eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.1هزار عکس
761 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام وقت بخیر عذر میخوام مزاحم شدم اگه میشه این پیام منو هم بزارین گروه تا دوستان یه راه حلی بدن..مربوط به خواهرمه که چند روزه یکی سیاهدانه با شن ریز میریزه توخونه.. یعنی بعضی مواقع شب میریزه روحیاط؟ خونه بعضی مواقع هم طرف ظهر .موقع ای هم میریزه که میدونه کسی رو حیاط خونه نیست خواهرم خیلی نگرانه کسی راهکاری چیزی میدونه کمک کنه.اصلا کسی این موارد براش پیش اومده. اگه پیش اومده چکار کرده..خواهشا جوابمو بدن ممنونم از همتون پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امروز یه چیزی شد که از صبح تا الان هی توی ذهنم مرورش می‌کنم و دلم می‌گیره. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امروز یه چیزی شد که از صبح تا الان هی توی ذهنم مرورش می‌کنم و دلم می‌گیره. برای مدرسه یه مقدار پول لازم داشتم. چند روز بود با خودم حساب‌وکتاب می‌کردم که چطور از بابام بخوام. نمی‌دونم چرا هر بار برای پول خواستن ازش استرس می‌گیرم، حتی وقتی می‌دونم برای یه چیز ضروری لازم دارم. بالاخره امروز رفتم بهش گفتم برای مدرسه پول لازم دارم. هنوز حرفم تموم نشده بود که با ناراحتی جوابم رو داد و شروع کرد به غر زدن که چرا همیشه پول می‌خوایم و چرا خرج‌هامون تمومی نداره. منم دیگه چیزی نگفتم. فقط سرم رو انداختم پایین و ساکت شدم. شاید واقعاً شرایط مالی‌مون خوب نباشه، اینو می‌فهمم. می‌دونم پول به‌راحتی به دست نمیاد و بابام هم برای زندگی زحمت می‌کشه. ولی من که برای خوش‌گذرونی یا خرید چیزای غیرضروری ازش پول نخواسته بودم. برای مدرسه‌م لازم داشتم. بیشتر از اینکه از جوابش ناراحت بشم، از این ناراحت شدم که چرا باید برای گفتن یه نیاز معمولی این‌قدر احساس خجالت کنم. بعدش دیگه نرفتم چیزی بگم. با خودم گفتم شاید خودش آروم بشه و یادش بیفته که من برای چی پول خواسته بودم. گاهی دلم می‌خواد پدر و مادرا بفهمن که ما بچه‌ها هم شرایطشون رو می‌فهمیم، هم متوجه سختی‌های زندگی هستیم؛ ولی با این حال، وقتی برای یه نیاز ضروری جواب تند می‌شنویم، دلمون می‌شکنه. من از بابام انتظار ندارم همیشه هرچی می‌خوام برام فراهم کنه. فقط دلم می‌خواد وقتی چیزی لازم دارم، قبل از اینکه سرم داد بزنه یا سرزنشم کنه، یه لحظه هم به احساس من فکر کنه. آخه آدم برای پول مدرسه‌ش هم باید از پدرش خجالت بکشه؟ 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 امروز از مدرسه زنگ زدن گفتن بیا بچه‌تو ببر... هنوزم نمی‌دونم باید چیکار کنم، فقط دلم گرفته. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امروز از مدرسه زنگ زدن گفتن بیا بچه‌تو ببر... هنوزم نمی‌دونم باید چیکار کنم، فقط دلم گرفته. بچه‌م کلاس اوله. از همون روزهای اول مدرسه متوجه شدم با بقیه بچه‌ها یه کم فرق داره توی درس یاد گرفتن. معلم یه چیزی توضیح می‌ده، انگار اصلاً متوجه نمی‌شه چی گفته. حروف رو چند بار براش تکرار می‌کنم، همون لحظه یاد می‌گیره، ولی فرداش دوباره انگار از اول باید شروع کنیم. هر روز باهاش می‌شینم تمرین می‌کنم. با مداد و دفتر و کارت‌های رنگی سعی می‌کنم درس رو براش آسون کنم، ولی بعضی وقت‌ها خودم هم خسته و کلافه می‌شم. بعد که می‌بینم بچه‌م نگام می‌کنه و نمی‌فهمه چرا ناراحتم، عذاب وجدان می‌گیرم. آخه اون که تقصیری نداره. امروز معلمش گفت که بچه اصلاً متوجه درس نمی‌شه و ازم خواست برم مدرسه. جوری گفت که انگار دیگه نمی‌دونه باید باهاش چیکار کنه. از وقتی برگشتم خونه، هزار تا فکر توی سرمه. نکنه بچه‌م نتونه درس بخونه؟ نکنه از مدرسه زده بشه؟ نکنه هر روز که می‌ره مدرسه، احساس کنه از بقیه عقب‌تره؟ از همه بدتر اینه که نمی‌دونم مشکل از کجاست. نمی‌دونم باید بیشتر باهاش تمرین کنم، معلمش رو عوض کنم یا دنبال دلیل دیگه‌ای بگردم. من از بچه‌م انتظار ندارم شاگرد اول بشه. فقط می‌خوام بتونه درس‌هاش رو یاد بگیره و با خیال راحت بره مدرسه، بدون اینکه احساس کنه از بقیه کمتره. دلم می‌خواد یکی که تجربه مشابهی داشته، بهم بگه چیکار کرده. چون واقعاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم و چطور به بچه‌م کمک کنم. مادرهایی که بچه‌شون کلاس اول همین شرایط رو داشته، شما چطور متوجه شدید مشکل از کجاست و چه کاری به بچه‌تون کمک کرد؟ 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 خواهری ک شوهرت باغ ویلا خریده و شما و دو تا فرزند تونو ول میکنه 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 سلام عزیزان دل..شبتون خوش..میخوام خوددار باشم و ..ولی بعضی پیام ها خیلی ادمو تحت تأثیر قراره میده ب حدی ک ساعتها فکر ادمو مشغول میکنه.. خواهری ک شوهرت باغ ویلا خریده و شما و دو تا فرزند تونو ول میکنه میره..خیلی سخته در حدی ک ب زبون نمیشه وصف کرد .. ولی چ میشه کرد خواهر جان مگه میشه دو تا بچه‌ها تو ول کنی و بری..بچسب ب بچه‌ها ت تو این اوضاع وانفسا ک جایی خوندم عمو ب برادر زادش رحم نکرده و بهش تج.....ز کرده..شما مسئول ید در قبال فرزندان ی ک خودشون در قبال بدنیا آمدن شون هیچ نقشی نداشتن. .خب شاید بگین پس پدر شون چی..بذارید اون نامرد چند صباحی ب عشق و حالش برسه اخه دنیا همیشه همین جوری نمیمونه.فقط تا میتوتی ازش پول بکن ب هر طریقی شده..ب خودت و بچه‌ها ت برس ب خدا توکل کن..اگه شرایط شو داری حتما مشاوره برو حتما بهتر از ما راهنمایی تون میکنه..مهرتو ب هیچ عنوان نبخش .. بچه‌ها تم ول نکن طفلای معصومو... غصه نخور ک دنیا دو روزه..ک دل بی غم در این دنیا نباشد..برات از خدای متعال بهترین ها رو میخوام.. مراقب خودت و بچه‌ها ت باش.. دوستدار شما فاطما گل گروه ک حتما عاشق دختر گلشه..سایه عزیز در صورت تمایل پیاممو بذار من خیلی برا پیام این‌خواهر غصه خوردم .. حداقل شما یکم خوشحالم کن😊😔 🍃🌸 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 امسال توی ایام فاطمیه یه اتفاقی برام افتاد که دلم می‌خواد اینجا تعریفش کنم، شاید یکی هم مثل من با خوندنش دلش آروم بگیره... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امسال توی ایام فاطمیه یه اتفاقی برام افتاد که دلم می‌خواد اینجا تعریفش کنم، شاید یکی هم مثل من با خوندنش دلش آروم بگیره... 🥹🖤 چند ماهی بود یه مشکل خانوادگی حسابی فکرم رو درگیر کرده بود. هر کاری می‌کردیم، انگار به بن‌بست می‌رسیدیم. یه شب که از شدت فکر و خیال خوابم نمی‌برد، یاد حضرت زهرا (س) افتادم. با خودم گفتم این روزها همه جا مجلس عزای مادره، منم برم یه گوشه بشینم و حرف دلم رو به خدا بگم. فرداش رفتم یه مجلس روضه فاطمیه. وقتی مداح از غربت و مظلومیت حضرت زهرا (س) می‌خوند، بی‌اختیار اشکم سرازیر شد. نه برای اینکه فکر کنم غصه‌های من با غصه‌های اون بانو قابل مقایسه‌ست؛ برای اینکه دلم خیلی گرفته بود و