eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.3هزار عکس
754 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام باعرض ادب واحترام به گروه وآدمین منم می خوام ازتجربه تلخ زندگیم بگم اگه کسی راه هلی داره من اگه بخوام سرگذشت زندگیم بگم یه تومارمیشه فقط خلاصه ای اززندگیم می گم آشنایی من باهمسرم خواهرشوهرم بود ماباهم غریبه هستیم خواهرشوهرم گفت برادرم که شوهرمن باشه گفت خوب سرش تولاک خودشه به نظم خیلی اهمیت میده اخلاقش خوب هست وکه توی خانوادم آخرین فرزندخانواده بودم ویک خواهربزرگ ترازخودم وسه تابرادربرگترازخودم که ازدواج نکرده بودندفقط دوتابرادرودتاخواهرم که خیلی سال های پیش ازدواج کرده بودند وپدری بداخلاق داشتم وقتی خواهرشوهرم من رابرای برادرش که شوهرمن باشد معرفی کردوگفت برادرم خوبه بخ نظم خیلی اهمیت میده وسرش تولاک خودش هست خوش اخلاق هست وخواهربزرگم که بزرگترازخودم بودومجردبودومادرم گفت آدم های خوبی هستندبگوبله می خوای منم دیدم برادرهاوخواهربزرگترازخودم ازدواج نمی کنندوپدری بداخلاق داریم خودم دادم دست سرنوشت وازدواج کردیم ا ماه ازازدواجمون یاشایدکمتر دیدم دست بزن داردسرهرچه کوچیک میزد یه باراوایل ازدواج باکمربندزدکه تمام پشتم سیاه شدفهمیدم این آدم عصبی وبی اعصابی هست دیگه میزدتحمل می کردم اهل موادوچیزی هم نیست فقط سیگاراون هم کم می کشه گفتم تحمل می کنم شایدبهترشد دیدم نه آدم وسواسی که کاربه نظافت خونه هم داردمی شتم جارومی کردم سروقت غذادرست بودبازگیربیخودمیداددیدم فایده نداردخواستم ازش جدابشم دیدم پدرم مثل شوهرم اخلاق نداردواگه برم خونه بابام آبروریزی می کندنرفتم بعداز۴پنج سال بچه دارشدیم بازهم بهترنشدبچه کوچیک گریه می کردحوصله نداشت ویامیزدش حامله بودم باچوب افتادبه جونم بازناخواسته باردارشدم خیلی گریه ناله کردم گفتم خدایااین که اخلاقش خوب نیست چه کاربایدبکنم ما۱۵سال هست ازدواج کردیم تواین سالها نه تفریح نه مسافرتی ونه هتا پارکی نبورده میگه حوصله ندارم همیشه توخونه هستم شایدکاری داشته باشم یاچیزی بخوام ازخونه بزنم بیرون دهه نود۷سال بیکاربودچهارسال رفت سرکاربازدوباره ازعیدتاحالابازبیکاراست به خاطرزیربارصحاب کارنمی رفت وباهاش کل کل می کردمن بایدچه کارکنم چه دعایی بایدبخونم برای بیکاریش که یه کارگیرش بیادواخلاقش خوب بشه درضمن شوهرم اهل نمازسروقت خوندن است وقرآن می خونه ولی ازاون وراخلاقش خوب نیست راه حلی داریدبگیدچه کارکنم 👏 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 من خانم هستم و۶۰۰پول دارم بنظرتون چیکارکنم باهاش.شوهرم میگه 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خسته نباشیدممنون میشم دوستان راهنماییم کنن.من خانم هستم و۶۰۰پول دارم بنظرتون چیکارکنم باهاش.شوهرم میگه گوسفندبخریم ودوسه سال نگه داریم تازیادرشه ومیگه سرکارنمیرم فقط کارم میشه بردن گوسفندان به صحراومراقبت ازاونها. شوهرم میگه اگه مثلا الان ۴۰تابخریم دوسال دیگه نزدیک ۱۰۰تامیشه که پول خوبیه.