🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی جون برای اون حانمی که راهنمایی خواسته بود اسه عقب افتادن ماهیانه و دلدردش :
کاچی خیلی خوبه واسه ماهیانه ... برا عقب افتادن و اینا هم اویشن خوبه و بادرنج و بو مادران و اویشن و یه چندتا چیز دیگه هم بود یادم نمیاد در عطاریها بگین واسه پریودی میخوایین طبیب عطلری میده بهتون... و واسه درد هم مُلک خوبه خیلی تلخه باید سه روز اول عادت صبح ناشتا بخوری بعد چنددقیقه هم صبحانه بخوری
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 عزیز جون میگفت . . . . 🍃🍃🌼🍃🍃🌼🍃🍃🌼🍃🍃
عزیزجون هميشه ميگفت:
چاه ،دستي پر نميشه . .
اون وقتا سنم كم بود و معني حرفشونميفهميدم.
ميپرسيدم عزيز يعني چي 'چاه دستي پر نميشه'؟!
با همون لهجه ي كاشوني ميگفت:
يعني اگر چاهي خشك باشه، هر چقدرم توش آب بريزي
نميتوني ازش آبي برداري؛خود ِچاه بايد آب داشته باشه.
امروز توي اين سن و سال معني اون حرفو كاملا ميفهمم.
اگر آدمي دوستت نداشته باشه، هر كاري هم براش بكني،
دوست نخواهد داشت .آدم بد ذات و نمی تونی ذاتش
و عوض کنی و رفتني رو اگه دنياتو هم به پاش بريزي،
ميره. خدا بيامرزتت عزيز!
چاه هيچ وقت دستي پر نشد... :)
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خاطره #تلخ
من و شوهرم نامزد که بودیم من اومده بودم خونشون برا خرید عروسی..
اخه من شهرستان زندگی میکردم..
شب رفتیم تو اتاق خواب خوابیدیم اما عقیده داشتیم تا قبل از ازدواج فقط تو بغل هم بخوابیم اما شیطونی ممنوع بود😁
شبش از بس خاطرات دوران مجردیمونو تعریف میکردیم صب شد..
صب خوابیدیم طرفای ساعت 10صب بود اومدن مزاحمت ایجاد کردن
شوهرم گفت ما خوابمون میاد هروقت خواستیم میایم بیرون..
اول مادرشوهرم اومد 10دقیقه بعدش خواهرشوهرم 10 دقیقه بعدش پدرشوهرم....
اونم چجوری؟
میومدن درو باز میکردن بدون اینکه در اتاقو بزنن😒😒
من بلند میشدم شوهرم منو میکشوند زیر پتو میگفت ولشون کن توجه نکن...
ده دقیقه بعدش در اتاقو باز گذاشتن روبه رومون نشستن به صبحونه خوردن....
من از خجالت پاشودم اما شوهرم ناراحت شده بود منو دوباره کشوند زیر پتو....
خواهرشوهر و پدرشوهرم گفتن خجالت بکشید این چه وضعشه....با اخم اومدن به جای اینکه به پسرشون حرف بزنن که حقمونم نبود صاف صاف تو چشام نگاه کردن و گفتن چه بی حیا.... پاشید ببینم بیا صبحونه بخورید امروز ظرفا باتوئه بشوری..
درو بستم اومدم انقد گریه کردم 😭😭که اگه شوهرمو دوس نداشتم نامزدیمو به هم میزدم...
بدترین خاطراتی که تو زندگیم داشتم..
هیچ خاطره خوبی از خانواده شوهر نداشتم..
اولین رفتار بدشونو تو نامزدیم استارتشو زدن😔😔😔😔😔
چه خوبه که همه یه خاطره خوبی دارن....
من دارم گریه میکنم....دارم حسرت میخورم کاش منم خاطره قشنگی داشتم
کاش😔😔😔
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
دوست پسرم روی حجابم حساسه . . .
