eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
679 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋💙🦋 تا حالا شده براي مرد خونتون تولد بگیری؟ کلی برنامه بچینی که خوشحال شه ولی در نهایت در مقابل این لطفت عکس العمل نامطلوب نشون بده که اصلا انتظارش رو نداشتی؟🙁 می دونی باید چی کار کنی❓🤔 بهتره بدونی مردها وقتی در مقابل یه توجه قرار می گیرن کپ می کنن، نمی دونن باید چه عکس العملی نشون بدن...😧🤵🏻 چون می ترسن توسط شما مورد قضاوت قرار بگیرن...بهترین کار اینه که وقتی بهش یه لطفی کردی سریع خودت رو مشغول کار دیگه ای کنی. وقتی برای خوشحال کردن همسرتون بهش لطفی ارائه دادید، عکس العمل هایش را قضاوت نکنید، سریع فضا را عوض کنید و اجازه دهید اگر می خواهد همسرتان خودش موضوع را پیش بکشد.😉👌🏻 ✅ بیاید تفاوت های همدیگه را بشناسیم، تا خیلی از مشکلات برطرف بشن ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 خوشبختی یعنی....🤗😎 وقتی میری جلو آیینه تا آرایش کنی...😌 بچت جیغ بکشهه آخ جوووون بابا داره میاد... 😍😍♥️ نه اینکه بپرسه، مامااان کجا داریم میریم!؟🙄😐😂 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 شیدا هستم سلام، شیدا هستم ۲۳ سالمه، متاهل هستم، همسرم ۳۸ سالشه، یه پسر ۷ ماهه دارم. دوستای عزیزم به کمکتون خیلیییی احتیاح دارم. حتی الان که دارم این متنو مینویسم اشک از چشمام میریزن، یه چشمم اشکه یه چشمم خون. من تو سن ۱۸ سالگی با همسرم ازدواج کردم‌. باهم دوست بودیم و همسرم اومد خاستگاری که خانوادم به خاطر فاصله سنیمون راضی به این ازدواج نبودن. ولی من عاشق همسرم بودم و پدرو مادرمو راضی به ازدواج کردم. از لحاظ ظاهریم میخوام بگم؛ به نظم و نظافت شخصیم خیلی اهمیت میدم، هروز صبح قبل صبحانه دوش میگیرم. هروز لباسای متفاوت میپوشم تو خونه. لباس خواب های متفاوت میپوشم موقع خواب. هر ۶ ماه وقت دندانپزشکی دارم برا زیبایی دندونام. پوست صاف و سفیدی دارم. ورزش میکنم هروز. ارایشای متفاوتی میکنم تو خونه گاهی... غذای تکراری درست نمیکنم تو طول هفته. برنامه غذایی دارم هروز سفره مفصل و تزئین شده میچینم. خلاصه که خیلی کارا تو خونه انجام میدم که کل اشناها و اطرافیان بارها اعتراف کردن که چه لذتی از خانه داری و همسرداری من میبرن. ادامه👇👇👇
🦋💙🦋 شیدا هستم به نظافت خونه هم خیلی اهمیت میدم. هر هفته یک بار پارکتارو طی و فرشارو جارو میزنم‌. گرد گیری میکنم... منظورم از همه این نوشته ها اینه که کل وقتمو تو خونه صرف خودم پسرم و خونمون میکنم. حالا از همسرم بگم که؛ اونم به نظافت شخصیش خیلی میرسه. همیشه کت شلوار اتو شده ادکلن زده و تمیز میره سر کار. تو خونه هم کاملا مرتب و تمیزه... از اخلاقیاتش بخوام بگم؛ منو محدود میکرد، نمیزاشت دوستی داشته باشم باهمه دوستام قطع رابطه کردم. حتی نزاشت درسمو ادامه بدم... تا اینکه نزدیک ۴ ماهی میشه که اخلاق شوهرم خیلی عوض شده، اول خیلی یهویی جای خوابشو عوض کرد، و بهونشم این بود شبها بچه بیدار میشه صداش نمیزاره بخوابم. دوم دیگ به رفت و امدم کاری نداشت و بیشتر مایل بود من برم خونه کسی حتی شبم نیام. ادامه👇👇👇
