مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ارسالی_اعضا سلام من میخواستم خاطره ی شب عروسیموبگم،من متاسفانه توعقد کارمونوکردیم ومن ازن
وپای بند به رسوم منو،شوهرم ناخواسته اشتباه کردیم بااینکه شوهرم خودش قبول داشت ولی من اینقد حرص میخوردم رفتم ماما معاینه کرد گفت آره پاره شده ولی شوهرمو باخودم بردم دکتر ازش امضا گرفت هرچی گفت من نمیام مگه میترسی بزنم زیرش منم گفتم نه منتهی من ازخانواده میترسم دیگه باهم رفتیم امضا کردیم وگواهی گرفتیم به هیچ کسی نشون ندادم وپیش خودمون موند،دوماه بعدهم عروسی گرفتیم ولی تواین دوماه خیلی من فکروخیال میکردم داشتم دیوانه میشدم که اگه یه اتفاقی بیفته من چیکارکنم،ازمن به دختراخانومای که عقد هستن یا مجرد،نصیحت که هیچ وقت توعقد نکنید هرچی هم شوهرت خوب باشه بنظرم همون شب عروسی خیلی بهتره بلاخره آدمیزاده ازیه ساعت دیگه خودش خبر نداره،،واینکه تنها خوبی که داشت من چون قرار نبود داشتم باشم روزعروسیم خیلی رقصیدم خواهرزاده ام که خیلی باهاش جورم گفت تو چرا استرس نداری منم خندم گرفت اونم شک کرد،دیگه گذشت ولی اگه زمان برگرده به عقب توعقد نمیذاشتم.چون دوماه تمام حرص خوردم وترس داشتم تا عروسی گرفتم،واسم عیب بود که خونوادم یاخونواده شوهرم بفهمن دیگه شب عروسیم شوهرم دستشو برید خون ریخت رودستمال،وفردای عروسی رسم داریم که داماد بامادرش دستمال روببرن خونه عروس وبرای مادر عروس هم کادو میبرن ودرعوض خونواده عروس هم به داماد ومادرش وهرکسی که باهاشون باشه کادومیدن،جالب اینجاس من بازم استرس داشتم نکنه بفهمن خون من نیس وتابلو شه😶😶اینقد که استرس داشتم عقلم کارنمیکرد....
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#ارسالی_اعضا
سلام دلبرا😍خیلی خوشحالم که توهمچین کانالی هستم من همسرم برادرشوهرخاله ام میشه۱۶سالم بودکه مادرشوهرم اومدخونمون که منوببینه واسه پسرش منوپسندید🤩
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #ارسالی_اعضا سلام دلبرا😍خیلی خوشحالم که توهمچین کانالی هستم من همسرم برادرشوهرخاله ام میش
ولی همسرم چون منوندیده بودقبول نمیکردولی من عاشقش بودم همش سرنمازدعامیکردم که اگه به صلاحم هست بهش برسم همش بهش فک میکردم قانون جذب به دادم رسیدخلاصه بعدچهارسال به اجباراومدخواستگاری یه دل نه صددل عاشقم شدسه ساله ازدواج کردیم وعاشق همیم❤️ اولین باری هم که دیدمنوموقع خداحافظی بغلم کردویه بوس کوچولوبه گونه ام زدرفت بیست روزبعدش اومداولین لب روازم گرفت تویه عالم دیگه بودم خیلیییی شیرین بود😋ولی لبم زخم شدوکمبودازترس خونواده ام یه رژبنفش زده بودم خواهرم میگفت این رنگیه بروعوضش کن میگفتم نه خوبه😂زندگی آرومی دارم واسم دعاکنیددکتریم به نتیجه برسه دوستان اگه میتونن راهنماییم بکنن واسه یائسگی زودرس چه درمانی خوبه یاکسی که اینطوری بوده حامله شده یانه دوستون دارم❤️payan
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون مرسی ازت که همچین کانالی درست کردی واقعا خیلی خوبه انسان هر جایی باشه هرکاری
