eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.1هزار عکس
690 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 چهار ساله ازدواج کردم . . . ‌توروخدا بزارین کانال من هانیه ۱۹ ساله ۴ ساله ازدواج کردم یه پسر بچه ۳ ساله دارم شوهر وقتی بچم ۶ ماهه بود فهمیدم ک بهم خیانت کرده با هم روستایشون و باخواهردوست صمیمیش خیلی وقت پیش قسم خورد ک دیگ تموم شده رابطم بهم خیانت کرده دوست دخترش دیگ بهم خورده منم خیالت راحت شود یه چن روز پیش منو برد خونه مامانم یه چن روزی بمونم ک زن دادش اون قهبه زنگ زده به شوهرم گفته ک شوهر اون دوست دخترش رفته دادگاه گفته زندگی منو یه پسری ک متاهله قاطی کرده افتادیم به طلاق راس می‌گفته مدارکش زیر پوش های اون قهبه بوده رم بوده توش پر عکس فیلم رابطشون و ۵ شیشتا عکسشون بوده ک زن داداش اون قهبه خواسته ک من نبودم شوهرم داده من نمیدونستم اصلا اونارو داره قائم کرده بودش زن داداش قهبه امروز به من زنگ زد گفت ماجرارو منم آنقدر ناراحت شودم باهاش دعوا کردم قلبم داره میترکه پشتبانی ندارم پدرم نمیزاره طلاق بگیرم میگه بدون بچه بیا منم بی بچه نمیتونم زندگی کنم بخاطر همین گرفتار شودم توروخدا چیکارکنم راهنماییم کنین چیکارکنم ک خوب بشه دیگ بهم خیانت نکنه بخدا حال وروزم خرابه کمکم کنین احتیاج دارم بهتون وقتی نمیتونم طلاق بگیرم پس راهنمایی کنین حداقل زندگیم خوب بشه بخاطر بچم کفر نمیکنم ناشکری نمیکنم خدا داده هارو داده نداده هارو نداده کرده هاشو کرده نکرده هاشو نکرده اما سرنوشتمو بد نوشته روزی صدبار میگم کاش پسرم نبود میذاشتم میرفتم ک میدونست منم رفتن رو بلدم اما نمیتونم کمکم کنین ببخشد ک بیشتر شود به کمکتون احتیاج دارم توروقران کمکم کنین ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 عاشق پسرداییم شدم . . . ‌سلام خوبی میشه پیام بزاری کانال ب مشاوره احتیاج دارم من۱۷سالمه پسرادییم ۲۱من قبل پسرداییم خیلی دوس داشتم ولی ب مرور زمان یادم میرف باز ک میدمش هواییش میشدم ولی وقتی ک فهمیدم رل داره و خیلی دوسش داره وعکساش ک دیدم دلم ریخت حالا بد از چن ماه اومده پیام داده ک قبلا کسیو دوس داشتی یانه رل داشتنی جون مادرت راستشوبگو بدخودش معرفی کرد اول قبول نکردم گفدم چزا پیام دادی گف ک من عاشقتم از بچگی دوست دارم قصدم ازدواجه هی حرف ازدواج میزنه ک اک من ی ماه بد بیام خواستگاری جوابت چیه بد گف ک به هیشکی نگو ک من پیام دادم و بامن حرف زدی یاخواهی زداگ اومد خواستگاری چجوری راضی کنم خانوادمو چون مامانم قبلا ک بحث افتاده بود میگف من توروب اون عمرن بدم ولی من واااقعاادوس دارم اونم ک میگه موندم چیکارکنم من اول قبول نمیکردم اون خیلی اصرار کرد الان باهاش حرف میزنم ب کسیم نگفم بنظرتون بهترین کار چیه گفت ک بهم اعتماد کن ب کسی من چیزی نمیگم توام نگو تا وقتش برسه میگم ب کی بگی ب نظرشماچیکارکنم واقعا استرس دارم نمیدونم بهترین کار چیه ؟ممنون از مشاوره قشنگتون ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 شوهرم قرص مصرف می‌کنه . . . ‌سلام آدمین عزیز خواهشا پیام منم توکانال بزارین.خیلی مهم هست پاسخ دوستان بهم.سلام دوستان عزیز امیدوارم مشکل هممون حل بشه وحال دلمون خوب بشه. 🤲من خانمی هستم ۲۸ ساله. که در۲۰ سالگی با یکی ازفامیل های دورمون ازدواج کردم که ایشون هم الان ۳۰ سالشونه. من یه دختر ۶ ساله دارم ویه پسر۳ ساله. من تازه فردای شب یلدا فهمیدم شوهرم قرص ترامادول مصرف میکنه از جیب کاپشنش پیداکردم وخیلی ناراحت شدم ولی به روش نیاوردم. شوهرم ازاول شکاک بود وبددل طوری که سرهرچیزی باهام دعوامیکنه وگیر میده بهم .