eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.5هزار عکس
767 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که گوش دخترشو بدون هماهنگی با همسرش سوراخ کرده می‌خوام بگم 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ممنون از کانال بسیار خوبتون در جواب خانمی که گوش دخترشو بدون هماهنگی با همسرش سوراخ کرده می‌خوام بگم، به نظرم اول از همه قبول کن که این قسمت کار درست نبوده. وقتی همسرت قبلاً مخالفتش رو گفته، بهتر بود بدون هماهنگی این کار رو نمی‌کردی. نه به خاطر اینکه فقط اون باید تصمیم بگیره، برای اینکه تصمیم مربوط به بچه‌تونه و بهتره دوتایی به یه نتیجه برسین. 🌸🍃🍃 سلام ماهی جانم در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، من جای تو بودم اول دعوا رو می‌خوابوندم. بعد که آروم شدین، خیلی ساده می‌گفتم «قبول دارم نباید بدون گفتن بهت این کارو می‌کردم، ولی انتظار دارم تو هم وقتی درباره بچه تصمیم می‌گیریم، نظر منو جدی بگیری.» هم سهم خودتو بپذیر، هم حرف خودتو بزن. 🌸🍃 سلام به همه دوستان در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، به نظرم الان اصلاً بحث رو جلوی دخترتون ادامه ندین. بچه نباید وسط اختلاف شما قرار بگیره. اینکه گوششو سوراخ کردین یه موضوعه، اینکه مامان و بابا جلوی اون سرش بحث کنن یه موضوع دیگه. اول آرومش کنین، بعد دوتایی درباره‌ش حرف بزنین. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 الان پیامو خوندم که دختری نوشته از نامزدش که قدش کوتاه به دلم نمیشینه...🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ماهی جانم ،یعنی ادم مجبور میشه بعضی از پیاما رو که میخونه با خودش بگه خاک تو سرتون بشه ،الان پیامو خوندم که دختری نوشته از نامزدش که قدش کوتاه به دلم نمیشینه و دو تا شغلم داره ،از طرف من بهش بگیر خاک تو سرت بشه ،حیف اون پسر که با تو تلف بشه ،تو خودت حتما خیلی حوری و‌پری هستی که برا اون پسره بدبخت ناز داری ،بعضیاز دخترا چه از خود راضی هم هستن ،بشین زندگیتو بکن به دلم نمیشینه چیه دیگه ،روز اول نباید قبول میکردی الان که دلبسته شده میگی به دلم نمیشینه 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که همسرش رفیق‌بازه می‌خوام بگم، 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ماهی جان، در جواب خانمی که همسرش رفیق‌بازه می‌خوام بگم، من خودم یه مدت دقیقاً همین مشکل رو داشتم. به نظرم با دعوا و گفتن «دیگه با دوستات نرو» چیزی درست نمی‌شه. یه وقت آروم باهاش حرف بزن و بگو مشکل من دوستات نیستن، مشکل اینه که هر وقت اونا زنگ می‌زنن برنامه‌های ما به هم می‌خوره. باید هم برای رفیقاش وقت داشته باشه، هم برای زن و بچه‌ش. 🍃🌸 سلام ماهی جان، در جواب خانمی که همسرش رفیق‌بازه می‌خوام بگم، شوهر منم همین‌طوری بود. من یه مدت خیلی حرص می‌خوردم و غر می‌زدم، ولی بعد فهمیدم باید دقیق بگم از چی ناراحتم. مثلاً بهش گفتم وقتی برای دوستات تا نصفه‌شب وقت داری ولی برای من همیشه خسته‌ای، من احساس می‌کنم برات مهم نیستم. این حرف خیلی بیشتر از دعوا روش اثر گذاشت. 