سلام من ۱۹ سالم با ی پسر دوستم الان یکسال 7ماه میشه خیلییی عاشقشم
اونم منو دوست داره اما روی حجابم خیلی گیر میده یعنی من مو هام حتا ی تارشم دیگه بیرون نیست میگه بیرون نرو ب کسی نگاه نکن خانه کسی نرو
همیشه مترسه من ترکش کنم از پیش برم یا خانوادم ام اجازه ندن باهاش ازدواج کنم زود عصبی میشه زود از دستم ناراحت میشه
بعضی موقع ها مجبورم بهش دروغ بگم که نرفتم بازار بعدش عذاب وجدان میگیرم
قصدمون ازدواج خیلی دوسش دارم عاشقشم مخام تا ابد باهاش بمونم
اما میترسم از پیشم بره ازم سرد بشه علاقش از بین بره
من حاضرم بخاطرش چادر بپوشم حجابم کامل باشه سرم پایین باشه اما مخام تا ابد کنارم باشه دوستام میگن ازش جدابشو فلان اما نمتوانم خیلی دوسش دارم ی بار ۱۰روز بهش پیام دادم قهر بودم اما باز اشتی کردیم
هیچ از سیاست زنانه بلد نیستم مخام ی حرفی بزنم زود ناراحت میشه بلد نیستم یجوری بگم که قانع بشه
اگه میشه شما بگین چیکار کنم خیالش راحت بشه تا ابد باهاشم چیکار کنم علاقمون زیاد بشه
اخلاقش عالیه ولی خدا نکنه عصبی بشه یا فکر خیال منفی بکنه
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
ازدواج کردم ولی عاشق یکی دیگم . . .
سلام من خانمی ۱۷ ساله ام ی ماه عروسی کردم زندگیم خوبه خداروشکر فقط ی مشکلی دارم اینه من قبل عروسیم با ی پسری دوس بودم خیلی دوسش داشتم اونم منو خیلی دوس داشت شب روز همش باهم چت میکردیم تلفنی حرف میزدیم خیلی وابسته شده بودم میدونستم خیانت میکنم ب نامزدم ولی بقران دست خودم نبود دوسال باهم بودیم الان دیگه باهاش حرف نمیزنم ی ماهه اونم نامزد کرد امروزم جشن عقدشون بود خیلی خیلی حالم بده آنقدر تو ی ماه گریه کردم افسرده شدم شوهرم میگه خودتو داری داغون میکنی بخدا قسم دست خودم نیس میخواست نامزد کنه بهم پی داد گفت خیلی حالم بد شد گریه کردم نفسم درنیومد ی هفته تا صبح نخوابیدم گریه کردم فقط زنگ زد بهم حرف زدیم گفت گریه نکن جان من ما بهم نرسیدیم منم تو فشارم مامانم اینا میگن زن بگیر مجبورم توام ب زندگیت برس مرگ من دیگه گریه نکن رفت💔💔 بعضی موقعه ها حالمو از آبجیم میپرسه شب یلدا ب آبجیم پی داده بود ب آبجیت یلدارو تبریک بگو از طرف منم بوسش کن آبجیم اومد بهم گف حالم خیلی بد شد توروخدا بگین من چجوری فراموشش کنم امروز عقد کرد پروف گذاشته پیوندمون مبارک قلبم شکسته یعنی روزی نشد من آنلاین بودنشو چک نکنم هر شب دارم خوابشو میبینم دیوونه شدم جان مادرت توروخدا پیامو بزارتو کانال بگین چیکارکنم چجوری فراموشش کنم حالم بدع😔💔
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
تجربه #کادو🎁
من شوهرم اصلا اهل کادو خریدن و سوپرایز و اینا نیست در طول این 9سال یکبارم تا حالا برام روز زن نگرفته
خوب بریم سر اصل مطلب
یه روز که من خونه دختر خالم بودم وآخر وقت که شوهرم کارش تموم شد اومد سراغم وقتی نشستم تو ماشین بهم گفت ولنتاینت مبارک😊من تعجب کردم گفتم ممنون ولی تو از کجا میدونی، تو که اهل این حرفا نبودی اونم گفت هیچی تو اینستا دیدم فهمیدم ولنتاینه .
منو رسوند خونه و پدرشوهرمو (که اونموقه درگیر یه بیماری پوستی بودو مدام ازاین دکتر به اون دکتر میبردش)رو گفت که باید ببرمش دکتر .و منو گذاشت خونه و رفت
بعد من نمیدونم چرا همش فکر میکردم که ولنتاینه میخاد برا من کادو بگیره الکی مثلا باباشو بهونه کرده منو سوپراز کنه(زهی خیال باطل) خلاصه تا اینکه دوسه ساعت بعدش اومد و منم ناااراااحت رو تخت تو اتاق خواب که چرا شب منو تنها گذاشتی و اینقد دیر ...که اومد و گفت اگه گفتی برات چی خریدم من شوک شدم باخودم گفتم خدایا یعنی حسم درست بوده میخاسته منو سوپرایز کنه😍
دوباره شوهرم گفت یه چیزی خریدم که میدونم خییییلی دوس داری دوباره من😀😀گفتم مرسی خدااا که صدای منو شنیدی و خوشحال و خندون و ناراحتیمم فراموش کردم گفتم چی؟؟!گفت بیا خودت ببین تو آشپز خونس وای من نمیدونین 2قدم اتاق خواب تا آشپزخونه چه فکرای خوشی که باخودم نکردم اومدم تو آشپزخونه چی دیده باشم خوبه....
