با رفتن اقدس غم تمام دنیا روی دلم نشست ! با این که توی اون خونه هیچ کس من رو دوست نداشت اما باز هم ترجیح می دادم اون جا باشم تا این که برگردم پیش سکینه اما چاره ای نبود !
برای همین سریع رختخواب ها رو جمع کردم و بقچه م رو مرتب کردم . باید به بهادر سفارش می کردم تا وقتی از وجود بچه مطمئن نشدم حرفی در مورد بارداری من به سکینه نزنه .
هنوز سفره ی ناشتایی روی ایوون پهن بود که بهادر اومد دنبالم و به روستا برگشتیم .
هر چند بهادر کاملا مخالف بود و می گفت اگر خانوم بزرگ بفهمه من باردارم بیشتر مواظبم هست و تجربه ی بیشتری داره اما من هر طور شده بود قانعش کردم نیاز نیست به زودی کسی از بارداریم خبر دار شه و چون خودم هم هنوز خیلی از این موضوع مطمئن نیستم ، بهتره فعلا پیش کسی چیزی نگیم تا بقیه رو شاد و پشیمون نکنیم !
به روستا که رسیدیم دوباره دلم گرفت . دست بهادر رو گرفتم و گفتم : یادت نره که قول دادی گیس های زبیده رو بچینی ها !
بهادر چشم بلند بالایی گفت و من با غمی که حس می کردم راه نفسم رو بسته وارد عمارت شدم !
سکینه طبق معمول روی ایوون نشسته بود و داشت با زبیده حرف می زد . با دیدن ما هول زده از جا بلند شد و بی مقدمه پرسید : رفتین پیش طبیب ! چی گفت ! دوا درمونش کرد !
بهادر کنار سکینه نشست و با بی خیالی استکانی چایی که احتملا مال سکینه بود رو سر کشید و گفت : بردمش . معاینه ش کرد و گفت چیزی نیست ! مهربانو از من هم سالم تره !
خانوم بزرگ نگاه چپ چپی به من انداخت و رو به بهادر گفت : یه دفعه بگو ما دروغگوییم و خودت رو خلاص کن دیگه ! و گرنه مگه می شه طبیب این دختر رو ببینه و بگه چیزیش نیست . اون طبیب یا حاذق نبوده ، یا تو داری عیب و ننگ زنت رو از من پنهون می کنی که سرکوفت نشنوه . اگر حدس اولم درست باشه هیچ ایرادی نداره ! خودم مهربانو رو می برم پیش بی بی خدیجه تا بهش دوا بده . اما اگر داری عیب زنت رو زیرت قایم می کنی که باید بگم من که دشمنت نیستم پسر جان ! لااقل به منه مادرت بگو....
هنوز حرف سکینه تموم نشده بود که بهادر استکانش رو توی نعلبکی کوبید و با با بداخلاقی گفت : این حرف ها چیه که می زنی خانوم بزرگ ! گفتم که طبیب گفت حال مهربانو خونه . من هم چیزی رو از کسی پنهون نکردم !
...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
در جواب خانمی که از تجربه خوب ازدواج فامیلی نوشته بود، راستش تجربه من کاملاً برعکس بود.
من هم فکر میکردم چون فامیل هستیم، شناخت بیشتری داریم و احتمالاً زندگی راحتتری خواهیم داشت. قبل از ازدواج خانوادهها همدیگه رو میشناختن و همین باعث شده بود خیلیها بهم اطمینان بدن که انتخاب خوبیه.
اما بعد از ازدواج فهمیدم شناخت خانوادگی با شناخت واقعیِ یک آدم برای زندگی مشترک خیلی فرق داره.
چون فامیل بودیم، بعضیها خودشون رو محق میدونستن که توی زندگیمون دخالت کنن. یه ناراحتی کوچیک بین من و همسرم پیش میاومد، خیلی زود خبرش به یکی از اعضای فامیل میرسید. حتی بعضی وقتها قبل از اینکه خودمون با هم حرف بزنیم، چند نفر درباره مشکل ما نظر میدادن.
