🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
پدر و مادرم جدا شدن . . .
سلام ماهی جون
ترو به خدا پیاممو بزار
خیلی به کمک احتیاج دارم قسمت دادم بزار😔
من یه دختر ۱۵ سالم که یه خواهر دوقلو هم دارم و یه خواهر ۴ سال از خودمون بزرگتر که ازدواج کرده
از وقتی خودمونو پیدا کردیم وسط دعواهای مامانو لابا بودیمو همشو استرس و ترس و...بامون همراه بوده
مامانو بابام از اول تفاهم ندارن سر یه چیزی با اینکه خودشون همدیگرو دوس داشتن به خواسته ی خودشون فرار کردن و ازدواج کردن باهم
۵ ماهه که سر یه چیز الکی دعوا کردنو دعوا رو کش دادن و مامانم به خونه که نمیشه اسمشو گذاش خونه اجاره کرده و مارم اورده پیشش
کار به طلاق و اینا کشیده و اقدام به طلاق و درخواست مهریه کردنو اینا کشیده
منو خواهرمم این وسط موندیم چیکار کنیم
هر راهیو بگین امتحان کردیم
با بابامم حرف زدیم با مامانمم با ملایمت با هر لحنی که بگین صحبت کردیم ولی هر دوتاصون مرغشون یه پاداره
میگن ما باهم زندگی نمیکنیم
شما هر موقع دوس دارین با هرکدوممون بمونین
یه ذره به فکر منو خواهرم نیستن
میگیم الان همه چی به خواسته ی شما نیس پای اینده ی ما وسطه
میگن نه ما یه عمر عذاب کشیدیم الان میخایم جوونیمونو بکنیم
اینم بگم مامانم ۳۶ و بابام ۳۷ سال دارن
الان که دارم مینویسم اشک چشام بند نمیاد
بخدا بچه ی بدیم نبودیم همیشه نمره هامون عالی بودن
تا حالا خطایی ازمون سر نزده
منو خواهرم دوقلو ایمو تنها امید همیم
ولی نه من نه اون دیگه نمیتونیم تحمل کنیم
بریدیم
حتی میشینیم بعضی وقتا به خودکش فک میکنیم
مامانو بابام حتی بخاطر ما نمخان باهم زندگی کنن
موقعی که خونه بابام بودیم خیانتای هر دوشونو ددیم ولی چشم بستیم
حتی الانم دارن به هم خیانت میکنن
میگن هرکی راه خودشو بره
ترو به خدا یه چیزی بگین اروم بشم
یه راهی جلو پام بزارین
اینکه چطوری مامانو بابامو راضی کنم
داریم ردز به روز تباه میشیم
۱۵ سال سن داریم ولی اندازه یه ادم ۳۰ ساله خسته شدیم
مغزم داره میترکه
هیشکی درکمون نمیکنه
اصن نمیفهمن ما هم بابام میخایم هم مامان
به خدا حسود نیستما
ولی بعضی وقتا وقتی یه خونواده کنار هم میبینم حسودیم میشه
مامانم صب میره سرکار تا عصر که میاد شام میخوره میخوابه
ولی من دلم مامان میخواد
ننیدونم میتونین درکم کنین یا ن
اگه کسی میتونه راه حلی بگه
ممنون میشم
ایشالا که خدا نشکل هموتونو حل کنه
تروخدا دعامون کنین این زندگی از هم پاشیده شده درس بشه که اگه نشه خدا میدونه چه بلایی سر منو تواهر طفلیم میاد
ببخشید زیاد شد
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
همسایه پرو . . .
سلام من همه ی درد دل هاتون خوندم امیدوارم حالتون خوب باشه
ما یه همسایه ای داریم فامیلمون میشه خیییلی زیاد دیگه پررو شده بخدا پیش میاد خودمون پول نداریم ا شوهرم پول قرض میکنه شوهر من هم خو ساده خودمون خرج دکتری و..کم میاریم ولی اونا هم ول کن نیستن
تو رو خدا راهنماییم کنید
منم باشم رویا خانوم
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
عکس کرم شیر که دوستان میخواستن👆👆👆
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
نمیتونم از دوستم جدا شم .. . .