دیدم یه پلاستیک بادمجون خریده خودشم خوشحاااال ازاین همه لطفی که در حق من کرده
(آخه من بادمجون خیییییلی دوس دارم
و همیشه گفتم 7شبانه روزم کشک بادمجون بخورم سیر نمیشم )😐😐😐
آخرم شوهرم گفت زود باش کشک بادمجون درس کن بخوریم خیلی خستم باید زود بخوابم فردا کلی کار دارم😍
حسااابی بادم خالی شد و خورد تو ذوقم
تا من باشم و از کسی که محبت بلد نیست انتظار سوپرایز نداشته باشم
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
تجربه #شناخت درست🍂
سلام عزیزای دلم بنده 💁♀ 20 و عاقایی 27💁♂
دوسالی میشه ک تو عقد هستیم ..
اوایل نامزدی خیلی خوشحال بودم چشمم روهمه بدی های عاقایی بسته بودم .قبل عقد حدود 5 سال ارایشگاه رفتم و یاد گرفتم و مستقل شدم و کار کردم البته ب این حرفه خیلی علاقه دارم😍
اما روزاول نامزدی عاقایی گفت دیگ ارایشگاه نمیری منم ک خیلی خوشحال بودم نفهمیدم گفتم چشم 😔
اما حالا دلم پرمیکشه برای اون روزا خونه نشینم کرده میگه بشین اشپزی کن فیلم ببین حوصلت سرنره در کل حق ندارم دیگ تنها برم بیرون .دیدن دوستام تعطیل..❌
تو فامیل مارسم نیس دوره عقداجازه بگیری اما میگفت چرابدون اجازه من رفتی خونه خالت..یا مثلا میگفت جلو دوستام خودنمایی میکنی😧
تا اینکه با پدرم درمیون گذاشتم پدرمم بهش گفت اما درکمال ناباوری توروی پدرم وایساد گفت زنمه و حقمه و..خیلی ناراحت شدم😓 ..
اما پدرم گفت تا عروسی نکردی خونه منه اجازش دست منه..اینم بگم تو فامیل ما قبل عروسی عقد داعم نمیکنن صیغه دوساله مثلاتا عروسی کنن..!الانم میگ هرجا با پدرت و مادرت میری چادر میپوشی حق نداری دربیاری درصورتی ک من اصلا با چادر اعتماد بنفس ندارم ..میگم ما تفاهم نداریم میگه تفاهم کی مد کرده🤭 ..
اعتماد بنفس چیه دیگ😐 ..واقعا خسته شدم همه علاقم پرکشیده.فقط اینکه ابجیایی قشنگم تو مراسم خواستگاری لطفا درمورد سلیقه و علایق و هرچیزی ک فکر میکنین علاقه دارین صحبت کنین حتی اگر ذره ای دیدین نمیتونین قبول نکنین
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
به زندگیم امیدی ندارم . . .
سلام تازه عضو کانالتون شدم.میخام ازدوستان خاهش کنم راهنماییم کنن چون توزندگیم واقعا هیچ امیدی ندارم بجزدخترم ازاینکه باذوق ب مدرسه میره تنها نقطه امیدمنه.خیلی خسته م از این زندگیم ۸سال بیشترمیشه ک بامادرشوهرودخالتاش زندگی میکنم شوهرمم یه ذره درک نداره خسته میشم بی توجه ای هاش بارها وبارها مشکلماتمونوبش گفتم بیفایده بود.اینکه بگم مادرشوهرمم بیش از حدمهمون داره وبااینکه طبقه بالاهستیم واقعااذیت میکنن نمیزارن براخودمون وقت بزاریم.سالی یه باربزوراجازه داریم بریم خونه بابام اونم درحددوروز ن بیشتر.شوهرم بددهن و بداخلاقه وبیش ازحدکفرمیورزه.این اخلاقشوب مادرش رفته واقعاازرفتاراشون کلافه شدم.توهررفتاری دخالت داره وبارهاگفته نباید ب زنت اجازه حرف زدن بدی وحتی باید بزنیش متاسفانه خیلی خوب اثرکرد روش اماچیزای خوب اصلااثرروش نداره.الان اگ بخام داستان زندگیموبگم طولانی میشه.ممنون از کانال خوبتون باعث دلگرمی میشه
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
شوهرم با جاریم بهم خیانت میکنه . . .
