eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.1هزار عکس
765 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 امروز رفتم فروشگاه یه سری لوازم آرایشی بخرم، راستش فکر نمی‌کردم انقدر بشه. چند وقته بعضی از وسایلم تموم شده بود، کرم و ریمل و رژ و چندتا چیز دیگه هم لازم داشتم. وقتی خرید کردم و حساب کردم، دیدم جمعش شده دو میلیون تومن. اومدم خونه و خریدها رو گذاشتم کنار، هنوز درست‌وحسابی از خستگی درنیومده بودم که شوهرم قیمت‌ها رو فهمید و شروع کرد به غر زدن. می‌گفت مگه چی خریدی که دو میلیون شده؟ چرا این‌قدر پول خرج می‌کنی؟ مگه پول مفت گیر آوردیم؟ منم مونده بودم چی بگم. آخه مگه من هر روز می‌رم خرید؟ مگه هر هفته برای خودم چیزی می‌خرم؟ راستش قبول دارم دو میلیون پول کمی نیست، مخصوصاً با این وضع گرونی، ولی مگه من به عنوان یه زن نباید گاهی به خودم برسم؟ منم دلم می‌خواد وقتی می‌رم بیرون، صورتم مرتب باشه، یه کرم خوب استفاده کنم، یه رژ داشته باشم که دوستش دارم. تمام روز درگیر کار خونه و زندگی‌ام، خرید خونه، غذا درست کردن و هزار تا مسئولیت دیگه. خیلی وقتا حتی یادم می‌ره برای خودم چیزی بخرم. چیزی که بیشتر از همه ناراحتم کرد، این بود که شوهرم اصلاً نپرسید چی خریدی و چی لازم داشتی. فقط مبلغ رو دید و عصبانی شد. انگار پولی که برای خودم خرج کردم، از همه خرج‌های دیگه بی‌ارزش‌تر بود. منم نمی‌گم باید بدون حساب‌وکتاب خرج کنیم، بالاخره زندگی خرج داره و باید حواسمون به دخل‌وخرج باشه. ولی دلم می‌خواست به جای عصبانیت، آروم باهام حرف می‌زد. اگه واقعاً شرایط مالی‌مون اجازه نمی‌ده، بشینیم با هم حساب کنیم و به یه توافق برسیم. الان خریدها گوشه اتاقه و منم دلم گرفته. نه از اینکه چرا دو میلیون خرج کردم، بیشتر از این ناراحتم که برای یه خرید معمولی باید این‌همه جواب پس بدم. گاهی آدم دلش می‌خواد همسرش بفهمه که رسیدگی به خودش هم بخشی از نیازهاشه، نه اینکه هر بار برای خریدن چندتا وسیله شخصی احساس عذاب وجدان کنه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 برای اون خواهری که تو عقد بوده و جدا شده و شوهرش باید ۷ تا سکه بده و دوباره باهاش حرف میزنه.. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جونم خوبی؟ مزاحم همیشگی هستم .ببخشید توراخدا ..ولی از بعضی پیام‌ها خونم به جوش میاد.. برای اون خواهری که تو عقد بوده و جدا شده و شوهرش باید ۷ تا سکه بده و دوباره باهاش حرف میزنه.. بقران اگه خواهر کوچیکترم بودی چنان کتک مفصلی بهت میزدم که دیگه اون شوهر سابق روانیت را حتی نگاهشم نکنی.‌ خوبه خودتم میدونی کلی بدی داره و بازم نمیخوای از دستش بدی🤨 اون برای تو شوهر نمیشه، ببین خیلی رک و روراست بهش بگو از زندگیت گمشه بیرون، بگو برو با هر خری میخوای ازدواج کن، بگو برای من خیلی از تو بهتر هست، یعنی چی که وقتی باهمیم باید زنگ بزنی مادر و خواهرت بهشون بتوپی 😳 توراخدا عقلانی تصمیم بگیر . از تجربیات ماها که سن و سالی آزمون گذشته درس بگیر .من ۵۰ سالمه و تمام این راه ها را رفتم . آخه عشق و عاشقی چی؟ تو دقیقا چی این آقا را دوست داری🤔 شکاک بودنشو، یا خیانت کردناشو، یا کتک زدناشو، یا اینکه نمیزاره با هیچ دوستی رفت و آمد کنی حتی با خانوادت هم میگه رفت و آمد نکن... بریز دور این دوست داشتنا که پوچ و بیخوده، شما دخترا با همین دوستش دارم و نمیتونم بدون اون زندگی کنم و این حرفا پدر خودتونو دارید در میارید. عمر خودتونو دارید با دستهای خودتون تباه میکنیذ.. چرا انقدر جلوش ضعف نشون دادی که داره اذیتت میکنه و میگه چون اسمش یبار اومده تو شناسنامه ات دیگه مورد مناسب برات نیست.... آاااااااای دلم میخواست اونموقع جای تو باشم و