سلام.Ghهستم
شاید من هم باید یه روزی.بایکی درد و دل میکردم.هنوز هم مطمئن نیستم که میخوام حرف بزنم.
امروز.داشتم به دوستم از دلخوری ک نسبت بهش داشتم میگفتم..نمیدونم کجای حرفام بد بود.کجای کارم اشکال داشت.ناراحت شده بود؛ولی چیزی نگفت و رفت.وقتی ازهم جداشدیم.بهم پیام داده بود ک دیگه نمیخوام ببینمت و باهات حرف بزنم و برات متاسفام و این حرفا؛
دلم خیلی خیلی شکست.بلاکم کرده بود.بغض بدی تو گلوم جا خوش کرده بود..به طریق یکی از دوستام.تونستم باهاش حرف بزنم؛هرچی ک خواست گفت.ولی من نمیخواستم از دستش بدم.تلاشم رو کردم.ولی عذر نخواستم.چون کاری نکرده بودم؛بهم گفت عقده ای؛گفت هرکسی؛گفت نمیخوام باهات حرف بزنم؛من در جوابش سعی میکردم آرومش کنم.تا بیشتراز این اعصابم بهم نریزه.تمرکز نداشتم.اونم تو امتحانا ک برام خیلی مهمن.واسه همین نخواستم با فکر کردن به اونو حرفاش؛تمرکزم رو تو درس خوندن از دست بدم.
من و اون.بیش از5ساله که باهم دوستیم.تا اینکه انتخاب رشته کردیم و الان 3/2ساله ک خیلی کم همو میبینیم.ولی بازم جدایی ازش برام خیلی سخته.
لطفا راهنماییم کنین تا بتونم تمرکز داشته باشم.
ممنون🌻
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
همسرم راننده ماشین سنگینه . . .
سلام خسته نباشید من ۱۶ سالمه دوساله ک ازدواج کردم همسرم تریلی دارن و خودش همرانندس دوهفته نیس ی هفته هس با وجود اینکه از هم دوریمبازم باهم ب شدت بیشتر اوقات دعوا میکنیم زندگیمون شده بازیجه ی دست مادرشوهرم قبلا مادرشوهرم خیلی هوا مو داشت و خوب بود ولی بعد از ی دعوا ک باهم داشتیم همیشه تو زندگیمون دخالت میکنه و زندگیو ب کاممون سیاه کرده تمام وسایلی ک میخاستن بخرن رو رفت خود مادرشوهرم بدون سلیقه ی من هرچی دوست داشت خرید و این قضیع خیلی خیلی ازارم داد همش بعد اون دعوا داره بهم نشون میده ک اون میتونه هرکاری بکنه و هیج کاری از دست من بر نمیاد و همسرمم انگار عروسک دست اونه هرکاری ک میگه انجام میده اصن من براش مهم نیستمهمیشع تو چشام نگا میکنه و میگه ک توی هرکوچه خیابون زن ریختس ولی مادر یدونس و لنگه ی مادر خودم دیگه وجود نداره و همیشع میگه تو اخلاق نداری مامانت تو زندگی ما دخالت میکنه و ب تو میسپاره ک این کارو بکن و اینکارو نکن در صورتی ک واقعا اینجوری نیس و من نمیتونم با هیچکس درو دل کنم هیچکس و همه ی دردامو میریزم توی خودم من دختر ۱۶ ساله جوری شکسته شدم ک هرکی میبینتم نمیشناستم توی سن بچگی ک ما باید بچگی میکردن مارو شوهر دادن هیچی از زندگیم نمیدونستم خیلی اشتباه کردم با خاهر شوهرم دعوا کردم تو ذهنم جبهه ی بدی داشتماز خاهر شوهر مادرشوهر ولی خوب از همون اولای زندگی دخالت کردن واسه همون بود ک از همون اول ذهنم نسبت ب اونا جبهه گرفت همسرم خیلی تند اخلاقه و بد زبون همیشه مند با زبونش ازار میده بهم تیکه میده اصلا نمیتونه درکم کنه همسرم ۲۷ سالشه من ک کلن نمیتونم درکش کنم اما اونمنتونست منو درککنه همسرم کلن احساساتش مردس وذره ای احساس نداره هیچ وقت بهم محبت نمیکنه توی این دوسالی ک ما نامزد بودیم هیچ هدیه ای برام نخرید و هیچ مسافرتی منو نبرد ب اسرار من رفتیم مشاوره و مشاور گف ی مسافرت برین و ....