سلام خسته نباشیدفاطمه هستم من ۱۷ سالمه ی پسر دارم از ۱۱ سالگیم ازدواج کردم اوایل جاری و شوهرم خیلی رو هم ریخته بودن ۲ سال تو عقد بودم بعد ک عروسی مو گرفتم فهمیدم اینا باهم رابطه داشتن الانم خیلی اذیتم میکنه جاریم همش میگه شما سطح خونوادتون پایینه شما فلانین و این حرفا شوهرم پسر داییمه از اول دوسش نداشتم ب اصرار خونوادم بود ک ازدواج کردم
۴ ساله انقد همین خیانت و مرور کردم دارم دیوونه میشم هر روز با شوهرم دعوا میکنم کلا دیگه افسردگیم گرفته دارم خفه میشم چن بار خواستم خودکشی کنم اما ناموفق بود کسی میتونه کمکم کنه اوضاع روحیم خیلی خرابه😭😭😭😭
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
❌نامزدتون رو مجبورنکنید بی گناهیشو ثابت کنه😶
اگرنامزد و یا همسر خود را مکررا محسوس و نامحسوسکنترل میکنید
و ناگزیر از پرسیدن سوالاتی مثل
کجا بودی؟😬
چیکار کردی؟😵💫
کی کارت تموم شد؟🙄
فلان جا کنار کی نشستی و.....هستید
توصیه میکنم دست از این کارها بردارید✋
بدترین چیزی که هر انسانی را فراری میدهد
این است که فکر کند کسی ازادیش رو محدودمیکند
و باید بی گناهی خود را در محکمه ای مکرر اثبات کند!!
همین کار باعث میشه که ازتون فاصله بگیره
ویا به خاطر این چک کردن های بیجا شروع کنید به دعوا و بحث و اختلاف😵
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خانوادم بین منو خواهر بردارام فرق میزارن . . .
سلام
من یه دختر۱۴ سالم
راستش وضع اقتصادی مون متوسطه اما متاسفانه خانوادم بین بچه هاشون فرق میزارن مثلا واسه داداشام و خواهرام (من دو تا خواهر دارم و ۲ تا داداش) همه چی میخرن از خوردو خوراک تا لباس و پوشاک اما واسه ی من نه
مثلا بهشون گفتم چرا واسه من خرج نمیکنین فقط میگن توام بزرگ شی برای توام همینطوره خب من الان نیاز دارم گوشی حتی ندارم همه ی بچه های فامیل گوشی های آیفون اما من گوشی ندارم و ماله مامانمه اونم که کامل از کار افتاده
اما واسه بقیه بچه هاشون گوشی کامپیوتر هرچی ک بگن کتاب نه یکی ن دو تا واسه هر درس چند تا
الان نمیدونم به درسام فکر کنم یا دغدغه هام من از کلاس اول تا همین سال دانش آموز اول بودم اما نه تشویقی شدم نه محبتی اصلا باهام خوب رفتار نمیکنم من خانوادمو خیلی دوست داشتم اما یه کاری کردن که بهشون حتی سلامم نمیدم و بودو نبودم اصلا مهم نیس واسه بقیه غذاهای متفاوت لباس های متفاوت اما من هرچی باشه من الان توی سن بلوغم نیاز به محبت بیشتری دارم اما انگار ن انگار و کاملا از خانوادم سرد شدم 💔
وقتی دوستام صحبت میکنن از زندگی شون فقط باخودم میگم چرا من اینطوری نیستم؟
یا با دوستام وقتی دردو دل میکنم میگن شاید فرزند خونده ای در این حد فقط الان به یه آبجیم و دوستام امید دارم
وقتی خانوادت اینطوری باشن چه امیدی ب بقیه من همیشه نمازم میخوندم ولی الان اصلا نمیتونم پاهام راه نمیره امروز نشستم و با قرآن گریه کردم بخدا خیلی افسردم من ۵ ماهه بجز مدرسه هیچ جایی نرفتم
نمیدونم چیکار کنم😭😔
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882