eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.2هزار عکس
686 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جان. روزت بخیر در جواب اون آقا که خودش هم نمیدونه ۱۷ سالشه یا ۱۸... خیلی بی ادب وبی حیایی. یعنی چی که باهات راحت باشه.مگه تو چه نسبتی باهاش داری !!! بهش محرمی!! نامزدشی.یا شوهرش!! که بخواد باهات راحت باشه بهت بگه زمان پریود شدنش کی هست.. خیلی پررو هستی که همچین چیزی رو مطرح کردی.از خدا خجالت نکشیدی. همون بهتر که بهت رو نمیده چون امثال تو فقط دنبال رفع شهوت های خودتون هستین . خیلی تاسف انگیزه از این نسل. ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 یک ساله عقدم . . . سلام عزیرم خاهش میکنم پیام منم بزارقبلا هم فرستادم متاسفانه نذاشتین کانالتون واقعن زیباست.. عزیزم، من 18سالمه یک سال ونیم هست که عقدکردم همسرم21ساله هستن قبلا یه نامزدی ناموفق داشتم باکسی که 20سال ازخودم بزرگتربودبه اصرارخانواده نامزدشدم ومجبورم میکردن که ازدواج کنم اما باخودکشی هاناموفق وخودزنی های ک هرشب انحام میدادم بلاخره بعدازدوسال خانواده راضی شدن که نامزدی بهم بخوره (عقدنبودم فقط نامزد) توی اون دوسال افسردگی شدیدی گرفتم داروی اعصاب مصرف میکردم بشدت لاغرشدم گوشه گیرشدم عصبی وتندخوشدم لرزش همیشگی دستام یاداوره گذشتس برام بماندکه هیچوقت دخترشادگذشته نشدم اما بعدازبهم خوردن نامزدی باخاستگارهای زیادی ک داشتم وخانوادم نمیدادن بااین اقاکه الان 21ساله است عقدکردیم خیلی سریع همچی انجام شدو فرصت شناخت ازهم را نداشتیم پسره خوبی دوسم داره اوایل دوران عقدهمه چی خوب بود بعدمتوجه شدم یکم عصبیه هنرکارندارع میخادراه صدساله رایک شبه بره هیچ تلاشی برای ازدواج نمیکنه ومیگه تا چندسال بایدعقدبمونیم رفیقاشو بمن ترجبح میده وسریکی ازاونا بمن بی احترامی میکنه وهمیشه گوشیشوقایم میکنه حتی یکبارم دست من نداده خونه نداره کارنمیره خانوادش فقیر هستن عیدی برام نمیارن هیچی من توروستازندگی میکنم وچون یه نامزدی بهم زدم امکان طلاق گرفتن برام سخته خانواده نمیزارن افسرده ترازگذشته شدم نمیدونم چیکارکنم لطفا پیام منوبزارتا خاهرای گلم ک ازمن باتجربه ترهستن راهنماییم کنن منم باشم قلـ💙ـب یخــ❄️ــی✨ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 مجبورم روستا زندگی کنم . . . سلام ببخشید مزاحم میشم من ده ساله که ازدواج کردم شوهرم خونشون توی روستا بوده توی دوران عقد خیلی منو اذیت میکرد ومیگفت باید بریم روستا زندگی کنیم ولی من اخلاقشو دوست نداشتم قبول نکردم که بریم روستا زندگی کنیم خلاصه ازدواج کردیم بعد چند روزی از ازدواجمون گذشت دیدم که میگه چرا بهم نگفتی عینکی هستی وگرنه خواستگاریت نمی اومدم ،یواش یواش دست بزنشم شروع شد خیلی خیلی اذیتم میکرد یکبارم زد زیر چشمم رفتم شکایتش کردم ولی بازم رفتار خودشو انجام میدادطلاهامو فروختم برا زندگیمون ،ولی همیشه نق میزنه میگه چرا نیومدی بریم روستا زندگی کنیم ولی مادرش یک ادم بد اخلاقه از اون ور خودش باب میل من نبود ازاون ور هم مادرش ،نگم برات توی بارداری هام هم کتکم میزد چاره ای نداشتم میگفتم پسر عمم هست خوب نیست طلاق بگیرم الان هم توی غربتم احساس تنهایی و یک چیز بگم اصلن مسائل زناشویی رو از زمان عروسیمون تا به الان به خوبی انجام نمیده تنها خوبی که