eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.6هزار عکس
796 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 من واقعاً از زندگی با یه مرد خسیس خسته شدم… 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ممنونم از کانال بسیار آموزنده تون من واقعاً از زندگی با یه مرد خسیس خسته شدم… شوهرم درآمدش بد نیست، ولی انگار خرج کردن براش عذاب‌آوره. هر چیزی که بخوام بخرم، باید اول هزار بار توضیح بدم چرا لازمش دارم. برای خودم لباس می‌خوام، میگه هنوز قبلی‌ها سالمه. برای بچه‌ها کفش می‌خوام، میگه فعلاً همین قبلی‌ها رو بپوشن. حتی وقتی مهمون داریم، سر خرید یه چیز ساده برای پذیرایی هم حساب و کتاب می‌کنه. گاهی دلم می‌خواد یه روز بدون اینکه نگران قیمت چیزی باشم، برم خرید. نه برای تجمل… فقط برای اینکه حس کنم زندگی می‌کنم. بدتر از همه اینه که خودش برای بعضی چیزها اصلاً این‌قدر سخت نمی‌گیره. ولی وقتی نوبت من و بچه‌ها میشه، هر خرجی تبدیل میشه به بحث. یه بار برای خودم یه لباس ساده خریدم و وقتی فهمید، چند روز سرم غر زد که چرا پول دادی. منم موندم که بالاخره پول برای چی توی زندگی جمع میشه؟ من نمیگم هرچی خواستم بخرم و حساب بانکی رو خالی کنیم. من فقط می‌خوام وقتی چیزی واقعاً لازمه یا دلم می‌خواد یه چیز معمولی برای خودم بخرم، احساس گناه نکنم. خسته شدم از اینکه برای کوچک‌ترین خرج زندگی باید جواب پس بدم. گاهی حس می‌کنم با شوهرم زندگی نمی‌کنم؛ با یه حسابگر زندگی می‌کنم که حتی برای خوشحال کردن زن خودش هم باید اول ماشین‌حساب روشن کنه. 😔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یادش بخیر اعضا… 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یادش بخیر… اون سال‌ها که عشق‌ها نه با پیام و استوری شروع می‌شدن، نه با لایک و فالو. گاهی فقط با چند ثانیه نگاه کردن سر کوچه شروع می‌شدن. من اون موقع دختر کم‌سن‌وسالی بودم و یه سوپرمارکت کوچیک سر کوچه‌مون بود. پسر جوونی که اونجا کار می‌کرد، کم‌کم شده بود یکی از دلیل‌های خریدهای الکی من! مامان می‌گفت نون نداریم، من با سرعت می‌دویدم سمت سوپر. یه چیزی تموم می‌شد، باز من اولین نفری بودم که داوطلب می‌شدم برم بخرم. 😄 بعضی وقت‌ها حتی خودم هم نمی‌دونستم چی می‌خوام بخرم. می‌رفتم جلوی قفسه‌ها، چند دقیقه الکی نگاه می‌کردم و آخرش یه آدامس یا یه شکلات کوچیک برمی‌داشتم. اون هم انگار فهمیده بود قضیه چیه، ولی هیچ‌وقت چیزی نمی‌گفت. گاهی وقتی پول خرد کم می‌آوردم، حسابم رو نگه می‌داشت تا دفعه بعد بیارم. همین کار کوچیکش برای من اندازه هزار تا حرف عاشقانه ارزش داشت. عصرهای تابستون بیشتر دوست داشتم برم خرید. هوا گرم بود، کوچه خلوت و مغازه پر از بوی نون تازه، چیپس و شکلات. گاهی فقط از دور می‌دیدمش که جلوی مغازه نشسته و با همون لبخند همیشگی با مشتری‌ها حرف می‌زنه. نه شماره‌ای داشتیم، نه چتی، نه عکس و فیلمی از هم. تمام عشق من خلاصه می‌شد توی همون چند دقیقه‌ای که می‌رفتم سوپر و برمی‌گشتم. سال‌ها گذشته… نه می‌دونم کجاست، نه می‌دونم هنوز اون سوپر سر کوچه هست یا نه. فقط هر وقت بوی نون تازه یا شکلات‌های قدیمی بهم می‌خوره، یاد اون کوچه می‌افتم؛ یاد دختری که برای خرید یه بسته آدامس، هزار بار از جلوی آینه رد می‌شد که مطمئن بشه موهاش مرتبه! چه دورانی بود… عشق‌های اون روزها شاید ساده بود، ولی دل آدم با یه نگاه تا چند روز گرم می‌موند. ❤️ پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سلام سایه خانوم ۲۷ سالمه… نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم، ولی واقعاً نمی‌دونم مشکل کجاست. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه خانوم ۲۷ سالمه… نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم، ولی واقعاً نمی‌دونم مشکل کجاست. چهره‌م بد نیست، تحصیلات دارم، معلمم، خانواده‌م هم آبرودار و خوبن. نه اهل حاشیه‌ام، نه دنبال چیز عجیب‌غریبی هستم. همیشه فکر می‌کردم وقتی به این سن برسم، حداقل چند بار خواستگاری برام میاد و خودم انتخاب می‌کنم که با چه کسی وارد زندگی بشم. ولی الان ۲۷ سالمه و حتی یک خواستگاری جدی هم نداشتم. گاهی وقتی می‌بینم دوستام یکی‌یکی ازدواج می‌کنن، بچه‌دار میشن و عکس‌های خانوادگی‌شون رو می‌بینم، از ته دلم خوشحال میشم براشون… ولی بعد که میام خونه، یه گوشه می‌شینم و با خودم میگم: «پس من چی؟ چرا هیچ‌کس حتی برای شناختن من هم جلو نیومده؟» بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم شاید یه ایرادی توی من هست که خودم نمی‌بینمش. شاید قیافه‌م اون‌قدر که فکر می‌کنم خوب نیست، شاید اخلاقم… شاید اصلاً قسمت من نیست. بدتر از همه حرف مردمه؛ هر مهمونی یا دورهمی که میرم، یکی پیدا میشه بگه: «هنوز ازدواج نکردی؟!» انگار خودم نمی‌دونم ۲۷ سالمه و مجردم… من شوهر پولدار یا زندگی رویایی نمی‌خوام. فقط دلم می‌خواد یه نفر واقعاً منو ببینه، بشناسه و با خودش بگه: «این همون دختریه که می‌خوام برای زندگی کنارم داشته باشم.» گاهی از این‌همه منتظر موندن خسته میشم… نه از مجردی، از این حس که انگار اصلاً دیده نمی‌شم. 💔 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امشب عروسی دختر همسایه‌مونه؛ همون دختری که سال‌ها دوستش داشتم و هیچ‌وقت نتونستم از دلم بیرونش کنم.... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امشب عروسی دختر همسایه‌مونه؛ همون دختری که سال‌ها دوستش داشتم و هیچ‌وقت نتونستم از دلم بیرونش کنم. از بچگی می‌شناختمش. خونه‌شون چند قدم با خونه ما فاصله داشت و تقریباً هر روز می‌دیدمش. کم‌کم این دیدن‌های ساده برای من تبدیل شد به یه علاقه جدی. سال‌ها توی دلم نگهش داشتم و بالاخره یه روز تصمیم گرفتم احساسمو بهش بگم. خیلی امیدوار بودم شاید اونم یه حسی نسبت به من داشته باشه، ولی جوابش اون چیزی نبود که منتظرش بودم. علاقه‌ای که من داشتم، از طرف اون شکل نگرفته بود و این رابطه همون‌جا تموم شد. بعد از اون سعی کردم خودمو کنار بکشم و وانمود کنم دیگه برام مهم نیست، ولی مگه میشه آدم چیزی رو که چند سال توی دلش ساخته، یه‌شبه فراموش کنه؟ امشب از عصر صدای رفت‌وآمد از خونه‌شون میاد. چراغ‌ها روشنه، ماشین‌ها یکی‌یکی می‌رسن و همه برای جشن آماده‌ان. من اما توی اتاقم نشستم و صدای جشنشون رو از دور می‌شنوم. هر بار که صدای خنده و شادی میاد، یه چیزی توی دلم فرو می‌ریزه. نه از اینکه خوشبخت بشه ناراحتم، نه آرزو می‌کنم اتفاق بدی براش بیفته. فقط دلم گرفته از اینکه یه زمانی فکر می‌کردم شاید آخر این قصه، من کنار اون باشم. امشب قراره لباس عروس تنش باشه و من فقط از پشت پنجره، چراغ‌های خونه‌شون رو می‌بینم. عجیبه… آدم می‌تونه برای خوشبختی کسی دعا کنه و همزمان از ته دل خودش شکسته باشه. شاید چند سال دیگه وقتی این شب یادم بیاد، دیگه درد نداشته باشه. ولی امشب هنوز خیلی تازه‌ست… امشب عروسی دختر همسایه‌مونه؛ دختری که برای من یه روزی تمام آرزوهام بود، اما قسمت نشد حتی یک روز هم سهم من از زندگی‌ش باشه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان خدا قوت ببخشید میشه پیام بگذارید کانالتون به کمک راهنمایی خانمها نیاز دارم فوری فوری ممنونم از شما پسرم عاشق یک دختر لر شده هرچی منو پدرش زدیم خوردیم قبول نمیکنه که نمبکنه خودم اصلا راضی نیستم پدرش چاره ای ندارد لطفاً راهنمایم کنید چکار کنم اخلاق لرها چطوری است چون ما لر نیستیم درضمن هرچی ازدختره پرسیدم لره کدوم طایفه هستی نمی‌گوید میگه من خبر ندارم میترسم آخه بعضی‌ها بهم میگن لرها خرشون ازپل گذشت اون موقع خودشون نشون میدهند البته جسارت به لرها نباشند لطفاً خانمها مساورهای عزیز راهنماییم بفرمایید چکار کنم اگر پسرم بعدها پشیمون شد پسرم اخلاق خیلی حساس وزود رنج زیر بار نرو ولی مهربون که هرچی خواسته اول برای خانوادش خواسته هیچی برامون کم نذاشته 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 منم یه زمانی دقیقاً مثل تو، یه نفر رو دوست داشتم 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 منم یه زمانی دقیقاً مثل تو، یه نفر رو دوست داشتم… فقط فرق قصه‌مون اینه که عشق من سال‌هاست با یه نفر دیگه ازدواج کرده و الان بچه هم داره. من اون موقع فکر می‌کردم آخرش یه جوری به هم می‌رسیم. شاید نه همون‌طور که توی قصه‌هاست، ولی حداقل یه راهی برای کنار هم بودن پیدا می‌کنیم. اما نشد. اون ازدواج کرد، زندگی خودش رو ساخت و من موندم با یه عالمه خاطره که هنوز بعضی شب‌ها بی‌هوا یادشون می‌افتم. سال‌ها گذشته، ولی من هنوز ازدواج نکردم. نه اینکه خواستگار نداشتم یا هیچ‌کس توی زندگیم نبوده؛ فقط هیچ‌وقت نتونستم با کسی وارد زندگی بشم که ته دلم مطمئن باشم انتخابش کردم، نه اینکه فقط می‌خوام جای خالی یه نفر رو پر کنم. گاهی عکس‌هاش رو می‌بینم؛ خودش، همسرش، بچه‌ش… ظاهرشون خوشبخته و منم از ته دلم براشون آرزوی آرامش می‌کنم. ولی راستش بعضی وقت‌ها بعد از دیدن عکس‌ها، گوشی رو کنار می‌ذارم و چند دقیقه به سقف خیره می‌شم. نه به خاطر اینکه می‌خوام برگرده… فقط به خاطر اینکه با خودم فکر می‌کنم اگر آن روزها بعضی چیزها جور دیگری پیش می‌رفت، شاید امروز من هم یک زندگی داشتم. اون الان پدره، بچه داره و شاید حتی سال‌هاست منو به یاد نمیاره. اما من هنوز مجردم و گاهی دلم برای دختری که آن روزها بودم می‌سوزه؛ دختری که با تمام وجودش عاشق شد و آخرش مجبور شد بدون رسیدن، کنار بکشه. شاید بعضی آدم‌ها سهم زندگی ما نیستن؛ فقط میان که یه قسمت عمیق از قلبمون رو با خودشون ببرن و به ما یاد بدن که همه عشق‌ها قرار نیست به «با هم موندن» ختم بشن. 💔 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 یادش بخیر عشق‌های قدیمی…🍃🌸 🍃