بهش بگم (اولا به تو ربطی نداره. دوما ببینیم برای من آدم بهتر تو هست یا برای تو) تا همه جاش میسوخت.. اومدی میگی نمیتونی از دستش بدی. پس بسلامت و برو باهاش ازدواج کن و یک عمر زجر و کتک و خیانت و گریه و ناراحتی اعصاب و همه چی را به جونت بخر... امیدوارم تصمیم درست بگیری. یعنی لیاقت تو اینقدره که با یه شاخه گل عقدش بشی 🤨🤨 بگو این سری ۱۰۰ تا سکه میخام اونم نه با تو با یه شوهری که لیاقت منو داشته باشه ... تورا قرآن محکم جوابشو بده. از قلبتم بندازش بیرون. برو مشاوره ازش کمک بگیر . هر جور میدونی غلبه کن به این دوست داشتن کاملاااااا اشتباهی. دخترم نکن ، با خودت اینکارا نکن، به خودت بدی نکن، دلت به حال خودت بسوزه و این آدم مریض را از زندگیت بنداز بیرون. موفق باشی 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 تجربه ازدواج در سن کم : 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام دوستان این چند روزه خیلی میبینم که بعضی ها تشویق به ازدواج زیر بیست سال یا ازدواج با تفاوت سنی زیاد میکنن بیاید تجربه واقعی دختری که هم زیر بیست سال ازدواج کرده و هم تفاوت سنی زیادی با مرد داشته براتون شرح بدم من در ۱۳ سالگی به اجبار با یک مرد ۱۵ سال بزرگتر از خودم ازدواج کردم در حالی که درسم خیلی خوب بود و آرزوی تحصیل داشتم موضوع اینجا که چه بیست سالگی ازدواج کنید چه چهل سالگی ازدواج تو ایران اونم برای زن خیلی دشواری داره یک سری چیز هایی که من مجبور شدم در ازدواج تحمل کنم پوشیدن چادر  ترک تحصیل همیشه تحت کنترل مادر شوهر بودن به طوری که اگر میگفت بریم یه جایی و من نمیرفتم پسرش و خودش منو به ف.حش میبستن و این فح.ش شنیدن بی دلیل در هر دقیقه از روتین زندگی من بود من مجبور به زندگی کنار مادر شوهر در یک اتاق قدیمی نه متری شدم  جوری که دوسال بعد ازدواج خ.ودکشی کردم و متاسفانه زنده موندم و بعدش بدون مهریه و هیچی طلاق گرفتم بعد از تمام چیز هایی که از سر گذروندم و آرزوهایی که خاک شدن حالا هر بار دختریو میبینم که تحصیل کرده و مستقله و خانواده ی حمایتگرم داره و الان معتقده باید تو سن کم ازدواج میکرده قلبم تیر میکشه برای اینکه زندگی شما آرزوی هزارن دختر مثل منه کاش منم میتونستم حداقل تحصیل کنم کاش خانواده ی حمایتگر داشتم. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 تا حالا شده از دست همسرت ناراحت باشی، اما به‌جای اینکه همون ناراحتی رو همون موقع حل کنی.. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 تا حالا شده از دست همسرت ناراحت باشی، اما به‌جای اینکه همون ناراحتی رو همون موقع حل کنی، چند روز با خودت نگهش داری و هر بار که بهش فکر می‌کنی، اتفاق‌های قدیمی هم یادت بیاد؟ مثلاً یه روز سر یه موضوع ساده بحثتون می‌شه. چند ساعت بعد همسرت میاد کنارت می‌شینه، برات چای می‌ریزه یا درباره اتفاقی که سر کار براش افتاده حرف می‌زنه، اما تو هنوز توی فکر حرفی هستی که صبح زده و نمی‌تونی مثل همیشه باهاش رفتار کنی. گاهی هم اون‌قدر ناراحتی رو توی دلت نگه می‌داری که حتی وقتی همسرت سعی می‌کنه فضا رو بهتر کنه، با خودت می‌گی: «حالا که چی؟ مگه دفعه قبل چی شد؟» این یعنی یه دلخوری کوچیک، کم‌کم داره روی لحظه‌های خوبتون هم سایه می‌ندازه. البته قرار نیست به خودمون فشار بیاریم که سریع ببخشیم یا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده. بعضی حرف‌ها واقعاً نیاز به توضیح و جبران دارن. اما خوبه هر ناراحتی رو جداگانه بررسی کنیم و نذاریم تمام گذشته وارد یه بحث تازه بشه. اگر امروز از رفتاری ناراحتی، درباره همون رفتار حرف بزن. اگر موضوعی هنوز حل نشده، براش وقت بذارید و تکلیفش رو روشن کنید. نذارید هر اختلاف تازه، تبدیل به دادگاهی بشه که تمام اشتباهات سال‌های گذشته توش دوباره مطرح می‌شن. قرار نیست هیچ‌وقت از هم ناراحت نشید؛ مهم اینه که اجازه ندید ناراحتی‌های حل‌نشده، فرصت‌های دوست داشتن و کنار هم بودن رو ازتون بگیرن. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 سال ۱۳۷۶ بود، تازه نامزد کرده بودیم. 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سال ۱۳۷۶ بود، تازه نامزد کرده بودیم. اون موقع‌ها نه مثل امروز می‌شد هر لحظه زنگ زد، نه می‌شد ساعت‌ها با هم حرف زد. دیدارها هم بیشتر با اجازه‌ی خانواده و به بهونه‌های مختلف جور می‌شد. یه روز قرار بود با خانواده‌م برم شهر کناری برای خرید جهاز. نامزدم اومده بود ایستگاه راه‌آهن که فقط چند دقیقه منو ببینه. قطار که رسید، همه عجله داشتن سوار بشن. منم وسط شلوغی فقط تونستم یه خداحافظی کوتاه بکنم و برم. وقتی توی قطار نشستم، دیدم یه بلیت تاخورده توی جیب مانتومه. پشتش با خودکار نوشته بود: «این بلیت رو نگه دار، اولین سفری که با هم می‌ریم، دیگه مجبور نیستیم جدا خداحافظی کنیم.» همون جمله‌ی ساده رو بارها خوندم. بلیت رو گذاشتم لای دفتر خاطراتم و تا مدت‌ها هر وقت دلم براش تنگ می‌شد، درش می‌آوردم و نگاهش می‌کردم. چند ماه بعد ازدواج کردیم. اولین سفر دونفره‌مون با قطار بود؛ یه کوپه‌ی ساده، دو تا چمدون و کلی خوراکی که مادرهامون برامون گذاشته بودن! وقتی قطار راه افتاد، دست برد توی کیفش و یه بلیت قدیمی درآورد. همون بلیتی بود که پشتش برام نوشته بود. خودش هم یکی نگه داشته بود. گفت: «گفتم شاید یه روز بتونیم این خداحافظی رو تموم کنیم.» بعد از این همه سال، هنوز اون دو تا بلیت توی آلبوم قدیمی‌مون هستن. گاهی که اتفاقی پیداشون می‌کنیم، می‌خندیم به روزهایی که برای چند دقیقه دیدن هم، چقدر ذوق داشتیم. قشنگی عشق ما از همون روزها شروع شد؛ از وقتی که هنوز چیزی نداشتیم، جز چند تا خاطره‌ی کوچیک و دلی که برای ساختن یه زندگی مشترک، عجله داشت. ❤️ پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 یه چیزی هست که شاید خیلی از ما ناخواسته انجامش می‌دیم 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یه چیزی هست که شاید خیلی از ما ناخواسته انجامش می‌دیم؛ تا وقتی کاری با همسرمون داریم، مدام صداش می‌زنیم، اما وقتی کاری نداریم، انگار حضورش رو فراموش می‌کنیم. مثلاً ازش می‌خوای خرید خونه رو انجام بده، وسیله‌ای رو تعمیر کنه، بچه رو برسونه یا توی یه کار کمکمون کنه. اما وقتی همه کارها تموم می‌شه، هرکدوم می‌ریم سراغ گوشی و کارهای خودمون، بدون اینکه حتی چند دقیقه کنار هم بشینیم. بعد هم ممکنه یه روز از خودمون بپرسیم چرا دیگه مثل قبل با هم حرف نمی‌زنیم، چرا همسرمون کمتر از روزش تعریف می‌کنه یا چرا برای وقت گذروندن با ما اشتیاق سابق رو نداره. واقعیت اینه که رابطه فقط با تقسیم کارها و انجام مسئولیت‌ها زنده نمی‌مونه. آدم دلش می‌خواد گاهی بدون اینکه کاری ازش بخوان، مورد توجه قرار بگیره. گاهی برو کنارش بشین، نه برای اینکه چیزی ازش بخوای؛ فقط برای اینکه بپرسی روزش چطور گذشته. وقتی مشغول کاریه، یه لیوان چای براش ببر. یا حتی چند دقیقه درباره یه موضوع ساده باهاش حرف بزن که هیچ ربطی به خرج خونه، بچه‌ها و گرفتاری‌های روزمره نداشته باشه. این کارهای کوچیک به همسرت نشون می‌ده که ارزش حضورش برای تو، بیشتر از کارهاییه که برات انجام می‌ده. آدم‌ها دوست دارن احساس کنن خودِ وجودشون دوست‌داشتنیه، نه فقط کارهایی که برای دیگران انجام می‌دن. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 ۱۳۷۳ بود؛ تازه بیست سالم شده بود و توی خونه‌مون همه مشغول آماده شدن برای عروسی دخترخاله‌م بودن. 🍃