🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام فداتشم بی زحمت پیام منو بزار گروه خانمای عزیز مثل خواهر تون منو
راهنمایی کنید دخترم طلاق گرفته دوباره فکرش مونده پیش پسره پیام
میده استوره میزاره نصیحت میکنم گوش نمیکنه دیگه پیر شدم اون پسره رفت دنبال زندگیش دخترم دست بردا
نیست من چیکار کنم برام آبرو نزاشته هیچی سرش نمیشه ۱۸سالشه الان یه
ساله طلاق گرفته باهاش قرار میزاره خیلی خودشو بی ارزش میکنه پسره رو نمی ده اینم افتاده دنبالش دخترم خ.یانت کرده طلاقشوداد
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام خوبین
من قبلا رشته انسانی برداشتم دیپلم گرفتم
ولی نرفتم دانشگاه الان میخوام برم رشته هنر بردارم طبق علاقه ای که دارم تقریبا
چهار پنج ساله از دیپلمم گذشته تصمیم گرفتم دوباره درس بخونم ادامه بدم ولی با رشته متفاوت نمیدونم از کجا شروع کنم
اگر کسی تجربه ای داره لطفا منو راهنمایی کنه ممنون میشم ازش
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام سایه جون
ممنون از کانال خوبتون
در مورد خانمی که پرسیدن خانمایی که بی حجابن عذاب وجدان دارن یانه؟؟؟؟
نمیدونم والا میدونن اثر کارشون چیه یا نه ؟؟ که عذاب وجدان بیاد سراغشون یا نه
ما فک میکنیم یه چیزی مد میشه ما حتما باید به روال مد پیش بریم و به روز باشیم
دیگه فکر نمیکنیم این چیز چرا مد شد ؟؟ کی مد کرد؟؟ چرا مد کرد ؟؟ چی بهش میرسه که اینو مد میکنه ؟؟ من چی بهم میرسه پیرو این مد باشم ؟؟ چه اتفاقی برام میفته ؟؟ باعث خیر وخوبی و پیشرفت من میشه یا نه ؟؟؟
فقط چون بقیه انجام میدم منم انجام میدم به بقیه اش اصلا فکر نمیکنم !!!!!!!
من به شخصه خودم از همه مهمتر هستم فکر ونظر خودم از همه مهمتره اصلا هم خوشم نمیاد دنباله رو بقیه باشم خودم انسانم عقل و شعور هم دارم لازم نکرده یه مشت غرب زده یا غرب گرا بیان برا رنگ و شکل لباس من تصمیم بگیرن منم بگم چشم
میرم تو بازار هر چی که برا شخصیت خودم مناسب دیدم هر رنگی خودم پسندم بود میخرم کار به رنگ سال و مد هم اصلا ندارم
چادری نیستم اما سعی میکنم شخصیت یک زن حفظ کنم و همه چیم را به نمایش نزارم که بخان ازم سو استفاده کنن
هر کس دم دستی باشه بیشتر هم در خطره .
البته باعث ناراحتیه که بعضیا این خطرات را دوست دارن و به خاطر همین خطرات بد حجاب و نیمه عریان میگردن
وگرنه دلیل نداره کسی بیاد تو جامعه مثل اتاق خوابش بگرده ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام
پسرم 29سالمه من تقریبا 7ساله نرفتم خونه نه بابامو دیدم نه مادرمو الان میخوام برم خونه بنظرتون الان برم
خونه وضعیتم خیلی توپ شده خدارو شکر بنظرتون برم میزارن برم خونه یانه؟
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام به همگی دخترم ۱۸ سالمه
من قراره برای اولین بار برم سرکار (کار فروشندگی) و خیلیی استرس دارم کلن ادم استرسی هستم اما خب دلیل
اینکه نگرانم اینه ک ادم خیلی کم رو و خجالتی هستم حس میکنم قراره گند بزنم اما واقعا به کار نیاز دارم به
نظرتون چیکار کنم استرسم کم بشه؟؟ و اینکه کار فروشندگی برای شخصی مثل من مناسب هست یا نه؟
لطفا مسخرم نکنید شاید برای شما اسون باشه اما برای من سخته و براش نگرانمم😊😭
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
اواخر بهار بود خانه غرق گل و گياه شده بود.
گلدانهای شمعدانی روی پله ها
كاجهای يک اندازه
و من دخترکی بازیگوش که دل دادم به خانزاده....#پریماه🍃🍃🍃🍃🍃🍃
دیر میشه باید زود برگردم.»
باز هول شدم و گفت:« نباید بری بهرام!» این بار لحنش تندتر شد :« یا حرف بزن یا میرم.» انگشت نشانه اش را تکان میداد و من به انگشتش خیره شده بودم . به سرعت دستش را انداخت و بعد از این که نفس عمیقی کشید . با لحن نرم تری گفت: « نترس پری ! بگو ببینم چی شده؟»
ترسم ریخت. مهربانی را در چشمش خواندم. گذشت را در لحنش حس کردم ، زیر لب گفتم:« من شیلنگ ترمز ماشینت را بریدم.» مثل ناشنوایی که برای اولین بار میشنود ، سرش را جلو آورد.
طوری که نفس هایش را حس میکردم.
پرسید:« تو چیکار کردی پری؟»
گفتم ، همه را گفتم . با دل و جرات گفتم و بعد که باورش شد فقط دو بار گفتم :« ببخشید بهرام ، ببخشید.» و اتومبیل را ترک کردم. زیر باران خیس شده بودم. روی پله ها که رسیدم ، برگشتم و نگاهش کردم. خیس و خیره به من نگاه میکرد. از موها و صورتش آب می چکید.
گفت:« بیا پری !» دیگر از مغزم فرمان نمیگرفتم که دلم دستور می داد. قدمهایش به سوی من و من قدمهایم را به سویش برداشتم.
به هم رسیدیم. چشم در چشم هم
. گفت:« دیشب مرا نبخشیدی؟» آب از سر و رویش می چکید. موهای خیسم را کنار زدم و گفتم:« حالا بخشیدم ، تمام کینه هایت از دلم بیرون رفت بهرام. تو چی؟ مرا می بخشی؟» مهربان تر از دیشب گفت:« تو عزیز من میشی؟»
گفتم :« از خدا میخواهم.»
گفت:« صادقانه منتظرم میمانی؟» گفتم : « هرچه تو بگویی ، تا هر وقت تو بخواهی.» گفت:« چهار سال.» گفتم:« بگو چهل سال.» گفت :« باید از این لحظه یک عکس بگیرم موافقی؟»
خندیدم ، از ته دل خندیدم. بدون هیچ کینه و نفرتی ، رفت دوربین را از اتومبیل آورد و عکسم را گرفت و عکسش را گرفتم. زیر باران می چرخید و فریاد میزد:« خدایا شکر ، بالاخره حرف دلم را گفتم.» و من راضی و خوشحال عاشقانه نگاهش میکردم. تصمیمش عوض شد. همه با هم به رشت رفتیم. میگفت از این به بعد تنها دلخوشی زندگیم تو هستی. کمتر با شهرزاد صحبت میکرد و بیشتر حواسش به من بود.عکسم را گرفت و هرجا که میخواستیم بریم زیرکانه اول نظر مرا میخواس. میگفت هرجا که تو بخواهی میریم. هرجا که دوست داشته باشی ، هرچی که تو دوست داشته باشی می خوریم و هر وقت که تو بخواهی بر میگردیم. دنیا چه قدر زیبا شده بود..