نظرتان رادریغ نکنیدممنونم پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یه چیزی براتون تعریف کنم که هنوزم وقتی یادش می‌افتم، ناخودآگاه می‌گم یا ابوالفضل... 🥹🖤 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه چیزی براتون تعریف کنم که هنوزم وقتی یادش می‌افتم، ناخودآگاه می‌گم یا ابوالفضل... 🥹🖤 چند سال پیش خواهرم یه مشکلی داشت که هیچ‌کدوممون نمی‌دونستیم چطور باید حلش کنیم. هر روز یه خبر تازه می‌رسید و هر بار بیشتر نگران می‌شدیم. مامانم شب و روز دعا می‌کرد، ولی من یه شب واقعاً دلم شکست. نشستم روبه‌روی پنجره و گفتم: «یا حضرت ابوالفضل، به حق دست‌های بریده‌ات، خودت یه راهی جلوی پای خواهرم بذار، نذار بیشتر از این غصه بخوره.» چند روز بعد، توی یه مهمونی خانوادگی، یکی از فامیل‌ها حرفی زد که اصلاً فکرش رو نمی‌کردیم. همون حرف باعث شد یه راه تازه برای حل مشکل خواهرم پیدا بشه. راهی که تا قبلش حتی به ذهن خودمون هم نرسیده بود! 😭❤️ وقتی مشکلش حل شد، اولین چیزی که یادم افتاد همون شب و همون دعایی بود که با گریه کرده بودم. با مامانم رفتیم یه سفره نذری کوچیک به نیت حضرت ابوالفضل انداختیم. خودم غذا رو آماده کردم و با هر ظرفی که می‌ذاشتم جلوی مهمون‌ها، از ته دلم شکر می‌کردم. شاید اسمش رو هرکسی یه چیزی بذاره، ولی برای من اون اتفاق یه نشونه از امید و لطف خدا بود؛ اینکه حتی وقتی همه راه‌ها بسته به نظر می‌رسن، ممکنه یه راه تازه از جایی باز بشه که اصلاً انتظارش رو نداری. 🤲🏻🌹 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 چند سال پیش یه اتفاقی برام افتاد که هنوزم یادش می‌افتم، دلم گرم می‌شه و اشک تو چشمام جمع می‌شه. 🥹❤️ 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 چند سال پیش یه اتفاقی برام افتاد که هنوزم یادش می‌افتم، دلم گرم می‌شه و اشک تو چشمام جمع می‌شه. 🥹❤️ اون موقع همسرم دنبال کار بود و چند ماهی می‌شد که هر جا می‌رفت، دست خالی برمی‌گشت. خرج خونه و قسط‌هامون عقب افتاده بود و من شب‌ها از فکر آینده خوابم نمی‌برد. یه روز یکی از همسایه‌هامون گفت قراره سفره نذری حضرت ابوالفضل بندازه و دعوتم کرد. رفتم و نشستم سر سفره. وقتی غذا رو آوردن، یه لقمه برداشتم و از ته دلم دعا کردم که خدایا، یه راهی جلوی پای همسرم بذار، دیگه نمی‌خوام غصه رو توی چشم‌هاش ببینم. حتی همون‌جا برای همه آدم‌هایی که مثل ما گرفتاری داشتن، دعا کردم. چند روز بیشتر نگذشته بود که یکی از آشناهای همسرم باهاش تماس گرفت و پیشنهاد یه کار رو داد. کاری که اصلاً انتظارش رو نداشتیم و بعد از مدتی تونستیم کم‌کم از اون شرایط سخت بیرون بیایم. شاید خیلی‌ها بگن این اتفاق‌ها توی زندگی پیش میاد، اما من خودم می‌دونم اون روز با چه دلی سر اون سفره نشسته بودم و با چه امیدی برگشتم خونه. از اون روز به بعد، هر وقت اسم حضرت ابوالفضل میاد، یاد اون روزها می‌افتم و از ته دل صلوات می‌فرستم. 🖤🌹 بعضی وقت‌ها یه اتفاق ساده، درست وسط روزهای سخت، دوباره چراغ امید رو توی دل آدم روشن می‌کنه. 