eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.2هزار عکس
690 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 😍❤️ بعد عقد دختر خالم پاگشام کرد بهم کادو داد. توی بسته ی کادو دوتا شلوارک نسبتا کوتاه بود. یکی نارنجی یکی طوسی بعد من پیش خودم گفتم حتما نارنجی برای منه طوسی برای شوهرم شوهرم پشت فرمون بود. شلوارک طوسی رو دادم بهش گفتم اینو دختر خالم داده برای تو🙈🙈🙈🙈 اونم گرفت و هیچی نگفت بعد مدتی با دختر خالم که حرف میزدم براش تعریف کردم. گفت وااااااای خاک به سرم آبرومو بردی گفتم چرااااا؟ گفت اونا جفتش مال تو بود یکی اسپرت یکی مدل دار و خانومانه گفت من چرا باید به شوهر تو شلوارک بدم ( اندازه شورت بود شلوارکش) گفت الآن شوهرت میگه اون دختر خالش که از همه مؤمن تره و  با چادر رو میگیره برای من شورت خریده🙈🙈🙈 خلاصه بعد مدتی به شوهرم گفتم گفت فهمیدم مال من نیست چون اومدم بپوشم پام نرفت😐 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 💄💍 دومین روز نامزدیمون همسرم اومد خونه ما،  اغلب تو خونه تنها بودم به خاطر موقعیت شغلی پدرو مادرم 😏صبح زود هم اومده بود زنگ خونمونو زد منم با هزار زحمت که پاشدم چشمامم باز نکردم رفتم درو بازکردم حتی نگاه هم نکردم کی اومده با موهای ژولیده و سرو وضع 🧟‍♀اینجوری دوباره رفتم خوابیدم 𓸺️حالا قیافه همسرم 😢😳😐تو بغلش گل🌹🌷 و شیرینی🧁🍰 و هزار جور تنقلات (آخه موقعی که نامزد بودم همش 15سالم بود خیلی اوچول موچول بودم😌😌)اومد خونه و با هزار بدبختی بیدارم کرد! منم که بخاطر ماجرای نامزدی💍 خیلی هیجان زده بودم زود از خواب بیدار شدم چون فقط دو روز بود که نامزد شده بودم😉 حالا منم فیگور آشپز باشی به خودم گرفتم که آره منم بلدم 👩‍🍳دوتا تخم مرغ 🥚🥚آبپز کردم که بخوریم چشمتون روز بد نبینه زود تخم مرغو از آب در آوردم (عجله کردم) تا تخم مرغو آوردم که بخوریم 😃پام به فرش آشپز خونه گیر کرد و تخمرغا از دستم در رفت و شالاپی خورد تو صورت همسرم😬😬😐از اونجایی که تخم مرغا خوب پخته نشده بودن حتی سفیده اش هم سفت نشده بود دیگه بقیشو خودتون تخمین بزنین 😄ای خداااا حس اون لحظه رو هیشکی نمیفمه میخواستم از خونه فرار کنم 😝 حالا از اونجایی که آقامون جنتلمنه جنتلمنه 🤵اومد بغلم کرد و بوسم کرد و قربون صدقه ام رفت منم هی خجالت میکشیدم خلاصه همسرم گفت عشقم پاشو آماده شو ببرمت بیرون یه جای خوب سراغ دارم صبحونه رو اونجا بخوریم 💋سوتی اون روز اصلا یادم نمیره 😃 ‌‌ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
سلام. خسته نباشی گلم در جواب خانمی که گفتن مجبورم روستا زندگی کنم... سلام. خیلی متاسفم که زندگی سختی داری گلم. بی توجهی شوهر خیلی بده و واقعا زن رو افسرده میکنه. تو میگی نمیتونی دوری بچه هات رو تحمل کنی و این هیچ چیزی نداری که بشه بهش تکیه کنی. دادگاه بچه ها رو بدون دلیل محکمی به مادر نمیده!!! مگر اینکه شوهر معتاد خطرناک یا زندان بره.یا خلافکار و یا مریضی ای داشته باشه که نشه از پس نگهداری بچه ها بر بیاد (البته و موارد دیگر...) درسته خیلی سختی ها رو تحمل کردی! به خاطر بچه هات .ولی به نظرم سعی کن بازم قوی باشی.اگه بشه هنر خیاطی ویا ارایشگری و حرفه ای یاد بگیر که بتونی روی پاهای خودت بایستی. اینطوری بچه ها هم تا به یه سنی برسن .خودشون حق انتخاب دارن که میخوان با کی زندگی کنن.البته اگه بعدا خواستی جدا بشی. امیدوارم موفق باشی.