خودم دیپلم دارم وایشون بی سواد هستن خودم ازاول نمیخواستمش خونوادم دادن. پدرم خیلی روم حساس هست که ناراحت نباشم ولی من چیزی بهش نگفتم از مشکلاتم.ولی شوهرم انقدکه دلم وشکسته هرشب باگریه میخوابم. وتازه که فهمیدم ترامادول مصرف میکنه ازمن قایمکی. حالا نمیدونم واقعا چندسال هست که استفاده میکنه.پدرم همیشه به من می‌گفت شوهرت ترامادول میخوره ولی من چون نمیدونستم میگفتم ن من چیزی ندیدم. ولی حالا مطمعنم که استفاده میکنه.من بامادرم درمیون گذاشتم که اخلاقش بدهست والان ترامادول میخوره ولی مادرم نزاشت چیزی به پدرم بگم .ازشما عزیزان میخواستم ازتجربه هاتون ونظراتتون کمکم کنید که چیکارکنم. منم باشم مادرترک 😊 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام. برا دوستی که نامزدشون چشم درد میشه، ممکنه خشکی چشم داشته باشن و اشک مصنوعی و پماد ساده چشمی استریل کمک کننده باشه به چشم پزشک مراجعه کنن لطفا ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام علیکم برای خانمی که گفتن زیر بغل مادرشون یه چیزی هست باید بگم بهتون که من قبلا در همسایگی مون فردی بود که همین مشکل رو داشت اهمین نداد گفت چیزی نیست تا این غده آومد شرمنده زیر سینش و این خانم وقتی میرفت حمام این غده رو حس می‌کرد و وقتی رفت دکتر که خیلی دیر شده بود و دکترا تشخیص دادن که سرطان سینه گرفته و سینش رو بریدن اما فایده ای نداشت موهای کل بدنش ریخت موهای سرش ریخت باور میکنید ۹۰ کیلو بود الان شده ۶۰ کیلو 😔 شده‌ پوست و استخون فقط نمیخوام بهتون انرژی منفی بدم شایدم همچین چیزی نباشه برای مادر تون ولی حتما پیگیری کنید و دکتر برین بازم نظر شخص من بود امیدوارم از دست من نارحت نشده باشین و امیدوارم که این پیام رو بخونین یا علی مدد ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 👒بانو و زندگی👒 دوست داشتن تو دليل نميخواهد دوست داشتن تو جان مي خواهد جان به جانم كنند دوستت دارم... ✨🌈❤️ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 اپیلاسیون . . . ‌سلام خدمت همه ی دوستان من یه مشکلی دارم امیدوارم بتونید کمک کنید واونم اینکه من بعد هربار ک بدنمو اپیلاسیون میکنم مخصوصا قسمت بازوها و پاهام یا حتی گاهی ژیلت میزنم بلافاصله بعدش جوش میزنم ولک میشه😢 واین لکها مدتها روی پوستم میمونن ومنو آزار میدن بطوری ک حتی نمیتونم لباس کوتاه بپوشم و واقعا اذیتم خواهشم از دوستان اگه راهکاریی بلدن که زودتر جواب میده ومن از شر جوش ولکها راحتشم ممنون میشم کمکم کنید🙏 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 انتخاب رشته . . . ‌سلام راهنمایی میخواستم 15 سالمه امسال باید انتخاب رشته بکنم خودم تجربی رو خیلی دوست دارم ولی انگیزه ندارم برای درس خوندن نمیدونم چجوری بخونم چند ساعت بخونم که بتونم تجربی مدرسه خوب بیارم از طرفی که انگیزه ندارم برای خوندن دندونپزشکی رو دوست دارم خیلیم دوست دارم ولی یه شرایطی پیش اومده تو خانوادمون اصلا تمرکز ندارم گذشته از اون انگیزه ندارم و احساس میکنم نمیتونم موفق بشم ولی دندونپزشکی رو دوست دارم میخواستم راهنماییم کنین ممنون میشم ❤️🍀 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 برای خانمی ک دوست پسرشون حساسه و از بیرون رفتن منع شدن دوست گلم من پدری دارم ک مارو از بیرون رفتن منع میکنه همانطور ک گفتین روی