دلم می‌خواست یه جایی باشه که بتونم بی‌صدا گریه کنم. آخر مجلس، یه گوشه نشستم و گفتم: «خدایا، به حق حضرت زهرا (س)، اگه خیر و صلاح ما توی حل شدن این مشکله، خودت یه راهی جلومون بذار. من دیگه نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم.» چند روز بعد، یکی از آشناها تماس گرفت و پیشنهادی داد که اصلاً انتظارش رو نداشتیم. همون پیشنهاد باعث شد بعد از مدت‌ها، راه تازه‌ای برای حل مشکلمون پیدا بشه. هنوز کارهایی باقی مونده بود، اما برای اولین بار احساس کردم داریم از اون بن‌بست بیرون میایم. اون روز با تمام وجودم خدا رو شکر کردم. شاید از بیرون، اتفاق خاصی به نظر نمی‌رسید، ولی برای منی که مدت‌ها درگیر نگرانی بودم، همون قدم اول یه دنیا ارزش داشت. از اون سال به بعد، ایام فاطمیه برام فقط روزهای عزاداری نیست؛ یادآور شب‌هایی هم هست که با دلی شکسته دعا کردم و کم‌کم امید رو دوباره توی زندگیم پیدا کردم. خدایا، به حرمت حضرت زهرا (س)، گره از کار همه گرفتارها باز کن، دل مادرهای نگران رو آروم کن و به خونه‌هایی که این روزها غصه مهمونشونه، آرامش و خبرهای خوب برسون. 🖤🤲🏻 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 امروز رفتم فروشگاه یه سری لوازم آرایشی بخرم، راستش فکر نمی‌کردم انقدر بشه.... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امروز رفتم فروشگاه یه سری لوازم آرایشی بخرم، راستش فکر نمی‌کردم انقدر بشه. چند وقته بعضی از وسایلم تموم شده بود، کرم و ریمل و رژ و چندتا چیز دیگه هم لازم داشتم. وقتی خرید کردم و حساب کردم، دیدم جمعش شده دو میلیون تومن. اومدم خونه و خریدها رو گذاشتم کنار، هنوز درست‌وحسابی از خستگی درنیومده بودم که شوهرم قیمت‌ها رو فهمید و شروع کرد به غر زدن. می‌گفت مگه چی خریدی که دو میلیون شده؟ چرا این‌قدر پول خرج می‌کنی؟ مگه پول مفت گیر آوردیم؟ منم مونده بودم چی بگم. آخه مگه من هر روز می‌رم خرید؟ مگه هر هفته برای خودم چیزی می‌خرم؟ راستش قبول دارم دو میلیون پول کمی نیست، مخصوصاً با این وضع گرونی، ولی مگه من به عنوان یه زن نباید گاهی به خودم برسم؟ منم دلم می‌خواد وقتی می‌رم بیرون، صورتم مرتب باشه، یه کرم خوب استفاده کنم، یه رژ داشته باشم که دوستش دارم. تمام روز درگیر کار خونه و زندگی‌ام، خرید خونه، غذا درست کردن و هزار تا مسئولیت دیگه. خیلی وقتا حتی یادم می‌ره برای خودم چیزی بخرم. چیزی که بیشتر از همه ناراحتم کرد، این بود که شوهرم اصلاً نپرسید چی خریدی و چی لازم داشتی. فقط مبلغ رو دید و عصبانی شد. انگار پولی که برای خودم خرج کردم، از همه خرج‌های دیگه بی‌ارزش‌تر بود. منم نمی‌گم باید بدون حساب‌وکتاب خرج کنیم، بالاخره زندگی خرج داره و باید حواسمون به دخل‌وخرج باشه. ولی دلم می‌خواست به جای عصبانیت، آروم باهام حرف می‌زد. اگه واقعاً شرایط مالی‌مون اجازه نمی‌ده، بشینیم با هم حساب کنیم و به یه توافق برسیم. الان خریدها گوشه اتاقه و منم دلم گرفته. نه از اینکه چرا دو میلیون خرج کردم، بیشتر از این ناراحتم که برای یه خرید معمولی باید این‌همه جواب پس بدم. گاهی آدم دلش می‌خواد همسرش بفهمه که رسیدگی به خودش هم بخشی از نیازهاشه، نه اینکه هر بار برای خریدن چندتا وسیله شخصی احساس عذاب وجدان کنه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 برای اون خواهری که تو عقد بوده و جدا شده و شوهرش باید ۷ تا سکه بده و دوباره باهاش حرف میزنه.. 🍃