eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.6هزار عکس
792 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 دلم واقعاً گرفت از حرفات... ولی یه چیزی رو از ته دلم می‌گم: خ.یانت همسرت رو گردن خودت ننداز. اینکه تو برای خانواده‌ات کم نذاشتی، ارزشش سر جاشه. حتی اگر توی زندگی مشکلی بوده، راهش خ.یانت نبوده. آدم می‌تونه حرف بزنه، کمک بگیره، حتی اگر نتونست ادامه بده، محترمانه جدا بشه. 🍃🌸 من خودم یه تجربه شبیه این داشتم. ماه‌ها بعد از فهمیدن خ.یانت شوهرم دنبال این بودم که ببینم کجای کارم ایراد داشته. حتی به خودم می‌گفتم شاید زن خوبی نبودم، شاید زیادی سرم به بچه‌ها گرم بود، شاید کم محبت کردم. بعد فهمیدم دارم خودمو بابت تصمیمی که یک آدم دیگه گرفته، مجازات می‌کنم. ممکنه زندگی مشکل داشته باشه، ولی انتخاب خیانت، انتخاب خودشه. 🍃🌸 برادر منم یه مدت توی زندگی مشترکش دچار مشکل شد و من از نزدیک دیدم چقدر آدم ممکنه بعد از فهمیدن خیانت، همه خاطرات خوب رو هم زیر سؤال ببره. به نظرم فعلاً دنبال جواب «من چی کم گذاشتم؟» نباش. اول خودت رو جمع کن، بعد اگر خواستی درباره علت مشکلات زندگی حرف بزن. 🍃🌸 این جمله‌ات که گفتی «حتی می‌تونستیم جدا بشیم، ولی با صداقت» خیلی درد داشت. دقیقاً همینه. شاید آدم از همسرش ناراضی باشه، شاید عشقش کم شده باشه، شاید حتی دیگه نخواد ادامه بده؛ ولی حق نداره طرف مقابل رو بی‌خبر بذاره و همزمان رابطه دیگه‌ای رو شروع کنه. 🍃🌸 یه خواهش ازت دارم، خودتو با اون آدم مقایسه نکن. اینکه همسرت به شخص دیگه‌ای توجه کرده، لزوماً به این معنی نیست که اون از تو بهتر بوده یا تو کم داشتی. آدم‌ها گاهی تصمیم‌هایی می‌گیرن که ریشه‌ش بیشتر در انتخاب و مسئولیت‌پذیری خودشونه تا ارزش همسرشون. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 برا خواهری که شوهرش اجازه نمیده با خانوادش رفت وامد کنه خواهر گلم اجازه نده به شوهرت چون من... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام برا خواهری که شوهرش اجازه نمیده با خانوادش رفت وامد کنه خواهر گلم اجازه نده به شوهرت چون من خودم همین مشکل رو داشتم اما همیشه به خاطر شوهر کوتاه اومدم تا الان که بیستو پنج سال میگذره متاسفانه الان بعد از فوت پدر ومادرم کلا با برادران قطع ارتباط کرده ونه میزاره من ببینمشون ونه اونا بیان پیش من حتی تلفنی هم حق ندارم باهاشون ارتباط داشته باشم پس شما مثل من نباشید بهش بگو حالا که اینجوریه پس خودت هم ارتباطت رو با خانوادت قطع کن وباهاش نرو پیش خانوادش به خدا من همیشه احترام خانوادش رو داشتم وهمه جوره بهشون خدمت کردم ولی این شده نتیجه که من حتی تلفنی هم نمیتونم با خانوادم ارتباط برقرار کنم پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 خدمت خانمی که کارهای مادرشون راانجام میدن ولی مادر عزیز ناراضی هستن🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام برهمه عزیزان خدمت خانمی که کارهای مادرشون راانجام میدن ولی مادر عزیز ناراضی هستن مادرمن آلزایمر داره وهشتادو خورده ای سنش میشه پدرم هم مشکل اعصاب داره.