از طرفی چون خانوادهها همدیگه رو میشناختن، خیلی وقتها نمیتونستم راحت درد دل کنم. میترسیدم حرفم به خانواده خودم یا خانواده همسرم برسه و یه مسئله ساده تبدیل به دلخوری خانوادگی بشه.
بدتر از همه این بود که بعضی رفتارهایی که قبل از ازدواج به چشمم نمیاومد، بعد از ازدواج خیلی پررنگ شد. من فکر میکردم چون سالها میشناسیمشون، پس همهچیز رو دربارهشون میدونم؛ اما زندگی زیر یک سقف چیزهای کاملاً متفاوتی رو نشونم داد.
الان اگر کسی ازم بپرسه ازدواج فامیلی خوبه یا بد، نمیتونم یه جواب قطعی بدم. فامیلی بودن نه تضمین خوشبختیه، نه دلیل شکست. چیزی که به نظرم مهمتره اینه که آدم قبل از ازدواج واقعاً خودِ طرف مقابل رو بشناسه، نه فقط خانواده و فامیلش رو.
کاش من هم قبل از تصمیم گرفتن، به جای اینکه فقط به حرف «آشناست، فامیله، میشناسیمش» اعتماد کنم، بیشتر به شناخت خودم از همسر آیندهام توجه میکردم.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#استاد_تراشیون
✅ همدیگر را تأیید کنید...
رفتارها و ویژگیهای مثبت یکدیگر را تایید نمایید. گاهی انسانها رفتارهای خیلی خوبی دارند، کارهای خیلی خوبی انجام میدهند و گاهی بیان و کلام خیلی خوبی دارند که ما اینها را نمیبینیم!
به خوبیها توجه کنیم، ویژگیهای مثبت را ببینیم و مانور بدهیم برروی این خوبیها و پاکیها و گاهی هم باید از اینها تعریف و تمجید هم کرد. تأیید ویژگیهای مثبت همدیگر کمک به استحکام بخشی نظام خانواده کمک خواهد کرد.
#خانواده_مستحکم
"دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇
@dotakafinist
.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
در جواب خانمی که از رفتار خواهر و برادرش بعد از ازدواج نوشته بود، واقعاً دلم گرفت. چون به نظرم دردش فقط چند تا حرف یا رفتار ساده نبود؛ درد اصلی این بود که رفته بود جایی که سالها خونه و پناهش بوده، اما اون شب احساس غریبی کرده بود.
خیلی سخته آدم بعد از ازدواج برگرده خونه پدرش و ببینه صمیمیتی که قبلاً بین خواهر و برادرها بوده، کمرنگ شده. مخصوصاً وقتی خودش هنوز همون آدم قبلیه و دلش همون محبت و شوخیهای قدیم رو میخواد.
گاهی خواهر و برادرهای مجرد شاید اصلاً متوجه نباشن یه جمله ساده چقدر میتونه دل خواهر متأهلشون رو بشکنه. اینکه بهش بگن «تو دیگه زندگی خودتو داری» شاید از نظر خودشون چیز مهمی نباشه، ولی برای خواهری که هنوز دلش پیش خونه پدریه، میتونه معنی خیلی سنگینی داشته باشه.
ازدواج قرار نیست آدم رو از خانواده خودش جدا کنه. آدم ممکنه خونه و زندگی خودش رو داشته باشه، اما هنوز دلش میخواد وقتی میره خونه پدرش، احساس کنه همون دختر یا پسریه که همیشه جایی بین اون خانواده داشته.
به نظرم حتی اگر خواهر و برادرها برنامه و زندگی خودشون رو دارن، یه ذره ملاحظه و محبت خیلی چیزها رو عوض میکنه. یه چای خوردن کنار هم، چند دقیقه حرف زدن، پرسیدن «خوبی؟ چیزی لازم نداری؟» یا حتی یه شوخی ساده میتونه کاری کنه آدم با دل گرم از خونه پدرش برگرده.
