eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.5هزار عکس
762 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 چیزی که منو بیشتر ناراحت می‌کنه پنهون‌کاریشه. اگه از اول می‌گفت شاید این‌قدر بهم برنمی‌خورد. آدم با خودش میگه وقتی اینو قایم کرده، دیگه چه چیزایی رو ممکنه از من پنهون کنه؟ 🍃🌸 به نظرم هی بو نکش و لباساشو چک نکن، خودت بیشتر عذاب می‌کشی. یه بار درست و حسابی حرفتو بزن و ازش بخواه برای ترک کردن کمک بگیره. بعدش دیگه هر روز بازجویی کردن فقط اعصاب هر دوتون رو خرد می‌کنه. 🍃🌸 من یه چیزی فهمیدم، وقتی آدم با «تو نباید بکشی» شروع می‌کنه، طرف مقابل گارد می‌گیره. بهتره بگی «من واقعاً نگرانتم و این موضوع روی آرامش خودمم اثر گذاشته، بیا یه راهی پیدا کنیم که ترکش کنی.» 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 برای خانوم ۲۴ساله... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خواهر عزیزم،همسرشما دچارحملات اضطراب یا پنیک اتک شده وباید به روانپزشک وروانشناس مراجعه کنه منم اینجوریم و خیلی وختا حس میکردم دارم میمیرم تپش قلب بی حالی احساس خفگی وترس ولرزش دستوپا عرق سرد واین ممکنه توافرادی متفاوت باشه مثلا یکی شدید داره یکی معمولی و خفیفه وبادارو میشه کنترل کرد و سعی کنید بهش آرامش بدین واینکه راجب پنیک بخونید استرسش کمترمیشه 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من شوهرم خیلی رفیق بازه یه رفیق داره که همش با همن آدم درستی نیست ... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خوبین یه راهنمایی میخواستم اگه میتونید کمک کنید من شوهرم خیلی رفیق بازه یه رفیق داره که همش با همن آدم درستی نیست به شوهرم میگم باهاش نگرد بهش پیام نده میگه چشم ولی باز کار خودشو می‌کنه شب ها قایمکی پیام میده میزار رو سکوت من نفهمم ولی من گوشی شو چک میکنم میبینم پیام داده بهم همش دورغ میگه که باهاش نمی‌گردم ولی می‌دونم دورغ مگه از شما می‌خوام بگین چیکار کنم خسته شدم از کاراش دختر اسفندی 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من دیروز داشتم نگاه ماهواره میکردم بعد داخل تبلیغات یه سرویس قابله 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام وقت بخیر خواهشن اگر واقعا میدونی جواب بدین خواهش میکنم من دیروز داشتم نگاه ماهواره میکردم بعد داخل تبلیغات یه سرویس قابله چدن با یه تابع رژیمی با یه ارامپز نوشته بود قیمت ۲۱۰۰ بعد من پیام دادم اونام با یه شماره زنگ زدن روز بعد گفتن ما تحویلی سراسر کشور داریم یه شمار کارت میفرستم پولو واریز کنید عکس فیش با استان محل اینا منم دیگه کاری نکردم گفت شاید کلاهبردار باشن شایدم راست بگن منم مونم اگر خواهشن کسانی که این کار کردن تجربه دارن بگن اگه کلاهبردار نیستن تا منم سفارش بدم اگرم هستن تا سفارش ندم با سپاس 🙏 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 من ۱۴ سالمه و میخوام خاطره‌ی خواستگاری یه خانوم از پدرم رو تعریف کنم... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلاااممم امیدوارم حالتون خوب باشه من ۱۴ سالمه و میخوام خاطره‌ی خواستگاری یه خانوم از پدرم رو تعریف کنم... خب پدر گرامی بنده طبق تعریف‌های خودش و بقیه‌ی دوستان،خواستگار زیاد داشته!😂 سفرهای شغلی زیادی هم می‌رفته مثلا تعریف میکرد که دهه ۸۰،یه بار رفته یه شهری واسه کار و چند روز اونجا بوده میگفت«یه خانومه میومد رو پشت‌بوم و جلوی من روسریش رو برمی‌داشت و موهاش رو شونه میکرد»! (اون زمان اینکار خیلی قفل بوده)😁 بابای من اصلا تو این داستانا نبوده و می‌گفته شاید خل و چله😂 چون بابام از خانواده مذهبی‌ هم بود... بعد از چند روز برادر کوچیکتر این خانوم میاد و میگه«شماره‌ت رو بده میخوام داشته باشم شاید کاری چیزی باشه🙂» بابا جان منم میگه که بچه‌ست دیگه و برای دلخوشیش شماره‌ی خونه‌شون میده وقتی پدرجان برمیگرده خونه،مامان‌بزرگم با کلی ذوق و شوق شروع میکنه کِل کشیدن که مبارکهه و... بابای منم اینطوری بوده که«چی مبارکه؟؟ چی شده؟؟!!😳» مامان‌بزرگم میگه«زینب زنگ زده بهمون گفته قراره عروسمون بشه»😂 بابای منم داستان رو تعریف میکنه و میگه«من اینو نمیخوام» به قول خودش اون زمان اصلا تو فاز ازدواج نبوده😂 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 دیشب یه اتفاقی افتاد که هنوز دلم گرفته... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ماهی جانم دلم گرفته دیشب یه اتفاقی افتاد که هنوز دلم گرفته... شوهرم توی کوچه سرم داد زد، فقط چون باقی‌مونده‌ی غذا رو از خونه‌ی مادرم نیاورده بودم. انقدر صداش بالا بود که همسایه‌ها هم شنیدن. من همون‌جا فقط ساکت موندم، چیزی نگفتم و اومدم خونه. وقتی رسیدیم خونه، فکر کردم شاید آروم بشه و حداقل بگه «ببخشید، عصبانی بودم». ولی انگار نه انگار. اومد داخل و نشست، منم رفتم یه گوشه. نه حرفی زد، نه حتی پرسید حالم چطوره. منم دیگه نتونستم خودمو نگه دارم. رفتم توی اتاق و شروع کردم به گریه کردن. هی با خودم می‌گفتم مگه من چی کار کردم که باید جلوی همه باهام این‌طوری حرف زده بشه؟ بیشتر از خود دعوا، این ناراحتم می‌کنه که جلوی همسایه‌ها صدام کرد. الان حتی روم نمی‌شه از خونه برم بیرون و باهاشون روبه‌رو بشم. هی فکر می‌کنم نکنه درباره‌م حرف بزنن، نکنه هر بار منو ببینن یاد دیشب بیفتن. شاید از بیرون بگن «یه دعوای زن و شوهری بوده، تموم شده دیگه»، ولی برای من تموم نشده. هنوز صداش توی گوشمه و دلم می‌گیره. واقعاً نمی‌دونم چی کار کنم. دلم نمی‌خواد دعوا رو کش بدم، ولی نمی‌تونم هم طوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. شما اگه جای من بودین، چطوری باهاش حرف می‌زدین؟ 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 شوهر من خیلی رفیق‌بازه، ولی دیگه واقعاً دارم از این بابت اذیت می‌شم. 🍃