eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
9.7هزار دنبال‌کننده
51.5هزار عکس
772 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام سایه جان شب خوش ممنون بخاطر کانال گلت مربوط به دلتو بسپاربمن خانمی گفته نوه ۱۰‌ماهه دارم یک چند وقت اسهال داره ازمایشاتش همه سالمه خواهر گلم اگر شیر مادر رامیخورد وترکیب غذای مافرق نکرده به احتمال قوی بچه داره دندان در میاره ترکیب بزاق فرق کرده بچه را به متخصص اطفال خوب ببرید واین مورد رابگویید شاید شربتی بدهد طبع دهان برگردد لطفا بعد از هر اجابت مزاج بلافاصله بچه رابا اب بشورید بادستمال مرطوب پاک‌نکنید فایده ندارد بعد خشک کنید بعد پماد ویتامین اد خیلی خوب است بزنید بگذارید کمی هوابخورد زودبچه راپوشک نکنید تشک مخصو ص بامشمع زیرش باشد رویش یک پارچه بیاندازید بعد از مدتی اوراپوشک کنید یا ممکن است غذاز مادر چرب است که مراعات کند مادر گرمی نخورد ادویه جات نخورد سبزی ومیوه جات بخورد قطره اهن ومولتی بچه رامرتب بدهید مادر وفرزند ویاهرکس که بابچه درارتباط است بهداشت فردی خود ونوزاد رامراعات کند انشاا.. خوب مزشود 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🍃 بلدی بگو 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام وقت بخیر دوستان من ۳۵ سال سن دارم یه مشکلی دارم الان چندسال اینکه پاهام مخصوصا انگشتان پام خیلی سرد به حدی که بعضی اوقات از سرما حس درد در اون ناحیه دارم آزمایش هم دادم همه چیز نرمال بوده و هیچ مشکلی ندارم نه کم خونی و نه هیچ مشکل دیگه ای و اینکه قصد بارداری دارم اما هیچ نتیجه ای نگرفتم دوبار ای یو ای هم کردم اما متاسفانه نتیجه نگرفتم ممکنه ناباروریم ربط به سرد بودن پاهام داشته باشه چون میگن پا سرد باشه رحم هم سرد میشه در دوران پریودی سعی میکنم سردی استفاده نکنم اما نمیدونم مشکلم از کجاست در ضمن من یه دختر هم دارم لطفا بهم کمک کنید ممنونم از همگی پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸 @Sayehwahite لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸 https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
🍃🌸🍃 پاسخ اعضا 🍃🌸 🍃
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام برای خانمی که دختر ۲ سالش وزن نمیگیره عزیزم اگر غذا خوب میخوره ممکنه انگل داشته باشه خواهر زاده من اونجوری بود با دارو خوب شد ببر آزمایش مدفوع بده 🍃🌸 سلام درجواب اون اقا یا خانمی که مشکل دندان دارن میخواستم بگم اینکارو نکنند دندان که درد میگیره احتمالا عفونت داره یا به عصب رسیده باید حتما به دندان پزشک مراجعه کنند 🍃🌸 سلام. اون خانمی که گفته نزدیک خونه آرایشگاه داره و رفت و آمد مشکوک هست، حتما حتما به ۱۱۰ یا۱۱۴ یا۱۱۳ زنگ بزن و موضوع رو بگو، مطمئنا یه موضوعی داره اتفاق میافته. 🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇 @mahi_882 🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇 https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69 🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
اواخر بهار بود خانه غرق گل و گياه شده بود. گلدانهای شمعدانی روی پله ها كاجهای يک اندازه و من دخترکی بازیگوش که دل دادم به خانزاده....🍃🍃🍃🍃🍃🍃
نکند میخواهند فرنوش را برای بهرام...جیغ کشید«نه»و یک دفعه از جا پریدم.مادرم که گویا تکان خورده بود چند سرفه پشت سرهم زد و پرسید:«چی شد پری؟» برای لحظه ای خودم را در آئینه دیدم.چشمهایم گرد و از حدقه بیرون زده بودند.صورتم سرخ برافروخته بود.در آن سرما عرق کرده بودم.فرنوش! فکر فرنوش را نکرده بودم.رقیب من با امتیازهای مثبت که من هیچ کدام را نداشتم.کاش میتوانستم سؤالهای بیشتر از مادر بپرسم.شاید چیزی دستگیرم شود.چی بپرسم؟کمی فکر کردم و دوباره سر سفره نشستم.مادر آبگوشت را کشید و کاسه راجلوی دستم گذاشت.تکه های خرد شده نان را در کاسه ریختم و گفتم:«مگر بهرام میخواهد ازدواج کند؟» مادرم که به هیچ عنوان نمیتوانست فکر مرا بخواند، بی اهمیت جواب داد:«حالا که سنی ندارد ولی فکر میکنم میخواهند شیرینی بخورند و به قول خودمان حلقه ای دست فرنوش باشد تا درس هردو تمام شود.» گرسنه و تشنه خسته و کوفته حتی یک قاشق از آن غذا را مزه نکردم.کنار کشیدم و دل درد را بهانه کردم. «چی شد پری؟ از گرسنگی است.صبح که صبحانه نخورده رفتی.حتما توی مدرسه هم چیزی نخوردی.صبر کن برایت نبات داغ درست کنم.» بیچاره پیرزن دست و پایش را گم کرده بود.انگار نه انگار که با من حرف میزد.صدای قارقار کلاغ و پارس کردن سگ خاطراتی از دوران بچگی ام را به یادم آورد.وقتی من و بهرام مشغول برف بازی بودیم آن روز تازه آشتی کرده بودیم.روز قبول بهرام گلوله برفی بر صورتم زده بود و به همین دلیل یک روز قهر کردم.آتش آن روزمان خاطره ای جا گذاشت.زیر درخت بید باهم و خنده کنان و غرق در شادیهای کودکانه آدم برفی بزرگی درست کردیم.من شال گردنم را دور گردنش انداختم و بهرام کلاهش را که مادرم برایش بافته بود روی سرش گذاشت.به جای بینی اش هویج گذاشتیم و برای چشمهایش بهرام دزدانه به خانه رفت و دو عدد دگمه از لوازم خیاطی خانم بزرگ آورد.بعد برف روی سر هم دیگر میریختیم و گلوله درست میکردیم و برای کلاغهایی که قارقار میکردند پرتاب میکردیم.ولی چیزی نگذشت که شادیها و آشتی ها دوباره به قهر گرایش پیدا کرد.ظهر بود که بوق زدند من دویدم و در را باز کردم.اولین بار بود که آن اتومبیل و آن خانواده را میدیدم.مرد و زن جوانی همراه دو دختر که یکی از آنها همان فرنوش چشم آبی بود وارد خانه شدند و خانم بزرگ و فرانک استقبال گرمی از آنها کردند.بهرام تا چشمش به فرنوش افتاد مرا از یاد برد...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ مادرم می‌گفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... ..