سعی کن از سیاست های زنانه استفاده کنی و محکم باشی. ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🧿💙 درپاسخ به دختر۱۶ساله ای که شوهرش راننده ی تریلی😊 زندگی با اون چیزی که ما تویه رویاهامون داریم خییلی تفاوت داره واین مشکلات ریشه تویه کم تجربه بودن وحمایت نداشتن نداره. اینکه بخاطر وضع مالی خانواده ات تو رو مجبوربه این ازدواج کردن واقعا کاراشتباهی بود ولی با زیر و رو کردنه گذشته نمیشه چیزی رو عوض کرد پس آینده رو دریاب😇 اولین چیزی که باید یادبگیری اینکه به شوهرت محبت کنی،شاد باشی،غرنزنی،وقتایی که میره مسافرت بهش زنگ وپیام های عاشقونه بده(ولی حواست باشه که اونقدری زیاده روی نکنی که براش تکراری و دل زده بشه). 🔹رابطه ات رو با مادرشوهروخواهرشوهرت خوب کن،بهشون احترام بزار،جلوی مادرشوهرت واسه شوهرت میوه پوست کن وتحویلش بگیر بزار مادرش خیالش راحت باشه که تو زنه خوبی برای پسرشی😁 حتمااا اگه جایی هم بهت بی احترامی میکنن محترمانه ازخودت دفاع کن و بگو ازتون انتظار نداشتم که اینطوری باهام رفتار کنید🙂 🔸یادبگیر که چطوری از خودت دفاع کنی😌 مثلا وقتی که بهت میگه شمادرسطح مانیستی ویااینکه وقتی میگه که زن تویه کوچه وخیابون ریخته است خیلی راحت باخنده بگو من که خونه ی بابام بودم تو اومدی منو گرفتی وگفتی که خوشبختت میکنم( اصلا نیازی به خشونت نیست،باآرامش خاطر واعتماد به نفس این حرفو بزن😆) بعدش هم بگو پول چیزی که آدم میتونه همیشه بدست بیاره مهم شعوروآدم بودنه😉 یه جوری غیرمستقیم جوابشون رو بده که نفهمن ازکجا خوردن😎 ✳️ یه راه حل دیگه که واقعا معجزه میکنه نوشتن یه نامه ی عاشقونه است که توش حرفای دلت رو بامحبت وصداقت بزنی،بزارشوهرت بفهمه که تویه دلت چی میگذره،بزار بفهمه که دوسش داری و میخوای که کنارش خوشبخت باشی بعضی ازمردها اخلاق ظواهر خشن ای داره اما اگه قلقش رو یادبگیری میتونی دلش رو نرم کنی😇😇 عزیزم میخوام تهش بهت بگم که باید بگیری که قوی باشی و زندگیت رو خودت مدیریت کنی زمانبره ولی غیرممکن نیست اگه همه ی اینکاروکردی و به جایی نرسیدی آخرین گزینه طلاق🙁 🔺اما درمورد کادو گرفتن خودتو ناراحت نکن من الان ۷ساله ازدواج کردم دریغ ازیه دونه کادو😂😂😂 غصه نخور تنها نیستی ممنون بانوی مهر که وقت میذارید برای پاسخ به دوستان ‌‍‌‌ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 جیب هایت پر از پول حلال، رئیس خوووونه...♥️ توی جیب پیراهن همسری بذارید 👆👆 مرد من...دستانت را که پی روزی حلال زحمت میکشند رامیبوسم♥️ توی کیف پول همسر ؛کیف مدارک بذارید👆👆👆 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سی و یک سالمه . . . سلام روز بخیر سنم ۳۱ ساله هستم به خاطر ناباروری و ناتوانی جن
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 ادامه👇👇👇 سلام اینم بگم همه این مسائل که هستبعد که آروم میشه میگه تو عصبانیتم بوده و عصبی،بودم و از دل نگفتم همیشه بهم میگه من یکیا میخوام احساساتی فوقالعاده و همیشه بهم محبت کنه عقده دارم و وقتی میام خونه بغلم کنه بوسم کنه باهام صحبت کنه عشق ورزی کنه و این مسائل یطرف مسائل دیگم که گفتم ی طرف دیگه .دوستممداره ولی هر وقت عصبیه هیچی متوجه نمیشه و اینم بگم ۳ تا خواهر داره و فوقالعاده طرف دا شونه و نمیتونم اسمشونو بیارم یا چیزی بگم واسشون .من زندگی قبلم مستقل بودم ولی این نه هی،بهم میگه مرد بالا سرت نبوده .