🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام وقتتون بخیر
من یه مشکلی دارم میشه بخونین و کمک ام کنین ،من زیادی به همه چیز اهمیت میدم مثلا به هر چیزی ذهنم و درگیر اش میکنم اینجور چیزا رو
شوهرم خیلی حساس شدم من از جاریم زیادی خوشم نمیاد حالا دلایل اش زیاده اونم نامزده اومدنی
چند روز میمونه خونه مادرشوهرم ماهم طبقه بالایی اشون هستیم .دیشب شوهرم به پسرم میگه شاید زنعموت بیاد پسرم اونم دوسش
داری اینجور که گف من عصبی شدم از درون انگاری میخواستم فوش اش بدم از دیشب میگم چرا شوهرم
اینجور گفته درسته قبول دارم حرف خاصی نیست ها ولی خیلی درگیر اینجور چیزا میشم .البته اینم بگم
جاری ام جوریه که خودشو زیادی تو چشم میکنه شیرین زبونی میکنه خیلی جلفه این یکی از دلایل اش هس
که ازش بدم میاد راستی کمبود محبت ام دارم شوهرم اصلا احساسی نیس و من آدم
قشنگ احساسی هستم چیکار کنم بهم محبت کنه البته منظورم اون نیس ها توجه اینا نمیکنه
باهام سرده نه کلا زیاد آدم احساسی نیس مثلا میخوام تو جمع و اینا هوامو داشته باشه اولویت اولش باشم
(اصلا آرامش ذهنی ندارم خیلی ذهنم فروپاشه )ممنون میشم جواب بدین 🌸
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام وقت همگی بخیر
خواستم از تجربه خودم بگم و ازتون کمک بگیرم
من ۳ ساله ک ازدواج کرد و تو این ۳ سال ۱ سال و نیم بدون هیچ امکاناتی روی موکت و پتو بدون لباسشویی و جاروبرقی و... توی بندر زندگی کردم و قناعت کردم،،،۱سال و ۴ ماه بعدش مجبور شدم با خانواده شوهرم توی یه خونه توی اتاق زندگی کنم ک بدترین عذاب هارو از طرف مادرش و بعد خودش کشیدم چون این ۱سال ونیم بیکار بود و مدام وقتیکه خونه نبود مادرش یا تیکه مینداخت یا پز بقیه داماد و بچه هاشو میداد پیش من یا منت میزاشت و وقتیکه با پسر بزرگش صحبت میکرد میگفت صدقه سر تو نون میخوریم و منم خیلی ناراحت میشدم بعد از اون با وجود هزارتا قناعت و مسافرت و تفریح نرفتن و سادگی من اومدیم خونه خودمون اونم همچنان بیکار... مجبور شدم حلقه عقدمو بفروشم ک یکم خوراکی برای خونه بخرم و قسط و بدهی هاشو بدم از قبلش هم ی موتور داشت میخاست بفروشه من دوتا النگو فروختم گفتم موتورتو نفروش آواره میشی منت کیو بکشی بخاطر وسیله...😊
تو این مدت هزارتومن خانوادم بهم عیدی میدادن یا خونه کسی میرفتیم بهم کادو میدادن سریع از من میگرفت و خرجش میکرد من موجودی کارتم دائما یا ۵ هزار بود یا ۱۰ هزار حتی عیدی و پولایی ک مادرم میداد گهگاهی هم میدادم بهش
اینم بگم ک با وجود این شرایط زندگی تا تقی به پوقی میخورد منو کتک میزد و مادرش خداکنه خیر از دنیا و اخرتش نبینه بهش درس داده بود ک مرد زن رو کتک بزنه ولی زن نمیتونه از خودش دفاع کنه من قبلا کتکم میزد خودمم از حرصم خودمو کتک میزدم ک اون دلش برام بسوزه دیگه نزنه😔بار اخر ک از پشت بی هوا هولم داد توی پنجره تیشرت نداشت من چون ناخونم بلند بود با دست بازوشو فشار دادم هولش بدم بره عقب منو چسبونده بود به پنجره مشت میزد به بازو و شکمم روی بازوش جای ۳ تا ناخون من افتاد و کاملا مشخصه خواستم هولش بدم بره عقب