🍃🌸 سلام ماهی جان، در جواب خانمی که همسرش رفیق‌بازه می‌خوام بگم، رفیق داشتن بد نیست، ولی اینکه هر برنامه‌ای با خانواده داری با یه زنگ دوستت کنسل بشه، دیگه اسمش فقط رفیق‌بازی نیست. من جای تو بودم خیلی آروم ولی جدی حد و مرزم رو مشخص می‌کردم. می‌گفتم من نمی‌خوام مانعت بشم، فقط انتظار دارم زندگی خودمون هم برات مهم باشه. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام ماهی جان در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، من بیشتر از خود سوراخ کردن گوش، از این قسمت می‌ترسم که این ماجرا تبدیل بشه به «تو بدون من تصمیم گرفتی» و بعد هر اختلافی رو بکشه وسط. بشینین مشخص کنین چه تصمیم‌هایی درباره بچه باید حتماً با توافق هر دوتون باشه. اینطوری برای دفعات بعد هم تکلیف روشنه. 🍃🌸 سلام گلم، در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، من جای تو بودم نمی‌گفتم «چون منم مادرشم، هر کاری بخوام می‌کنم». این جمله فقط دعوا رو بیشتر می‌کنه. در عوض می‌گفتم «قبول دارم باید باهات هماهنگ می‌کردم، ولی دوست دارم تو هم نظر منو فقط به خاطر اینکه مخالفی، کنار نذاری.» به نظرم اینطوری حرفت بهتر شنیده میشه. 🍃🌸 سلام ، در جواب خانمی که گوش دخترشو سوراخ کرده می‌خوام بگم، اگر الان هنوز عصبیه، بذار یه کم بگذره. لازم نیست همون لحظه همه چی رو حل کنین. بعدش یه گفت‌وگوی آروم داشته باشین و هر کدومتون بگین دقیقاً از چی ناراحت شدین. شاید اصل ناراحتی شوهرت این باشه که حس کرده نظرش نادیده گرفته شده، نه خود گوش سوراخ کردن. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 تجربه خواستگار داشتن :🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام دخترم  و مجرد هستم داشتم توی کانال راجع به همچنین تجربه ای می‌گشتم که چیزی پیدا نکردم گفتم بذار خودم یه چند خط بنویسم میخواستم تجربه مو با هاتون به اشتراک بذارم. شاید کمک کنه یک نفر تو این دنیا دلش نشکنه می‌خوام به آقایون بگم که لطفا اگر قصدتون ازدواج نیست و صرفا وقت گذراندن ، میوه خوردن و پر کردن رزومه یا اجبار خانواده برای ازدواج هست اصلا خواستگاری نریدددد با این خرج و مخارج گرون که به عهده خانواده دختره واقعا خدا رو خوش نمیاد  . چهار کیلو میوه و چای و شیرینی قابل تون رو نداره اما هر بار که می‌رید خونه طرف خواستگاری و بعد یهو غیب تون میزنه و خبر نمی‌دید شما نمی‌دونید که اون دختر چقد پیش خانواده خودش خجالت میکشه ، با خودش فکر می‌کنه که چه عیبی داشتم که دیگه پیگیر نشدن و هزاران چرای دیگه ... بعد یه مدت هم اون دختر ناامید میشه و دیگه دلش نمی‌خواد خواستگار ببینه چون می‌ترسه نکنه این یکی هم بیاد وقت خونواده رو بگیره ، هزینه رو دستشون بذاره و دیگه خبری ازش نشه  ... لطفا تا جای ممکن وقتی می‌خواید با طرف آشنا بشید بیرون از خونه دختر قرار بذارید مثلا کافه ای ، پارکی  جایی . اما حتما برای شخصیت خودتون هم که شده وقتی برای آشنایی با دختر و مادرش بیرون میرید  از دختر و مادرش یه پذیرایی هرچند کوچک مثل بستنی ، چای و.. بکنید با این کار دست و دلبازی  و فرهنگ تون رو نشون میدید . به مادرتون بگید سوالای خصوصی نپرسه ، درخواست دیدن بدن بر....