🦋💙🦋 شیدا هستم سوم اصلا به ناراحتیام اهمیت نمیده، سر هرچیز بهونه میکنه دعوام میکنه. حتی چندین بار تو این ۴ ماه به شدت دست روم بلند کرده، جوری ک کل تنم کبود شده چندین بار. اصلا دیگه عشقی نداره بهم دریغ از یه کلمه محبتی. حالا بهتون بگم که من تو این ۴ ماه مشکوک شدم که همسرم به یکی دیگه تو رابطس. یکم پیگیر شدم و دیدم که بله با یه خانوم تنها تو رابطس. که خانومه وضع مالیش عالیه‌، ( اینو از عکسای خونش ک به شوهرم فرستاده فهمیدم، گوشیشم ایفون ۱۳ هست، چون تو اینه از خودش عکس فرستاده به همسرم)، حتی تو چتاشون متوجه این شدم رابطشون خیلی عمیقه، و همسرم هروز حدود ساعتا ۵ تا ۷ به خونه این خانوم میره. من که چتاشونو دیدم اون لحضه به روم نیاوردم‌، و یکم بعدش حاضر شدم به خونه پدرم رفتم. از اونجا موضوع رو ب همسرم گفتم که فهمیدم. اونم اصلا ناراحت یا هل نشد. گفت همینه که هست میخوای اگه جدا شو و بچرم توافقی گاهی تو و گاهی من نگه میداریم... و گفت مهریتو میدم.( وضع مالی همسرم خیلی خوبه) من یک ماه خونه پدرم موندم و اون نیومد دنبالم حتی نزاشت خانوادشم بیان. ادامه👇👇👇
🦋💙🦋 شیدا هستم فقط یه بار بین حرفاش گفت، اون پیامارو دوستم نوشته بود گوشی من دست اون بود. منم چیزی ب روم نیاوردم و خواستم بفهمونم که باشه باورت کردم‌. و اومدم خونم. الان دو روزی میشه که اومدم خونم، شوهرم شبا لحافو میکشه سرش و زیر لحاف چت میکنه. رمز گوشیو عوض کرده و یه سیم کارت دیگه رو گوشیشه. و هرلحضه گوشیو کنارش نگه میداره. زمین نمیزاره. الان همسرم و اون خانوم بازم تو رابطن‌. همسرم چندین ماهه با من رابطه ای نداره. ولی هروز میره حموم و اصلاح میکنه و ب خودش میرسه میره خونه این خانوم. من چون علاقه شدید به همسرم داشتم نمیتونستم یهویی جداشم ازش. و فکر میکردم میتونم یه فرصت بهش بدم که زندگیم از هم نپاشه به خاطر پسرم. الان من چیکار کنم؟ زندگیمو نمیخوام از دست بدم. (بخاطر هزارو یک دلیل) به رومم نمیارم که میدونم باز با این خانومی. و اینم بگم اون خانوم میدونه که من فهمیدم. ولی باز با همسرمه‌. همسرمم دست از سرش برنمیداره. من چیکار کنم؟ به غیر از جدایی. ‌‍‌ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
Hamed MahzarniyaHamed Mahzarniya - Shabe Yaldamo 320 (MusicTarin).mp3
زمان: حجم: 9.5M
♥️ یلداتون مبارک ♥️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 مریم ۲۳ ساله هستم... امشب شب یلداست دارم درد دلما مینویسم. من از ۱۶ سالگی متاهل شدم دوسال عقد بودم و ۵ ساله رفتم سر خونه زندگی خودم و دختر ۱ ساله دارم.من هرسال چه عید و چه شب یلدا باید بیام خونه پدرشوهرم ولی هرسال این مناسبت ها پدر و مادر خودم خیلی دوست دارن برم خونشون با اینکه به زبان نمیارن ولی همیشه این شب ها به دل شوهرم احترام میزارم و میام اینجا ولی اصلا بهم خوش نمیگذره نه اینکه خانوادش بد باشن نه ولی دوست دارم حداقل یه بار به من و خانوادم احترام بزاره و به خاطر دل من بیاد اونجا.ناگفته نماند که الان یک سال هست کلا باهام نمیاد خونه پدرم و کلا جوری رفتار میکنه که من باید به خانوادش احترام بزارم تا اقا از من ناراحت نشه ولی خودش اصلا روی خوش به خانواده ی من نشون نمیده ،مادرشوهرم در هفته ۳ روز خونمه با اینکه راهمون دور نیست ولی میاد میمونه اعتراضم نمیتونم بکنم ولی خانواده خودم هر چندماه یه بار میان چون شوهرم سرد رفتار میکنه و باهاش صحبت میکنم جوابی نمیگیرم .خدا شاهده که خانوادم خیلی خوبن همیشه هم به خودش و خانوادش احترام گذاشتن ولی سر یه شوخی مامانم که به دل گرفته یک ساله قهره اونم میدونم فقط داره لجبازی میکنه چون خیلی تو این فکر هست که خونمون مردسالاری باشه.