حجاب حساسه بدبین و شکاکه مادرم میگه ک اوایل ازدواج اصلا اینطور نبوده و الان اینجور شده یعنی دارم میگم اونی ک اوایل زندگی اینجور نبوده الان اینجوره شماهم روی کارتون بیشتر فک کنین با این اوصافی ک ایشون از الان اینجورن ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 تجربه ❤️ دختری ۳۱ ساله بودم و از نظر جنسی خیلی درگیر بودم به پیشنهاد یکی از استادام و با اجازه از مرجع تقلیدم، پس از توضیح اوضاعم با جوان ۲۰ ساله ای ازدواج موقت کردم و کم کم اوضاع روانی و بدنی و تنشهای روحیم خوب شد. روزی در حرم یک امام زاده با آقا پسر در حال صحبت بودیم که نگهبانی ما رو گرفتن و پدرم از موضوع با خبر شدن و خیلی ناراحت😬 و رابطه ما تمام شد. بعد از یک هفته اون آقا پسر تنهایی اومد و با پدرم قرار صحبت گذاشت و منو از پدرم خواستگاری کرد❤️ولی پدرم خیلی مخالفت شدید کردن، یکی بخاطر سن پایین ایشون و دیگری اوضاع مالی که جز ماهیانه ۴۵ هزار تومان بیشتر پول نداشت و من که دختری ناز پرورده و تحمل فقر رو نداشتم رو، بهانه کردن😒 ولی مادرم که زنی بسیار فهمیده و خدا طلب هست و اعتماد به خداش زیاده بعد از تحقیق و استخاره با همه حرف زدن و همه رو راضی کردن دوستان، همسر من حتی پول خرید حلقه عروسی نداشتن و از استادشون قرض کردن و کت و شلوار خواستگاریشون هم قرضی بود تا این حد در فقر بودن... ولی هفته بعد از عقدمون هدیه ای شامل حالمون شد، و مجلس عروسی آبرومندی رو با اون پول گرفتیم همه تعجب میکردن از کار خدا🙏 عزیزان خواهر شوهر و مادر شوهرم تو روی خانواده ما ایستادن و هر حرف زشتی رو زدن ولی مادرم با آرامش کامل گفت هر چی خدا بخواد پیش میاد. الان ۱۱ سال از اون زمان گذشته و نه ارثی به ما رسیده و نه کیسه پولی نازل شده ولی با تلاشهای کوچک ما و برکت دادن اون توسط خالق، اون جوان فقیر یک خونه کوچیک و یه ماشین و دوتا بچه ناز داره و همه رو از الطاف خدا میدونه بعد از عروسی حامله شدم و رزق دخترم خیلی زیاد بود، بعد از زایمانم هم کربلا طلبیده شدیم و در یک هفته در ناباوری کامل هم اسکان مجانی نصیبمون شد و هم پول کربلا جور شد و در کربلا از امام حسین یک علی اکبر مثل پسر خودش خواستیم که خدا بهمون یک پسر هم داد که اونم رزق عجیبی داشت از خرید خونه و ماشین و..... ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 تجربه 💔 باید بگم ک من پارسال بم یه خاستگار اومد و منم کلا عقلمو از دست داردم و ب قول گفتنی سرم گیج رف به یه دوست دارم گفتنش😐 هیچی دیگ منم ب اون گفتم دوست دارم ولی ب اعضایه خونواده هیچکدوم چیزی از دوست داشتش نگفتم و اجازه دادم ک اونا تصمیم بگیرن😊 بابایه منم ک کاملا مخالف بود هم بخاطره سن من وهم بخاطره شرایطه خونواده مسره ک باباش معتادو خودش بی کارو...خلاصه بهتون بگم ک من فقط عاشق قیافش شده بودم😐😩 اینا اومدن خاستگاریه من ولی بابام ب شدت سر حرفش وایساد و اونا رو انداخت بیرون و منم وقتی دیدم اینطور شده خودم ب پسره پیام دادم و گفتم ک ولم کن ما ب هم نمیرسیمو.. ولی بعداز دوساعت ی اقایی زنگ زدوگف چی بش گفتی حالش بد شده و الان بیمارستانه😒 منم گفتم برام مهم نیس و فقط دس از سره منو خونوادم بردارینو قط کردم؛ولی بابام رفت ک شکایت کنه از دستشون ک انقدر مزاحمه ما میشن هرچی نباشه ۳بار اومدن خاستگاریم و مامانشو زنداداشش میومدن جلو در مدرسه و تهدید ب فرارم میکردن خودش بم پیام میدادو... این اقا ب من گفته بود ک من تا تهش ک تورو ب دست بیارم میمونم و فقط کافیه ک تو منو بخوای منم ک فک میکردم راس میگه بش گفتم میخوامتو..