تو ی شرکتم رفتم کلاه برداری بود همش میگه چون مرد بالا سرت نبوده پولتا خوردن و زن باید مرد بالا سرش باشه . احساساتشون بگیرم یا تند برخوردیشو نسبت به سال گذشته بهتر شده میگه اعتمادم بیشتر شده ولی تو حرفاش میگه من بدم میاد زن بره بیرون ظهر هر وقت میگه من میخوابم میگه باید تو هم بخوابی حتما میگم چرا میپرسی یا واست مهمه میگه بدونم چیکار میکنی تو اون خونه و قسم حضرت زهرا بخور با کسی رفیق نیستی و چت نمیکنی هزار ی فکر،میکنم حتی با پدر مادرم بحثون میشه بعد ازشون معذرت خواهی میکنه اینم بگم من ی فردی مشکل کمرم دارم دیسکورس و پارگی دیسک و دیسک گردن دارم بهشم گفتم و قبول کرده پدرم‌بیمارستان بود بالا سرش بودم آمد خونه قسم‌بهم گفت بخورم به قرآن که با پرستار مرد حرف نزدم بهش میگم بد دهنی فوش،میدی و ناراحتم میکنی یاایمانشو آدم سالم از،لحاظ بدنی نیستم بهش گفتم تو نمیتونی منو بزنی به خاطر مشکلی که دارم و باید مراقب باشی بهش گفتم حس میکنم نمیخوایم و اذیتم میکنیبابت طرز،حرف زدنت و سردم کردی نسبت به خودت میگه عصبیم نکن زبون درازیم نکن من چیزی نمیگم .وقتی پیشم خوبم مشکلی نداریم ولی دور هستیم مشکل هست .هر جا بخوام برم الان میاد دنبالم و میگه با هم بریم بیرون میریم‌خوبه در کنارش خوبه ولی جدا که هستیم‌نه دلیلش چیه پسر کاریم هست .تنبل نیست رزق حلال خیلی تاکید داره .از خدام بخواد بهش میده هرزگاهی بغص میکنه و گریه و خیلیم احساساتی نمیزارم بره بیرون من مهریه گرفتم و ازم توقع داره که کمک مالی کنم و منم میترسم کمک کنم بعد از مال خودم مهریمو بدد بعدم طلاقم بدد بگه برو ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 همسرم نماز نمیخونه . . . سلام عزیزم من ۱۹ سالمه میخاستم از بزرگترای گروه یه کمکی بگیرم من خیلی ب نماز اهمیت میدم و دوست ندارم همسر آیندم اهل نوشیدنی های الکلی باشه از قضا ۴ سال پیش ب یه آقا پسری علاقمند شدم ک ایشون ب نماز اهمیت میدادن الان یه سالی است ک خودشو از نماز دور کرده مشروبات الکلی خیلی کم اما استفاده میکنه با هر لحنی ک باشه بهشون گفتم ک خوشم نمیاد تازه همه تلاشمو کردم ک نظام قبول شه دقیقا یه هفته مونده بود ب اعزامش باباش فکرشو عوض کرد و اینکه ایشون قول دادن بیرون از محوطه روستامون خونه بگیره اما الان ک بحث جدی شده حتی خانواده ها خبر دارن و قرار شد بیادخواستگاری میگه نمیتونه تو شهر خونه بگیره و یه اخلاق بدی ک جدیدا پیدا کرده اینه بی خود داد میکشه اولش فکر کردم کسی و زیر نظر داره اما بعدش متوجه شدم همچین فردی نیست و نمیدونم الان چیکار کنم من دوست ندارم باکسی ازدواج کنم ک اهل نماز و خدا نیست و از یه طرفی واقعا مرد خوبیه تو این ۴ سال دستش ب من نخورده و همیشه میگفت تو امانت باباتی و من نمیتونم از اینکه بهم اعتماد کردی خیانت کنم آیا راهی وجود داره ک بتونم راضیش کنم نماز بخونه و بره نظام و خونه بیرون از روستامون بگیره؟ ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 گفتمان💕 سلام عزیزم اگر ممکنه پیام من رو ارسال کنید.. بیشتر مشکلاتی که تو زندگی ها وجود داره و تو پیام مخاطبین کانال هم هست مشکلاتی هستند که با ندانم کاری و اشتباه خود ما در زندگی پیش آمده پس خودمون هم باید به فکر راهکار برای مشکلات باشیم. مثلاً جوانان عزیزی که خیلی راحت و بدون خجالت پیام می‌گذارند که ما دوست پسر یا دختر به اصطلاح پارتنر داریم و کارهای ممنوعه انجام میدیم مشکلاتی که براتون پیش میاد صد در صد تقصیر خودتون هست و دنبال راه حل