🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام دوستان
الان یک ماهه فهمیدم شوهرم م.عتاده قرص مت.ادون مصرف میکنه
سر یک قضیه خیلی اعصابش خورده و نقطه ضعف دستش دارم نمیتونم
جلوشو بگیرم یا نصیحتش کنم سریع اون بحثو وسط میکشه و میگه بخاطر
تو معتاد شدم روزی یه پاکت سیگار میکشه و اصلا به فکر خودش نیست
راهنماییم کنین چکار کنم چجوری جلوش بگیرم یا کمکش کنم ترک کنه ؟؟
خیلی ناراحتم خودشم اظهار پشیمونی میکنه ولی روز به روز بیشتر مصرف
میکنه به جای اینکه کمترش کنه
هرکس هر تجربه ای داره خواهشاً بهم بگه شاید کمکی به من شد
ممنون
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام وقت بخیر
دختری۲۰ساله هستم ۴سال ازدواج کردم و الان اومدم خونه پدرم ۲۰روزی میشه
قصد جدا شدن دارم و اینکه چجوری شکایت کنم یا مهریه اجرا بذارم خودم
باید تنهایی کارهامو انجام بدم خانواده پشتم نیست و اینکه من دیپلم دارم
۴۰۳دیگه ادامه ندادم الان میخام برم دانشگاه پیام نور برای روانشناسی آیا تصمیمم درسته اینکه خونه پدرمم و
هنوز جدا نشدم تو دانشگاه رفتنم تاثیر داره میشه راهنماییم کنید بخدا کسیو ندارم اونایی که روانشناس
خوندین مشورت بدین و اونایی ک مهرشو اجرا گذاشتن و طلاق گرفتن لطفاً راهنماییم کنید😭😭😭😭😭😭😭😭😭
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام برای دختر خانمی مینویسم که خواستگاراش بعد جلسه اول دگه برنمیگردند
پیام هات که خوندم چقدر دلم گرفت
خواهر گلم شاید ان که قسمت
شماست هنوز نیومده خواستگاری
وقتی چندین بار اینطوری شده یک جای
کار میلنگه اینبار قرار خواستگاری خونه خواهر یا برادر یا یک اشنا دلسوز بزار
به کسی هم نگو فلانی اومده
خواستگاری همچی مخفیانه برگزار کنید شاید کسی داره کارت خراب میکنه
چون منطقه ما اینجوری اگه کسی
بفهمه برای ی دختر خواستگار خوب اومده حتما کارش خراب میکنه اگه تونستند دختر خودشون بهش میدن
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
📙حکایت پند آموز
مدرسهای اقدام به بردن دانش آموزانش به اردو میکنه، که در مسیر حرکت اتوبوس به یک تونل نزدیک میشوند که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده میشود که حداکثر ارتفاع سه متر، و ارتفاع اتوبوس هم سه متر.
ولی چون راننده قبلا این مسیر رو اومده بود با کمال اطمینان وارد تونل میشود؛ ولی سقف اتوبوس به سقف تونل کشیده شد و در اواسط تونل توقف کرد.
پس از آروم شدن اوضاع مسولین و راننده پیاده شدند.
پس از بررسی اوضاع مشخص شد که یک لایه آسفالت جدیدی روی جاده کشیده شده که باعث این اتفاق شده و همه به فکر چاره افتادند.
یکی به کندن آسفالت و دیگری به بکسل کردن با ماشین سنگین دیگر و ...
اما هیچکدام چاره ساز نبود.
پسر بچهای از اتوبوس پیاده شد و گفت که راه حل این مشکل را من میدانم...
یکی از مسوولین اردو به او گفت برو پیش بچهها و و از دوستات جدا نشو!!
پسر بچه با اطمینان کامل گفت که به خاطر کوچک بودنم، مرا دست کم نگیرید و یادتان باشد که سر سوزن با آن همه کوچکی چه بلایی سر بادکنک بزرگ در میآورد
مرد از حاضر جوابی کودک تعجب کرد و راه حل او را پرسید.
بچه گفت که پارسال در یک نمایشگاهی، معلممان یادمان داد که چگونه از یک مسیر تنگ عبور کنیم و گفت که برای اینکه دارای روح لطیف و حساسی باشیم باید درونمان را از هوای نفس و باد غرور و تکبر و طمع و حسادت خالی کنیم و در این صورت میتوانیم از هر مسیر تنگ عبور کنیم و به خدا برسیم.
مسئول به او گفت که بیشتر توضیح بدهد.
پسر بچه گفت : اگر بخواهیم این مسئله را روی اتوبوس اجرا کنیم باید باد لاستیکهای اتوبوس را کم کنیم تا اتوبوس از این مسیر تنگ و باریک عبور کند.
پس از این کار اتوبوس از تونل عبور کرد.
خالی کردن درون از هوای کبر و غرور و نفاق و حسادت؛ رمز عبور از مسیرهای تنگ زندگی است .