باتوجه به بیماری مادرم ،منم مثل شما تنهایی مدام کارهاشو انجام می‌دادم وپخت پز میکردم ولی واقعا ازلحاظ جسمی وروحی کم آوردم کارهای خونه خودم وپخت وپز خونم وخونه مادرم واقعا سخت شد برای اینکه برای همسرم وبچه هام کم نزارم همه خواهر وبرادرامو خونه پدرم جمع کردم وجلسه تشکیل دادم وروزهای هفته روبین خودمون تقسیم کردم مثلا شنبه نوبت یکی یکشنبه نفربعدی تا آخر هفته. هرچند فقط غذا می‌پزند وکار دیگه ای انجام نمیدن ولی خیلی بهتر شد وباقی کارهارو وقت میکنم انجام بدم با آرزوی سلامتی همه پدرو مادرها پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 من واقعاً از زندگی با یه مرد خسیس خسته شدم… 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ممنونم از کانال بسیار آموزنده تون من واقعاً از زندگی با یه مرد خسیس خسته شدم… شوهرم درآمدش بد نیست، ولی انگار خرج کردن براش عذاب‌آوره. هر چیزی که بخوام بخرم، باید اول هزار بار توضیح بدم چرا لازمش دارم. برای خودم لباس می‌خوام، میگه هنوز قبلی‌ها سالمه. برای بچه‌ها کفش می‌خوام، میگه فعلاً همین قبلی‌ها رو بپوشن. حتی وقتی مهمون داریم، سر خرید یه چیز ساده برای پذیرایی هم حساب و کتاب می‌کنه. گاهی دلم می‌خواد یه روز بدون اینکه نگران قیمت چیزی باشم، برم خرید. نه برای تجمل… فقط برای اینکه حس کنم زندگی می‌کنم. بدتر از همه اینه که خودش برای بعضی چیزها اصلاً این‌قدر سخت نمی‌گیره. ولی وقتی نوبت من و بچه‌ها میشه، هر خرجی تبدیل میشه به بحث. یه بار برای خودم یه لباس ساده خریدم و وقتی فهمید، چند روز سرم غر زد که چرا پول دادی. منم موندم که بالاخره پول برای چی توی زندگی جمع میشه؟ من نمیگم هرچی خواستم بخرم و حساب بانکی رو خالی کنیم. من فقط می‌خوام وقتی چیزی واقعاً لازمه یا دلم می‌خواد یه چیز معمولی برای خودم بخرم، احساس گناه نکنم. خسته شدم از اینکه برای کوچک‌ترین خرج زندگی باید جواب پس بدم. گاهی حس می‌کنم با شوهرم زندگی نمی‌کنم؛ با یه حسابگر زندگی می‌کنم که حتی برای خوشحال کردن زن خودش هم باید اول ماشین‌حساب روشن کنه. 😔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یادش بخیر اعضا… 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یادش بخیر… اون سال‌ها که عشق‌ها نه با پیام و استوری شروع می‌شدن، نه با لایک و فالو. گاهی فقط با چند ثانیه نگاه کردن سر کوچه شروع می‌شدن. من اون موقع دختر کم‌سن‌وسالی بودم و یه سوپرمارکت کوچیک سر کوچه‌مون بود. پسر جوونی که اونجا کار می‌کرد، کم‌کم شده بود یکی از دلیل‌های خریدهای الکی من! مامان می‌گفت نون نداریم، من با سرعت می‌دویدم سمت سوپر. یه چیزی تموم می‌شد، باز من اولین نفری بودم که داوطلب می‌شدم برم بخرم. 