🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی جون.
من ۱۷ سالمه و نامزدم درس هم میخونم
منو همسرم بعداز یک سال ک خیلی سختی کشیدیم بهم رسیدیم و جونمون هم برای هم میدیم.
پدرمن زیاد راضی به ازدواجم نبود چون میگف باید درس بخونی و دانشگاه بری و ازاینجور حرفا ......
بعدش که راضی شدوما خواستیم عقد کنیم،توی دفتر سند ازدواج شرط گذاشت که پدرم تاهروقت گفت من باید درس بخونم،
بعداز عقدمون ک یک سال شده میگذره ،هرسری ی حرفی میشه که من میگم شاید درس نخونم یا زیاد ادامه ندم،پدرم میگه اگر درس نخونی طلاقتو میگیرم و باید درس بخونی،واقعا ازحرفاش ناراحت میشم و نمیتونم راحت فراموش کنم که به خاطر ی درس نخوندن من قصد داره طلاقمو بگیره.
اینم بگم منو عشقم هیچ جوره ازهم جدانمیشیم ولی لطفا از دوستان هم بپرسین که من چیکارکنم بااین اخلاق های پدرم،واقعا دارم اذیت میشم
حتی نمیزاره من برم خونه مادرشوهرم اینابمونم،همسرم اینا تبریز هستن ،ومن توی این یک سال وچند ماه کلا سه بار رفتم اونجا اونم باهزارتا بحث و ناراحتی
لطفا بگین چیکارکنم تاوقتی ک عروسی بگیریم.☹️
ببخشید اگ طولانی شد🙏🏻💜
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
⚘اَللّٰہُـمَّ؏َجِّللِوَلیِّڪَالفَرَجـ⚘:
#چادرانھ🎈.•
.
#از_تبار_زهرا🦋.•
.
°•❀در روزگاری ڪہ
دشمن تمام امیدش
از بین بردن حجاب توست
تو همچنان پاک بمان
تو امیدش را ناامید کن!
.
°•❀بگذار از چادرت بیشتر از اسلحه بترسد
این چادر سیاه سلاح توست➿.•
.
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 پاییز که میشود . . .
.
پاییز که میشود
حواستان به آدمهای زندگیتان باشد
کمی بهانهگیر میشوند
حساس میشوند
توجه میخواهند
دست خودشان هم نیست
این خاصیت پاییز است،
آدمها را از همیشه عاشقتر میکند
مگر میشود پاییز باشد و دلت هوای
قربانصدقههای از ته دلِ کسی را نکند؟
مگر میشود پاییز باشد
و دلت هوس نکند عاشق باشی؟
که عاشقت باشند؟!
باد باشد ، باران باشد
و یک خیابان پر از برگهای خشک و نارنجی
تو باشی و تو،تو باشی و او
فرقی ندارد قدم زدن در بساط دلبرانه ی پاییز
همه جورہ میچسبد🍂🕰
#نرگس_صرافیان
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
- با هم قهر بودیم ، عادت داشتیم بعدِ بحث ؛
یه مدتی رو تنها باشیم تا همه چی برگرده به قبل !
‹ رفتم حموم تا مثلِ همیشه . .
اشک هامو نبینه ؛
اومدم بیرون از اتاق در حالی که با یه دست داشتم ،
موهامو خشک میکردم !
رفتم تو آشپزخونه یه لیوان چایِ داغ و تلخ بردارم ؛
و برم بشینم پایِ داستانم ؛
چشمم بهش افتاد . .
داشت ریشه هایِ فرشو میبافت !
دستش عادت کردهِ بود بس بینِ موهام بود ؛
رفتم سمتش سرشو بلند کرد . .
زل زد تو چشام گفتم موهامو میبافی
تا دنیامون آروم بگیره : )!'♥️'🎼 ›
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 ده ساله عاشق همیم
.
سلاممن ۲۳سالمهب اسمسیتامنویه پسر عاشقهمیم۱۰ساله۷سالباهمبودیم پسرروسربسرشگذاشتنبایکیازفامیلاشازدواجکردکهمونروزپشیمان شدتاالانازهمونروز نتونسمنوفراموشکنهولمنکردبهامبودتاالانماخیلیهمدیگرودوسداریمپسراینیهبیسروزیهازمجداشدهمیگدرامدمکمهاینسهساله همبهزنمکلا اهمیت نمیدمبجزرابطهشباولیاین۶ماه بودشباهمنزدیکشنمیشدک زنشکلا ازش سردشهبرهولیزنشنمیرهبراشقسمخردهاگدهتازن بگیریبازمنمیرم اینمبخاطدرامدشککمهزنشمنمیره میگمنبهردوتوننمیرسم زنمهمنمیرهمنمجبورم این رابطرو تمامکنممابیدلازهمجداشدیمالانیهبیسروزهالبته باخاستهاونتوروخدامشاورمبدینکچکار کنممننمیخامعشقمو ازدسبدم بدوناونمیمیرمنمیخامازدستشبدمماهردومونمبدونهمدیگه خیلیاذیتمیشیمکارمافقگریهکردنهتورو خدا کمک کنیدبگید ک چکار کنم این رابطه تمام نشه باهم ازدواج کنیم😭😭😭😭
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 مادرم بهم احترام نمیزاره
.
سلام خوبید من میا هستم ۱۳ سالمه
من اصلاااا با مامانم کنار نمیام توی همه چی زندگیم دخالت میکنه به خودم برسم بهم میگه هرزه دوستام رو ازم دور میکنه نمیزاره دوست مجازی داشته باشم مبادا رل بزنم مثلااا نه میزاره اصلاح کنم نه میزار یه ارایش ساده سبک بکنم حتی به لباس و استایلم هم گیر میده همش میگه تو ابرو ریزی میکنی با اینکه معدلم نوبت اولم توی کارنامه ۱۹/۷۱ صدم شده بهم میگه تو خیلی تنبلی و به هیچ جا نمیرسی بهم احترام نمیزاره بعد انتظار داره دست تو پاش رو ببوسم یکاری کرد منی که رابطم با بابام خوبه با بابام هم دعوام بشه خلاصه خیلی باهم دعوا میکنیم یه راه کار لطفا بهم بدین یکم اخلاقش رو عوض کنه مرسی
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سال اول عروسیم خیلی خوب بود . . .
.
سال اول عروسیم بود خب من راه دور ازدواج کرده بودم
از خانوادم دور بودم
دو روز مونده به تولدم همسرم گفت شام خواهرم دعوت کرده
منم خودمو اماده کردم غروب برم مهمونی وقتی رسیدیم دره خونشون
یدفعه برف شادی و ازینا که با فشار میترکه رو کله طرف چیز میز میریزه ازش 😂
من خیلی سورپرایز شدم که واسم تولد گرفته ولی وقتی وارد شدم دیدم مامانم اینام اونجان و از شهرستان اومدن خیلی خوشحال شدم و بغضم گرفت🥺😍
اون شب خیلی بهم خوش گذشت و علاوه بر تولد خیلی عالی همسرم یه انگشتر طلای خیلی خوشکلم کادو داد
هنوزم مناسبتا یادش میمونه بعد شش سال اما گاهی خب شرایطش نیست مهمونی بگیریم همین که یادشه برام خیلی با ارزشه و اصلا توقع کادو ندارم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882