🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یه سال توی ایام فاطمیه، یه اتفاقی برام افتاد که باعث شد تا مدتها هر وقت اسم حضرت زهرا (س) رو میشنیدم، یاد اون روز بیفتم و دلم بلرزه...
اون موقع پسرم تازه کنکور داده بود و نتیجهای که انتظارش رو داشت نگرفته بود. از بچگی با ذوق درس خونده بود و برای آیندهش برنامه داشت، اما وقتی نتیجه اومد، چند روزی خودش رو توی اتاق حبس کرد و با کسی حرف نمیزد. منم بهعنوان مادر، دلم میخواست کاری براش بکنم، ولی میدونستم بیشتر از هر چیزی به آرامش و دلگرمی احتیاج داره.
چند روز بعد، یکی از همسایهها گفت قراره برای حضرت زهرا (س) شلهزرد نذری درست کنن و ازم خواست کمکشون کنم. با اینکه فکرم پیش پسرم بود، صبح زود رفتم. از همون اول که برنج رو شستیم و قابلمه رو گذاشتیم روی گاز، زیر لب صلوات میفرستادم و از خدا میخواستم راهی جلوی پای پسرم بذاره که به صلاحشه.
وقتی شلهزرد آماده شد، روی ظرفها رو با دارچین تزئین کردیم و بین همسایهها پخش کردیم. موقع برگشتن، یه خانم مسن که توی همون مراسم بود، کنارم نشست و ازم پرسید چرا اینقدر توی فکرم. وقتی ماجرای پسرم رو گفتم، آروم دستم رو گرفت و گفت: «مادر جان، گاهی چیزی که امروز فکر میکنیم از دست رفته، فردا میتونه یه راه تازه جلوی پامون بذاره. فقط نذار ناامیدی پسرتم از پا بندازه.»
حرفش خیلی به دلم نشست. وقتی برگشتم خونه، بهجای اینکه دوباره درباره نتیجه کنکور با پسرم حرف بزنم، براش چای ریختم و کنارش نشستم. کمکم شروع کرد به درد دل کردن و با هم درباره انتخابهای دیگه صحبت کردیم.
چند هفته بعد، با راهنمایی مشاورش تصمیم گرفت رشته دیگهای رو انتخاب کنه که اتفاقاً به علاقههاش هم نزدیکتر بود. وقتی دیدم دوباره با انگیزه درس میخونه و برای آینده برنامه میریزه، از ته دل خدا رو شکر کردم.
شاید حاجت من دقیقاً اون چیزی نبود که روز اول توی ذهنم داشتم؛ من فقط میخواستم غم رو از دل پسرم بردارم و دوباره لبخندش رو ببینم. اون روزها یاد گرفتم گاهی جواب دعا، عوض شدن شرایط نیست؛ پیدا کردن قدرت و امید برای ادامه دادن توی همون شرایطه.
از اون سال به بعد، هر ایام فاطمیه که شلهزرد درست میکنم، یه ظرف هم برای پسرم کنار میذارم و با دیدن لبخندش، خدا رو شکر میکنم که دوباره امید به دلش برگشته.
خدایا، به حرمت حضرت زهرا (س)، دل همه پدر و مادرهایی رو که نگران آینده بچههاشون هستن، آروم کن و به جوونهامون امید، انگیزه و راهی روشن عطا کن. 🖤🤲🏻
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یه تجربه متفاوت از ایام فاطمیه دارم که هر سال وقتی بوی پیازداغ و برنج نذری توی کوچه میپیچه، یادش میافتم...
چند سال پیش دخترخالهم خواستگاری داشت که همهچیزش خوب پیش رفته بود، اما درست چند روز مونده به بلهبرون، خانواده پسر به خاطر یه سوءتفاهم قدیمی کنار کشیدن. دخترخالهم چیزی نمیگفت، ولی من که از نزدیک میدیدمش، میفهمیدم چقدر دلش شکسته. لباسهایی که برای اون روز خریده بود هنوز توی کمدش آویزون بود و هر بار چشمش بهشون میافتاد، حالش عوض میشد.
اون سال، مادرش برای ایام فاطمیه نذر کرده بود عدسپلو درست کنه و بین همسایهها پخش کنه. صبح زود همه جمع شدیم برای کمک. یکی برنج پاک میکرد، یکی پیاز سرخ میکرد و منم مشغول بستهبندی غذاها بودم. مادر دخترخالهم با اینکه خودش بیشتر از همه ناراحت بود، مدام میگفت: «خدایا، هرچی خیر این بچهست، همونو پیش بیار.»
ظهر که نذری رو پخش کردیم، یکی از خانمهای همسایه گفت خانوادهای رو میشناسه که پسرشون قصد ازدواج داره و دنبال یه دختر نجیب و اهل خانواده میگردن. اولش هیچکس جدی نگرفت، چون دخترخالهم هنوز از اتفاق قبلی دلگیر بود و نمیخواست دوباره وارد ماجرای خواستگاری بشه.
