🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
گفتمان#اعضا💕
سلام عزیزم اگر ممکنه پیام من رو ارسال کنید..
بیشتر مشکلاتی که تو زندگی ها وجود داره و تو پیام مخاطبین کانال هم هست مشکلاتی هستند که با ندانم کاری و اشتباه خود ما در زندگی پیش آمده پس خودمون هم باید به فکر راهکار برای مشکلات باشیم. مثلاً جوانان عزیزی که خیلی راحت و بدون خجالت پیام میگذارند که ما دوست پسر یا دختر به اصطلاح پارتنر داریم و کارهای ممنوعه انجام میدیم مشکلاتی که براتون پیش میاد صد در صد تقصیر خودتون هست و دنبال راه حل از بیرون نباشید چون حرام خدا رو حلال کردید و بدتر از اون خجالت هم نمیکشید وقتی گناه در جامعه علنی باشه و ما بیتفاوت باشیم خدا هم ما رو به حال خودمون رها میکنه البته گناه فقط همین ها نیست و موارد زیادی داره و همه ی ما هم گرفتاریم ولی گناه علنی و اینکه از خدا و مردم شرم نداشته باشیم و راحت از عمل حرام صحبت کنیم یه چیز دیگه هست
به قول شاعر:
ای عزیز من گناه آن به که پنهانی بُوَد
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
وقتت بخیر ماهی جان.
در جواب اون خانم که پسر ۱۸ ساله رو راهنمایی کرده و گفته شاید طرف خجالت میکشه!!!
خانم محترم شما به جای اینکه طرف رو از گناه کردن دور کنید بهش راهکار میدن واسم این رو میزارید با کلاس بودن یا امروزی بودن.
هر کسی به هر طریقی مشوق کسی در گناه کردن. باشه .در اون گناه شریکه!!!
واقعا از خدا خجالت نمیکشید!!!
متاسفم .خیلی زیاد.دل امام زمان (عج )به چه کسانی خوش باشه..😔
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام وقتتون بخیر و شادی
برای دختر نوزده ساله م که همسرشون به نماز اهمیت نمیده
چون خودتون نظر خواستید گفتم نظرم روبدم
بازهم تصمیم گیرنده خودتون هستید
دخترم شما گویا هنوز ازدواج نکردید
اگر واقعا نماز براتون مهم هست ، سر زندگیتون ریسک نکنید
با چنین ادمی نمیتونی کنار بیایی
زندگی فقط اعتماد و علاقه نیس
حالا مورد شما که متاسفانه اهل نوشیدنی هم هست
و علاوه براون همین اول کاری راحت زیر حرفشون میزنن
بحث یکعمر زندگی هست
زندگی با مردی که بلد نیس مردونه پای قول و قرارش واسته خیلی سخته
بنظرم با خدا معامله کنید و قید این رابطه رو بزنید
ان شاءالله خدا بهترینها رو جلو راهتون قرار بده🌹
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خاطره #ازدواج🤵🏻👰🏻
همسر من پسر داییمه حدود ۳۰سال پیش بطور سنتی با هم ازدواج کردیم روز ای خیلی سختی داشتیم
ولی با تکیه بر لطف خدا و عشقی که خدا در دلامون گذاشته زندگی خوبی را پشت سر گذاشتی
م شوهرم مردی خدایی چشم و دل پاک و عاشق خانواده هست من به ایمانش غبطه میخورم دوتا دختر و یه نوه ی شیرین حاصل زندگیمونه
یه خاطره از شب عروسیمون:
زمان ما شب عروسی خانواده ی داماد یه سرویس کامل میگیرفتن وبعد هر کدوم یکی شو به عروس هدیه میدادن معمولا داماد گردنبند به عروس میدا
د منم تو فکر گردنبند سرمو اوردم پایین نگو شوهرم دستبند دستش بود کلی خندیدن منم مث لبو سرخ شدم یادش به خیر
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
از #خیانت تا #عشق💕
من دختری زیاد مذهبی نیستم...با یه پسری در ارتباط بودم که متوجه شدم داره بهم خیانت میکنه...با دوست من هم دوست شده بود...
بعد از اینکه دوستانم فهمیدن بودند فکر میکردند مشکل از منه که طرف رفته با دوستم دوست شده...
خلاصه اینقدر دلم گرفته بود که رفتم حرم امام رضا،ما مشهد زندگی میکنیم...با اینکه بچه ی مشهد بودم ولی شاید دومین بارم بود میرفتم حرم....
رفتم اونجا و تا میتونستم گریه کردم...خلاصه اونجا بود برای اولین بار حمید رو دیدم...دستمال کاغذی جلوم گرفت و رفت برام آورد....
شروع عاشقانه ی ما حرم بود...حمید از اون پسرهایی بود که میگفت من اهل دوستی نیستم و قصدم ازدواجه...
