eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.8هزار عکس
700 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ب همگی میخاستم درمورد بیتا خانوم ک گفته بودن شوهرش خیلی ب تمیزی گیر میده و.... منم ۱۶ ساله م بود ک ازدواج کردم🙂خونه پدرم مامانم نمیذاشت دست ب سیاه و سفید بزنم و فقط میگفت درس بخون😉تو سن ۱۸ سالگی رفتم خونه خودم و ۲۰ سالگی بچه اولم بدنیا اومد تا حالا نشده ک برا نکات خونه داری و آشپزی ب مامانم زنگ بزنم..ماشالله ک عصر اینترنته خانم سحرخیزی هم هستم .ینی از ۷ ک دخترمو میفرستم مدرسه کارامو انجام میدم و خداروشکر توی خونه داری و تربیت فرزند زبون زد فامیلم🙈 الان ک ۳۰ سالمه دوتا بچه دارم ک پسرم قربونش برم خیلی فضوله ☺ چون زود بیدار میشم همه چی ب رواله و برا روحیه م باشگاه میرم شب قبل خواب هم خونه رو مرتب و تمیز میکنم ک صبح کارام تلنبار نشه موفق باشید💝💝 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 برشی ازیک زندگی ماهفت سال که ازدواج کردیم ازاوایل ازدواجمون شوهرم تویک رستوران کارمیکردآشپزبودکه
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 برشی ازیک زندگی ماهفت سال که ازدواج کردیم ازاوایل ازدواجمون شوهرم تویک رستوران کارمیکردآ
‌ صابکارش یه زن وشوهربودند که خداروشکرکارررستورانشون خیلی خوب بود که شهورم ازاوایل ازدواجون تایک سال میش اونجاکارمیکردکه صابکارش که زن وشوهرباهم اختلاف داشتن که بچه دارنمیشدن بخاطربچه دارنمیشدن ازهم جداشدن که شوهره رفت ازرستوران این زنه صابکارشوهرمن شد که خیلی دست ولبازبود به شوهرمن خیلی میرسیدمیدونست مامستاجریم تاجایی که زمان کرونابودحتی شد4ماه کارشون تعطیل شد که این زنه ازخودش کرایه خانه مارومیداد کادو ایناخیلی میخرید براشوهرم برادخترم هیچکی که میدونیدتواون دوروزمونه ازپول بدش نمیادناگفته نمونه شوهرمنم خیلی مهربون ساده دست ودلبازهست من تاپارسال نمیدونستم که این زن وشوهرازهم جداسدن تااینکه پارسال فهمیدم ادامه 👇👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
‌ صابکارش یه زن وشوهربودند که خداروشکرکارررستورانشون خیلی خوب بود که شهورم ازاوایل ازدواجون تایک
تااینکه تاپارسال فهمیدم این زنه طلاق قیابی گرفته خیلی عشق بچه داشت باپولش بازبونش شوهرمنوکشیدسمت خودش که ای کاششش میمردمو اون روزونمی دیدم که فهمیدم باشوهرمن صیغه کردند سال 1400بود که شوهرمنم چون میخواست تموم خوبیهای اون زنه روجبران کنه باهم صیغه کردن که اون زنه بچه داشته باشه که ازشوهرمن بچه دارشدن ی دختربچشون تااینکه من عیدامسال فهمیدم بچه دارشدن فقط بخاطربچه شوهرمنو کشیده بودسمتش تابچه داشته باشه اینکه الان چندماه فهمیدم که باهم شوهرمواین زنه باهم مشکل دارن میونسون به خواسته خدا خراب شدحتی شوهرمم رفته ازش دادگاه شکایت کرده بخاطربچچه ولی دادگاه گفته تاهفت سالگی بایدبچه باشه بزرگ بشه یابیادسمت مادرش یاسمت پدرش ینی تاهفت سالگی بایدباهم باشن تاببینیم بچه چی میشه. این بود مشکل من من همون روزفهمیدم به خداسپردمشون که خداهم جوابشونودادولی خیلی دلم شکسته خیلی ........... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
تو همون حدس اول، رنگ مورد علاقه‌مو درست گفت" ولی بین خودمون بمونه، تا وقتی که داد بزنه 'زرد' من اصلا رنگ مورد علاقه نداشتم ! وقتی دیدم، اونقدر هیجان زده ست؛ و مثل بچه‌ها لبخند میزنه، بهش گفتم : «درست حدس زدی» از اون به بعد دیگه هيچوقت به زرد، مثل قبل نگاه نکردم ؛ حالا دیگه زرد ، تو همه چیز هست' یه جورایی میتونم ؛ تو اين رنگ زندگی کنم : )💛'🌻. 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🎶♥️🎶 - ‏آخرین‌باری‌که‌دیدم‌یکی‌به‌عشقش رسیدوعاشق‌موند،هم‌کلاسیم‌ بود . . توراهِ‌مدرسه،عاشقِ‌یه‌پسرِسرباز شده‌بودباکلی‌بدبختی‌خانوادش روراضی‌کرد،بعدم‌دیگه‌نیومد‌ مدرسه . . می‌گفت: ‹ همین‌که‌دارمش،‌دیگه هیچی‌نمی‌خوام . . › امروزدیدمش‌بعدسیزده‌سال، می‌گفت : ‹ هنوزم‌وقتی‌اونودارم،دلم‌هیچی نمی‌خواد . . › از این عشق‌ ها لطفا . .:)′!💙′🫂′ 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام قشنگام ببخشید این چند روز نبودم آخه یه مشکلی برام پیش اومده بود که خداروشکر حل شد از این به بعد هستم عزیزای دلمممم😍💕💕💕💕
