eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.5هزار عکس
789 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 هنوز دلم محبت بابامو می‌خواد... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه چیزی هست که شاید خیلی‌ها مسخره‌شون بشه یا بگن مگه آدم بزرگ هنوز این چیزا رو می‌خواد، ولی من هنوز دلم محبت بابامو می‌خواد. دلم می‌خواد یه بار خودش بیاد سراغم، حالمو بپرسه، بدون اینکه من اول زنگ بزنم. دلم می‌خواد وقتی منو می‌بینه، فقط یه ذره خوشحالیش رو نشون بده. حتی یه بغل ساده، یه دست روی سرم کشیدن، یه جمله کوچیک که بفهمم هنوز براش مهمم. بابام آدم بدی نیست، ولی اصلاً بلد نیست محبتش رو نشون بده. همیشه فکر می‌کنه همین که خرج زندگی رو داده و مراقبمون بوده، یعنی محبتش رو کامل کرده. شاید از نظر خودش همین‌طوره، ولی من دخترشم و هنوز دلم اون محبت پدرانه رو می‌خواد. گاهی می‌بینم پدرای بقیه چقدر با دخترهاشون صمیمی‌ان، چقدر راحت بغلشون می‌کنن یا قربون صدقه‌شون میرن. منم از بیرون لبخند می‌زنم، ولی ته دلم یه چیزی می‌ریزه. بدترش اینه که چند بار خودم سعی کردم بهش نزدیک بشم، ولی وقتی جواب سرد می‌گیرم، دیگه روم نمی‌شه دوباره جلو برم. آدم بالاخره یه جایی از محبت خواستن هم خجالت می‌کشه. من هنوز هم دلم می‌خواد یه روز بابام خودش بیاد کنارم بشینه و بدون هیچ مناسبتی بهم محبت کنه. شاید برای خیلی‌ها چیز ساده‌ای باشه، ولی برای من می‌تونه یکی از قشنگ‌ترین اتفاق‌های دنیا باشه. بعضی وقت‌ها دختر فقط پول و هدیه از پدرش نمی‌خواد؛ دلش می‌خواد مطمئن بشه هنوز همون دختر کوچولوی باباشه، حتی اگر سال‌ها از اون روزها گذشته باشه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
بچه‌ها من طلا رو روی ۲۳ میلیون فروختم و ضرر کردم، لطفا بخونید که ضرر نکنید: من همیشه از رو ترس تصمیم می‌گیرم. یه ماه پیش که طلا یکم اومد پایین، ترسیدم و کل طلاهام رو فروختم 🥲 برعکس من، رفیقم رفت از یکی (به قول خودش بلدِ بازار) پرسید بفروشم یا نه؟ طرف بهش گفته بود عجله نکن، طلا تا ۲۷ تومن می‌ره. بعد کلی التماس که اون یارو رو بهم معرفی کنه، یه بار تو کافه نشسته بودیم، وقتی رفت سرویس بهداشتی، یهو یه پیام عجیب دیدم رو گوشیش و برگام ریخت! نوشته بود «امروز ۷ گرم طلا بفروش!» از سرویس که اومد گفتم دهنت سرویس این چیه چرا زودتر نگفتی که ضرر نکنم؟ گفت:«راستش یه نرم‌افزار (اکوتراست) دارم که بر اساس سرمایه‌م بهم پیشنهاد می‌ده رو چه قیمتی، چی بخرم و چی بفروشم که مثل کله‌گنده‌های بازار سود کنم» بعدشم برای اینکه از دلم در بیاره، بهم یه کد تخفیف داد و ازم خواست برای کسی نفرستم ولی گفتم تو این وضعیت، شما هم ثبت‌نام کنید که ضرر نکنید 👇 ورود به اکوتراست ورود به اکوتراست ورود به اکوتراست کد تخفیف: ETSNS
🍃🌸🍃 بعضی تصمیم‌ها شاید روی کاغذ ساده به نظر برسن، ولی روی زندگی هر دو نفر اثر می‌ذارن. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 بعضی تصمیم‌ها شاید روی کاغذ ساده به نظر برسن، ولی روی زندگی هر دو نفر اثر می‌ذارن. خرید یا فروش خانه، عوض کردن شغل، جابه‌جایی شهر، قرض دادن مبلغ زیاد، تصمیم‌های مهم درباره بچه‌ها یا حتی پذیرفتن یک مسئولیت خانوادگی. این مدل تصمیم‌ها بهتره پشت سر همسر گرفته نشن. حتی اگر فکر می‌کنی انتخابت کاملاً منطقیه، باز هم قبلش با هم حرف بزن. نه برای اینکه هر تصمیمی حتماً باید با رأی مساوی گرفته بشه؛ برای اینکه طرف مقابل احساس نکنه در زندگی خودش، فقط بعد از انجام کارها در جریان قرار می‌گیره. گاهی یک نفر اطلاعات بیشتری درباره یک موضوع داره، گاهی دیگری تجربه‌ی بهتری داره. وقتی هر دو نفر نظرشون رو میگن، ممکنه نکته‌ای دیده بشه که نفر اول اصلاً بهش توجه نکرده. البته مشورت کردن با اجازه گرفتن فرق داره. زن و شوهر شریک زندگی‌ان، نه رئیس و کارمند. قرار نیست برای هر خرید کوچکی جلسه برگزار بشه؛ اما هر چیزی که آینده، آرامش یا وضعیت مالی خانواده رو تحت تأثیر قرار میده، ارزش گفت‌وگو داره. تصمیم مشترک فقط تصمیمی نیست که دو نفر در آن نظر داده‌اند؛ تصمیمی است که هر دو نفر احساس کنند در آن دیده شده‌اند. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سلام دوستان راهنمایی از شما خواستم هستم متاهل نزدیک به یه ماه حالم بد شده واصلا... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام دوستان راهنمایی از شما خواستم سارا هستم متاهل نزدیک به یه ماه حالم بد شده واصلا مث قبل نشدم یه روز قلبم اومد درد نفس بزور میتونسنم بکشم بعد دیگه از اون روز به بعد حالم بده نا امید شدم از زنگی شبا خوابم نمیبره گریه میکنم ترسو شدم اشتها ندارم از همچی بدم میاد همه جا حوصلم سر میره اصلا نمیدونم چرا اینجور شدم دارم دق میکنم دیگه بچه هم تو دستمه واقعا نمیکشم بنظرتون چمه؟ 😭 خیلی دختر خوش ذوق وپرانرژی بودم اصلا یه دفعه الکی الکی اینطور شدم. منتظر راهنمایییتون هستم. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سوال اعضا سلام خوبین توروخدااااا پیامم رو بزارین تو کانال تون شاید کسی بتونه درد منو دوا کنه من خیلی چاق هستم آمدم خودم رژیم گرفتم قند نون برنج رو حذف کردم حالا پوستم یکم داره چروک میشه ولی موهام داره دسته دسته کنده میشه😭😭😭😭 هیچی هم لاغر نشدم فقط یکم پاهام لاغر شده بیریخت تر شدم توروخدا بگین چکار کنم دیگه بریدم از این همه چاقی که هرروز داره سرم میاد فکرکنم ۴۰ کیلو اضافه دارم ورزش هم نمیتونم بکنم واقعا تمام بدنم درد می‌کنه توانش رو ندارم خدا خیرتون بده پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
محمد با سرخوردگی سرش رو پایین گرفت و با لحن دلخوری گفت : درسته ، اما دست خودم نیست ! بهم حق بده . بعد هم نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خاله مریم نیست ! زیر چشمی اشاره ای به مطبخ کردم و گفتم : تو مطبخه . بعد هم از جا بلند شدم و به سمت اتاق ها رفتم . حدود نیم ساعتی گذشته بود که اقدس همراه با وسایلی که برای ناهار آماده کرده بود وارد اتاق شد . وقتی دید تنها کنج اتاق نشستم ابروهاش رو بالا داد و گفت : بهادر خان پیغوم فرستاده که رفته حجره ی خودشون ! گفته شب با بقیه ی مردها میاد خونه . بعد هم همون طور که سفره رو روی زمین پهن می کرد گفت :اون روسری رو از سرت در بیار دختر مغزت پخت ! مرد ها تا شب خونه نمیان . هر چند اگر هم کسی بیاد همه بهت محرمن ! با تموم شدن حرف اقدس روسریم رو از سرم کندم و بلند بلند گریه کردم ! انگار اقدس چیزی که میدید رو باور نمی کرد چون سبد سبزی از دستش رها شد و همون طور که روی صورتش می کوبید گفت : یا خدا . این چه شکل و شمالیه که برای خودت درست کردی دختر پس موهات کو ؟! با دیدن عکس العمل اقدس شدت گریه م بیشتر شد و ریز و درشت ماجرا رو براش تعریف کردم . حرف هام که تموم شد اقدس با عصبانیت از جا بلند شد و گفت : از روز اول هم به مریم خانوم گفتم به این زنیکه ی موذی رو نده ها اما گوش نکرد . گفتم هر چی که باشه ، مهربانو خوب یا بد دختر شماست . نمی گم از اشتباهش چشم پوشی کنید اما اون قدر هم به حال خودش ولش نکنید که حاج مراد و ایل و تبارش فکر کنن این دختر بی کس و کاره اما کسی به حرفم گوش نکرد . بعد هم با عجله از اتاق بیرون رفت و خیلی طول نکشید که همراه با مادرم وارد اتاق شد . بر خلاف اقدس که اون قدر ناراحت شد و پا به پای من اشک ریخت ، مادرم در حالی که سعی می کرد خودش رو بی خیال نشون بده گفت : این که غصه نداره دختر ! اتفاقا این طوری رشد موهات بیشتر هم می شه ! اقدس با حرص نگاهی به مادرم انداخت و با لحن جویده جویده ای گفت : چی چی رو غصه نداره خانوم جان . زدن دختر بیچاره رو کچل کردن اون وقت شما میگی غصه نداره ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 "قلت لله: لماذا أتيت بي إلى حافة عمري؟ قال: "اعتقدت أن لديك القدرة على الطيران" به خدا گفتم: چرا من را به لب پرتگاه زندگیم رساندی؟ او گفت: من باور داشتم که تو قدرت پرواز داری. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7