🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام شبتون بخیر
من چند بار پیام گذاشتم ولی جوابای منو تو گروه نزاشتین منم دیگه میخونم اگه راهکاری بلد بودم هم پیام نمیزارم ولی امشب باز ی پیام دیگه در مورد لک بارداری دیدم دلم نیومد پیام نزارم امیدوارم این پیام منو بزارید
به خانمی ک صورتش لک بارداری داره
منم صورتم لک بارداری داشت
از انواع کرم استفاده کردم انواع ضد لک و مزو تراپی و همه کاری کردم لک بیشتر هم شد حتی پی آر پی هم کردم هیچ نتیجه ای نداشت الان یک ساله از هیچ کرمی استفاده نمیکنم فقط از روغن نارگیل و بادام شیرین استفاده میکنم هم پوستم روشن تر شده هم لکه ها محو شده تو برنامه صبحانه ایرانی حکیم خیراندیش گفتن از این دو تا روغن استفاده کنید تازگیا از روغن جوانه گندم هم استفاده میکنم واسه چین و چروک واقعاخوبه امیدوارم شما هم نتیجه بگیرین
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
هر صبح، قبل از اینکه مادربزرگ از خواب بیدار شود، پدربزرگ میرفت سراغ باغچهی کوچک حیاط.
گلها را آب میداد، برگهای خشک را جمع میکرد و اگر شاخهای خم شده بود، با حوصله درستش میکرد.
یک روز پرسیدم: «چرا هر روز اینهمه به این گلها میرسی؟»
لبخند زد و گفت: «مادربزرگت وقتی بیدار میشه دوست داره حیاط قشنگ باشه.»
همین یک جمله برای من از صدتا حرف عاشقانه قشنگتر بود.
مادربزرگ که بیرون آمد، اول نگاهی به باغچه انداخت و بعد چشمش افتاد به پدربزرگ که داشت شلنگ را جمع میکرد.
گفت: «باز زحمت کشیدی؟»
پدربزرگ شانهای بالا انداخت و گفت: «کاری نکردم.»
اما کرده بود.
هر روز، بیسروصدا، برای خوشحال شدن زنی که سالها کنارش زندگی کرده بود کاری میکرد؛ بدون اینکه انتظار تشکر داشته باشد.
آن روز فهمیدم بعضی آدمها عشقشان را برای گفتن نگه نمیدارند؛ تبدیلش میکنند به کارهای کوچکی که شاید هیچکس نبیند.
پدربزرگ سالها بعد هم وقتی از کنار باغچه رد میشد، اول گلهایی را نگاه میکرد که مادربزرگ بیشتر دوست داشت.
انگار هنوز هم داشت برای لبخند او حیاط را آماده میکرد. 🌿🤍
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام وقتتون بخیر
مادری گفته بودن ک میخان پسرشون رو داماد کنن اما خانواد عروس. جهیزیه نمیدن و عروسی و طلا بقیه چیزا ب عهده پسر هست. درسته رسم ما مردم بلوچ اینجوری هست اصلا جهیزیه نمیدیم مهریه سکه و طلا زمین هرچیزی دیگ میزنیم و مراسم ها هم ب عهده اقا پسر هست...
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام سایه مشکل منم بذارلطفا
من یه خانم ۳۲ساله هستم که،۴تاخواهروبرادردارم، درخانواده ای بزرگ شدم که نسبت به خواهر وبرادرای بزرگم، ۹سال، ۱۰سال کوچکترم
اونا ازدواج کردن ومن وخواهرکوچکترم توخونه بودیم باپدرومادری که مادراکثرابیمار و پدری درگیرکار تفریحی نداشتیم مگراینکه حالابرادرم بخوادماروباخودش ببره بیرون، یاحتی گاهی من زن برادرم و بچه ها میرفتیم چون هیچ کس رونداشتم هیییییچ کس ومجبوربودم با ایشون برم،مادرم که اصلاحاضرنبود از خونه تکون بخوره فقططط توخونه بود حتی بازارهم دربه درمیشدیم تابریم، رابطم بازن داداشم خوب بود ها ولی خب بحثهایی هم پیش میومد،گاهی چپ میکرد باهام گاهی تیکه مینداخت،ولی من خیلی جاها کنارش بودم هرجا تنهابود اونم همینطور ولی خبببببب........... رابطم با زن برادرم از خود داداشم بهتربود داداشم که اصلانمیتونستم بهش بگم بالاچشمت ابرو میپریدبهم، اون یکی برادرم هم که اصلا بفکرمصلحت وزندگی خودش بود و اکثر من روتحقیر میکرد درکل آدم حسابمون نمیکردن من وخواهرکوچیکترم
آرزوم این بود که ازدواج کنم و از زیر منت اینا خارج بشم،زن برادرم که باهاش خوب بودم بعدازازدواجم باهام چپ کرد حتی تبریک ازدواجم نیومد بخاطرحسادت (چون اینقدرمن روکوچیک میدیدن، اکثراتحقیر میکردن همیشه که حتی باورشون نمیشدمن یه روزی ازدواج کنم اصلااا، یااصلا خواستگاری بیادبرام، همش فکرمیکردن من بعدازدواج دچارمشکل میشم و باهمسرم نمیسازم و....)
درآخرالان گذشت ومن هم ازدواج کردم هم مادرشدم و رابطم باهاشون خیییلی کم کردم، الان گاهی میبنمشون یا هم صحبت میشم یاد اون روزامیوفتم دلم میگیره چرا اینااینقدر از من وخواهرکوچکترم دورن چراباخانواده زنشون خوبن فقط بامن وخواهرم وحتی پدرومادرم دورن، از زنهاشون نمیبینم ها ازخودشون مگر برادر نبایدهوای خواهرش داشته باشه چراما سالی یه باریامیبینمش یانه
نمیدونم اصلاحقی دارم یانه ولی رابطه بقیه خواهروبرادرارو میبینم حسرت میخورم
یادمه یه بار شنیدم که برادر، زن داداشم به مادرش گفته هوای خواهرم روداشته باش (موقع زایمانش بود)گناه داره و تنهانذارش و......
تا صبحش گریه کردم که کاش برادرمم هوای منوداشت اصلاسراغی از من میگرفت
شما رابطه برادراتون باهاتون چطوووره؟
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام خوبید
ممنون بابت کانل خوبتون
خیلی زحمت میکشی سایه جون
در جواب خانمی که سینی پذیراییش خراب شد
یه جاهای هست قابلمه چودن و تفلون بازسازی میکنند
هر مدل سینی یا سمور یا کتری هرچیزی را پرداختش میکنند
ببر اونجا براش درست میکنند
اگه مال شاهین شهر اصفهان هستی
اونجا این خدمات را انجام میده
آدرس شاهین شهر عطار
چهاره عطار به طرف خیابان شریف بعد بانگ مای
اسمشم هست بنو
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام درمورد دوست عزیزم که به شوهرد مشکوک شدی عزیزم دنبالش نرو ،من همیشه به شوهرم اعتماد
کامل داشتم ولی خیلی اتفاقی از عوض کردن گوشیش ،که یکی ازتماسهاشا ضبط کرده بود
همه چیزی برام روشن شد از اون روز ۲ماه مگذره دنیا روسرم خراب شد ولی فکر میکنی
با دوتا بچه وشرایط حالا میشه چکارکرد
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7