الان بعد از گذشت۴سال بهترین زندگی رو داریم...ولی دوستم تاوان دل شکسته ی منو داد و داره طلاق میگیره...
زندگیهاتون پر از عشق...
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
با سلام خدمت اون خانمی که عرض کردن ۳۱ساله هستند
عزیزم شما گفتین که قبل ازدواج وارد رابطه شدین وبعدش گفتین که این اقا اهل نمازوروزه هم هست واقعا با کدام عقل ومنطق خودتون همچین چیزی راقبول دارین بنظرم اگه میتونین بایک مشاور یاروانشناس صحبت کنین وخصوصیات اخلاقیشو بگین وبا احساسات تصمیم نگیرین ازدواج کردین وبچه دارشدین دیگه اون موقع شرایط سخت تر میشه بازم خوب فکر کنین میتونین یک عمر با چنین خصوصیاتی زندگی کنین
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
محبت #بیجا🤦♀
سلام شوهر من شب عروسی منو گذاشت تو خونه خودمون رفت
گفتم کجا گفت میرم خونه مون گفتم خونه ما اینجاست گفت نه میرم پیش مامانم تو هم پاشو برو خونه مامانت قبول نکردم و تنها خوابیدم گفتم
زشته اخه خونه مون پر مهمون بود ولی اون رفت
چند سال بعدش قهر کرد رفت سه ماه خونه مامانش
چند سال بعدش دوباره رفت شش ماه خونه مامانش و من با دو تا بچه موندم تنها
اگه مادرش شب عروسی محبت بی جا نمیکرد و راهش نمیداد و میگفت من برات زن گرفت برو تو خونه خودت شاید بند نافش کنده میشد و دیگه هی تکرار نمیشد
هنوزم که هنوزه بعد بیست سال خونه مادرشو خونه اصلیش میدونه و هیچ حس مسئولیتی نداره
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 ادامه👇👇👇 سلام اینم بگم همه این مسائل که هستبعد که آروم میشه میگه تو عصبانیتم بود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
ادامه 👇👇👇
حتی از اسم نامحرم بدش میاد بگم فقط داداشم و خواهرم و خواهراش بدون شوهر ارتباط باید داشته باشیم
من ازش بچه دارم شدم ولی کورتاژ کردم و چون در شرف طلاق هستم و همش میگه پات وایسادم و دعوامون میشه من نگران حرفاش میشم و دلسوزوناش و میگه باید تو همیشه خرج کمی و گدا و خسیس هستی و چرا نمیکنی وقتی رفتیمتو زندگی تمام زندگیت دست من میفته و من میترسم حرف بزنم از بس نمیشه باهش حرف زد میترسم عصبی بشه و بزنتم و همش ترس دارم ترس همیشه میگه باید با مهربونی باهام حرف بزنی و نازمو بکشی چون احساساتی و رگمو بگیری دستت
شرمنده بهش میگم زن مستقل میخواد باشه میگه آزادی منظورت و آزادی برا ی زن خوب نیست و خراب میشه تو جامعه .تو خوبی جامعه بده و خراب میکنه ارما را و من و تو تو زندگی باهم خوب هستیم و از هم دوریم این طوریه راستی و همش میگه زندگی دو نفره و عشق و تفریح باید باهم باشه و عاشق هم بودن و همش من باید قربون صدقش برماونممیره ولی عصبی میشه مثل گاو نومن شیره میشه
البته اون اهل خیانت و دروغ و مشروب نیستن ورفیق
خودشا خیلی خوب میدونه .و بهترین م،دونه چه کار کنم و چه جوری جدا بشم ازش گه ناراحت نشه و نگران و عصبی اگه صلاح میدونید
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
عشق #اشتباه💔
منم یه روز دلم رفت پی پسری که داخل بنگاه محله کار میکرد....
هرچی بابام میگفت پریسیماه این پسره رو من میشناسم،بابا ننه ی درست و حسابی نداره توی گوشم نمیرفت... میگفتم من عاشقشم میخوامش،عاشق چشمهای سبز و وحشیش شده بودم....
سن بلوغ بودم و عاااااشق و بی عقل....
خودمو توی لباس عروس کنارش تصور میکردم و قند توی دلم آب میشد وقتی به شب اول عروسیمون فکر میکردم....😍😍
بابام میگفت دختر منو سکته نده بشین پای درس و مشقت ولی من گفتم الا و بلا همین....
دوروز قبل از عقدمون بود که یه دختر با یه تیپ ضایع و بی حجاب اومد جلوی در خونمون...
به مادرم گفته بود بگو دخترت بیاد پایین کارش دارم...
رفتم پایین حتی چندشم میشد نگاهش کنم..
دختره با پررویی تمام برگشت گفت:تو میخوای زن داوود بشی؟؟؟؟
گفتم:شما؟؟؟
گفت:دختری که دختریم رو گرفت با وعده ی اینکه میخواد بیام خواستگاریم...ته مونده ی من برای تو....
