدر هزینه کنم خب گف نمیدونم ضروری هاتو بخر بعدم گف بگو‌چقدر نیاز داری بزنم به کارت من موندم بگم چقدر آخه احساس میکنم میخاد امتحانم کنه چندبارگفت رعایت کن الان فردا میخوام برم خرید موندم چی بگم میگمم خودت به اندازه توانت بزن پول‌من بعدش میفهمم چیکار کنم میگ نه ت بگو چقدر نیازته منم واقعا به همه این چند قلم نیاز دارم بعدم هیچی نمیگم برام بخره یا مث بقیه دخترای دور و برم ک میبینم شوهراشون هر‌ماه پول میزنن براشون نمیگم بهش هیچی چند نفر بهم گفتن بد عادتش نکن از الان فرداهم‌همینطوره بخر هرچی میخوای اما‌واقعا نمیدونم چیکار کنم کم روهم هستم بعد سیاست و زبونم ندارم توروخدا کمکم کنین ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882