داره از اول ازدواجمون تا به الان مرتب برام تولد میگیره با این حال موفق شد منو ببره روستا زندگی کنیم ولی مادر شوهرم برا همه چیز دعوا میکر د تهمت بهم میزد خیلی عذاب کشیدم من خلاصه ای از داستان زندگیمو گفتم اگه بگم رمانی میشه ولی چند ماهی موندیم روستا بعد اومدیم اصفهان ولی الان دیگه من خسته شدم شوهرم محبت نمیکنه مسائل زنا شویی نداریم اونم هرز گاهی نه خونه ن ماشین هیچی نداریم توی این ده سال دوست داشتم برم مسافرت برم زیارت امام رضا چون هیچ وقت نرفتم خیلی دوست داشتم برم ولی مشکلات مالی باعث شده که نریم الان همه جوونیمو گذاشتم پای این دوتا بچه نمیدونم طلاق بگیرم سر دوراهی قرار گرفتم خانواده پول داری هم ندارم که بهشون تکیه کنم از اونجا هم خونه زندگی خودمو دوست ندارم خیلی صبرم زیاده ولی الان دیگه بردیم دوری از بچها رو نمیتونم تحمل کنم اگه بخاطر بچها نبود الان باید طلاق میگرفتم بنظر شما داد گاه بچها رو به من میده اول خدا بعد شما کمکم کنید درست تصمیم بگیرم ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 مجبورم روستا زندگی کنم . . . سلام ببخشید مزاحم میشم من ده ساله که ازدواج کردم شوهرم خونشون توی روستا بوده توی دوران عقد خیلی منو اذیت میکرد ومیگفت باید بریم روستا زندگی کنیم ولی من اخلاقشو دوست نداشتم قبول نکردم که بریم روستا زندگی کنیم خلاصه ازدواج کردیم بعد چند روزی از ازدواجمون گذشت دیدم که میگه چرا بهم نگفتی عینکی هستی وگرنه خواستگاریت نمی اومدم ،یواش یواش دست بزنشم شروع شد خیلی خیلی اذیتم میکرد یکبارم زد زیر چشمم رفتم شکایتش کردم ولی بازم رفتار خودشو انجام میدادطلاهامو فروختم برا زندگیمون ،ولی همیشه نق میزنه میگه چرا نیومدی بریم روستا زندگی کنیم ولی مادرش یک ادم بد اخلاقه از اون ور خودش باب میل من نبود ازاون ور هم مادرش ،نگم برات توی بارداری هام هم کتکم میزد چاره ای نداشتم میگفتم پسر عمم هست خوب نیست طلاق بگیرم الان هم توی غربتم احساس تنهایی و یک چیز بگم اصلن مسائل زناشویی رو از زمان عروسیمون تا به الان به خوبی انجام نمیده تنها خوبی که داره از اول ازدواجمون تا به الان مرتب برام تولد میگیره با این حال موفق شد منو ببره روستا زندگی کنیم ولی مادر شوهرم برا همه چیز دعوا میکر د تهمت بهم میزد خیلی عذاب کشیدم من خلاصه ای از داستان زندگیمو گفتم اگه بگم رمانی میشه ولی چند ماهی موندیم روستا بعد اومدیم اصفهان ولی الان دیگه من خسته شدم شوهرم محبت نمیکنه مسائل زنا شویی نداریم اونم هرز گاهی نه خونه ن ماشین هیچی نداریم توی این ده سال دوست داشتم برم مسافرت برم زیارت امام رضا چون هیچ وقت نرفتم خیلی دوست داشتم برم ولی مشکلات مالی باعث شده که نریم الان همه جوونیمو گذاشتم پای این دوتا بچه نمیدونم طلاق بگیرم سر دوراهی قرار گرفتم خانواده پول داری هم ندارم که بهشون تکیه کنم از اونجا هم خونه زندگی خودمو دوست ندارم خیلی صبرم زیاده ولی الان دیگه بردیم دوری از بچها رو نمیتونم تحمل کنم اگه بخاطر بچها نبود الان باید طلاق میگرفتم بنظر شما داد گاه بچها رو به من میده اول خدا بعد شما کمکم کنید درست تصمیم بگیرم ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام برای اون پسر ۱۷ ۱۸ ساله اقای(در صورتی که انقدر سنت کمه نمیشه گفت اقا باید بگی پسر محترم) محترم کاش شما جونای مملکت