eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.1هزار عکس
761 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 داستان عاشق شدن من از یه دیگ سمنو شروع شد، اونم سمنوی نذری حضرت زهرا (س)... ❤️🥹 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 داستان عاشق شدن من از یه دیگ سمنو شروع شد، اونم سمنوی نذری حضرت زهرا (س)... ❤️🥹 اون سال بیست‌ودوسالم بود و مامانم منو با خودش برده بود خونه یکی از آشناها که قرار بود برای ایام فاطمیه سمنو بپزن. از شب قبل چند تا از خانم‌ها جمع شده بودن و کار آماده کردن سمنو رو انجام می‌دادن. منم که تا اون موقع تجربه همچین نذری‌ای رو نداشتم، با ذوق رفته بودم کمکشون. حیاط خونه پر از رفت‌وآمد بود. یه دیگ بزرگ وسط حیاط گذاشته بودن و چند نفر دورش مشغول کار بودن. منم کنار بقیه ایستاده بودم و گاهی سمنو رو هم می‌زدم. همون‌جا بود که برای اولین بار دیدمش... پسر صاحبخونه نبود، از آشناهای دورشون بود که با پدرش اومده بود کمک کنه. آستین‌هاش رو بالا زده بود و داشت هیزم می‌آورد و به بزرگ‌ترها کمک می‌کرد. چیزی که توجهم رو جلب کرد، قیافه یا لباسش نبود؛ این بود که بدون اینکه کسی ازش بخواد، کارهایی رو انجام می‌داد که بقیه از زیرش در می‌رفتن! یه بار که می‌خواستم دیگ رو هم بزنم، دسته ملاقه از دستم سر خورد و سمنو پاشید روی دستم. هنوز چیزی نگفته بودم که سریع یه دستمال تمیز آورد و گفت مواظب باش، دیگ خیلی داغه. بعد هم رفت یه ظرف آب خنک آورد و دوباره مشغول کارش شد. همین یه برخورد ساده، بی‌دلیل توی ذهنم موند. تا صبح چند بار نگاهمون به هم افتاد، ولی هیچ‌کدوم حرف خاصی نزدیم. فقط هر بار که من برای بقیه چای می‌بردم، اونم از جاش بلند می‌شد و کمک می‌کرد. نزدیکای صبح که سمنو جا افتاده بود، همه خسته شده بودیم، ولی حال عجیبی داشتیم. صدای صلوات از گوشه حیاط می‌اومد و خانم‌ها داشتن ظرف‌ها رو برای پخش کردن نذری آماده می‌کردن. وقتی خواستیم برگردیم، مامانم داشت خداحافظی می‌کرد که اون آقا از پدرش جدا شد، اومد جلو و خیلی محترمانه گفت: «اگه اجازه بدین، چند روز دیگه با خانواده‌امون بیایم منزلتون.» من سرم پایین بود، ولی از شنیدن حرفش قلبم تند تند می‌زد! 😂❤️ چند روز بعد، مامانم بهم گفت خانواده‌شون تماس گرفتن و برای آشنایی رسمی اجازه خواستن. باورم نمی‌شد همون پسری که شب تا صبح کنار دیگ سمنو دیده بودمش، قصدش جدی بوده. خلاصه چند ماه بعد با هم ازدواج کردیم و حالا بیشتر از ده ساله که کنار هم زندگی می‌کنیم. هر سال که ایام فاطمیه می‌رسه، شوهرم با خنده می‌گه: «اگه اون شب نمی‌رفتی سمنو هم بزنی، من باید از کجا پیدات می‌کردم؟» 🤭❤️ هنوزم بعضی سال‌ها خودمون توی پخت سمنوی نذری شرکت می‌کنیم. هر وقت می‌بینم کنار دیگ ایستاده و با بقیه همکاری می‌کنه، یاد اولین دیدارمون می‌افتم. خلاصه که ما رفتیم سمنوی نذری حضرت زهرا رو هم بزنیم، ولی انگار قرار بود سرنوشت همون‌جا یه همسر هم نصیبمون کنه! 😂🖤🌹 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 چند وقته دلم می‌خواد برم برای پسرم خواستگاری، ولی 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 چند وقته دلم می‌خواد برم برای پسرم خواستگاری، ولی هر بار که بهش فکر می‌کنم، دلم می‌ریزه. پسرم سنش داره می‌ره بالا، خودش هم بدش نمیاد ازدواج کنه، اما دستش خالیه. نه خونه‌ای داره، نه پس‌انداز درست‌وحسابی، نه اون‌قدر درآمد که بتونه با خیال راحت زندگی مشترک رو شروع کنه. من مادرشم، دلم می‌خواد یه دختر خوب و نجیب بیاد توی زندگیش، ببینم پسرم سر و سامون گرفته و منم خیالم یه کم راحت شده. ولی از اون طرف می‌ترسم برم در خونه مردم و وقتی شرایط پسرم رو بگم، جواب رد بشنوم. می‌ترسم خانواده دختر از همون اول بگن پسر شما چی داره که ما دخترمون رو بهش بدیم؟ می‌ترسم پسرم بفهمه و غرورش بشکنه. بعضی وقتا با خودم می‌گم مگه همه زندگی از خونه و ماشین شروع می‌شه؟ مگه خود ما وقتی ازدواج کردیم همه‌چی داشتیم؟ خیلی‌هامون از صفر شروع کردیم و کم‌کم زندگیمون رو ساختیم. اما خب زمانه عوض شده، خرج‌ها بالا رفته و خانواده‌ها هم حق دارن نگران آینده دخترشون باشن. از یه طرف دلم می‌خواد پا پیش بذارم، شاید یه خانواده‌ای پیدا بشه که به اخلاق و شخصیت پسرم بیشتر از جیبش اهمیت بده؛ از یه طرف هم نمی‌خوام با یه جواب منفی، هم خودم ناراحت بشم هم پسرم احساس کنه به خاطر نداشتن پول، کسی حاضر نیست بهش فرصت بده. گاهی شب‌ها به آینده‌ش فکر می‌کنم و غصه می‌خورم. من که قرار نیست همیشه کنارش باشم. دلم می‌خواد قبل از اینکه پیرتر بشم، ببینم یه همدم خوب پیدا کرده و زندگی خودش رو ساخته. فقط نمی‌دونم باید از کجا شروع کنم و چطور قدم بردارم که هم امیدش رو از دست نده، هم با واقعیت‌های زندگی روبه‌رو بشه. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 خواهر عزیزی که خواهر پولدار ش تحقیرش میکنه معلوم هست خواهرش تازه به دوران رسیده و ندید بدیده 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سایه جان سلام ممنون بابت کانال خوبت خواهر عزیزی که خواهر پولدار ش تحقیرش میکنه معلوم هست خواهرش تازه به دوران رسیده و ندید بدیده اینجور آدما مثل پول خورد میمونن که خیلی صدا دارن وگرنه آدمای اصیل مثل تراور صدا ندارنبه نظر من به تین تازه به دوران رسیده کن محلی کنه بهتر از هر چیزی هست پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 برا خانمی که با پسر عموی مامانش ازدواج کرده 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام علیکم به روی ماهتون من باز اومدم ❤️💐 واقعا عشق می کنم وقتی پیام ها رو می خونم دوستان راهنمایی می کنن برا خانمی که با پسر عموی مامانش ازدواج کرده عزیزم خدا بزرگه اونا بچه فرضت کردن که ازت حسابی در خدمت خودشون استفاده کنن چون هم تو و هم شوهرت بچه سال بودین و خانواده ساده ای داشتی ، یه چیزی بگم کارهای که باهات کردن هیچوقت از یادت نمیره درسته و ازشون دل چرکینی حق داری، ولی اون زمان گذشته از الان به فکرآینده خودت و دخترت باش ، دخترت یه مادرقوی میخواد نه که ببینه مادرش همش نالانه نزار حسرت بخوره ازشون فاصله بگیر نه که قهر کنی و اخم و دعوا نه هر وقت کاری خواستن بگو خودم کار دارم نمیتونم بیام ، یا بگو نمیتونم خدای ناکرده حالم بده ، مطمئنن به گوش شوهرت می رسونن اگه شوهرت اجبارت کرد بگو عزیزم من با شما ازدواج کردم ، حتی قانون برا من اینو گفته که ظرف شستن وظیفه زن نیست توخونه اش ،تازه زن هر کاری کنه باید نفقه اش رو هم شوهر بپردازه خودم خونه زندگی دارم بچه دارم بیکار نیستم که ،چه توقعی داری که من برم کارای خونه مادرت رو انجام بدم ؟ شاید یکم غر بزنه و قهر کنه که اونم فدای سرت مهم خودتی یه حریم ، یه حد و مرزی برا خودت بزار آگاهیت رو ببر بالا ، چطور با گوشی پیام دادی برو یکم سیاست زنانه یاد بگیر و شوهرت رو بگیر تو مشتت ، البته اگه دهن بین مادرش نباشه ، کم کم برا خودت ارزش قایل شو ، خرجی نمیده یا شکایت کن ازش یا هنری یاد بگیر تو خونه درآمد داشته باشی حتی شده قرض بگیر چرا خودتون رو ضعیف و ناتوان فرض می کنید و دست کم میگیرین ، اگه بخوایین تغییر کنید حتما میشه ، وقت اذان دعا کن نمازاول وقت بخون و خدا رو فراموش نکن کمکت می کنه رو عزت نفست کار کن به نظر من نه شوهرت و نه مادر و خواهراش مقصر نیستن این خودتی که اجازه همچین رفتاری رو بهشون میدی یکم نه گفتن رو یاد بگیر امیدوارم اونقدر تغییر و پیشرفت کنی که همه انگشت به دهن بمونن و حسرتت رو بخورن 🤲🙏 پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 در جواب خانومی که از چاقی شکایت داره و برنج و نون رو حذف کرده... 