ممنون از اینکه پای درد دلم نشستید ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 شش نکته که بسیاری از زوجین به آن توجه نمی‌کنند! همسر خود را به چشم یک شی‌ مسئول ننگرید. بلكه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید. جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را كه باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید. برای اینكه همسرتان با شما روراست باشد سعی كنید او را درک كرده و برای افكار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واكنش تند نشان ندهید؛ زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌كارید. وقتی همسرتان با شما درد دل می‌كند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید كه اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌ و خیلی بد است. به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگیرد. او را به درک نكردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نكنید. زیرا او درک كردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه خودش نشان می‌دهد. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 تویی‌ نیت‌ فالِ یلدای‌ من❤ ‌ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 نشسته‌ایم با مامان کارتون خانواده‌ی دکتر ارنست تماشا می‌کنیم، همان قسمتی که فلونه مریض شده امّا تابِ یک جا ماندن ندارد و به قصدِ شیطنت، شبانه از رختخوابش بیرون می‌زند. مامان می‌خندد که چقدر فلونه، تویی! یعنی چقدر کارهای فلونه شبیه به توست. بچه که بودی مواقع بیماری و بدحالی‌ات مدام دلت غنج می‌زد برای جست‌وخیز و شیطنت، هیچ‌کس و هیچ‌چیز هم جلودارت نبود! با زحمت زیاد خوابت می‌کردم، سرم را می‌چرخاندم و از زیر پتو گریخته و شیطنت را از سر گرفته بودی. لابه‌لای همین خنده‌ها، بی‌هوا در افکار خودش غرق می‌شود و با حسرتی عمیق می‌گوید: کاش الآن بیست سال پیش بود، تو را با تمام شیطنت‌های کودکانه کنار خودم می‌نشاندم، خوراکیِ محبوبت را به دستت می‌دادم و باهم کارتون تماشا می‌کردیم. نگاهی به تارهای رو به سفیدیِ موهایش می‌کنم و دلم می‌خواهد خرخره‌ی زمان را بگیرم که چرا اینقدر زود گذشت و حواسش به دلخوشی‌های مادرم نبود؟ خودم را شبیه بچّه‌های 𝟧 ساله در آغوش مامان جا می‌کنم و حس می‌کنم زمان، بیست سال به عقب برگشته و موهای مامان رد تلخی از سفیدی ندارد، چشمانش ضعیف نیست و روی پیشانی‌اش هیچ خطی نیفتاده! خودم را در آغوش مامان جا می‌کنم و با صدای خنده‌های فلونه، خوابم می‌برد. -نرگس صرافیان طوفان ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙🦋 هیچ‌وقت یک تشکر خشک‌و‌خالی تحویل همسرتان ندهید و آن را تبدیل کنید به "ممنونم به خاطر..." آدم‌ها اغلب آن‌قدر از عبارات خشک‌و‌خالی "ممنونم" استفاده می‌کنند که دیگر حتی به زحمت می‌شود آن را شنید. وقتی که روزنامه‌ی صبح را می‌خرید، یک "ممنونم" خشک‌و‌خالی به فروشنده می‌گویید و بقیه‌ی پول‌تان را از او می‌گیرید. دقیقاً مثل همین تشکر را هم زمانی که غذای خوشمزه‌ای همسرتان درست کرده به زبان می‌آورید. تلاش کنید در موقعیت مناسب، همراه با عبارت "ممنونم"، دلیل تشکرتان را هم برای همسرتان ذکر کنید. "ممنونم به خاطر این‌که اومدی"، "ممنونم که درک می‌کنی"، "ممنونم که صبر کردی"، "ممنونم که این‌قدر محبت داری" و ... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882