🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام ادمین لطفا بزار 🙂
من 15 سالمه دخترم، بابام ش.یشه میکشه
و کلی مشکل داریم بابام خیلی ازتیمون میکنه
یدونه داداش دارم مامانمم نمیتونه بره کار کنه
و کار خونگی هم نمیدن بخاطر بابام و پسر عموی بابام که ازم بزرگ تره حدودا
19 سالشه منو میخواد و موتور اینا داره بهم میگه بیا زنم شو برات موتور اینا
میخرم مامانمم راضیه میگه برو خوشبخت میشی ولی من میترسم
ازدواج کنم بابام راضی نیس ولی بعضی وقتا خیلی حرص میده ادمو و همش
میگه همسایه خونه ماس و وقتی مامانم میره نون بخره میگه رفته خونه
اونا ... من واقعا ناراحت میشم بعضی وقتا هم با خودم میگم برم بهزیستی
ولی فعک نکنم منو نگه دارن
پسر عموی بابام خیلی روم حساسه و
این چیزا من اصلا بهش حس ندارم و همش میخاد خودشو بهم نزدیک کنه و
خودشو تو دلم جا کنه ولی من هیچ جوره ازش خوشم نمیاد
واقعا خوشحال راه حل بگید 🙂
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام خدمت دوستان کانال و سایه بانو خدمت دخترقشنگم که نامزددارن
ونامزدشون اتفاقی که دخترعمه شون دیدن نامزدشماباید به خانواده احترام
بزارن وخانواده به نامزدنمیشه همدیگر ببینن محل نکن شماهم الکی خودتون اذیت نکنید قبل ازدواج حتما میدونستید
که ایشون قرار بوده دمادعمه بشه ولی به هرحال ازدواج کردین گذشته
نامزدفراموش کنید ان شاالله دخترعمه تون همسری لایق پیداکنن و ازدواج کنن من هم همسرمجردی یکی از اقوام
میخواستن من از برخورد هردوتافهمیدم البته همسرعادی برخوردمیکنه ولی
دخترخاله هنوز عاشقانه رفتار میکنه برای من مهم نیست چون ماباهم زندگی میکنیم دخترخاله ازدواج کرده میگن
طلاق گرفتند ان شاالله همه دخترا خوشبخت بشن شماودخترعمه تون هم
خوشبخت بشیدالهم اشف کل مریض الهی آمین 🌹🌹🌹🌹🌹سادات هستم تشکرازمدیرکانال😘
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
حق شناس:
📝برای خانمی مینویسم که گفتن چکار کنن دختر خواهرتون وپسرشون باهم به زور ازدواج کنن
✏️عزیزم اصلا چرا باید دوتا آدمی که عاقل وبالغ وفهمیده اند رو به زور وادار به ازدواجی کنید که دوتا مخالفند غفط بخاطر دل مادرها!!!!!
شاید اصلا قسمت هم نباشن چرا اصرار دارید اگر به اصرار شما راضی شدند بعدا مشکل تو زندگی داشتند چکار میکنید؟
وقتی میگن هم دیگر رو به چشم خواهر برادر میبینند این یعنی چی؟؟؟
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
من یه زنم... زنی که مدتهاست کتک خوردنش رو از همه پنهون میکنه.
هر بار که شوهرم عصبانی میشه، قبل از اینکه دستش به من برسه، خودم هزار بار توی ذهنم دنبال راهی میگردم که آرومش کنم. حواسم به تکتک کلمههامه، به لحن حرف زدنم، حتی به نگاه کردنم.
مثلاً چند روز پیش فقط گفتم: «کاش این ماه یکم کمتر خرج کنیم، آخر ماه کم میاریم.» همین یه جمله کافی بود که دعوا شروع بشه. صداش رفت بالا، من ساکت شدم، ولی باز نتونستم جلوی خودمو بگیرم و جوابش رو دادم. یه لحظه دستش بلند شد و صورتم داغ شد.
همونجا دیگه چیزی نگفتم.
رفتم دستشویی، در رو بستم و آروم گریه کردم که بچهام صدامو نشنوه. صورتم رو با آب شستم، موهامو مرتب کردم و برگشتم بیرون، انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
یه بار هم دستم رو اونقدر محکم گرفته بود که جای انگشتهاش روی مچم مونده بود. فرداش خواهرم دید و پرسید: «دستت چی شده؟» لبخند زدم و گفتم: «به جایی خوردم.»
دروغ گفتم... چون خجالت میکشیدم بگم مردی که باید پناه من باشه، خودش باعث ترس من شده.
گاهی شبها وقتی میخوابه، من کنار تخت دراز میکشم و به سقف نگاه میکنم. به خودم میگم: «مگه من چی میخوام؟ یه زندگی آروم، یه خونه بیدعوا، یه شوهر که وقتی ناراحته، به جای دست بلند کردن، حرف بزنه... این خواسته زیادیه؟»
سختترین قسمتش اینه که بعد از دعوا، وقتی میاد و میگه «عصبانی بودم، ببخش»، دلم میخواد باورش کنم.
دلم میخواد دوباره همون مرد روزهای اول بشه.
ولی ته دلم یه ترس نشسته که نکنه چند روز دیگه، سر یه موضوع دیگه، دوباره همون اتفاق تکرار بشه.
من دیگه از دعوا نمیترسم... از اون لحظهای میترسم که میفهمم دوباره قراره دستش بلند بشه.
از صدای بلندش میترسم.
از محکم بسته شدن در میترسم.
از سکوت بعد از دعوا میترسم.
