eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.6هزار عکس
795 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام.در مورد پیام عروس ومادر شوهر،من یه عروسم تک عروس هم هستم با اینکه از نظر مالی نسبت به خانواده همسرم پایین هستیم در تمام مناسبتها،تولد ،روز مادر،پدرو...در حد توانم هدیه تهیه کردم کیک پختم و یا بعد شام رفتیم یا برای شام دعوت کردم،دریغ از یک بار که اونا هم یک تبریک خشک وخالی بگن همشون،من هم یک مادرم،یک همسرم هنوز گاهی اوقات دختر خونه بابام هستم چرا نباید از کسی که احترام میزارم توقع داشته باشم. من الان خودم بیمارم همسرم منو دکتر نمی‌بره میگه خودت برو،از صبح مادر وخواهرش وبرده شهر دیگه برای آزمایشی که اینجا هم میتونست انجام بده. بعد همین مادر شوهر خودشو میکشه تا هدیه دهن پر کن برا دخترش بگیره جلو شوهرش شرمنده نشه،چرا،چون گاهی وقتا شارژ براش میگیره یا پول میریزه حسابش.اینه که آدم کینه میگیره به دل پول ومیبینن اما زمان وانرژی وجوانی واعصاب که ما داریم اینجا براشون میذارم ونمیبینن.نمیدونم کار اونا درسته یا ما. 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 از وقتی مادرشوهرم بعد فوت مادرِ شوهرم اومده خونه ما، زندگی‌مون یه جوری شده که خودمم موندم چی کار کنم. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان حالتون خوبه لطفا پیام منو بزارید... از وقتی مادرشوهرم بعد فوت مادرِ شوهرم اومده خونه ما، زندگی‌مون یه جوری شده که خودمم موندم چی کار کنم. اولش اصلاً حرفی نداشتم. گفتم پیرزنه، تنها شده، دلش گرفته، بذار یه مدت پیش ما باشه تا حالش بهتر بشه. حتی خودم اتاقو براش مرتب کردم، وسایلشو آوردم، لباساشو گذاشتم توی کمد و هرچی لازم داشت آماده کردم. ولی اون «یه مدت» شده چند ماه. خونه خودش هنوز سر جاشه، وسایلش هم هست، ولی اصلاً حاضر نیست برگرده. هر بار حرفش میشه، میگه اینجا راحت‌تره و دلش نمیاد تنها بمونه. منم دلم نمیاد بگم برو، بالاخره مادرشوهرمه و عزاداره. ولی واقعاً دیگه زندگی‌مون داره از روال میفته. مثلاً صبح‌ها قبل از اینکه شوهرم بیدار بشه، مادرشوهرم بیداره. چای می‌خوره، تلویزیون روشن می‌کنه و صدای تلویزیون میاد توی اتاق. منم اگر بگم صدا کمه، ناراحت میشه که «من پیرم، چیزی نمی‌شنوم». یه روز برای ناهار فقط دلم خواست ماکارونی درست کنم، گفت «شوهرم این غذا رو دوست نداشت، یه غذای دیگه درست کن.» منم دوباره برنج گذاشتم و مرغ درست کردم. آخر شب خودم از خستگی افتاده بودم. یا مثلاً لباس‌های خودش رو می‌ذاره توی حموم و انتظار داره من بشورم. اوایل خودم انجام می‌دادم، ولی الان دیگه واقعاً کم آوردم. من خودم کار دارم، بچه دارم، خونه دارم، تازه باید حواسم به مادرشوهرم هم باشه. بدتر از همه اینه که شوهرم بین من و مادرش گیر کرده. هرچی میگم «بیا یه فکری برای موندنش بکنیم»، سریع ناراحت میشه و فکر می‌کنه من می‌خوام مادرشو از خونه بیرون کنم. چند روز پیش سر یه موضوع خیلی کوچیک دعوامون شد. من فقط گفتم کاش مادرش بعضی کارهای خودش رو خودش انجام بده. شوهرم گفت تو شرایط مادرم رو درک نمی‌کنی. منم واقعاً بغضم گرفت. گفتم منم آدمم، منم خسته میشم، چرا هرچی میگم انگار دارم به مادرت بدی می‌کنم؟ حتی جلوی بچه‌ها هم گاهی بحثمون میشه. بچه‌م یه روز گفت «مامان چرا بابا همیشه وقتی درباره مامان‌بزرگ حرف می‌زنیم ناراحت میشه؟» همون‌جا دلم ریخت. من با تنها بودن مادرشوهرم مشکلی ندارم. با اینم مشکلی ندارم که مدتی پیش ما باشه. چیزی که اذیتم می‌کنه اینه که دیگه هیچ حرفی از برگشتنش نیست و انگار قرار شده من خودمو با این شرایط وفق بدم. من نمی‌خوام بی‌رحم باشم، ولی واقعاً حس می‌کنم از وقتی اومده، من توی خونه خودم دیگه اختیار خیلی چیزها رو ندارم. از طرفی هم دلم نمیاد یه زن عزادار رو برنجونم. موندم بین دلسوزی برای مادرشوهرم و خستگی خودم... و هر روز هم بیشتر حس می‌کنم این موضوع داره بین من و شوهرم فاصله میندازه. 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خانم های محترم خواهش میکنم سوال من جواب بدین من موهام رنگ زدم پیشانیم لکه زده ازرنگ موهام ایده ای دارید بگید برام خیلی ناراحتم هرکارمیکنم لکه های رنگ پاک نمیشه 🙏🌺 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من از صبح تا شب جون می‌کنم. صبح زود پا میشم صبحونه‌شونو میدم، لباساشونو جمع می‌کنم، غذا درست می‌کنم، خونه رو جمع و جور می‌کنم. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان لطفاً پیام منم بزارید والا دیگه نمیدونم چی بگم، آدم از غریبه که دلخور نمیشه، از بچه خودش می‌شکنه. من از صبح تا شب جون می‌کنم. صبح زود پا میشم صبحونه‌شونو میدم، لباساشونو جمع می‌کنم، غذا درست می‌کنم، خونه رو جمع و جور می‌کنم. اگه چیزی بخوان تا جایی که بتونم براشون فراهم می‌کنم. ولی آخرش یه جوری باهام حرف میزنن که انگار من دشمنشونم. همین امروز پسرم اومد خونه، گفتم مادر جان غذاتو گرم کنم، با اخم گفت نمی‌خوام، ول کن دیگه. بعدشم سر یه چیز کوچیک سرم داد زد. دخترمم کم از اون نداره. یه چیزی ازش می‌پرسم میگه «چقدر سوال می‌پرسی؟» یا میگه «حوصله ندارم، برو کنار.» منم هیچی نمیگم، میرم یه گوشه که دعوا نشه. گاهی دلم می‌خواد بشینم و فقط گریه کنم. نه به خاطر اینکه غذا نخوردن یا حرفم رو گوش نکردن... از این ناراحتم که بچه‌هایی که با هزار زحمت بزرگشون کردم، الان یه جوری حرف میزنن که انگار هیچ حقی به گردنشون ندارم. من نمیگم بچه باید نوکر مادرش باشه، نه والله. فقط دلم می‌خواد وقتی باهام حرف میزنن، یه ذره حرمت نگه دارن. همین یه کلمه «مامان جان» یا یه «خسته نباشی» برای من از هزار تا چیز بیشتر می‌ارزه. بعضی شبا که همه می‌خوابن، میرم توی آشپزخونه ظرف می‌شورم و با خودم میگم یعنی من کجای کارو اشتباه کردم که بچه‌هام این‌جوری باهام حرف میزنن؟ آدم برای بچه‌هاش خیلی چیزا رو می‌ذاره کنار، ولی یه جایی می‌رسه که دلش فقط یه ذره محبت می‌خواد... یه ذره حرف خوب، یه ذره احترام. من دیگه واقعاً از این بی‌حرمتی‌ها خسته شدم. ** 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 امروز واقعا دلم از دست پدرومادرم شکست 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جون امروز واقعا دلم از دست پدر و مادرم شکسته ما ۳ برادر و ۴ خواهر بودیم که برادر بزرگم متاسفانه فوت شدن پدر و مادر من خیلی به پسر ها اهمیت میدن قبلا که برادر بزرگتر بود خیلی هواش را داشتن با اینکه وضع مالی خوبی داشتن بازهم همه چیز مال اونا بود و هست فقط سر کوفتش برای ما دختر ها بود مثلا دیروز من نتونستم برم پیششون دوتا داداش ها رفتن گردو چیدن آوردن خونه امدن این گردو را نصف کردن دادن دوتا پسرا که خودشون زحمت کشیدن ولی ما دختر ها هم اگر تنهایی بریم یک کاری انجام بدیم اصلا نمی بینن و دریغ از اینکه یه چیزی جدا بهمون بدن به داداش ها همه اومدن زمین بزرگ دادن که توش خونه بسازنن تازه خودشون هم تو ساخت خونه کمکمشون کردن برای ما فقط جهاز دادن در صورتی که ما هم همیشه تو خونشون قالی بافتیم از سن ۵ الی ۶ سال ما را کردن پشت قالی تا زمانی که ازدواج کردیم همیشه قالی بافتیم بعد میگن شما جهاز بردین پسر ها هم زمین دادیم بهشون الان هم که هر کار دارن اول ما دختر ها با بریم مثلا مریض میشن ما باید خونه مون را ول کنیم بریم به اونا رسیدگی کنیم به خدا ما دختر ها هم جزئی از همون خونه هستیم و تازه ما دلسوز تر از پسر ها هستیم براشون ولی علنی فرق میزارن حتی بین نوه ها هم فرق میزارن بچه پسر ها را رو تخم چشم میزارن بچه ما را بد و بیراه میگن اولاما به خاطر رضای خدا بهشون سر میزنیم دوما به خاطر اینکه جلوی فامیل شوهر و خود شوهر سرشکسته نباشیم میریم که حرفی نزنن خواستم به همه ی هم گروهی بگم به خدا بین بچه هاتون فرق نزارید دختر و پسر نداره به نظر من باید هوای دختر را بیشتر داشت چون اون ضعیف تره انشاالله پدر و مادر من هم به زودی متوجه اشتباه خود بشن چون با این حال دوست ندارم اون دنیا عذاب بکشن ما هم اگر چیزی بگیم مادرم سریع نفرین مکنه و میگه نسبت به برادرهاتون حسودی مکنین 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من واقعاً دیگه نمی‌دونم به برادرم چی بگم! 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 من واقعاً دیگه نمی‌دونم به برادرم چی بگم! 😑 زن برادرم هم شلخته‌ست، هم دستش به خرج کردن خیلی روونه. خونه‌ش رو نگاه می‌کنی یه طرف لباسه، یه طرف وسایل بچه، ظرفا هم هرجوری دلش بخواد می‌مونه. بعد تازه هرچی پول دستش میاد، یا لباس می‌خره یا وسایل خونه که نصفشون اصلاً لازم نیست! چند بار اومدم خونشون، خودم دلم می‌خواسته بلند شم جمع کنم، ولی گفتم به من چه؟ زندگی خودشونه. ولی چیزی که بیشتر حرصم می‌ده اینه که برادرم صبح تا شب سر کاره، زحمت می‌کشه، بعد این خانم خیلی راحت پول خرج می‌کنه. دیروز خودش می‌گفت «این ماه دیگه واقعاً پول کم آوردم»، بعد دو روز بعد دیدم یه عالمه خرید جدید کرده! 😐 الان واقعاً زورم گرفته. دلم می‌خواد به برادرم بگم: «داداش، یه فکری به حال این وضع بکن. جلوی این خرج کردن‌ها رو بگیر، حداقل یه کم روی نظم خونه هم حساس باش.» ولی از یه طرف می‌ترسم بگه «زندگی خودمه، به تو ربطی نداره.» واقعاً موندم دخالت کنم یا ساکت بمونم و بذارم خودشون هرجور می‌خوان زندگی کنن. 🍃🍃 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 حرفهای یک مادر شوهر... 🍃