داد و بیداد و بدتر روانی شد خودشو میکوبید بالا و پایین و میگفت تو دست روی مننننن بلند کردی😐😐وحشیانه تر کتکم میزد و فحش میداد هرچقدر گفتم من خواستم هولت بدم بری عقب اینهمه تو این ۳ سال کتکم زدی من اینبار خسته شدم دیگه خواستم از خودم جدات کنم فایده نداشت از بازوش ک ۳ تا خط افتاده و از جای ی زخم سوختگی قدیمی ک روی ساعدش بود عکس گرفته برا مامانم فرستاده😐😐سوختگی هم انداخته گردن من ک من اونکارو کردم😐😐ب مادرم گفته بهش بگید اگه ش.رف داره برگرده مادرم زنگ زد گفت وسایلتو جمع کن برگرد من بخاطر حرف مردم ک قبل ازدواج هزار نفر هزار بار گفتن نکن و بخاطر خانوادم ک توی دردسر نیفتن نمیخواستم برگردم مدام میگفت برو و دستمو میکشید پاشو برو مجبور شدم ساعت ۱۰ شب بلیط بگیرم از شهرستان بیام خونه مادرم تهران
خونه ای که با وام ازدواج و فروختن طلا خریدیم از اول زده بود به اسم باباش فک کنم این میدونست مرد زندگی نیست هزارنفر گفتن تو ازش سری خودتو بدبخت نکن این مادرش همه کاره اس توی خونشون بزرگتر ندارن حالیم نشد ک نشد😊😔
الان من موندم باید چیکار کنم روز دعوا چندبار به خواهراش زنگ زدم هیچکدوم جواب ندادن ینی اصلا براشون مهم نیست ولی این حتی راجب وسایل خونه اوناهم براشون نظر میده و در خدمته ک هرکاری دارن انجام بده چون بیکار و علافه
لطفا برام دعا کنید تصمیم درستی بگیرم و باید چیکار کنم فقط غصه میخورم چرا قناعت میکردم چرا براش خونه چیدم😔هنوز ۲ ماه نشده بود ک از دست مادر خیر ندیده اش راحت شده بودم.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام و عرض ادب به تمامی اعضای گروه خواهش میکنم در مورد مشکل
من هرکسی راهکار درستی داره اراعه بده بنده یه دختر کلاس یازدهمی دارم 1406کنکور داره با یه پسری دوست
شده یه ساله که من اصلا خوشم نمیاد خیلی با دخترم صحبت کردم که فعلا وقتش نیست و موقع درس
خواندن تو هستش گوش نکرد الآنم حالا مشکل اصلی من اینجاس که پسره اصلا پسر خوبی نیس هم
م.شروب میخوره و هزار تا غلط دیگه میکنه دختر هم میخاد باهاش تموم کنه صدبار به غلط کردن میفته و میاد
آشتی میکنه دختر من جواب تلفنش و نمیده میاد تو خیابون داد میزنه و دختر منو صدا میکنه دیروز همسرم
بیرون بود پسره اومده بود زنگ واحدمون و میزد وایساده بود جلوی در خونه گوشی و گرفتم هر چی فشش دادم گفتم گمشو برو الان باش داره
میاد دنبالمون بریم مهمونی با پرویی میگفت وایسادم تا بیاد با مادرش
صحبت کردم میگه حرف منو گوش نمیده دیدم تو مهمونی به گوشی
همسرم زنگ میزد قطع میکرد یعنی
واقعا درمونده شدیم منو دخترم نمیدونم چطوری اینو از سرم رد کنم اگه همسرم بدونه سر دخترمو میبره
آنقدر تعصبیه. وگرنه میرفتم ازش شکایت میکردم دخترم هم میگه مامان نمیدونم چیکار کنم ولم نمیکنه..من
خودم هم باهاش صحبت کردم که دختر من تو تیزهوشان درس میخونه کنکور داره ولش کن میگه من دخترتون
میخام نمیتونم فراموش کنم آخه بهش گفتم من دور از جون جنازه دخترمن به تو نمیدم ول کن هم نیس
خودشم 19سالشه یعنی اگه همسرم نبود خودم میدونستم چه بلایی سرش بیارم فقط نمیخوام همسرم بفهمه تورو خدا کمکم کنید
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🍃🌸
https://eitaa.com/10447869/269872
به اون خانمی که از نحوه زندگی خانم برادرش خوشش نمیاد :
خواهر گرامی خودت خوب متوجهی که نباید در زندگی دیگران دخالت کنی .
اینکه همسر برادرتون شلخته یا ولخرجه به شما هیچ ارتباطی نداره
.
یعنی فکر میکنید برادرتون متوجه این مسائل نیست ؟ اگه لازم باشه ایشون خودش به همسرش تذکر میده و شما حق دخالت ندارید .
شاید خیلی از رفتارهای شما هم خوشایند خواهر همسرتون نباشه . دوست دارید ایشون با همسرتون راجع
به این مشکلات حرف بزنه ؟
خودتون هم یک زن هستید . لطفا دخالت در زندگی برادرتون نکنید تا نام خواهر شوهر فضول در مورد شما صدق نکنه .