کاش هیچکس بعد از ازدواج احساس نکنه چون صاحب خونه و زندگی خودش شده، دیگه جایی توی خونه پدری نداره.
خونه پدر برای خیلیهامون فقط چهار تا دیوار نیست؛ یه تکه از کودکی و امنترین خاطراتمونه. کاش هر وقت برمیگردیم اونجا، هنوز یه گوشه از همون صمیمیت قدیم منتظرمون باشه. 🤍
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
عطرهایی که تو زمستون غوغا میکنن :
۱. Vanilla Bourbon — بوی گرم و شیرین وانیل با تهمایه چوب، مخصوص قرارای شبای سرد.
۲. Black Opium – YSL — ترکیب قهوه و گل سفید، بوی وسوسه و اعتمادبهنفس.
۳. Scandal – Jean Paul Gaultier — شیرینی عسل با تُن گلی، زنونه، جسور و فراموشنشدنی.
۴. Libre Intense – YSL — حس استقلال و جذبه، رایحهی لاوندر و وانیل با تهمایه کهربا.
۵. Good Girl – Carolina Herrera — تلخی بادام و شیرینی کاکائو، یعنی هم مهربونی هم خطرناک.
۶. La Vie Est Belle – Lancôme — بوی شکر کارامل و زنبق، حالوهوای خوشبختی خالص.
۷. Ariana Grande – Cloud — بوی خامه و نارگیل، ساده اما اغواگر.
۸. Zara Red Vanilla — ارزون، ولی با کلاس؛ وانیلی، گرم و زنونه، مناسب استفاده روزمره.
✨ تو زمستون، گرما از عطرت شروع میشه نه از شومینه.
#کاربردی 🌱
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
با سلام و شب بخیر
ممنون از کانال خوبی که خیلی کمک حال بندههای خدا میشه🙏
خاطرهی من
۴جاری هستیم و ۳خواهرشوهر بزرگوار
جاری اولی و دومی هیچ،سومی هم منم
وای از جاری چهارمی!!
بیچاره خواهرشوهرام به خاطر برادراشون همیشه دست به سینه در خدمت ایشون هستن!
البته بیشتر خواهرشوهر اولی و سومی
اولین روز که اومد خونهی مادرشوهر خدابیامرزمون،با یه مانتوی مثلا سرمهای که ازبس رنگش رفته بود بیچاره برادرشوهرم از خجالت آب شد!
گفت«باعجله اومد یادش رفت لباس عوض کنه»
شهر ما رسممون اینه که بعد از بلهبرون مستقیم میریم آزمایشگاه و تا جواب آزمایش رو بگیرن باز مستقیم محضر(دفترخانهی ثبت ازدواج)
با چند نفر از طرف داماد و چند نفر از طرف عروس در حد ۳یا۴ نفر صیغهی عقد رو میخونن و اکثرا دیگه ظهر همه چیز تموم میشه و ناهار رو میرن خونهی آقا داماد
ایشون همون لحظه با عجله اومده بودن یادشون رفته بود لباس عوض کنن!
همسن برادرشوهرمه و از خانوادهی بسیار پرجمعیت و پدرشون یه آقای مسن و مریضی بودن و سطح خانوادهی بسیاررررررر پایین
خدا رو هزار بار شکر،کار و بار برادرشوهرم گرفت و الان خیلیییییی زندگی خوب و توپی دارن
اما وای از فیس و افادههای این خانوم!
حتی انتظار داره وقتی از ماشین پیاده میشه،همه دست به سینه جلوش وایسن!!
خودش هم با بداخلاقی و غرور خاصی که داره،از همهی فامیل بریده
من همیشه براش دعا میکنم که شیطان ازش دست بکشه و عاقبت بخیر بشه🤲
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7