یه خورده خجالت میکشیدین بقول اون دوستمون که داخل کانال گفتن چقدر جوونای مملکت راحت شدن به خدا متاسفم و حالم بعضی وقتا بد میشه از این همه بدی من خودم هیچ وقت حتی توی ذهنم به جنس مخالف فکر نکردم د رابطه احساسی نداشتم و الان زندگی مشترک دارم و خیلی راحت زندگی میکنم من نمیدونم چه شما پسرا چه دخترا چطور وقتی ازدواج میکنین از عذاب وجدان این کارتون راحتین و میتونین زندگی کنین خجالات بکشین کاش یکم فکر اخرت و عاقبت کارتون باشین ....متاسفم ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سی و یک سالمه . . . سلام روز بخیر سنم ۳۱ ساله هستم به خاطر ناباروری و ناتوانی جنسی شوهرم جدا ش م با پسری آشنا شدم ۳۰ ساله اویل دوستی رابطه جنس برقرار شد 🙈 بعد متوجه شدیم حرام ابدی میشیم ترک کردیم قصد ازدواج داشتیم پیش رفتیم متوجه شدم که پسره خیلی از بیرون رفتن من بدش میاد اصلا اجازه بیرون رفتن بهم نمیده و بیرونم برم ساعت میگیره و هی زنگم میزنه آخرشم با دعوا که چرا رفتی بیرون و ولگرد هستی و بی ذات و .....که من بدم میاد خیلی .باید چادر و بدون آرایش باشم همیشه .از رفت و آمد بدشون میاد و حتی با شوهر خواهرم میگه نباید حرف بزنم و ...بد دهنی خیلی میکنه بعصی اوقات عبی و تند بر خورد هستن و به خانوادخیلی وا بسته احساساتی و اهل نماز و دعا هستن میگه من هر چی میخوام واسه خودته که روز قیامت شرمنده نباشی .میگه وقتی باهات زندگی کنم خودم میبرمت هرجا صلاح دونستم و تنها جای نمیزارم بری .اعصابمو بهم ریخته و گوشیمو چک میکنه .نباید آنلاین بشم .دوماه ازش جدا شدم ولی باز دوباره برقرار شد رابطمون و خانوادش میدونن .میخوام بگم چیکار کنم .بهش میگم زندونم نباید بکنی میگه نه من ۵ جمعه بیرون میبرمت تفریح و ی زندگی دونفره واقعا مسئولیت پذیر هستن و دقیق میگه چون خانومم بهم خیانت کرده سخته اعتماد کنم .نمیدونم چیکار کنم و لطفا پیام منو جواب بدید احساساتشون عالیه و زود عصبی میشن و پشیمون میشن مشکل این فرد چی هست و آیا بیماری پارانوئید دارن و چیکار کنم که ازش جدا بشم میترسم تو زندگی اذیتم کنه و نتونم زندگی ادامه بدم .واسه مهریه میگه کم میگیریم .شغلش میگه باید کمک کنی تا مغازه بزنم و ...من میترسم نتونم تحمل کنم و دوبار منو زده و به‌ام برخورد کرده .و گاهی اوقات علتی بهم تهمت میزنه .و همش از زندگی قبلم سر کوفت میزنه شوهرت فلان شوهرت فلان لطفا کمکم کنید ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 موی بدن سلام ماهی جون چاره کار لیزره ولی تو جای معتبرش ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام گلم در جواب دختر ۱۹ساله ای که با پسر ۲۲ساله رابطه داره... ❌️دختر گل این چه کاریه شما انجام میدین ؟؟ دوس پسر یعنی چی. اگه اون پسر شما رو میخاد خب بیاد خاستگاریت وقتی نمیاد یعنی عشقش نسبت ب شما هوسه. وقتی همه خانواده ی اون پسر میدونن شما در ارتباطین خب خیلی رسمی با پسر پاشن بیان خاستگاریت . ب نظر من این دوستی ها زود گذر هست و خودتونو ب این عشقا وابسته نکنین. یه دختر باید عین جواهر دست نیافتنی باشه یعنی همه حسرت نگاه کردن بهشو داشته باشن نه اینکه با اینکارا خودتو کوچیک کنی گلم.😊 منم از شما سه سال کوچیک ترم و الان شوهر دارن و عاشق زندگیم هستم .