😄 بعضی وقت‌ها حتی خودم هم نمی‌دونستم چی می‌خوام بخرم. می‌رفتم جلوی قفسه‌ها، چند دقیقه الکی نگاه می‌کردم و آخرش یه آدامس یا یه شکلات کوچیک برمی‌داشتم. اون هم انگار فهمیده بود قضیه چیه، ولی هیچ‌وقت چیزی نمی‌گفت. گاهی وقتی پول خرد کم می‌آوردم، حسابم رو نگه می‌داشت تا دفعه بعد بیارم. همین کار کوچیکش برای من اندازه هزار تا حرف عاشقانه ارزش داشت. عصرهای تابستون بیشتر دوست داشتم برم خرید. هوا گرم بود، کوچه خلوت و مغازه پر از بوی نون تازه، چیپس و شکلات. گاهی فقط از دور می‌دیدمش که جلوی مغازه نشسته و با همون لبخند همیشگی با مشتری‌ها حرف می‌زنه. نه شماره‌ای داشتیم، نه چتی، نه عکس و فیلمی از هم. تمام عشق من خلاصه می‌شد توی همون چند دقیقه‌ای که می‌رفتم سوپر و برمی‌گشتم. سال‌ها گذشته… نه می‌دونم کجاست، نه می‌دونم هنوز اون سوپر سر کوچه هست یا نه. فقط هر وقت بوی نون تازه یا شکلات‌های قدیمی بهم می‌خوره، یاد اون کوچه می‌افتم؛ یاد دختری که برای خرید یه بسته آدامس، هزار بار از جلوی آینه رد می‌شد که مطمئن بشه موهاش مرتبه! چه دورانی بود… عشق‌های اون روزها شاید ساده بود، ولی دل آدم با یه نگاه تا چند روز گرم می‌موند. ❤️ پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سلام سایه خانوم ۲۷ سالمه… نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم، ولی واقعاً نمی‌دونم مشکل کجاست. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه خانوم ۲۷ سالمه… نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم، ولی واقعاً نمی‌دونم مشکل کجاست. چهره‌م بد نیست، تحصیلات دارم، معلمم، خانواده‌م هم آبرودار و خوبن. نه اهل حاشیه‌ام، نه دنبال چیز عجیب‌غریبی هستم. همیشه فکر می‌کردم وقتی به این سن برسم، حداقل چند بار خواستگاری برام میاد و خودم انتخاب می‌کنم که با چه کسی وارد زندگی بشم. ولی الان ۲۷ سالمه و حتی یک خواستگاری جدی هم نداشتم. گاهی وقتی می‌بینم دوستام یکی‌یکی ازدواج می‌کنن، بچه‌دار میشن و عکس‌های خانوادگی‌شون رو می‌بینم، از ته دلم خوشحال میشم براشون… ولی بعد که میام خونه، یه گوشه می‌شینم و با خودم میگم: «پس من چی؟ چرا هیچ‌کس حتی برای شناختن من هم جلو نیومده؟» بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم شاید یه ایرادی توی من هست که خودم نمی‌بینمش. شاید قیافه‌م اون‌قدر که فکر می‌کنم خوب نیست، شاید اخلاقم… شاید اصلاً قسمت من نیست. بدتر از همه حرف مردمه؛ هر مهمونی یا دورهمی که میرم، یکی پیدا میشه بگه: «هنوز ازدواج نکردی؟!» انگار خودم نمی‌دونم ۲۷ سالمه و مجردم… من شوهر پولدار یا زندگی رویایی نمی‌خوام. فقط دلم می‌خواد یه نفر واقعاً منو ببینه، بشناسه و با خودش بگه: «این همون دختریه که می‌خوام برای زندگی کنارم داشته باشم.» گاهی از این‌همه منتظر موندن خسته میشم… نه از مجردی، از این حس که انگار اصلاً دیده نمی‌شم. 💔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امشب عروسی دختر همسایه‌مونه؛ همون دختری که سال‌ها دوستش داشتم و هیچ‌وقت نتونستم از دلم بیرونش کنم.... 🍃