هنه دختر رو هم نکنه دیگه واقعا دوره این حرفا گذشته اما هنوزم بعضیا اینجوری هستن 🤦🏻‍♀ قبل از رفتن به خواستگاری و آشنایی هم به تحقیق خیلی کوچک بکنید ، در حدی که ببینید از لحاظ اجتماعی بهم میخورید یا اصلا احتمالش هست بهتون بله بگن یا نه بعدا اقدام کنید . اگرم طرف رو نپسندیدید ادب و فرهنگ حکم می‌کنه پیام بدید یا تماس بگیرید و اطلاع بدید ، می‌دونم کار سختیه و شاید فکر کنید که شاید ناراحت بشن یا هر چی ، اما خیلی خلاصه بگید مثلا قسمت نبود عذرخواهی میکنم بابت اینکه وقتتون رو گرفتم . دخترخانوم ها شما هم وقتی دودفعه با پسر می‌رید بیرون ازش تقاضای آیفون نکنید ، ممکنه فکر کنید این چیزا قفله اما متاسفانه هست . حتی من دیدم بابای دختر از خواستگار دخترش میخواد که برای دخترش گوشی بخره اگه از طرف خوشتون نیومد بی احترامی نکنید ، همه جا از اون آدم بدگویی نکنید ، اگه عیبی یا ایرادی داره که دست خودش نیست سعی کنید به روش نیارید چون اعتماد به نفسش میاد پایین در نهایت خواستگاری و آشنایی آداب داره ،  آداب و فرهنگ و احترام به همدیگر رو پاس بدارید و تاجایی که میتونید سعی کنید دل نشکنید و با احساس دیگران بازی نکنید. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
برای همین کمی جرات پیدا کردم و گفتم : شنیده م که ناخوش احوال بودید رفع کسالت شد ان شالله ؟! سکینه با حالت خاصی نگاهم کرد و گفت : آره خداروشکر . خوبم . یه سردرد ساده بود که برطرف شد . حدود یکی و ساعتی کنار سکینه نشستم . تو تمام مدت نه اون حرف می‌زد و نه من جرأت لب باز کردن داشتم اما هزارتا سوال توی سرم چرخ می خورد که مطمئنم سکینه می تونست از توی چشم هام همشون رو بخونه ! کمی که گذشت سکینه از جا بلند شد و گفت : چیزی تا وقت شام نمونده . برو تو اتاقت استراحت کن . از امشب به بعد هم دیگه لازم نیست اتاقت رو از بهادر جدا کنی ، شما زن و شوهر هستید ! درست نیست از هم جدا بخوابید . به بهادر هم سپردم بیشتر حواسش بهت باشه . بهر حال تو این جا غریبی ! از دست این مردم نادون هم که جرأت نداری پات رو از در این خونه بیرون بگذاری . خدا رو خوش نمیاد تو عمارت هم تنها باشی . تنهایی آدم رو دق مرگ می کنه ! بعد هم از اتاق بیرون رفت . هاج و واج کنج دیوار نشسته بودم و با دهان باز به جای خالی سکینه نگاه می کردم و تک تک حرف هاش توی گوشم زنگ می خورد و صداش تو سرم تکرار می شد. با رفتن سکینه از جا بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم . اصلا برام باور کردنی نبود یک شبه و یهویی همه چیز درست شده و سکینه دست از جنگ با من برداشته ! اون شب بر خلاف همیشه بهادر و سکینه غذا خوردم و بعد از شام هم با بهادر به اتاق خودمون رفتیم با بسته شدن در دستم رو روی دهانم گذاشتم و گفتم : خانوم بزرگ چش شده بود بهادر ! امروز داشتم شاخ در می آوردم . اولش فکر کردم می خواد دعوام کنه ، اما وقتی اون حرف ها رو زد حس می کردم دارم شاخ در میارم ! نکنه تو بهش گفتی اون حرف ها رو به من بزنه ! با تموم شدن حرف هام ، بهادر ابروهاش رو در هم کشید و گفت : چه حرفی ! خانوم بزرگ مگه بچه ست که به حرف من گوش بده ! شاید باورش برات سخت باشه اما خانوم بزذگ قلب مهربونی داره ! می دونستم تو رو دوست داره ، فکر می کنم سختگیری این چند وقت هم به خاطر امتحان کردن تو بوده ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