ما باهم رفتیم مشهد و خونه ی دایی هام و خاله هام ولی کاری کرد ک پشیمون شدم جلو همه ثابت کرد ک دوسم نداره منو مسخره میکردو دست مینداخت تا بقیه بخندن از این قضیع خیلی ناراحت شدم خیلی و هیچ وقتماز یادم نمیره
👇👇👇ادامه . . .
اون اولین و اخرین مسافرتمون بوده تو این چن وقت و هیچ مسافرت منو نبرده و حتا دریغ از یک شاخه گلی ک برام بگیره هیچی فقط این روزا کارمون شده بحث
شوهرم خودشو از من بالاتر میدونه چون اونا پولدارنو ما هم سطح اونا نیستیم من از اول دوست نداشتم باهاش ازدواج کنم چونکه شغلش جوری بود ک اگ اون میرفت و برای ما مشکلی پیش میومد اون ازش کازی بر نمیومد ولی ب اسرار خانواده باهاش ازدواج کردم بخاطر اون همیشه با پولش بهم سر کوفت میزنه ولی پولداره ولی خسیسع و هیچ لباس و هیچ چیزی برای من نمیخره و چیزی هم ک میخره خودشو میخوره ک من مثلا یک تومن رو ی لباس دادم و واقعن اخیرا بعم تحمت میزنه میگه تو مشکوکی تو داری ب من خیانت میکنی و ....💔تحمتی ک اصن خوشایند نیس ولی اون تاحالا از من چیزی ندیده ولی همسرم وقتی حتا دستشویی میره گوشیشو باخودش میبره و همش گوشیشو ازمن پنهون دارع ولی واقعا جدیدن دیگه دعوا هامون ب جاهای باریک کشیده و زندگیمون داره از هممتلاشی میشع واقعا مگه من ۱۶ ساله چ گناهی کرده بودم ک اینجوری باید عذاب بکشم 💔🥺
نمیدونمواقعا طلاق بگیرم یان لطفا راهنماییم کنین
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
فاطمه هستم . . .
سلام به همه عزیزان..من فاطمه هستم ۱۹ از تهران همسرمم۲۳ و یکساله ک ازدواج کردیم
منو همسرم بخاطره دست به زن داشتن ایشون و دخالت خانوادش به مشکل خوردیم و الان ۴ماه هستش ک من خونه پدرمم و هیچ کدوم از خانواده همسرم تو این مدت نه دنبالم اومدن نه حتی یه زنگ بهم زدن
منم دادخواست طلاق دادم.از همون هفته اول ک اومدم خونه پدرم همسرم پیام میداد برگرد و خواست ایشون فقط درحد پیام بود و هیچ تلاشی نمیکرد.تا اینکه دادگاه از ما خواست باهم صحبت کنیم تا شاید به نتیجه ای برسیم و من ازهمسرم خواستم تا تو محضرتعهد رسمی بدن که دست رو من بلندنمیکنن
اما ایشون ازاین کار امتناع کردن و وکیلشون نمیذاره تعهدرو امضا کنن
از طرفی منو همسرم خیلی همدیگرو دوست داریم و ایشون میگن ک رفتار زشت گذشتشونو تکرار نمیکنن و من واقعا بدون ایشون نمیتونم زندگی کنم...نمیدونم واقعا آیا زندگی با ادمی ک دست به زن داره و تابع حرف دیگران هست و به خانوادش اجازه دخالت میده کار درستیه؟فرصت دادن بهشون کاراشتباهی نیست؟
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
هفده سالمه .. .