🤲🏻 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 اتفاقی می‌افته، ناراحت می‌شی و سکوت می‌کنی. همسرت می‌پرسه چی شده، می‌گی «هیچی!» اما توی دلت منتظری خودش بفهمه چه اشتباهی کرده و بیاد دلجویی کنه. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه اتفاقی می‌افته، ناراحت می‌شی و سکوت می‌کنی. همسرت می‌پرسه چی شده، می‌گی «هیچی!» اما توی دلت منتظری خودش بفهمه چه اشتباهی کرده و بیاد دلجویی کنه. مثلاً از صبح منتظر بودی بعد از کار باهات وقت بگذرونه، ولی وقتی میاد خونه، مشغول گوشی می‌شه. تو هم کم‌کم سرد می‌شی، جواب‌ها رو کوتاه می‌کنی و با خودت می‌گی اگه براش مهم بودم، خودش می‌فهمید. اما شاید واقعاً متوجه نشده باشه که چقدر منتظر اون چند دقیقه بودی. شاید هم خسته بوده و اصلاً خبر نداشته که رفتارش تو رو ناراحت کرده. قرار نیست همیشه همه‌چیز رو توجیه کنیم یا از همسرمون بخوایم هر رفتاری رو بدون توضیح تحمل کنه؛ حرف اینه که به‌جای سکوت طولانی و انتظار برای ذهن‌خوانی، احساس و خواسته‌مون رو روشن بیان کنیم. مثلاً خیلی ساده بگیم: «امروز دلم می‌خواست یه کم کنار هم باشیم. وقتی اومدی و سرگرم گوشی شدی، احساس کردم فرصت باهم بودنمون از دست رفت.» این جمله نه توهین داره، نه کنایه و نه مجبور کردن طرف مقابل به حدس زدن. فقط بهش نشون می‌ده چه چیزی برای تو مهمه. آدم‌ها ممکنه همدیگه رو خیلی دوست داشته باشن، اما تا وقتی درباره نیازهاشون حرف نزنن، گاهی ناخواسته دل همدیگه رو می‌شکنن. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 فرض کن مهمونی هستید و همسرت یه چیزی رو اشتباه تعریف می‌کنه، اسم کسی رو یادش می‌ره یا کاری انجام می‌ده که از نظر تو درست 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 فرض کن مهمونی هستید و همسرت یه چیزی رو اشتباه تعریف می‌کنه، اسم کسی رو یادش می‌ره یا کاری انجام می‌ده که از نظر تو درست نبوده. همون لحظه می‌تونی با یه جمله جلوی همه اصلاحش کنی و کاری کنی بقیه بخندن؛ اما می‌تونی هم چیزی نگی و بعداً توی خلوت باهاش حرف بزنی. شاید خودت فکر کنی موضوع خیلی کوچیکه و فقط یه شوخی ساده کردی، ولی کسی که جلوی جمع احساس می‌کنه دست‌کم گرفته شده، ممکنه تا مدت‌ها اون صحنه رو یادش بمونه. این موضوع فقط مخصوص مهمونی نیست. بعضی وقت‌ها جلوی بچه‌ها، جلوی خانواده‌ها یا حتی توی جمع دوستان، اشتباهات همسرمون رو ردیف می‌کنیم تا ثابت کنیم خودمون دقیق‌تر، باسوادتر یا باتجربه‌تریم. غافل از اینکه قرار نیست برای بالاتر دیده شدن، نفر کناری‌مون رو پایین بیاریم. البته این به معنی تأیید کردن همه رفتارهای همسر نیست. اگر حرف یا رفتاری اشتباهه، می‌شه محترمانه درباره‌ش صحبت کرد؛ فقط لازم نیست هر اشتباهی رو تبدیل به فرصتی برای اثبات برتری خودمون کنیم. آدم توی خونه و کنار همسرش باید احساس آرامش داشته باشه، نه اینکه مدام نگران باشه مبادا یه کلمه اشتباه بگه و بعداً سوژه خنده دیگران بشه. گاهی بزرگ‌ترین نشونه احترام اینه که می‌تونی اشتباه همسرت رو ببینی، اما برای کوچک کردنش ازش استفاده نکنی. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 🍃🌸 🍃