eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.1هزار عکس
772 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم! شروع دلانه ی زرتاج 🌾🌾🌾
+میگی چیکار کنم؟ دست رو دست بذارم تا این دو لجن تو این خونه برن و بیان و باز از یک غفلت ما استفاده کنن و ستاره رو اذیت کنن؟ یا اصلا ستاره رو ما حواسمون رو بهش جمع کردیم! باقی دخترا چی؟ من نمیخوام اتفاقی بیفته که پشیمونیش برای من بمونه عطیه کمی فکر کرد و گفت +به عباس بگیم؟ بهش بگیم به حساب جفتشون برسه! ها؟ سری تکون دادم و اشاره ای به صمیمیت بینشون کردم و گفتم +ببین چقدر با خان صمیمی ان! به عباس بگیم اول اینکه به خان میگه، دوم اینکه معلوم نیست بتونه دور از چشم خان بلایی سر این دو نفر بیاره. یکم که مراسم جمع و جور شد خودم به خان میگم بعد از اون منتظر فرصتی بودم تا ماجرا رو برای خان بگم و این فرصت درست یک هفته بعد فوت بلقیس خانم به دست اومد تازه از سرخاک برگشته بودیم و داشتم به سمت خونه ام میرفتم که خان صدام زد، به سمتش که برگشتم خان عطیه رو صدا زد و پسرها رو بهش سپرد و با جدیت رو به من گفت +بیا تو اتاقم باهات حرف دارم. در جواب نگاه نگران عطیه سری تکون دادم و لب زدم +نگران نباش... بعدم پشت سر خان به سمت اتاقش رفتم، اول فکر کردم میخواد درباره ی عقد مجددمون صحبت کنه، اما برخلافِ تصورم خان پشت میزش نشست و بی مقدمه گفت +تو و مادرم چی رو از من مخفی می‌کردید؟
🟢طلبه ای که خودش دست بکارشد برای فروش محصولات باغشون👌 تا ثابت کنه این گرونی دست خودمونم هست😇👌 زرشکِ خونی و پفکی رو ۷۸۰ میده✅ عسل طبیعی کوهی رو ۷۵۰ میده✅ روغن زرد درجه یک و اعلا ✅ نگم از انصافش براتون ! انقدر تو ارسال بهترین محصول و که دیگه به سرشم قسم میخوری بیا😍😅👇 https://eitaa.com/joinchat/3005023026Cf72324393f
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
به نیت باز شدن های زندگیت توسل کن به السلام و روی کلمه لمس کن😍👇👇و # پنج میلیون تومانی بگیر🌺🌺 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕🌕🌕🌕🌕🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 🌕 😍👆جایزه ۵ میلیونی رو از دست نده
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
اون قدر ذوق داشتم که هر چی تیکه پارچه گیرم می اومد زودی باهاش لباس بچه می دوختم و یه جا قایم می کردم ! دوخت ها رو ریز و یه دست می زدم تا کار تمیز از آب در بیاد . همین طور هم می شد ! اما چه فایده ! خدا هیچ وقت بهم بچه ای نداد که بتونم اون لباس ها رو تنشون کنم و از دیدنش تو لباس ها دلم قنج بزنه . راستش ده پونزده سال اول نمی خواستم تسلیم سرنوشتم بشم . لباس می دوختم و تو گنجه تلنبار می کردم بلکه خدا بهم نظر کنه و دامنم سبز بشه . اما رفته رفته به رضای پروردگار راضی شدم و قبول کردم سرنوشت من هم تو بی ثمریه ! بعد از اون هر کسی رو که می دیدم بارداره یا بچه ی کوچیک داره ، یکی دو دست از لباس ها رو بهش می دادم و دلش رو شاد می کردم به امید این که خدا هم به دل من نظر بندازه و با معجزه ای دلم رو شاد کنه اما چه می شه کرد ! سرنوشت آدمیزاد چیزی نیست که با این چیزها تغییر پیدا کنه ! ذوق زده لباس ها رو برداشتم و نگاهی بهشون انداختم . حق با پوران بود ! کوک ها ریز و یکدست بود و الحق که کار رو تمیز از آب درآورده بود ! زیر چشمی نگاهی بهش انداختم . با این که لب