سلام بہ ھمگی
من ۱۷ سالمہ ، از ۱۲ سالگی پریود میشم
از ۱۳ سالگی پ*ری*و*دم نامنظم شد و رفتم دکتر گفت ھورمون بدنت بھم ریختہ و مقداری کیست داشتم
خلاصہ ۵ دکتر من تا الان رفتم چون وقتی از زمان قرص ھا میگذشت یا یک ماہ نمیخوردم دوبارہ پریود نمیشدم و باید امپول میزدم
منم از این وضع دیگہ خستہ شدم دکتر نرفتم و یہ قرص ھست مال اخرین تجویزم بودہ ھمونو مصرف میکردم
بعد الان چندماھی ھست کہ برعکس شدہ😐 دوھفتہ یکبار پریود میشم و ھربار ھم اینقدر خونریزی دارم دیگہ بہ زور درس میخونم 🤦♀
مامانم ھرچی میگہ بریم دکتر من چون درسم خیلی مھمہ میگم نمیتونم و انداختم پشت گوش و گفتم خوب میشم ، ولی دوبارہ اینطور شدم
یعنی دقت کردم وقتی استرس یا شوک بھم وارد میشہ ، دیگہ حتی زودتر ھم میشم
مثلا سرکلاس یہ درس دارم معلمش سختگیرہ وقتی امتحانم تموم میشہ خون ریزی میگیرم بعد یک روز قطع میشہ
خلاصہ یا اینطورم...
یا کلا ماھی دوبار پری*ود میشم
کسی از شما میدونہ علتش چیہ ؟ خطرناک ھست؟ چون ایام امتحان ھست گفتم دکتر نمیرم وقتم میگیرہ از بس باید ازمایش و سونوگرافی بدی
بخدا دیگہ خستہ شدم اگہ یک ماہ قرص نخورم سیستم بدنم بھم میخورہ یا یھو جوش میزنم
یہ سوال دیگہ داشتم ، من چند روزیہ ماھیچہ ران پشت بام پایین ب*ا*س*ن خیلی درد میکنہ و تیر میزنہ روبہ پایین ، بطوری کہ نمیتونم چند دیقہ بشینم ، کسی میدونہ علتش رو ؟؟؟
ببخشید طولانی شد ، ممنون میشم جواب بدید 🌸✨
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
دارم جدا میشم ولی نامزدمو دوست دارم . . .
سلامخستهنباشینمن۱۷سالمهنامزدم۲۶سالشه۲۳بهمنپارسالازدواجکردمشناختکمیازهم
داشتیمولیهموخیلیدوستداشتیمدعوامیشدخودمپاقدم میشدمحلمیشدتااینکهیهدعوایبدیشدبابامبهم
گفتاینچهشوهریانتخابکردیوداریکار
نمیکنهوفلان منناراحتشدمبعدشنامزدمچوندیدناراحتم
گفتچیشدهبهشگفتمجریانوگفتبهتکاغذ میدم کههمکارکنمهمخرجیهتوروبدمچیزینداشتم
بگمگفتمباشهواقعافکرمدرگیربودخیلی،
نمیدونمدرستتصمیمگرفتمیانهتاشاهدا بیاننامزدمدبه کرد وفرارکردنمیدونمتومیخوایطلاقبگیریاومنو
بندازیزندانوگریهکردکلی بعداونماجراتلفنیدعواکردیممادرشگفتمیامکارتملیکارتبانکیپسرموبگیرمدادم
بهباباببرهدمدربهباباگفتهبودیادخترتطلاق
میگیرهیاامدخترتبیادکاغذبدهکاریبهکارکردنپسرمانداشتهباشهلازم بهذکرهکهمنخیلیبهشفرصتدادمبناینرفت
گفتسختهپولمو نمیدن
