eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.2هزار عکس
762 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 من دیگه از مادرشوهرم خسته شدم، 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 من دیگه از مادرشوهرم خسته شدم، نه از خودش به عنوان یه آدم، از این همه دخالت و سرک کشیدن توی زندگی‌مون... هر چیزی که توی خونه اتفاق می‌افته یه جوری باید به گوش ایشون برسه. اگه غذایی درست کنم، نظر می‌ده. اگه درست نکنم، می‌پرسه چرا. اگه خونه مرتب نباشه، میگه زن باید حواسش به خونه باشه. اگه خیلی مرتب باشه، می‌گه خودتو زیادی خسته نکن. حتی توی خریدای خونه هم نظر داره. یه بار مبل عوض کردیم، از رنگش خوشش نیومد. پرده خریدیم گفت چرا این مدل؟ برای بچه لباس گرفتم گفت من اگه جای تو بودم اینو نمی‌خریدم. بدتر از همه اینه که بعضی وقت‌ها بدون هماهنگی میاد خونمون. من ممکنه تازه از سر کار رسیده باشم، ظرف روی سینک باشه، خودم خسته باشم، بچه هم حوصله نداشته باشه، ولی باید سریع همه چیزو جمع کنم که مبادا فکر کنه من به خونه نمی‌رسم. حتی وقتی با شوهرم یه اختلاف کوچیک داریم، یه جوری می‌فهمه. بعد هم شوهرم به جای اینکه بگه این موضوع بین خودمونه، شروع می‌کنه توضیح دادن و دفاع کردن از مادرش. من واقعاً دیگه از این وضعیت خسته‌ام. من با مادرشوهرم دشمنی ندارم. دلم هم نمی‌خواد بی‌احترامی کنم. ولی این خونه، زندگی منه و شوهرمه. قرار نیست برای هر تصمیم کوچیک مجبور باشم جواب پس بدم. گاهی فقط دلم می‌خواد یک هفته بگذره و تلفنم زنگ نخوره که چرا فلان کارو کردی، چرا فلان چیزو خریدی، چرا شوهرت این کارو کرد، چرا بچه‌ت اون‌طوری شد... آدم وقتی ازدواج می‌کنه قرار نیست یک نفر به خانواده‌ش اضافه بشه که هر روز باید بهش گزارش زندگی بده. من فقط یه مقدار فاصله و آرامش می‌خوام؛ همین. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جون امیدوارم حالت خوب باشه من میخوام خاطره ازدواج مامان بابام رو تعریف کنم مامان و بابای من،پسرعمه دختردایی هستن جلسه اول خواستگاری،مادربزرگ و پدربزرگ پدری من میرن خواستگاری خونه‌ی مادربزرگ و پدربزرگ مادری من اول همه چی خوب پیش میره ولی مادربزرگ پدریم یه چیزی میگه که خانواده مادری من ناراحت میشن و هردو مادربزرگام یعنی زن‌داداش و خواهرشوهر باهم دعواشون میشه😂 خانواده‌ی پدریم کلا راضی به ازدواج مامان بابام نبودن و فقط خودِ بابام راضی بوده همون شب مادربزرگ مادریم میگه اگه بابام مامانمو میخواد باید خودش بیاد سه شب بعد بابام با داییش که عموی مامانم هم می‌شده میان خواستگاری مامانم خلاصه همه چی خوب پیش میره شنبه شناسنامه‌ها رو می‌برن آزمایشگاه و آزمایش میدن یکشنبه تولد امام‌زمان بوده،دوشنبه میرن خرید سه‌شنبه هم بله‌برون بوده که تو بله‌برون هم ماجراهایی داشتن به‌خاطر مهریه پنج‌شنبه هم بالاخره مامان بابام بعد از مخالفت‌های زیاد باهم عقد میکنن مامان بابام دو سال عقد بودن و خداروشکر تا الان زندگی خیلی خوبی باهم دارن ثمره‌ی این ازدواج من و خواهر دوقلوم هستیم که سال ۸۹ به دنیا اومدیم و سال ۹۹ برادرم به دنیا اومد ایشالا همه جوونا سفیدبخت بشن❤️ 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 میخواستم به دخترای گل بگم هیچ‌وقت به حرف پسرا اعتماد نکنید! 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جون ممنون از خاطرات خوبی که میذاری من همیشه میخونم شما رو ندیدم ولی عاشقتونم منم میخواستم خاطره‌ای رو براتون تعریف کنم وقتی همسرم به خواستگاریم اومد،من دبیر بودم مسائلی پیش اومد که باعث شد بهش جواب مثبت بدم از روز اول منو برد پیش خونوادش و بهم گفت«تا مدتی پیش پدر و مادرم می‌مونیم» که برای عمری شد! ۳۰ سال با پدر و مادرش زندگی کردیم الان هر دو فوت شدن ولی چه فایده عمر منم از بین رفت و من از زندگیم سرد شدم شوهرم بیش از حد خانواده دوست بود حتی خواهر و برادری که حقش رو گذاشتن کف دستش رو خیلی دوست داشت و بهشون خدمت می‌کرد حالا پشیمونه درضمن منم زحمت زیادی برای پدر مادرش کشیدم،فقط خودش نبود همه این کارها رو برای من وظیفه میدونستن و من شوهرم رو مقصر میدونم جَوونیمون از بین رفت... خوشبختانه دوتا دختر نازنین دارم که هردو تحصیل‌کرده هستن و شاغلن فقط به‌خاطر اونا دارم زندگی میکنم میخواستم به دخترای گل بگم هیچ‌وقت به حرف پسرا اعتماد نکنید! از اول سفت بگیرید که عمر و جوانیتون رو از دست ندید و حداقل به‌خاطر خودتونم کمی زندگی کنید... 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