😊 منم باشم N ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام علیکم در رابطه با اون آقایی که ۱۸ سالشونه ببنید شاید خجالت میکشه که نمیتونه باهاتون راحت باشه بنده هم اوایل رابطه با پارتنرم راحت نبودم اما خوب شما باید پیشرفت کنید و از خودتون هدف تون زندگی تون براش بگید تا اونم باهاتون راحت باشه خیلی ازیتش نکنید لطفا چون ازتون زده میشه باید کم کم پیش رفت که روش جلو تون باز بشه باز این نظر بنده بود یا علی ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 درمورد آقای 17 18 ساله درمورد مسائل شرعی اگه چیزی به شما نمیگه خب حق بدین شاید دوست نداره راجبش صحبت کنه این موضوع معنیش این نیست که شما کم گذاشتین و... و اینکه سعی کنید از دلش با خبر بشین و اینکه اگه چیزی گفت بهتون خیلی حساسیت نشون ندین. و حتما ازش بخاین که بهتون بگه چرا سرده باهاتون و درموردش صحبت کنید شاید درست شد ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 😍❤️ بعد عقد دختر خالم پاگشام کرد بهم کادو داد. توی بسته ی کادو دوتا شلوارک نسبتا کوتاه بود. یکی نارنجی یکی طوسی بعد من پیش خودم گفتم حتما نارنجی برای منه طوسی برای شوهرم شوهرم پشت فرمون بود. شلوارک طوسی رو دادم بهش گفتم اینو دختر خالم داده برای تو🙈🙈🙈🙈 اونم گرفت و هیچی نگفت بعد مدتی با دختر خالم که حرف میزدم براش تعریف کردم. گفت وااااااای خاک به سرم آبرومو بردی گفتم چرااااا؟ گفت اونا جفتش مال تو بود یکی اسپرت یکی مدل دار و خانومانه گفت من چرا باید به شوهر تو شلوارک بدم ( اندازه شورت بود شلوارکش) گفت الآن شوهرت میگه اون دختر خالش که از همه مؤمن تره و  با چادر رو میگیره برای من شورت خریده🙈🙈🙈 خلاصه بعد مدتی به شوهرم گفتم گفت فهمیدم مال من نیست چون اومدم بپوشم پام نرفت😐 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 💄💍 دومین روز نامزدیمون همسرم اومد خونه ما،  اغلب تو خونه تنها بودم به خاطر موقعیت شغلی پدرو مادرم 😏صبح زود هم اومده بود زنگ خونمونو زد منم با هزار زحمت که پاشدم چشمامم باز نکردم رفتم درو بازکردم حتی نگاه هم نکردم کی اومده با موهای ژولیده و سرو وضع 🧟‍♀اینجوری دوباره رفتم خوابیدم 𓸺️حالا قیافه همسرم 😢😳😐تو بغلش گل🌹🌷 و شیرینی🧁🍰 و هزار جور تنقلات (آخه موقعی که نامزد بودم همش 15سالم بود خیلی اوچول موچول بودم😌😌)اومد خونه و با هزار بدبختی بیدارم کرد! منم که بخاطر ماجرای نامزدی💍 خیلی هیجان زده بودم زود از خواب بیدار شدم چون فقط دو روز بود که نامزد شده بودم😉 حالا منم فیگور آشپز باشی به خودم گرفتم که آره منم بلدم 👩‍🍳دوتا تخم مرغ 🥚🥚آبپز کردم که بخوریم چشمتون روز بد نبینه زود تخم مرغو از آب در آوردم (عجله کردم) تا تخم مرغو آوردم که بخوریم 😃پام به فرش آشپز خونه گیر کرد و تخمرغا از دستم در رفت و شالاپی خورد تو صورت همسرم😬😬😐از اونجایی که تخم مرغا خوب پخته نشده بودن حتی سفیده اش هم سفت نشده بود دیگه بقیشو خودتون تخمین بزنین 😄ای خداااا حس اون لحظه رو هیشکی نمیفمه میخواستم از خونه فرار کنم 😝 حالا از اونجایی که آقامون جنتلمنه جنتلمنه 🤵اومد بغلم کرد و بوسم کرد و قربون صدقه ام رفت منم هی خجالت میکشیدم خلاصه همسرم گفت عشقم پاشو آماده شو ببرمت بیرون یه جای خوب سراغ دارم صبحونه رو اونجا بخوریم 💋سوتی اون روز اصلا یادم نمیره 😃 ‌‌ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882