باباشانداختشبیرونمازنوشوهریکار
میکنیم
توشرکتبابامنگهبانه،براشکارپیداکردیهماه
نمودگفتمناونجاخفهمیشماینا
بعدش مادرشیهتوهینیکردبروهرگوهیمیخوایبخورحالاجشنمهمبهمریختهبودسراینکهمامانمگفتهبودمحرمنامحرمنمیدونیندخترمومیبرمدیر
وقتهچهتوهینایبهمکردروستایینبه مامانمگفتحاجخانومدخترتوطلاقمیدمجلوی اونهمهآدملباسعروسواز تنمکشیدجاریمگردنبندکندانداختبغل
مادرشوهرمتاجموبزوربرداشتنمیدونمپول
خرجکردهبودمیسوختیاچیبودخداداند
درستهمادرم اشتباهکردهبودولینبایداونبلارو سرم میاورد
بابایمنمگفتطلاقتمیگیرمازشون رفتیم وکیلگرفتیمپروندهبازکردیمدربارهاینفقه،
مهریه،طلاق...چندماهیگذشتبعدشممنتحتتاثیرحرفای
فامیلمونقرارگرفتمگفتممیخوامبرگردمشرط
گذاشتمیهخونهکوچکبگیرینبهاسمنامزدم
ونتونه بفروشهاوناقبول نکردنگفتنماتورونمیخوایمبهنامزدمپیامدادم
اونمگفتنمیخوامتبروپیکارتمنمدیدممنو
نمیخوادخودش،طلاقتوافقیوقبولکردیم بهعنوانمهریهامماشینشکهسمندروبرداشتم
بقیشوبخشیدمالانداره کارایقانونیطیمیشه۲۶اینماهجلسهداریم
برایطلاقتوافقیاولبراممهمنبودکهازشطلاق
بگیرمولیالانمنواقعا دوستشدارمنمیدونم
چیکارکنمحتیتازهگیادلمواسشتنگ شدهبود سرحرفبابهونهبازکردمیکمکهحرفزدیماون
اعترافکرددوستمدارهگفتبرو دمدرمابامامانت آشتی کنیممامانبابامچیزینمیگنبگیبراآشتی اومدیمنمگفتممننمیتونمبیاماونجاالکی،بیااز
روبروحرفبزنیمخانوادههاموندرجریان
بزاریم،نمیخواستمدوبارهخوردشمووغرورم
بشکنهوخانوادش نخوانموبرمخونشونبندازنمبیرونترسیدم
قبولنکردمکهفرداشپیامدادم جوابندادهدوروزهگفتمشایدبهزماننیازداره
خودشو
پیدا کنه چیبگمشایدپشیمونشده؟
اینمبگمتوخواستگاریپدرشوهرم قولدادهبودخونهرهنکنهبرامونواینکهشوهرم پیششکارکنه۷/۵بهشحقوقبدهبعدهافهمیدم
دروغگفتننهخونهرهنکردنهمنامزدمو انداختن
بیرونمامیخوایمزنوشوهریکارکنیم
کارپدرشوهرمدکتربهبهعنوانمنشی بهپسرش
کار دادهبودهمین
یکیماینکههمچنیننامزدمانگاراحساسندارهتو این۵٫۶ماهاصلاخبریازمنگرفته چه پیامی چهتلفنیاصلانیومدهمنمناراحتمزنعقدیشم
ولیاوناصلابهمتوجهنکردهبعددعوامنهمش
یادش کردمدرسته تودعواکهحلواپخش نمیکنکه حالامنمیگمتوبعضیدعواتقصیرنداشتمولی
خوباونامتقصیرکارن خیلیوقتا دوطرف
اشتباهمیکننلطفاراهنماییمکنیدچیکارکنمچی
بهصلاحمهاصلا برگردمیانهاگهبخوامبرگردم
چجوریباهاشونآشتیکنمممنون.
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
مادری شونزده ساله هستم . . .