هر چند توی حرف های مادرم هنوز هم رنگی از محبت نبود و هر چی بود ترحم بود و ترحم ! اما همین که کسی این وسط حال دلم رو فهمیده بود و می تونست غمی که دارم رو درک کنه برام کافی بود ! انگار تازه یه همدرد پیدا کرده بودم ! کسی که حجم غمی که تو دلم دارم رو درک کنه و بفهمه دارم چه زجری می کشم ! وسط یه جمعیت غریبه یه آشنا دیده بودم ! آشنایی که بعد از مدت ها اومده بود تا مرهم روی زخمم بشه ! ننه صدیقه که انگار ترسیده بود با دیدن اشک های مادرم جرأت بیشتری بگیرم نگاه چپ چپش رو بین من و مادرم چرخوند و گفت : این قدر لی لی به لا لای این دختر نگذار زن ! دخترت همین جوریش هم نزده می رقصه چه برسه به الان که تو هم داری قربون صدقه ش میری ! مادرم نگاه ترحم آمیزی به نوزاد انداخت و رو به ننه صدیقه گفت : چی کنم ننه ! جیگرم خونِ ! دلم داره آتیش میگیره . هیچ فکرش رو هم نمی کردم این بچه این شکلی باشه . دیدم بهادر دمقه ها . دیدم لام تا کام حرف نمیزنه ها اما منه گردن شکسته با خودم فکر کردم لابد چون بچه دختره پَکَر شده . ننه صدیقه آه سردی کشيد و گفت : از دیروز دخترت یه ریز داره اشک می ریزه . می‌بینی که چیزی عوض نشده ! تو هم ناله زاری راه بندازی باز هم چیزی عوض نمی شه . به جای این کارها به دخترت بگو بچه ش رو شیر بده . از دیروز تا حالا این بچه با دو تا چیکه آب زنده ست . با تموم شدن حرف ننه صدیقه مادرم نگاه چپ چپی بهم انداخت و گفت : بچه ت رو شیر ندادی ! چرا ؟! مگه شیر نداری ؟! ننه صديقه زودتر از من به زبون اومد و گفت : داره ! هزارماشالا شیرش چکه می کنه اما نمی خواد بچه ش رو شیر بده ! این قدر دخترت نفهمه که فکر میکنه اگر بچه ش رو شیر نده می تونه از دستش خلاص شه ! یا خدا معجزه می کنه و میگه چون مهربانو خانوم از ریخت بچه ‌ش خوشش نیومده ریخت و قیافه ی این بچه رو درست می کنم . همین دیشب اگر من یکم دیرتر بیدار می شدم..... بعد هم حرفش رو برید و لا الله الا الله گویان از اتاق بیرون رفت ! مادرم بی توجه به حرف های ننه صدیقه نوزاد رو به سمتم گرفت و گفت : لجبازی نکن مهربانو . بیا بچه ت رو شیر بده . گناه داره این زبون بسته . این بچه که تقصیر نداره . خدا رو خوش نمیاد ها ! ...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
AUD-20220806-WA0119.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🚩 زیارت عاشورا 🔹️با نوای استاد علی فانی السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💚💚💚💚💚
۩کانال‌ادعیه‌و‌مناجات‌صوتی﷽۩1_1727792211.mp3
زمان: حجم: 6.8M
🕋 دعای توسل 🎧 با نوای : حاج سماواتی الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🤲🏻🕊 __________________________
AUD-20220414-WA0027.
زمان: حجم: 22.9M
🔸دعای مجیر با نوای حاج مهدی سماواتی 🔸این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه هر که این دعا را در ایام البیض(روزهای سیزدهم چهاردهم، و پانزدهم) ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می‌شود، هرچند به عدد دانه‌های باران و برگ‌های درختان و ریگ‌های بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است 🔸متن این دعا در لینک زیر https://erfan.ir/m46 🕊اللهم عجل لولیک الفرج🕊