🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام خوب هستی
میخواستم این پیام منو بزارین داخل کانال که نظر خانمای عزیزرا بدونم
من یه دختر ۱۹ سالم که دوساله ازدواج کردم چند سالیه موهام ریزش پیدا کرده که از هر دارویه گیاهی یا روغن که بوده استفاده کردم ولی بی فایده بوده الان در حدیه که موهام خیلی کم پشت و کف سرم خالی شده
من یه تبلیغ توی تلوزیون که در مورد شامپو های پودری گیاهی هست را دیدم میخواستم بدونم کسی از این عزیزان داخل کانال بوده که از این شامپو ها استفاده کرده باشه و جواب گرفته باشه
اگه جواب نمیده میشه خواهش کنم اگر کسی دکتر پوست و مو در اصفهان سراغ داره ادرسشو بهم بگن
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام بهمگی
وای وای از دست این مهربانو
من اگه جای مهربانو بودم همه ماجرا را برای پدرم میگفتم مادر مهربانو بخاطر خویش و قوم خودش نمیخواد حرف مهربانو رو قبول کنه اما بنظرم پدرش منطقی تر هست
مهربانو رفتارش با محمد خیلی بد هست درصورتی که محمد دراین باره خیلی میتونه کمکش کنه
امیدوارم داستان ب جای خوبتری برسه وکمتر مارو حرص بده😄😄😄
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
در پاسخ به این مادر عزیز
🍃🌸🍃
یه دختر کلاس یازدهمی دارم 1406کنکور داره با یه پسری دوست
شده یه ساله که من اصلا خوشم نمیاد
🍃
دختر شما یک بار، کوتاه و کاملاً روشن به پسر بگوید که رابطه تمام شده و دیگر هیچ تماسی نمیخواهد.
بعد از آن دیگر وارد بحث، توضیح، التماس یا دعوا نشود. اگر لازم است، یک پیام واضح بفرستد و نگه دارد.
بعد از آن هیچ پاسخی ندهد و بلاک کند.
تماسهای مکرر، پیامها، حضور جلوی خانه و هر مزاحمت دیگری را هم حذف نکنند؛ از پیامها و تماسها، تاریخ و ساعت و در صورت امکان عکس/فیلم یا شاهد داشته باشند.
مادر دیگر شخصاً با پسر درگیر نشود.
فحش دادن یا تهدید کردن ممکن است وضعیت را بدتر کند و بعداً هم علیه خودشان استفاده شود. ارتباط مستقیم را تا حد ممکن قطع کنند.
اگر دوباره جلوی خانه آمد، تعقیب کرد، تهدید کرد یا مزاحمت ادامه پیدا کرد، موضوع را جدی و قانونی پیگیری کنند.
اینکه دختر ۱۷ ساله است و صریحاً نمیخواهد با او ارتباط داشته باشد، بسیار مهم است. بهتر است مادر برای پیگیری قانونی، از یک مشاور حقوقی یا مرجع انتظامی درباره عنوان دقیق مزاحمت و نحوه ثبت شکایت راهنمایی بگیرد.
یک نکته خیلی مهم: مادر نباید به خاطر ترس از واکنش همسرش، خودش را در شرایطی قرار دهد که مجبور شود همهچیز را مخفیانه مدیریت کند. اگر احتمال میدهد همسرش با شنیدن ماجرا به دختر آسیب بزند، اول باید امنیت دختر را در نظر بگیرد و موضوع را با یک فرد بزرگسال قابل اعتماد که بتواند از دختر حمایت کند در میان بگذارد
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
چند وقته یه چیزایی تو رفتار شوهرم میدیدم که هی به خودم میگفتم شاید من دارم زیادی حساس میشم. دیر میومد خونه، بعضی وقتا گوشیشو ازم قایم میکرد، وقتی میپرسیدم کجایی و با کی بودی، جواب درست و حسابی نمیداد.
تا اینکه چند شب پیش یه چیزایی فهمیدم که واقعاً تنم لرزید… فهمیدم تو یه کار خلاف و غیرقانونی دست داره.
از همون لحظه هزار تا فکر ریخت تو سرم. اولش حتی باورم نمیشد. هی با خودم میگفتم شاید اشتباه فهمیدم، شاید یه توضیحی داشته باشه. ولی هرچی بیشتر فکر کردم، دیدم چند تا اتفاق قبلی هم کنار هم معنی پیدا میکنن.
بدتر از همه اینه که من اصلاً آدم این چیزا نیستم. همیشه فکر میکردم زندگیمون معمولیه؛ شوهرم میره سر کار، برمیگرده، شام میخوریم، بچهها رو میخوابونیم و زندگیمون رو میکنیم. اصلاً فکر نمیکردم یه روز بشینم و از خودم بپرسم «نکنه شوهر من داره یه کار غیرقانونی انجام میده؟»
هنوز مستقیم باهاش حرف نزدم. از یه طرف میترسم اگه بفهمه من متوجه شدم، اوضاع بدتر بشه، از یه طرفم نمیتونم همینجوری وانمود کنم هیچی نشده.
فقط چیزی که بیشتر از همه داغونم کرده اینه که دیگه نمیدونم به حرفاش اعتماد کنم یا نه… آدم وقتی میفهمه یه قسمت از زندگیای که فکر میکرده رو میشناسه، براش پنهون بوده، واقعاً نمیدونه باید از کجا شروع کنه.