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام خانما یه سوال داشتم شاید به نظرتون مسخره بیاد ولی واقعاً ذهن منو مشغول کرده
پارسال پسرم کلاس چهارم بود و یکی از شاگرد زرنگای کلاس در ابتدا دوستی داشت که اونم مثل خودش زرنگ و درسخون بود بعد از مدتی اذیتای اون آقا پسر به اشکال مختلف شروع شد که اسنجا مجال گفتن همه اش نیست اذیتا به شکل روحی و حتی جسمی رسید مثلاً چون کارت سلامت داشت و به این بهانه نگذاشته بود پسرم کیکش را بخوره چون لقمه اش افتاده بود رو زمین و مجبور بود کیکش را استفاده کنه پسرم چون مشکل معده داره اون روز خیلی اذیت شده بود با سرد درد و حالت تهوع اومد به خونه و مدتی ما را گرفتار دکتر دوا کرد یا اینکه تهمت دزدی بهش زده بود و در آخر گفته بود فقط خواستم اذیتت کنم این اذیتا ادامه دارشد جوری که پسرم میگفت دیگه دوست نداره بره مدرسه تا من به مادر اون آقا پسر پیام دادم اول با ملایمت گفتم دیدم که انتقاد پذیر نیستن و گارد گرفتند من هم با احترام همه ی صحبتام را به صورت چت بهشون منتقل کردم چون حاضر به صحبت تلفنی نبودند بعد ها پسره اومد و ابراز پشیمونی کرد و بعد مدتی باز شروع کرد ولی نه مثل قبل کمی کمتر در حد حرص درآوردن خودم حس کردم پسرمو رغیب خودش دیده بوده و خواسته خودش اول باشه
حالا اینا بماند امسال بعد از چند روز اومده سر صحبتو باز کرده و پیشنهاد دوستی داده و ابراز پشیمونی از رفتارای سابقش کرده و عذر خواهی ...و ما هم خوشحال شدیم اینا با هم قرار پارک گذاشتند و قرار شد روی کاری که معلمشون فرستاده کار کنن و برای روز دیگه آماده اش کنند من هم قبول کردم وقتی با هم همانگ کردند برای پارک من منتظر بودم مادرشم بیاد و از اون جایی که خودم خیلی زود دیگرانو میبخشم گفتم شاید ایشونم خواستن روابط را ترمیم کنند ما رسیدیم پارک تماس گرفتیم گفتند تو راهن یک دفعه دیدم پسرشون اومدند داخل پارک و از مادرشون خبری نیست سراغ مادرشو گرفتم گفت رفته خونه پیش خواهرش که تنهاست اول شوکه شدم گفتم لااقل میومد یه سلام میداد پسرشو میسپورد به من و میرفت باز جدی نگرفتم گفتم حتماً موقعی که خواست بیاد دنبال بچه ..بچه ها کمی بازی کردند قایق سواری کردند و بازی و ...دیدم تماس گرفتند و خیلی سرد سراغ پسرشونو گرفتند و ازش خواستند بیاد دم پارک من ایشونو از دور دیدم پسرش رفت دم پارک منم تا جایی همراهیش کردم اما مادرش حتی نیومد با من روبرو بشه و تشکر کنه بابت اینکه مواظب بچه اش بودم به نظرم خیلی این رفتارش بی احترامی بود شما نظرتون چیه ؟ شما چطور فکر میکنید و در برابر این جور رفتارها چطور ری اکشن نشون میدین ؟
دلم واقعاً برا پسرم سوخت که چقدر خوشحال بود که رابطه اش با دوستش درست شده و از این به بعد گاهی با هم میتونن برن بیرون من گفتم تو رابطه ات با دوستت را خراب نکن کاری به ما بزرگترا نداشته باش فوقش من دیگه قراری را قبول نمیکنم که بخواد بهم بی احترامی بشه ولی پسرم میگه اینم بچه ی همون مامانیه که به مامانم بی احترامی کرد (مادرشون ادم آروم و و متینی هستند و کارمند اداره و پدرشون به گفته ی خودشون رئیس بانک )
پسرم چون تک پسره و دور و برمون هم سنو سالی نداره همیشه از تنهایی شکایت میکنه خواهرشم ۶ سال ازش بزرگتره و به درد هم نمیخورن حالا هم که به خاطر یه دوست خوب خوشحالی میکرد و اینطور شد کلی تو حالش خورده
عزیزان دوست دارم نظرتون بدونم 🙏🏼
من باشم گل رُز🌹
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
چندماه پیش گوشی منو توی شلوغی بازار زدن،خیلی ناراحت بودم ،هی زنگ زدم گفتم شاید برداره بهش التماس
کنم پس بیاره گوشیمو،انقدر زنگ زدم یکی جواب داد،خیلی محترم بود،محترمانه گفت آقا من این گوشیتون رو پیدا کردم ،تشریف بیارید
تقدیمتون میکنم،گفتم ممنون،یه مژدگونی هم میدم بهتون، گفت این چه حرفیه؟ هیچ چیزی نمیخوام،
ناراحت میشما،وظیفم بوده ،گفت ساعت ۹ فلان جا ،فقط زحمت بکشید جعبه گوشیو بیارین با کارت شناسایی
که من مطمئن بشم مال شماست،گفتم باشه شب ساعت ۹ رفتم همون پارکی که گفته بود،منتظر موندم،امد خیلی پسر محترمی
بود ،گفت رمز گوشیتونو بگین،کارت شناسایی هم نشون بدین،رمز رو گفتم گوشیو باز کرد ،یهو چند نفر ریختن
سرم و جعبه گوشیم رو ازم گرفتن و فرار کردن،به همین راحتی هم گوشیو دادم هم جعبه و رمزشو😂🤦🏼♀️
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7