هاش می خندید اما معلوم بود بغض کرده و ته چشم هاش نم داره ! راستش دلم خیلی برای پوران سوخت حتما تو این سال ها خیلی حسرت کشیده بود و غصه خورده بود و یحتمل حرف های زیادی از اطرافیانش شنیده بود ! برای این که دردش رو بیشتر نکنم چیزی نگفتم و در عوض لطف و محبتش به من با خوشحالی لباس رو روی دستم انداختم و با بغضی که گلوم رو فشار می داد گفتم : دستت درد نکنه پوران خانوم . خیلی خوشحال شدم این اولین لباسیه که این بچه داره . پوران خنده ی غمگینی کرد و گفت : اوووه . کجای کاری دختر ! این قدر براش لباس بدوزی و تنش که کنی که خدا بدونه ! لبخند کوتاهی زدم و لباس ها رو یکی یکی تا زدم . پوران همون طور که تو استکان های کمرباریک از سمادر ذغالیش برام چای می ریخت گفت : این طور که من دارم می بینم بارت رو زمین بگذاری بهادر خان وسایلت رو جمع می کنه و می ببرتت شهر . امروز که داشت به خانوم بزگ جر و بحث می کرد چند باری خودش این حرف رو زد ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
هدایت شده از گسترده امید
605.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️کیف⛔️کفش⛔️ کیف و کفش های شیک‌و با دوام بالا فقط ۳۹۹۰۰۰😳 بهترین و با کیفیت ترین جنس هارا از ما بخواهید😍😍😍😍 انواع کفش های 🥾👟👞👢👡 💧🌈مجلسی 💧🌈اسپرت https://eitaa.com/joinchat/529662002Cb1769e0335      باقیمت فوق العاده استثنایی وارزانترازهمه جا
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
عزیزانی ک دنبال کاردرمنزل با درامد بالا  میلیونی  معتبر بودن بفرمایید لینک زیر 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/529662002Cb1769e0335 💜💜💜💜💜💜💜💜
🍃🌸🍃 در رابطه با عزیزی که گفتن بچشون کلاس اول هستش و توی یادگیریش صحبت کردن 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام در رابطه با عزیزی که گفتن بچشون کلاس اول هستش و توی یادگیریش صحبت کردن عزیزم باید دخترتون رو ببرید مشاوره و مشاوره که برید خودشون روی تمرکز و یادگیری کار میکنن من خودم چند مورد دیدم که خوب شدن 🍃🌸 سلام. اون خانمی که گفته بچش کلاس اوله و انگار چیزی یاد نمیگیره، خواهر جان بچه رو ببر مشاوره کودکان، یه کم هزینه داره شاید، اما اونها خیلی خوب تشخیص میدن، از مدرسه هم بپرسی باید بهت آدرس بدن، بعضی مدرسه ها که خودشون مشاور تحصیلی دارن، خصوصا مدارس غیر انتفاعی، اما مدارس دولتی هم مشاور دارن ، هم باید شما رو معرفی کنن. نگران نباش، حل میشه، ان شاءالله عاقبت فرزند گلتون بخیر باشه. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
خیانت همسر شاه به پادشاه خبر میرسد که همســرش در غیابش به او خیانت می‌کند. شهریار خشمگین😡 شده و بعد از کشتن☠ همسرش دست به انتقامی بزرگ از زنان می‌زند. وزیر را مامور می‌کند تا هر شب یکی از دختران شهر را به عقد💍 او درآورد و صبح او را به قتل🔪 می‌رساند تا فرصت خیانت نداشته باشد. گذشت تا نوبت دختر وزیر رسید. دختروزیر شب هنگام ... 🙈 💀مشاهده ادامه داستان 💀 💀مشاهده ادامه داستان 💀 چه حرکتی زد دختر وزیر 😱
💞💞 فال حافظ 💞💞 💞 ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی 💞 💞لطفا نیت کنید لینک زیر را لمس کنید💞 https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464 https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464 قبل ازهرکاری فال امروزت بخون💕