eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51هزار عکس
760 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
کاپشن صلواتی تعدادی کاپشن و بلوز شلوار به افراد نیازمند رایگان  هدیه داده میشود همه در کانال زیر موجود است 👇 https://eitaa.com/joinchat/900857945C74dd6fbe00
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
حدود یک ساعتی گذشته بود و خبری از زبیده نبود . خوش‌خیالی و خوشحالی یک ساعت قبل ، جاش رو به دلشوره و نگرانی داده بود و همش منتظر بودم زبیده همراه با سکینه از راه برسه و بلایی سرم بیاره اما خیلی طول نکشید که بر خلاف چیزی که فکر می کردم زبیده تشت ظرف ها رو روی سرش گذاشته و با قدم های بلندی به سمت من می اومد . وقتی به من رسید تشت ظرف ها رو پایین گذاشت و هول زده گفت : چشمه خیلی شلوغ بود . خیلی خوب شد که نگذاشتم بری اون جا ! من دیگه باید برگردم عمارت . نمی تونم تشت ظرف ها رو با خودم ببرم . ممکنه خانوم بزرگ ببینه . ده دقیقه بعد از رفتن من ، تو هم بیا . فقط یادت باشه نه من رو دیدی نه من بهت کمک کردم ! هر موقع هم لازم شد بری چشمه ، به من اشاره کن ، خودم میام کمکت و خواست با عجله به سمت عمارت بره که صداش زدم و با کنجکاوی پرسیدم : چرا این کارها رو می کنی ؟! نمی ترسی به خانوم بزرگ بگم رفیق دزدی و شریک قافله ! زبیده با بیخیالی نگاهش رو توی صورتم چرخوند و با لحن هول زده و مُرَدّدی گفت : نمی دونم در مورد من چی فکر می کنی اما من هر چه قدر هم پست باشم دستم به خو..ن کسی آلوده نشده ! اون روز هم خانوم بزرگ مجبورم کرد همچین خبطی بکنم و گرنه من خودم مادرم ! بچه دارم ! نوه دارم ! می دونم چوب خدا چیه ! بعد هم بی اراده بغضش ترکید و همون طور که توی سرش می کوبید گفت : درست فردای عموت روزی که تو رو هل دادم ، دخترم بچه ش رو سقط کرد ! هیچ می دونی دخترم بعد از چند سال حامله شده بود ! بعد از یازده سال ! اگر من اون روز اون غلط رو نمی کردم ، خدا نوه م رو ازم نمی گرفت ! دامادم با هزار بدبختی تا الان تحمل کرده بود و سر دخترم هوو نیاورده بود ! اگر دخترم دوباره نتونه باردار شه ، دامادم دیگه صبر نمی کنه و گریه کنان با قدم های بلندی به سمت عمارت رفت ! هر چند زبیده به من خیلی بدی کرده بود اما واقعا از شنیدن اتفاقی که برای دخترش افتاده بود ناراحت شدم و توی دلم دعا کردم خدا دوباره دامن دخترش رو سبز کنه تا زندگیش از هم نپاشه ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
⁉️انسان بعد از مرگ کجا میرود و چه بر سر روح او می آید ⁉️آیا مردگان صدای ما را میشنوند و جواب میدهند ⁉️آیا اموات هم دلتنگ می‌شوند؟ ‼️آنچه را که می‌خواهید بدونید در این جا بخوانید ديدنش ضرر ندارد 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
برای حاجات صعب العلاجی که امیدی به براورده شدن ان نیست به طریق زیربه حضرت ام البنین توسل کنید http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d 🌺‌دریافت انواع دعا👆👆
🍃🌸🍃 شدن از گرفتارے ها و سختی هاے زندگی... 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 شدن از گرفتارے ها و سختی هاے زندگی ✍🏻مرحوم نائینی می فرمایدهرکس بہ گرفتاری دچار شود ڪہ راه خلاصی از آن نیابد این دعا را مکرر بخواند و اگر در یڪ مجلس روبہ قبلہ وبا وضو ۱۲۹ مرتبہ بخواندبهتر است و بسیار مجرب است 🔰🔰 🌺🍃بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ وَلٰا حَوْلَ وَلٰا قُوَّةَ اِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ یٰا لَطیفُ اَدْرِکْنی بِلُطْفِکَ الْخَفِیِّ🌺🍃 📚گوهر شب چراغ:۱۵۱/۱ پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 https://eitaa.com/joinchat/1121518071Cc47b33eadd ادامه داستان واقعی 👉 ادامه داستان واقعی ☝️
هدایت شده از تبلیغات دنیای بانوان
‌. شیر پدرم را می‌خورم و نان مادرم را ، من چیستم ؟ 😳🤯 دیدن جواب دیدن جواب