eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.6هزار عکس
793 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان برا خانمی مینویسم که پسرشون از لر ها زن میخواد اتفاقا لر ها خیلی خون گرم و مهمون نواز و داماد دوست هستند حتی بیشتر خانم های لر پای به پای مردانشون کار میکنند برا زندیگیشون فقط بپرسین اهل کدوم شهر هستند یا شهرستان هستند ان شاءالله اگر به هم برسند با هم خوشبخت بشن 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 💟داستان کوتاه 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 💟داستان کوتاه یادمه وقتی پدرم خونه رو سفید کرد، مادرم همیشه مواظب بود که ما روی دیوار چیزی نکشیم. یک روز به مادرم گفتم : ارزش ما بیشتره یا این گچ و سفیدی؟! اون گفت : مادر جان، ارزش گچ و دیوار از شما بیشتر نیست اما ارزش زحمت و رنج پدرت خیلی بیشتر از اینهاست. وقتی پدرت چندسال کار کرده، زحمت کشیده تا ما تونستیم، با کم خوردن و کم پوشیدن این خونه رو سفید کنیم، حالا چرا ما کاری کنیم که دوباره پدرت مجبور باشه، چند روز، چند ماه، چند سال دیگه زحمت بیشتر بکشه که خونه رو بتونه رنگ کنه! این حرف مادرم از بچگی همیشه تو ذهنم بود و موند، حرفی که باعث میشد ما شیشه ها رو نشکنیم "تلویزیون رو الکی خراب نکنیم " یخچال رو بیهوده باز و بسته نکنیم " تا هیچوقت دلیل رنج و زحمت بیشتر واسه پدرمون نباشیم " نمیدونم چی برسر روزگار ما اومده که دیگه کمتر کسی پیدا میشه که به پیر شدن پدر خونه هم فکر کنه... اینروزا، بچه، ال سی دی صد میلیونی میشکنه ، میگن: بابا چکارش داری؟ بچه بوده شکسته. گوشی موبایل پنجاه میلیونی رو میزنه زمین چهل تیکه میشه، میگن : هیچی نگو بچه تو روحیه ش تاثیر بد میزاره. اما کمتر کسی میگه : این پدر خونه باید چند روز، چند ماه، چند سال دیگه کار کنه تا بتونه جبران خسارت کنه. ایکاش کمی بفکر چین و چروکهای پیشونی آدمی بودیم که داره واسه ما پیر میشه... جوانیش، عمرش، خوشیهاش، همه رو گذاشته واسه ما، که با بودن ما پیری رو از یاد ببره. اما گاهی وقتا دونسته و ندونسته، تنها، دلیل رنج بیشترش میشیم و یادمون میره که اونم تا یه حدی توان داره، تا یه جایی بدنش قدرت کار کردن داره.... اقتدار پدر احترام مادراست و احترام مادر شکوفایی خانواده❤️ 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من 28ساله.. شوهرم 35ساله... 10ساله ازدواج کردم حاصل این ازدواج ی دختر 9ساله و ی پسر 2ساله...🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خواهران لطفا منم راهنمایی کنید.. تا یکم از غم و غصم کم بشه... من 28ساله.. شوهرم 35ساله... 10ساله ازدواج کردم حاصل این ازدواج ی دختر 9ساله و ی پسر 2ساله... مشکل من اینکه شوهرم وقتی خونه بیاد رفتارش بهتره. ولی تا پاش برسه سرکار یعنی شهر. خیلی سرد رفتار میکنه جوری ک ن زنگ میزنه ن پیام میده.. اصلا از حال منو بچه هام خبر ندارع.. وقتیم بهش بزنگم تند برخورد میکنه یا بی حوصله جواب میده.. نمیدونم چرا این رفتار.. چن ماهه اینجوریهه بیاد خونه خوب بره باز همون آش همون کاسه... از بس غرورم له کردم خودم زنگ زدم پیام دادم خسته شدم. ناراحت میشم از این عاجز بودنم و پس زدنش.. 🙁 شما بگین چ رفتار نشون بدم بهش. ک فک نکنه چ کسیه.. از نظر مالی معمولی تامین میکنه.. قبل رفتن هر چی خرید باشه میگم و میگیره.. فقط بره. ن من ن بچه هاش یادش نمیاد.. شما بگین چکار کنم خانمای با تجربه ممنونتون میشم ساده رد نشین.. ب امید اینکه یکیتون جواب پیامم بدین دارم مینویسم.. کسی رو ندارم بگم بهش💔 لطفا بزار گروهت.. سپاس 🙏 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من همه ی زندگیم خوب بود تا اینکه یه بار با شوهرم تو بازار بودیم یه مرد نمیدونم چی بگم 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام من همه ی زندگیم خوب بود تا اینکه یه بار با شوهرم تو بازار بودیم یه مرد نمیدونم چی بگم اومد به من تیکه انداخت بعدم ولم نکرد با این که با شوهرم بودم بلاخره اومد... خدادلعنتش کنه 😭 از اون موقع این شوهر من یه آدم سختگیر عجیبی شده با این که اصلا قبلش خیلی آدم منطقی بود حالا شده مثل این مرد های تعصبی که همش بهم گیر میده میخواام بدونم الان صبر کنم یه مدت بگذره حساسیتش از بین میره ؟ یا قراره همیشه اینجوری بمونه 😭😭😭 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 برای خانومی که خواستگار خوب نداره 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 برای خانمی که ۲۷ ساله اشه ولی خواستگار نداره دختر خوب چرا از این طرف ماجرا نگاه نمی کنی اگه خواستگار داشتی ورفته بودی پی زندگیت وخواستگار تو زرد بود خوروزی ۱۰۰۰ بار به بخت خودت تف ولعنت می فرستادی پس درپس هرچیزی خیریتی هست که ما بنده های بی طاقت خدا ازش غافلیم کاشکی کسی بود واون موقع این حرفها رو به من می گفت حالا هم خواهرانه بگم هیچ خبری تو ازدواج نیست جز غل وزنجیر حالا هی کلافه کن خودت رو نگاه کسایی که پزمیدن نکن به ولله هیچ خبری نیست الحمدالله که دست توجیب خودته تو این کانال هزار راه وچاه برازدواج میزارن یکی روچند وقت اجرا کن ببینم چی میشه ولی دوروز دیگه نیایی بگی گه خوردم 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
تو که گفتی هیچ کس این طفل معصوم رو نمی خواد و از وجودش خبر نداره ، پس این هایی که یکی یکی میان و داد و بیداد راه می ندازن کی هستند ! مادرم که احساس کرده بود حرف های ننه آهو مثل نفت روی آتیش عمل می کنه ! با غیظ نگاهی به ننه آهو انداخت و با تشر گفت : شما لازم نکرده تو کاری که بهت مربوط نیست دخالت کنی . بجنب تا شب نشده کار رو تموم کن . ننه آهو با درموندگی نگاهی به منیژه انداخت و گفت : بچه خیلی بزرگ بود به من گفتی سه چهار ماهشه ! اما این بچه شش هفت ماهه به نظر میاد . بعید می دونم این دختر بتونه دووم بیاره . نصف بچه رو از بدنش بیرون کشیدم اما بقیه ش دیگه کار من نیست . باید ببریدش مریض خونه . با تموم شدن حرف های ننه آهو رنگ مادرم پرید و دست و پاش به لرز افتاد ! زیر چشمی نگاهی به ایوب انداخت و با تشر رو به ننه آهو گفت : چرا یاوه بهم می بافی ! اولش گفتی می تونی کار رو تموم کنی . حالا هم باید هر طور شده جمع و جورش کنی بره . من این دختر رو با این حال و روز کجا ببرم ؟! ببرم چی بگم ؟! می خوای برام شر درست کنی ؟! بعد هم با دستپاچگی چند تا از النگوهاش رو از دستش درآورد و توی دامن ننه آهو گذاشت و گفت : بیا این ها مال تو ، بیشتر هم بخوای بهت میدم منتهی به شرطی که این قائله رو ختم به خیر کنی ! ظاهرا مادرم به مقصودش رسید و برق النگوها چشم ننه آهو رو گرفت ، چون همون طور که النگو ها رو تو کیسه ی دست دوزی که به گردنش بود می گذاشت ، پشت چشمی نازک کرد و گفت : این النگو ها رو هم نمی دادی من روی حرفم می موندم و کاری که گفته بودم رو تا آخر درست و تمیز انجام می دادم ! منتهی من حوصله ی عربده کشی صاحب مدعای جدید رو ندارم ها ! الان هم تا سر و کله ی یکی دیگه پیدا نشده ، اتاق رو خلوت کنید که کارم رو انجام بدم ، باید زود برگردم خونه ! با تموم شدن حرف ننه آهو مادرم با دستپاچگی دست ایوب رو گرفت و با لحن ملایمی گفت : پاشو عمه جان . پاشو دردت به جونم ! غصه ی این بچه رو نخور . بچه ی ح....رومی جز این که مایه ی تف و لعنت آدمیزاد باشه ، هیچ خیر و برکتی نداره ! خدا رو شکر کن که شر این بچه کنده شد و از زندگیت رفت وگرنه خدا می دونست این دختره با این بچه ، چه کیسه ای برای تو و مصطفی می دوخت ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃 من۵ماه هست کرم معجزه میزدم و پوستم خیلی شفاف و سفید شده اما اگر این کرم قطع کردم صورتم خیلی زشت و پره لک میشه 🍃