چند هفته گذشت تا اینکه خانواده جدید تماس گرفتن. این بار همهچیز با حوصله و شناخت جلو رفت. دخترخالهم و پسر چند جلسه صحبت کردن، خانوادهها تحقیق کردن و بعد از مدتی به نتیجه رسیدن که برای زندگی مشترک مناسب هم هستن.
روز عقدش که رسید، مادرش همونقدر که خوشحال بود، اشک میریخت. میگفت: «اون روزی که برای حضرت زهرا نذری میپختم، فقط از خدا میخواستم دل دخترم آروم بشه. فکر نمیکردم چند ماه بعد، اینقدر خوشحال ببینمش.»
منم از دیدن خوشحالیشون خدا رو شکر کردم. نه به این خاطر که هر خواستگاری باید به ازدواج ختم بشه، بلکه چون فهمیدم گاهی به نتیجه نرسیدن یه اتفاق، پایان خوشبختی آدم نیست؛ شاید فقط مسیرش عوض میشه.
از اون سال به بعد، هر وقت کسی توی زندگی به بنبست میرسه، یاد اون خانواده میافتم و بهش میگم عجله نکن، غصه بخور اگه دلت گرفته، ولی امیدت رو از دست نده.
🖤 خدایا، به حرمت حضرت زهرا (س)، برای همه جوونها همسری شایسته، زندگیای پر از احترام و دلی آروم نصیب کن و به خانوادههایی که چشمانتظار خوشحالی عزیزانشون هستن، صبر و امید بده. 🤲🏻🌹
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
داستان عشق و زمان
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایق هایشان
کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت که با کشتی باشکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
خواست.
“ثروت، مرا هم با خود می بری؟”
ثروت جواب داد:
“نه نمی توانم. مقدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم.”
عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
“غرور لطفاً به من کمک کن.”
“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
“غم لطفاً مرا با خود ببر.”
“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
” بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامی که به خشکی رسیدند
ناجی به راه خود رفت.
عشق که تازه متوجه شده بود چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
” چه کسی به من کمک کرد؟”
دانش جواب داد: “او زمان بود.”
“زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
“چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.”
مجموع داستان هایی که درس زندگی می دهند••
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🎀 دخترخانمهای خوشگل، به دنیای پینترستی ما خوش اومدین! 🩷✨
✨ مدلهای پینترستی و خاص
💗 برای دخترهای خاصپسند
تولیدکننده لباس های گوگولی و فانتزی🍓 قیمتهای استثنایی که جایی ندیدی
👀 از لباسهای تکراری خسته شدی؟
ببین اینجا کدوم مدل قراره دلتو ببره! 😍🎀
👇 وارد دنیای ما شو:
https://eitaa.com/joinchat/965805475C5f44a9b89b
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
امروز رفتم خونه جاریم، از همون اول که وارد شدم شروع کرد از خریدهای جدیدش گفتن. یه دست ظرف خریده بود، هی میرفت از کابینت درمیآورد و میآورد نشونم میداد. یکی رو میذاشت کنارم میگفت ببین اینو چند خریدم، بعد یکی دیگه رو میآورد و از قیمتش تعریف میکرد. بعدم میگفت میخوام یه سرویس دیگه هم بخرم که با اینا ست بشه.
منم فقط نگاه میکردم و لبخند میزدم، ولی توی دلم یه چیزی سنگینی میکرد. نه اینکه از خرید کردنش ناراحت باشم یا دلم نخواد اونم وسایل قشنگ داشته باشه، اتفاقاً هرچی داره نوش جونش؛ حرفم اینه که خودش خوب میدونه ما این روزها از نظر مالی توی چه وضعیتی هستیم. میدونه برای خرید برنج و روغن هم باید حسابوکتاب کنیم، میدونه بعضی وقتا چقدر با سختی خرج خونه رو درمیاریم، ولی بازم طوری از قیمت و خریدهاش حرف میزد که انگار میخواست هر لحظه یادم بندازه چقدر با ما فرق داره.
هر بار که میگفتم چه قشنگه، دوباره میرفت یه ظرف دیگه میآورد. حتی درِ کابینتها رو باز میکرد و میگفت اینا رو تازه خریدم، اونام قراره هفته دیگه برسه. منم نمیخواستم چیزی بگم که فکر کنه حسودی میکنم، برای همین سکوت کردم و سعی کردم رفتارم عادی باشه.