مَــــــــنِ آرام💜✨
من دیگه بغضم ترکید گریه کردم تا دم دمای سحر گفتم تو اینطوری میخوای من نمیتونم زجرت بدم باشه هرچی تو
تصمیم قطعی شد فقط کنار هم بودیم و دلمون نمیومد جدا بشیم ولی یک شب وقتی دیدم بدون چادر و با مانتو جلو باز اومد داخل خونه دیدم دیگه موندن من بیفایدست طبق قرارمون همه وسایل خونه و پول پیش خونه برا ایشون بود و فقط من لباسامو حق داشتم ببرم لباسامو تو ی پتو پیچیدم خواستم برم بیرون اومد دستمو گرفت گفت نرو این هفته هم ولی دیگه جایی برا خودم نمیدیدم دید ک منم تصمیم گرفتم چمدانی ک موقع عروسی خریده بودیمو خالی کرد اومد لباسامو از پتو درآورد تا کرد و مرتب گزاشت تو چمدون و تمام زندگی من با یک چمدان از اون خونه خارج شد و دوباره برگشتم خونه مادر بزرگ همون پناه همیشگیم ادامه 👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
تصمیم قطعی شد فقط کنار هم بودیم و دلمون نمیومد جدا بشیم ولی یک شب وقتی دیدم بدون چادر و با مانتو جل
ولی دیگه اون خونه خونه همیشگی نبود حس میکردم سربارم هرکسی میومد ی چیزی بهم میگفت لباسام گوشه خونه بود برا اینکه فشار اقتصادی رو مضاعف نکنم روی پدربزرگم سعی میکردم فقط یک وعده خونه غذا بخورم و یک وعده اصلا نمیخوردم وقتی دخترم پیشم بود بهش اخم میکردن یا میگفتن شلوغ نکن دنیا رو سرم آوار میشد میخواستم مستقل باشم ولی چیزی نداشتم نه پول ن وسایل ب فرض مستقلم میشدم دخترمو چی میکردم وقتی میرفتم سر کار شش ماه ب همین روال سپری شد و من همچنان التماس فائزه میکردم ک دوباره برگرده دیگه نا امید شده بودم هرکس بهم میرسید میگفت ازدواج کن ادامه👇👇👇👇👇
مَــــــــنِ آرام💜✨
ولی دیگه اون خونه خونه همیشگی نبود حس میکردم سربارم هرکسی میومد ی چیزی بهم میگفت لباسام گوشه خونه بو
خلاصه منم نا امید از همجا سپردم واسه ازدواج ولی چون سابقه ازدواج داشتم وسایل نداشتم پول نداشتم از همه مهمتر ی بچه داشتم هر کسی موردی معرفی میکرد یکی چهل ساله یکی سیو پنج سال یکی دوتا بچه داشت یکی اومده بود خواستگاری هیئت علمی دانشگاه چهلو پنج سال سن داشت میگفت ماشین میخرم برات دیگه نا امید شده بودم تا اینکه یکی از دوستان رو دیدم گفت من خواهر خانومم مطعلقست رفتیم شرایط جوری پیش رفت ک طی یک ماه ب سفره عقد رسیدیم اما الان سه ماه دارم زندگی میکنم ولی وجودم تو زندگی نیست تک تک لحظات زندگیم با عشقم فائزه جلو چشمامه هر روز کارم شده اشک احساس خیانت دارم ولی دست خودم نیست عکسی ندارم اما ساعت ها انگار زندگیم مثل فیلم جلو چشام حرکت میکنه از آشنایی تا خواستگاری تولد لحظه های تلخو شاد تا اشک ریختنم حین طلاق فمر میکردم فقط من اینطورم تا دیروز فائزه زنگ زد گفت هرجا رفتم هر کاری کردم نبودتو حس کردم کاش صبر میکردی و دوباره ب زندگی برمیگشتیم ولی تمام این عشق علاقه دیگه هیچ فایده ای نداره تصمیم فائزه منو تباه کرد بچمونو تباه کرد ی زن دیگه رو تباه کرد و خودشم نابود شد تمام داستانمو نوشتم ک بگم اگر همو دوست دارید باهم لج نکنید بهم بگید اگر نقصی دیدید هیچ کس کامل نیست همه ناقصیم اگر بدی دیدید ببخشید تا عاقبت مثل ما پشیمان نشید خلاصه ماشین آخرین مدل گوشی وگوشی آیفون خونه و....همه اینهارو داشته باشی کنار عشقت نباشی دنیا از لجن پست تره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی گلی من همش حس میکنم تو خونمون دعا و سحر و جادو هسته میشه بذارین تو کانال که چطور پیداش کنم که چیکار کنم من و شوهرم چند وقتیه بی دلیل بحثمون میشه با هم دعوا میکنیم ولی ازخونموم جایی دیگه که میریم اروم میشیم و خیلی باهم خوبیم ولی پامون تو خونمون باز میشه باز دعوا میوفته بینمون 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882