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام دوستان من ۱۶ سالمه و نزدیک هشت کیلو وزن کردم
وزنم زیاد نبود اما خب دوست داشتم لاغر تر بشم و به هیکل ایده الم برسم
تو ۳ ماه ۸ کیلو کم کردم
باید بهتون بگم که برای فیت شدن به سلامتیتون آسیب نزنید و رژیم اصلا اینجوری نیست که هیچی نخورید و از گشنگی بمیرید
موثرترین راه اینه که چربی و قند غذاهاتونو کنترل کنید غذاهایی که خیلی چرب درست شدن و کمتر بخورید و سعی کنید سرخ کرده نخورین مثلا جای اینکه سیب زمینی رو سرخ کنید بزارید تو فر یا مایکروفر سالم تر آماده میشه این خیلی تاثیر داره
خوراکی و هله هوله مهمن سعی کنین جایگزین کنید مثلا من هر روز خوراکی میبردم مدرسه ولی خب الان بیشتر میوه مغزیجات و... اینا میبرم
خیلی بهتره که اروم آروم وزن کم کنید چون اگه وعده های اصلی رو نخورید و یهویی وزن کم کنید مطمئناً وزنتون برمیگرده و وعده هاتونو جوری بخورید که هشتاد درصد سیر بشین و اگه غذا سرخ کرده یا پر کالریه و سالم نیست بشقابتونو دو قسمت کنید و یه قسمتشو سالاد و سبزیجات بکشید اگه وعده های اصلی رو کم کنید همش ریزه خواری میکنید و این خیلی افتضاحه
ورزش هم بیشتر برای فرم گرفتن بدنه تا کم کردن برای کاهش وزن ۸۰ درصد تغذیه اهمیت داره و ۲۰ درصد ورزش
راجب دانه چیا ام که مطمئنا خیلیاتون شنیدین باید بگم که اگه همراه رژیم باشه تاثیر داره ولی اگه رژیم خوب نداشته باشین و انتظار داشته باشید فقط با دانه چیا لاغر میشین غیر ممکنه من بخاطر اینکه خودم برای خودم غذا درست میکنم و خب روغن غذامو کنترل میکنم خیلی راحت تره برام ولی خب احتمالا خیلیا نتونن خودشون برای خودشون غذا درست کنن
چیت میل هم هفته ای یک روز لازمه چون متابولیسم بدنتونو میبره بالا
دوستان کم کردن وزن اراده خیلی قوی میخواد و یه مدت طول میکشه عجله نکنید در عوض به این فکر کنید که یه مدت سختی میکشید ولی بعدش هیکل مورد علاقهتونو دارید سختیش هم دو هفته اوله بعدش کاملا به این سبک از غذا خوردن عادت میکنید
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
مادرم میگفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... #مهربانو ..
به اتاق که رسیدیم عمدا رفتم پیش ننه زیور تا بیینم حواسش هست دخترش غیب شده یا نه اما به قول مادرم ننه زیور بیچاره اون قدر پیر و فرتوت شده بود که حواسش به خودش هم نبود چه برسه به این که یادش بیاد منیژه نیست !
حدود یکی دو ساعتی توی اتاق نشستم و از دور ننه زیور رو نگاه کردم که اگر کاری داشت بهش کمک کنم .
بعد از دو ساعت مادرم خوشحال و خندون وارد اتاق شد با دیدن من که تقریبا کنار ننه زیور بودم چشم غره ای بهم رفت و صدام زد .
با تعجب به سمتش رفتم و پرسیدم : چرا این قدر خوشحالی مامان . چی شده ؟!
مادرم با افاده پشت چشمی نازک کرد و گفت : تب منیژه قطع شده و حالش خیلی بهتره ! سر پا که بشه دیگه نه خانی اومده ، نه خانی رفته ! یه چند وقتی ام که بگذره ، خودم براش یه شوهر خوب پیدا میکنم و ردش می کنم بره سر زندگیش ، حتی جهیزیه ش رو هم خودم میدم که خدایی نکرده دِینی به گردنم نباشه . هر چند کاری که من در حق این دختر و خانواده ش کردم لطف بود و باید ممنون من هم باشن !
بعد هم سرش رو به گوشم نزدیک تر کرد و گفت : حواسم بهت هست ها. یه وقت پیش کسی حرف بیجا نزنی .
با تأسف سری تکون دادم و بدون هیچ حرفی دوباره سر جام نشستم .
اون روز تا آخرهای شب خبری از ایوب نبود و این موضوع رو همه نگران کرده بود . مادرم که نگران بود اتفاقی برای ایوب افتاده باشه ، مدام می رفت و می اومد و به جون من غر می زد که اگر ایوب بی فکری کنه و کاری دست خودش و بقیه بده روزگار من رو سیاه می کنه .
با رسیدن انتهای شب دلشوره ی خودم هم از این غیب شدن یهویی بیشتر شد و همش می ترسیدم ایوب برای تلافی به روستا رفته باشه تا بلایی سر مال و اموال مردم بیچاره بیاره اما وقتی شب از نیمه گذشت و سر و کله ی ایوب که پیدا شد خیالم راحت شد و نفس آسوده ای کشیدم .
از ظاهرا ایوب مشخص بود هوش و حواسش سر جاش نیست و مست م.سته . چون مدام چرند و پرند می گفت و لا به لای حرف هاش مادرم رو تهدید میکرد که تلافی کاری که باهاش کرده رو سرش در میاره .
زندایی صفورا و دایی که از همه جا بی خبر بودند حرف های ایوب روبه پای مس.تی گذاشتند و با دلجویی از مادرم می خواستن ناراحت نشه
...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