وقتی بابام رفت ک شکایت کنع قاضی ب پسره زنگ زد ولی برخلافه همه افکارم پسره کاملا منکر این شد ک منو میشناسه😔 منم خیلی ناراحت شدم و اومدم خونه و جلو بابام بش پیام دادم گفتم ک فریبم دادیو دس از سرم بردار و حالم از بهم میخوره عو اینا... این پیامو دادم و یسالی بود ک ازش خبری نشد و من فقط سه هفته بعداز اون پیامه فهمیدم ک بایه دختره نامزد کرده و دیگ هیچی ولی بعداز یسال اینا ب مشکل برخوردن و دارن طلاق میگیرن (ک مطمعنم اهه خودم گرفتتشون ) و این اقا هنو اینو طلاق نداده برگشت ب من پیام دادو گفت ک میخوامتو تو داری دربارم اشتباه میکنیو ی بار جور کن ببینمت منم ک ساده ن به مامانم گفتم و ن به بابام و قرار گذاشتم و رفتم ببینم چی میخواد بگه اصن چی داره ک بگه ولی از شانس بده من پسرعموم ماروتو خیابون دید و این اقا همونجا فرار کرد درحالی ک توتمام راهی ک داشتیم میرفتیمو میگف ک من از هیچی نمیترسمو تورو دوباره ب دست اوردمو اینا ولی فرار کرد ورفت از خونشون حاضر شد رف تبریز وهنوزم ک هنوزه برنگشته از ترسش 😔😔 منم علاوه براینکه بابام خودمو خیلی دعوا تنبیه کرد جلودره اونام رفتو گفت ک باز چی میگین ی زنم گرفته پسرتون باز اومده سراغه دختر من مادر پسرم ک از همه جا بی خبر زنگ میزنه ب پسره و قضیرو میپرسه.پسرم با کمال پررویی جلو بابایه من داییامو عموهام میگه ک دختره خودتون بمن پیام داده وگفته بیا همو ببینیم درحالی ک اصن اینطور نیست و من فقط به اون گفتم ک کی بیاد حالام هم ابروم رفته وهم فهمیدم ک دروغ گفتن بهمو گول خوردم😔😔😭😭😭 بابام رفت شکایت کردو الان منتظریم ک پیامک بهمون ارسال بشع و بگن ک کی بیایم دادگاه من در حدی نیستم ک به شماها مشاوره بدم یابگم چیکار کنید و چیکار نکنید ولی توروخدا گوله این گرگایه خیابونو نخورین اینا مرد زندگی نیستن😒سعی کنید هرچی شدرو ب خونوادتون بگین تا عین من نشین😔 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 💄💍 سلام به همه‌ی دوستان بریم سراغ افتضاح من ☹️ اوایل نامزدیمون بود من رفتم خونه مادر شوهرم اینا، اینم بگم ک خیلی با پدر شوهرم رودروایسی دارم یه آدم اهل مطالعه و صحبتای علمی هس کلا خیلی پره این تا اینجا. خلاصه بعد از ناهار من و شوهرم رفتیم تو اتاق شروع به یه سری کارای گل برسری کردیم😁من دیگه خسته بودم حتی حوصله لباس پوشیدن نداشتم فقط پتو کشیدم روم بخوابم شوهرم گفت اگ پاشدی نبودم نگران نباش میخوام مامانو ببرم دکتر زود میام....😢 خلاصه من یهویی بیدار شدم دیدم خیلی دیره هول کرده بود چون پدر شوهر خونه بود میخواسم مثلا نشون بدم عروس کاری هسم و این چیزااااا هرچی گشتم شرتمو پیدا نکردم فقط زود یه شلوارک کتون پوشیدم(زیپ دار) و تیشرتم خلاصه رفتم بیرون چایی دم کردم و بردم ک باهم بخوریم سینی رو گذاشتم رفتم قند بیارم پدرشوهرم رو زمین نشسه بود بعد من روبروش وایسادم باهاش به خیال خودم صحبتای علمی میکردم ک اره منم حالیمه دیدم قرمز شده🫢 ولی همچنان ادامه میدادم دیدم نههههه اصلا عین خیالش نیس که تو بحث شرکت کنه🤔 بعد دید کوتاه نمیام گف باشه باشهههه بسههه... 🤫خیلی تعجب کردم... گف حالا برو خودتو تو آینه نگاه کن 😣 گفتم وااا چشه شاید موهام بهم ریختس یا دور دهنم چیزیه... رفتم دیدم اوفففف زیپم تا ته پایین بود 🤣🤣رفتم تو اتاق نرفتم دیگه چاییم بخورم حتی😕هعیییی تا فرداش ک رفت سرکار من رفتم بیرون🤦🏻‍♀️ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882