حتی بعضی وقتها از صدای کلید انداختنش توی در میترسم و با خودم میگم: «امشب قراره خونه آروم باشه یا باز باید خودمو جمع کنم و چیزی نگم؟»
من هنوز خیلی چیزها رو به کسی نگفتم...
ولی واقعاً دیگه خستهام از اینکه هر بار درد خودمو قایم کنم و جلوی بقیه بگم: «چیزی نیست، زندگیه دیگه...»
واقعاً زندگی باید اینطوری باشه؟
یک زن تا کجا باید سکوت کنه و ببخشه؟
و اگر مردی بعد از هر بار عذرخواهی دوباره دست روی همسرش بلند کنه، واقعاً میشه به تغییرش امیدوار بود؟
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام.در مورد پیام عروس ومادر شوهر،من یه عروسم تک عروس هم هستم با اینکه از نظر مالی نسبت به خانواده همسرم پایین هستیم در تمام
مناسبتها،تولد ،روز مادر،پدرو...در حد توانم هدیه تهیه کردم کیک پختم و یا بعد شام رفتیم یا برای شام دعوت
کردم،دریغ از یک بار که اونا هم یک تبریک خشک وخالی بگن همشون،من هم یک مادرم،یک همسرم هنوز گاهی
اوقات دختر خونه بابام هستم چرا نباید از کسی که احترام میزارم توقع داشته باشم. من الان خودم بیمارم همسرم
منو دکتر نمیبره میگه خودت برو،از صبح مادر وخواهرش وبرده شهر دیگه برای آزمایشی که اینجا هم میتونست انجام بده.
بعد همین مادر شوهر خودشو میکشه تا هدیه دهن پر کن برا دخترش بگیره جلو شوهرش شرمنده نشه،چرا،چون گاهی
وقتا شارژ براش میگیره یا پول میریزه حسابش.اینه که آدم کینه میگیره به دل پول ومیبینن اما زمان وانرژی وجوانی
واعصاب که ما داریم اینجا براشون میذارم ونمیبینن.نمیدونم کار اونا درسته یا ما.
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام سایه جان حالتون خوبه لطفا پیام منو بزارید...
از وقتی مادرشوهرم بعد فوت مادرِ شوهرم اومده خونه ما، زندگیمون یه جوری شده که خودمم موندم چی کار کنم.
اولش اصلاً حرفی نداشتم. گفتم پیرزنه، تنها شده، دلش گرفته، بذار یه مدت پیش ما باشه تا حالش بهتر بشه. حتی خودم اتاقو براش مرتب کردم، وسایلشو آوردم، لباساشو گذاشتم توی کمد و هرچی لازم داشت آماده کردم.
ولی اون «یه مدت» شده چند ماه.
خونه خودش هنوز سر جاشه، وسایلش هم هست، ولی اصلاً حاضر نیست برگرده. هر بار حرفش میشه، میگه اینجا راحتتره و دلش نمیاد تنها بمونه. منم دلم نمیاد بگم برو، بالاخره مادرشوهرمه و عزاداره.
ولی واقعاً دیگه زندگیمون داره از روال میفته.
مثلاً صبحها قبل از اینکه شوهرم بیدار بشه، مادرشوهرم بیداره. چای میخوره، تلویزیون روشن میکنه و صدای تلویزیون میاد توی اتاق. منم اگر بگم صدا کمه، ناراحت میشه که «من پیرم، چیزی نمیشنوم».
یه روز برای ناهار فقط دلم خواست ماکارونی درست کنم، گفت «شوهرم این غذا رو دوست نداشت، یه غذای دیگه درست کن.» منم دوباره برنج گذاشتم و مرغ درست کردم. آخر شب خودم از خستگی افتاده بودم.
یا مثلاً لباسهای خودش رو میذاره توی حموم و انتظار داره من بشورم. اوایل خودم انجام میدادم، ولی الان دیگه واقعاً کم آوردم. من خودم کار دارم، بچه دارم، خونه دارم، تازه باید حواسم به مادرشوهرم هم باشه.
بدتر از همه اینه که شوهرم بین من و مادرش گیر کرده. هرچی میگم «بیا یه فکری برای موندنش بکنیم»، سریع ناراحت میشه و فکر میکنه من میخوام مادرشو از خونه بیرون کنم.
چند روز پیش سر یه موضوع خیلی کوچیک دعوامون شد. من فقط گفتم کاش مادرش بعضی کارهای خودش رو خودش انجام بده. شوهرم گفت تو شرایط مادرم رو درک نمیکنی. منم واقعاً بغضم گرفت. گفتم منم آدمم، منم خسته میشم، چرا هرچی میگم انگار دارم به مادرت بدی میکنم؟
حتی جلوی بچهها هم گاهی بحثمون میشه. بچهم یه روز گفت «مامان چرا بابا همیشه وقتی درباره مامانبزرگ حرف میزنیم ناراحت میشه؟» همونجا دلم ریخت.
من با تنها بودن مادرشوهرم مشکلی ندارم. با اینم مشکلی ندارم که مدتی پیش ما باشه. چیزی که اذیتم میکنه اینه که دیگه هیچ حرفی از برگشتنش نیست و انگار قرار شده من خودمو با این شرایط وفق بدم.
من نمیخوام بیرحم باشم، ولی واقعاً حس میکنم از وقتی اومده، من توی خونه خودم دیگه اختیار خیلی چیزها رو ندارم. از طرفی هم دلم نمیاد یه زن عزادار رو برنجونم.
موندم بین دلسوزی برای مادرشوهرم و خستگی خودم... و هر روز هم بیشتر حس میکنم این موضوع داره بین من و شوهرم فاصله میندازه.
🍃🍃
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