تفی توی صورتم انداخت ورفت...
خیلی سال از اون قضیه میگذره ولی هربار دست میکشم جای اون تف تا یادم نره که حقم بود...
وقتی کسی اصل ونسبش رو فراموش کنه بایدم ته مونده ی دختری مثل اون گیرش بیاد...
خدایارم بود که زود فهمیدم و همه چی روکنسل کردم و با عادل که یکی مثل خودم بود عروسی کردم.....
دخترها اصل و نسب خیلی مهمه،خیلییییی....
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
دارمکافات ...
سلام و وقتتون بخیر
یه قضیه ای میخوام تعریف کنم که نه خنده داره و نه سوتی و...ولی از چند شب پیش که شنیدم ذهنم درگیره 😢
دومادمون تعریف میکرد که شوهرعمش تو جوونی روستا زندگی میکرده و خر داشتن
یه روز از سر غرور و حماقت یا ...(دقیقا نمی دونم اسمشو چی بزارم)گوش خر رو با چاقو میبره😔😔
و حالا سن و سالی ازش گذشته و دیگه نه زور بازویی داره و نه غرور
چند وقت پیش متوجه شدن که سرطان گوش داره و دکترا مجبور شدن گوشش رو قطع کنن😑
میگن دنیا دار مکافاته ، بعضی وقتا چقد واضح میشه این حقیقت رو درک کرد
بیشتر مراقب اعمالمون باشیم ...
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
ارسالی #آشنایی 💕
سلام
داستان آشنایی منو آقام برمیگرده به دوسال پیش ما تو کانال ازدواج فرم داشتیم هردومون که ایشون درخواست داده بودن و برامون تشکیل گروه دادن....
بعد یکی از قوانین تشکیل گروه این هست که شخصی همدیگه نریم اگر بریم و بفهمن فرم رو حذف میکنن و دیگه معرفی صورت نمیگیره...
تو گروه باهم صحبت کردیم دیگه خداحافظی که کردیم دیدم ایشون اومدن پی وی بعدم که خودشون رو معرفی کردن کلی التماس کردن که به مسؤل اطلاع ندم که ایشون اومدن پیویم😅 ...
منم هیچی نگفتم دیگه تو شخصی اسمم رو پرسید منم گفتم شما فک کن شوکت اسممه😂😂 خب که چی چقدر تاثیر داره توی انتخابتون اون موقع گفتن هیچی همینجوری پرسیدم وگرنه فرقی نداره 😆 ....
دیگه بعدش که اومدن خونه و دیدار حاصل شد بعد از خواستگاری رسمی مادرم گفتن چن ماه باشه برای آشنایی اونا خیلی عجله داشتن و میخواستن سریع عقد انجام بشه...
مامانمم میگفت اینا که اینقدر عجله دارن شاید اشکالی در کارشون باشه و قبول نکرد و گفتن حداقل یکماه بابت آشنایی....
دیگه منم بعد خواستگاری میخواستم برم یزد برای تحصیل میرفتم یزد...
خودمون یکی از شهرستان های شیراز هستیم ولی آقام خود شیراز میشینن، وقتی از خونه حرکت کردم که برم ترمینال ایشون بهم گفته بودن که میان ترمینال تا همدیگه رو ببینیم...
منم هیچی به خانوادم نگفتم که ایشون قراره بیاد چون اگه میدونستن ممکن بود اجازه ندن...
فقط یکی از خواهرام اطلاع داشت اونم چون باهام بود دیگه ترمینال که رسیدم ایشون تماس گرفتن و کلیییی برام خوراکی خریده بودن😋فندق و انجیر و لواشک و ... کلی ذوق کردم بابت اون خوراکیا ولی به روی خودم نیوردم و کلی تعارف الکی تیکه پاره کردم بعد قبول کردم😂....
ایشونم ساک من و خواهرم و کوله منو گرفت و تا جایگاه اورد برامون وقتی میخواستم بره سوار اتوبوس بشم دویدم رفتم از جیب کوله پشتیم که دست ایشون بود طوری که متوجه نشه یه سیب قرمز برداشتمو وقتی داشتم از پله اتوبوس میرفتم بالا که با ایشون خداحافظی میکردم اون سیب قرمز رو دادم بهشون😊...
وقتی گفتن ممنونم لطف کردید به جای خواهش میکنم گفتم میدونم که لطف کردم😁و خداحافظی کردیم به گفته آقام تا خود خونه اون سیب رو بو میکرده و ذوق میکرده😂
┈••✾❀🌼♥️••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••♥️🌼❀✾••┈
@Mahi_882
Dan Gibson.@delshodeeganDrifting_in_Dreamland.Dan_Gibson.@delshodeegan.mp3
زمان:
حجم:
7.4M