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام در جواب خانومی که از چاقی شکایت داره و برنج و نون رو حذف کرده عزیزم اول اینکه راه لاغری یه شبه و یه ماهه نیست چندین ماهه بلکه چندین سال تا واقعا نتیجه دائمی بده بدون بازگشت و عوارض اونم اینکه لقمه ها تو کوچیک تر برداری و کامل کامل بجوی و و بشقابت هم یه سایز کوچیکتر بردار همین..شکر و نوشابه و اینا رو بله حذف کن اما غذا رو نه تعداد وعده های غذایی رو زیاد کن ولی حجمش رو کم کن تا معده ات عادت کنه به کم خوری و تو دوره هنر کم خوری از استاد حسینی شرکت کن آبی روشن پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 دخترم این روزا خواستگار داره، یه پسر خوب و سربه‌زیر از یه خانواده آبرودار که از فامیل خودمونن🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 دخترم این روزا خواستگار داره، یه پسر خوب و سربه‌زیر از یه خانواده آبرودار که از فامیل خودمونن. وضع مالی‌شون متوسطه، نه اون‌قدر پولدارن که دخترم توی ناز و نعمت بزرگ بشه، نه محتاج کسی‌ان. پسره کار داره، خانواده‌ش رو می‌شناسیم، اخلاق و رفتارشون رو می‌دونیم و می‌دونیم توی روزای سخت می‌شه روشون حساب کرد. اما دختر من دلش یه جای دیگه‌ست. از وقتی باخبر شده یه پسر پولدار توی یه شهر دور خواهان ازدواج با یه دختره، مدام توی فکرشه که کاش اون پسر سراغش بیاد. همش از خونه‌های شیک و ماشینای گرون و زندگی بی‌دغدغه حرف می‌زنه. هرچی بهش می‌گم دخترم، پول خوبه، منم دلم می‌خواد تو زندگی راحتی داشته باشی، ولی پول به‌تنهایی خوشبختی نمیاره، انگار اصلاً حرفام رو نمی‌شنوه. من مادرشم، از سر دشمنی چیزی نمی‌گم. می‌ترسم یه روز دل به ظاهر زندگی کسی ببنده که نه ما می‌شناسیمش، نه از اخلاقش خبر داریم، نه می‌دونیم وقتی اختلافی پیش بیاد چطور رفتار می‌کنه. این خواستگار خودمون رو می‌شناسیم، خانواده‌ش رو دیدیم، می‌دونیم اهل حساب‌وکتاب و احترامه. ولی دخترم خیال می‌کنه چون وضع مالی‌شون معمولیه، پس زندگی باهاشون ارزش نداره. شب‌ها هزار تا فکر میاد توی سرم. با خودم می‌گم نکنه دارم اشتباه می‌کنم و زیادی نگرانم؟ نکنه دخترم حق داشته باشه که دلش یه زندگی بهتر بخواد؟ منم نمی‌خوام مجبورش کنم با کسی ازدواج کنه که دوستش نداره، اما دلم می‌خواد بفهمه آدم فقط با پول و خونه و ماشین خوشبخت نمی‌شه. یه آدم خوش‌اخلاق و مسئولیت‌پذیر که توی سختی‌ها کنارت بمونه، گاهی از هر ثروتی باارزش‌تره. از همه بدتر اینه که هرچی می‌خوام باهاش حرف بزنم، فکر می‌کنه دارم آرزوهاش رو کوچیک می‌کنم. درحالی‌که من فقط می‌ترسم به امید یه زندگی رؤیایی، فرصت شناختن یه آدم مناسب رو از دست بده. دلم می‌خواد قبل از اینکه دیر بشه، بفهمه نه پولدار بودن یه نفر تضمین خوشبختیه، نه فامیل بودن و آشنا بودن به‌تنهایی تضمین زندگی خوب. آدم باید اخلاق، شخصیت، مسئولیت‌پذیری و تناسبش رو هم ببینه. من فقط می‌خوام دخترم با چشم باز انتخاب کنه، نه اینکه بعدها حسرت چیزی رو بخوره که امروز به خاطر ظاهر زندگی نادیده گرفته. پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7