اما راستش رو بخواین، وقتی برگشتم خونه، بیشتر از چیزی که فکر میکردم ناراحت بودم. من از اینکه یکی بیشتر از من داشته باشه ناراحت نمیشم؛ از این ناراحتم که بعضیها وقتی میدونن یکی توی چه شرایط سختی زندگی میکنه، به جای اینکه کمی ملاحظه کنن، درست همونجا بیشتر از داشتههاشون حرف میزنن.
من هیچوقت انتظار ندارم کسی به خاطر وضع مالی ما خرید نکنه یا وسایلش رو از ما پنهون کنه. فقط دلم میخواد وقتی کنار کسی میشینی که میدونی این روزها دغدغه نون و غذای خونهش رو داره، یه کم بیشتر حواست به حرفهات باشه.
امروز از خونه جاریم برگشتم، ولی تمام مسیر به این فکر میکردم که چقدر خوبه آدم هرچقدر هم داشته باشه، جوری رفتار نکنه که دیگری کنار دستش احساس کمبود و شرمندگی کنه. بعضی وقتها آدم از نداشتن ناراحت نمیشه، از رفتاری ناراحت میشه که نداشتنش رو مدام به رخش میکشن.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
چهل سالمه، پدر و مادرم رو از دست دادم و الان تنها زندگی میکنم. خودم کار میکنم، کیک و شیرینی درست میکنم و از همین راه خرج زندگیم رو درمیارم. خدا رو شکر دستم جلوی کسی دراز نیست و با همه سختیها سعی کردم روی پای خودم وایسم. ولی خب، قبول دارم که تنهایی هم سخته، مخصوصاً وقتی آدم خسته از کار برمیگرده خونه و کسی نیست حتی چند کلمه باهاش حرف بزنه.
چند وقته برام یه خواستگار اومده که پنجاه سالشه و همسرش فوت کرده. دوتا بچه هم داره. برادرهام میگن این فرصت رو از دست نده، دیگه توی این سن خواستگار از کجا میخوای پیدا کنی؟ میگن ما که نمیتونیم تا آخر عمر مراقبت باشیم، بالاخره باید ازدواج کنی و یکی رو کنار خودت داشته باشی.
حرفشون خیلی دلم رو میشکنه. انگار چون چهل سالم شده و پدر و مادرم رو ندارم، باید به هر شرایطی تن بدم که فقط تنها نمونم. من از ازدواج نمیترسم، اتفاقاً دلم میخواد یه همراه داشته باشم که وقتی از کار خسته برمیگردم، باهاش چای بخورم و از اتفاقات روزم بگم. دلم میخواد یکی باشه که حالم رو بپرسه، توی روزهای سخت کنارم باشه و منم برای اون تکیهگاه باشم.
ولی وقتی به این خواستگار فکر میکنم، هزار تا سؤال توی ذهنم میاد. آیا بچههاش من رو میپذیرن؟ آیا همسر خوبی برام میشه یا فقط دنبال کسیه که از بچههاش مراقبت کنه و کارهای خونه رو انجام بده؟ آیا اجازه میده کارم رو ادامه بدم؟ من سالها زحمت کشیدم تا به اینجا رسیدم، نمیخوام بعد از ازدواج مجبور بشم همه چیزهایی رو که با سختی ساختم کنار بذارم.
از یه طرف میترسم اگه ردش کنم، دیگه کسی سراغم نیاد و سالهای بعد تنهاتر بشم. از طرف دیگه، میترسم فقط از ترس تنهایی ازدواج کنم و بعد توی زندگی مشترک، با وجود اینکه یه نفر کنارمه، باز هم احساس تنهایی کنم.
برادرهام میگن زیادی سخت میگیری و باید واقعبین باشی. میگن مردی که همسرش فوت کرده و بچه داره، برای تو که چهل سالته گزینه خوبیه و نباید انتظار زیادی داشته باشی.
اما مگه من چی میخوام؟ نه دنبال پول و ثروت کسی هستم، نه انتظار زندگی آنچنانی دارم. فقط میخوام کسی که قراره باهاش زندگی کنم، من رو به خاطر خودم بخواد، نه به خاطر اینکه سنم بالا رفته و خانوادهای ندارم که پشتم باشن.
دلم میخواد این بار یکی به جای اینکه بهم بگه دیگه خواستگار نداری، بهم بگه حق داری فکر کنی، حق داری شناخت پیدا کنی و حق داری انتخاب کنی. من هم مثل هر زن دیگهای دلم یه زندگی آروم و پر از محبت میخواد، ولی نمیخوام برای فرار از تنهایی، وارد زندگیای بشم که از همون اولش بهش اطمینان ندارم.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام سایه جان
عزیزی گفتن فقط سرفه میکنن رازیانه و دم کنن بخورن حتما سرفه شون
خوب میشه بعد برن عطاری جامع امام رضا بگیرن یکی بخورن روش دم کرده رازیانه آب رو آتیش برا خودم
تجربه شده اونم فقط،ط با دم کردن رازیانه
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7