هدایت شده از آرشیو آرام و دلبرونه
🍃🌸🍃 در جواب خانمی که بچه‌اش تا دو شب بیداره... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام جانم کانالتون عالیه در جواب خانمی که بچه‌اش تا دو شب بیداره خانم جان، خودتو سرزنش نکن. خواب کافی واقعاً برای آدم لازمه و وقتی چند شب پشت سر هم درست نخوابی، طبیعی‌ه که حوصله و اعصابت کمتر بشه. اگر همسرت یا کسی از خانواده می‌تونه بعضی شب‌ها کنارت باشه و بخشی از کار رو به عهده بگیره، حتماً کمک بگیر. مادر هم نیاز به مراقبت داره. 🍃🍃 من بیشتر دلم برای اون صبح‌هایی می‌سوزه که بعد از یه شب سخت، باز باید مثل همیشه بلند شی، صبحونه درست کنی و به کارهات برسی. خیلی‌ها فقط بچه رو می‌بینن و میگن «بچه‌ست دیگه»، ولی کسی نمی‌بینه مادر چند ساعته نخوابیده. واقعاً خسته نباشی 🌸🍃 سلام سایه جونم در جواب خانمی که بچه‌اش تا دو شب بیداره یه چیزم بگم، اگر این وضعیت تقریباً هر شب ادامه داره، بد نیست علتش رو هم بررسی کنین؛ گاهی ساعت خواب نامنظم، چرت دیرهنگام یا ناراحتی جسمی باعث میشه بچه شب‌ها سخت‌تر بخوابه. اگر مدت زیادیه ادامه داره، مشورت با پزشک کودک هم می‌تونه خیالت رو راحت‌تر کنه. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 "بشنو و باور مكن" 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 "بشنو و باور مكن" شخصی خسیسی براي پنجره هاي خانه اش شیشه خریده و داخل صندوقي گذاشت. چشمش به مرد جواني افتاد ، به او گفت اگر اين صندوق را برايم به خانه ببري ، سه نصيحت در بين راه به تو خواهم كرد كه در زندگي بدردت خواهد خورد باربر صندوق را روي دوشش گذاشت كمي كه راه رفتند گفت : بهتر است در بين راه يكي يكي سخنانت را بگوئي. مرد خسیس گفت : سيري بهتر از گرسنگي است و اگر كسي به تو گفت گرسنگي بهتر از سيري است ، بشنو و باور مكن. باربر از شنيدن اين سخن ناراحت شد زيرا هر بچه اي اين مطلب را مي دانست . زمانی که بيشتر از نصف راه را سپري كردند . باربر پرسيد: خوب نصيحت دومت چست؟ مرد كه چيزي به ذهنش نميرسيد پيش خود فكر كرد كاش چهارپايي داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل مي بردم . يكباره چيزي به ذهنش رسيد و گفت : بله پسرم نصيحت دوم اين  است، اگر گفتند پياده رفتن از سواره رفتن بهتر است، بشنو و باور مكن. باربر خيلي ناراحت شد و فكر كرد ، نكند اين مرد مرا سر كار گذاشته ولي باز هم چيزي نگفت. ديگر نزديك منزل رسيده بودند كه باربر گفت: خوب نصيحت سومت را بگو، اميدوارم اين يكي بهتر از بقيه باشد. مرد از اينكه بارهايش را مجاني به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت : اگر كسي گفت باربري بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مكن مرد باربر خيلي عصباني شد و هنگامي كه مي خواست صندوق را روي زمين بگذارد آنرا ول كرد و صندوق با شدت به زمين خورد ، بعد به مرد خسيس رو كرد و گفت  اگر كسي گفت كه شيشه هاي اين صندوق سالم است ، "بشنو و باور مكن" 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 سلام عزیزم برای شکستی یا در رفتگی دکتر کاری نمیکنه.. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام عزیزم برای شکستی یا در رفتگی دکتر کاری نمیکنه یه جای نوشابه بگیر روزی چند بار با فشار زیاد توش فوت کن اگه اون اذیتت میکنه داخل بادکنک فوت کن هی خالی کن چند بار در روز اینو انجام بده تا یواش یواش خوب شی 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