از بیرون نباشید چون حرام خدا رو حلال کردید و بدتر از اون خجالت هم نمی‌کشید وقتی گناه در جامعه علنی باشه و ما بی‌تفاوت باشیم خدا هم ما رو به حال خودمون رها می‌کنه البته گناه فقط همین ها نیست و موارد زیادی داره و همه ی ما هم گرفتاریم ولی گناه علنی و اینکه از خدا و مردم شرم نداشته باشیم و راحت از عمل حرام صحبت کنیم یه چیز دیگه هست به قول شاعر: ای عزیز من گناه آن به که پنهانی بُوَد ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 وقتت بخیر ماهی جان. در جواب اون خانم که پسر ۱۸ ساله رو راهنمایی کرده و گفته شاید طرف خجالت میکشه!!! خانم محترم شما به جای اینکه طرف رو از گناه کردن دور کنید بهش راهکار میدن واسم این رو میزارید با کلاس بودن یا امروزی بودن. هر کسی به هر طریقی مشوق کسی در گناه کردن. باشه .در اون گناه شریکه!!! واقعا از خدا خجالت نمیکشید!!! متاسفم .خیلی زیاد.دل امام زمان (عج )به چه کسانی خوش باشه..😔 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام وقتتون بخیر و شادی برای دختر نوزده ساله م که همسرشون به نماز اهمیت نمیده چون خودتون نظر خواستید گفتم نظرم رو‌بدم بازهم تصمیم گیرنده خودتون هستید دخترم شما گویا هنوز ازدواج نکردید اگر واقعا نماز براتون مهم هست ، سر زندگیتون ریسک نکنید با چنین ادمی نمیتونی کنار بیایی زندگی فقط اعتماد و علاقه نیس حالا مورد شما که متاسفانه اهل نوشیدنی هم هست و علاوه براون همین اول کاری راحت زیر حرفشون میزنن بحث یک‌عمر زندگی هست زندگی با مردی که بلد نیس مردونه پای قول و قرارش واسته خیلی سخته بنظرم با خدا معامله کنید و قید این رابطه رو بزنید ان شاءالله خدا بهترینها رو جلو راهتون قرار بده🌹 ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 خاطره 🤵🏻👰🏻 همسر من پسر داییمه حدود ۳۰سال پیش بطور سنتی با هم ازدواج کردیم روز ای خیلی سختی داشتیم ولی با تکیه بر لطف خدا و عشقی که خدا در دلامون گذاشته زندگی خوبی را پشت سر گذاشتی م شوهرم مردی خدایی چشم و دل پاک و عاشق خانواده هست من به ایمانش غبطه میخورم دوتا دختر و یه نوه ی شیرین حاصل زندگیمونه یه خاطره از شب عروسیمون: زمان ما شب عروسی خانواده ی داماد یه سرویس کامل میگیرفتن وبعد هر کدوم یکی شو به عروس هدیه میدادن معمولا داماد گردنبند به عروس میدا د منم تو فکر گردنبند سرمو اوردم پایین نگو شوهرم دستبند دستش بود کلی خندیدن منم مث لبو سرخ شدم یادش به خیر ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 از تا 💕 من دختری زیاد مذهبی نیستم...با یه پسری در ارتباط بودم که متوجه شدم داره بهم خیانت میکنه...با دوست من هم دوست شده بود... بعد از اینکه دوستانم فهمیدن بودند فکر میکردند مشکل از منه که طرف رفته با دوستم دوست شده... خلاصه اینقدر دلم گرفته بود که رفتم حرم امام رضا،ما مشهد زندگی میکنیم...با اینکه بچه ی مشهد بودم ولی شاید دومین بارم بود میرفتم حرم.... رفتم اونجا و تا میتونستم گریه کردم...خلاصه اونجا بود برای اولین بار حمید رو دیدم...دستمال کاغذی جلوم گرفت و رفت برام آورد.... شروع عاشقانه ی ما حرم بود...حمید از اون پسرهایی بود که میگفت من اهل دوستی نیستم و قصدم ازدواجه... الان بعد از گذشت۴سال بهترین زندگی رو داریم...ولی دوستم تاوان دل شکسته ی منو داد و داره طلاق میگیره... زندگیهاتون پر از عشق... ┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈ @Mahi_882