سلام خدمت دوستان و مدیر عزیز من مادری ۱۶ ساله همیشه خواننده بودم سرنوشت زندگی من
من m16عشقمم بهمن ماه ۳۱ سالش میشه من یه پسر ۸ ماهه دارم
من با مادر شوهرم دعوامون شد و از خونشون بیرونمون کردن شوهرمم خونه داداششو واسمون اجاره کرد ماهی ۵۰۰ تومن ما تازه رفتیم اونجا یه هفته میشد که رفته بودیم ما خونه خودمون نیمه ساز بود شوهرم رفت دنبال گاز گاز رو دهیار بهمون نداد گفت باید دیوارتونو خراب کنید شما راه مردم رو گرفتین زمین مال پدرشوهرمه پدر شوهرم حق فروش نمیده ۵ تا پسر داره با شوهر م پدر شوهرم خونمون رو خرید با ۱۶۰ ملیون پول ۲۰۰ متر کلان ۳۶۰ ملیون میشه پدرشوهرم گفت حق فروش نمیده ۲۰۰ متر زمین داد به ما گفت دوباره خونه بسازین ماهم اون موقع وام ازدواج مون رو گرفتیم ساختیم ۱۰۰ ملیون سقف زدم درو پنجره هم زدیم درو پنجره هارو به ما داد ۱۳۰ متر زیر بنا گرفتیم من اون موقع حامله بودم از ساعت ۸ صبح تا ۳ بعدازظهر بدون صبحانه میرفتیم شهر بخاطر وام ازدواج اون موقع ۱۷۰ ملیون بود ۱۰۰ ملیون خودمون برداشتیم ۷۰ دادیم به بابام ضامن آورد شوهرم پولو گرفت ۱۰۷ملیون داد ماشین ۹۰ ملیون تو حسابش من قهر کردم اماه نیمه خونه بابامم پدر شوهرم اومد گفت پولتون رو بدین من براتون خونه میسازم کلید میدم بهتون شوهرم قبول نکرد شوهرم گریه کرد پیش داییم پدر مادرم گفت من ندارم مریضم شما میدونستین دختر نمیدادید اون شب من خونه عمم بودم اومده بود مامانم گفت گفته اومدم پسرمو ببینم منم ناراحت شدم پدر مادرم وداییم میگه شکایت کنید ماهم یه بار رفتیم دادگاه نمیدونم چکار کنم لطفاً راهنمایی کنید واقعا دلم میخواد خود کوشی کنم😪😪 راستی مامانمم حامله بود باهم کمک میکردیم
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
ماجرای طلاق گرفتنم ...‼️
حتمأ بخونید عبرت بشه براتون❌
امسال روز تولدم خيلي ذوق زده رفتم سر ميز صبحانه، زنم بهم تبريك نگفت، پسرم رو بردم مدرسه اونم تبريك نگفت، برادر زنم هم بهم زنگ زد تبريك نگفت😐
اما وقتی رفتم سر كار منشيم با لبخند گفت تولدتون مبارك جناب رئيس و منو به شام خونشون دعوت كرد! بعدمنو برد خونش، همينطور كه رو كاناپه نشسته بوديم روسريش رو برداشت و گفت صبر كن من الان بر ميگردم و رفت تو اتاق خوابش، منم معطل نکردم لباسامو در آووردم ...
ادامه ش👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2489647217C691c790e6a
#تجربه_تلخ_یک_آقا☝️
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
با پسری رابطه دارم . . .
سلام خسته نباشین لطفا پیام منو بزارین خواهس میکنم خیلی ب کمک احتیاج دارم
من دخترم ۱۹ سالمه تقریبا۲ سالی میش بایه پسر دوستم که اونم۲۲ سالشه و فامیل دامادمون هستش خیلی همدیگزو دوط داریم همش هوامو داره بهم محبت میکنع تو این ۲ سال رابطه جنسی هم داشتیم😔نمیدونم چیکارکنم هر وقت میگم نمیشه من نمیتونم رابطع داشته باشم میگ تو که مال من میشی همه اهل خونسون میدونن با منه حتی پدرش ولی نمیدونمچیکار کتم توروخدا کمکم کنین همه خواهر برادرا بگن من چیکار کنم😔😔ادامه بدم یا تموم کنم
ادمین عزیز توروخدا پیاممو زود بزارین حال روحیم اصلا خوب نیس
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882