من موندم و یه عالمه سؤال که جواب هیچکدومشون رو ندارم…
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
من همیشه فکر میکردم اگه یه مرد کار و زندگی درست داشته باشه، حواسش به زنش باشه، ظاهرشم خوب باشه، دست و دلباز باشه و اهل خیانت و این حرفا نباشه، دیگه همسرش باید کنارش احساس خوشبختی کنه.
ولی الان خودم توی زندگیم گیر کردم.
نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم، ولی واقعاً کم نمیذارم. سر کار میرم، درآمد دارم، برای خونه و زندگی تلاش میکنم، حواسم به همسرم هست، وقتی چیزی دوست داشته باشه براش میگیرم، مناسبتها یادم میمونه، حتی شده خسته از سر کار برگشتم ولی سعی کردم حالشو بپرسم و کنارش بشینم.
از نظر ظاهری هم همیشه سعی کردم مرتب باشم و به خودم برسم.
ولی همسرم باهام سرده… خیلی سرد.
مثلاً میام خونه، یه «سلام» خشک میگه و میره دنبال کار خودش. میشینم کنارش، جواب سؤالامو کوتاه میده. بعضی وقتا چند ساعت کنار همیم ولی انگار دو تا آدم غریبهایم.
چند بار بهش گفتم: «اگه چیزی از من ناراحتت میکنه، بهم بگو. من که نمیتونم از توی ذهنت بفهمم.»
میگه «چیزی نیست.»
ولی من از رفتارش میفهمم که یه چیزی هست.
بدترش اینه که من دیگه نمیدونم چی باید تغییر بدم. یه مدت بیشتر محبت کردم، یه مدت کمتر حرف زدم، یه مدت براش هدیه گرفتم، یه مدت گفتم شاید نیاز داره تنها باشه… ولی هیچکدوم جواب نداده.
آدم وقتی از بیرون به زندگی من نگاه میکنه شاید بگه این مرد دیگه چی میخواد؟ ولی خودش نمیدونه سخته وقتی کسی که بیشتر از همه دوست داری، باهات مثل یه آدم غریبه رفتار کنه.
من دنبال تعریف و تمجید نیستم. فقط دلم میخواد یه بار خود همسرم با میل خودش بیاد کنارم بشینه، حرف بزنه، بخنده… بدون اینکه من مجبور باشم هر بار دنبال راهی برای نزدیک شدن بهش بگردم.
واقعاً نمیدونم مشکل از کجاست. شاید یه جایی من اشتباه کردم و خودم خبر ندارم… فقط کاش بهم بگه کجای این زندگی، دلش از من سرد شده.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام ماهی جون
چقدر خوشحال میشم وقتی زندگیهایی رو میبینم با صبوری و عشق ادامه پیدا کرده
و دعاگوی اون زندگیهایی هستم که...😔
خواستم از ازدواج خودم بگم
به خاطر یه کاری با یه آقاپسری آشنا شدم
که حتی یک درصد هم فکر نمیکردم سرنوشتم بهش گره بخوره!
چون چند سال از ایشون بزرگترم...
دفعه اول با مادرم بودم و یه قراردادی بینمون بسته شد و من ایشون رو رسوندم به خونشون که از ما حدود ۴۰دقیقه ای فاصله داشت
وسط راه رفتم یه نوشیدنی گرفتم و بعدش
بخاطر بستن قرارداد،کیک خامهای گرفتم
که یهو پشت سرمو نگاه کردم دیدم ایشون اومده و میخواد حساب کنه،که من اجازه ندادم و ایشون بعدها میگفت«تو بنگاه که بودیم من از همونجا عاشقت شدم»
من یه خانم چادری و محجبه هستم،البته گاهی مانتویی ولی بیحجاب نیستم
ایشون بعدش به هر بهانهای به من پیام میدادن که مثلا«کنترل کولر پیشتون جا مونده» یا«اجازه این کار هست؟» و...
دفعه بعد که رفتم،چون عقب ماشینم پر از وسیله بود،مجبور شد جلو بشینه
من رسوندمشون و کمکم از همدیگه خوشمون اومد
تو این مسیر خیلی اذیت شدم،بیشتر به خاطر تفاوت سنی
هم دوسشون داشتم و هم نمیتونستم دل بکنم!
ایشون گفتن«تا آخر عمر به پات صبر میکنم»
وقتی جدی شد رفتیم مشاوره قبل ازدواج و گفت«نباید ازدواج کنین به خاطر تفاوت سنی»
ولی ایشون گفت«چون میدونستم اینو میگه نمیخواستم بیام که به اصرار شما اومدم!»
دیگه سپردم دست تقدیر و ازدواج کردیم...
حدود یکسال و نیمه ازدواج کردیم و خب دعوا که طبیعیه مقداریش،تو هر زندگیای
ولی در کل بینهایت عاشق همیم
همو دوست داریم و پشتمو خالی نکرده
و هیچوقت به روم نیاورد که من بزرگترم و همه جا باافتخار میگه«این خانممه»
ولی ما خانمها چون زودتر به درک یه چیزهایی میرسیم،گاهی توقع دارم اونم بفهمه که فهمیدم گاهی باید خودمو بزنم به نفهمیدن
در کل یه پسر فهمیده و بالغیه و با محبت
و منی که ب شدت دوسش دارم
در کل تا الان که از زندگیمون گذشته خدا رو شاکرم
انشاالله همهی انسانها و زندگی خودمون هم در آرامش باشه و خوشبختی
حال دلتون خوش
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