همین کانال هم باعث شده خیلیا مشکلشون رو بگن و بقیه با تجربه ای که دارن راهنمایی درس کنن میبنی مشکل طرف حل میشه من مطمئنم که ثواب زیادی نصیبت میشه خدا خیرت بده خواهری
منم نیاز به راهنمایی دارم امیدوارم مشکل همه حل بشه و ماله منم حل بشه
مشکل من اینه که یکسالی میشه ازدواج کردم و از اونجایی که همسر من پسر اول خانواده هست و همه دوسش دارن میگن که ذوق بچه دار شدنتون رو داریم همسر منم مذهبیه و خیلی همو دوس داریم هیچ وقت دوس نداره کاری به زور انجام بدم اما الان میگه بچه میخوام خودمم عاشق بچه ام ولی از اونجایی که از زایمان وحشت دارم همش میگم نه به خصوص زایمان طبیعی واقعا میترسم از بچه دار شدن تورو خدا کمکم کنید چطور میتونم خودمو قانع کنم که نترسم از اونجایی که بدنم چاق نیست پیاده روی و... انجام همه میگن مطمعنم زایمان طبیعی داری تو
ولی من همش دعا میکنم سزارین باشه حالا شما بگید چکار کنم فوقش من تا دو سال دیگه بچه نیارم اخرش که چی باید بیارم یا نه بعدش تنبلی تخمدانم دارم یکم کلا تاریخ پریودیم بهم ریخته هستش اخرین بارکه پریود شدم سه ماه و نیم با پریود قبلیم فاصله بعضی موقع هم بوده که تو یک ماه سه بار پریود شدم کلی دکتر رفتم و ازمایش و سنوگرافی انجام دادم همه میگن هیچ مشکلی نداری یکم تخمدانت تنبله اونم هیچ جای نگرانی نیس تورو خدا بگید کسی ایجوری بوده طبیعیه یا نه بعد بگید چجور خودمو قانع کنم که از حاملگی نترسم😔
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام به همه امیدوارم حالتون خوب باشه درمورد خانم عزیزی که فرمودن ازبارداری وزایمان وحشت دارن
عزیزم توکلت به خداباشه گلم همه ی مادرا که مثل هم زایمان نمی کنند هرکسی زایمانش بادیگری فرق داره به خدا که من خودم ۲بار زایمان طبیعی داشتم باورکن زایمان اولم رابدون درد زایمان کردم اصلا دردم نگرفت وخداراشکر حتی کسی صدای ناله ام رانشنید برای زایمان دوم هم درد بسیارکمی سراغم امد وخداراشکر زایمان خوبی داشتم بااینکه طبیعی زایمان کردم ازطبقه دوم بیمارستان ازپله طبقه اول می رفتم کسی باورنمیکرد من زایمان کردم وازتخت هی میام پایین وتحرک دارم گلم به خدا مادرم بیشتر اوقات اگر حرف اززایمان بیفته تعریف میکنه که خواهرم راتو خانه بدون مامای خانگی یااینکه کسی کنارش باشه به تنهایی خودش زایمان کرده پس قشنگم توراخدا ترس ووحشت رابزار کنار وبه خدا امید داشته باش وازش بخواه زایمان راحت داشته باشی به امید اینکه خبربارداریت راتو گروه بزاری
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام عزیزم در مورد خانمی که از زایمان می ترسن
عزیزم منم مثل شما بودم فقط خواهش میکنم تادیر تر نشده برای بچه اقدام کن چون تقریبا یکسال طول میکشه فکر نکن همین فردا بچه دار میشی با تنبلی تخمدان اگر دیر اقدام کنی چسبندگی رحم ایجاد میشه و... که نمی تونی بچه دار بشید چند سال اول زندگی واقعا خیلی مهمه برای بچه دار شدن
اگر اقدام کردین تا بی بی چک استفاده نکردی مطمئن نشدی حتی به همسرت نگو چون یکسری فکر خیال بد ورفتار ناشایست از دیگران یاهمسر می بینی آزمایشات قبل بار داری بده هم همسرت هم خودت که مشکل کم خونی و.. نداشته باشید
زایمان طبیعی خییییلی بهتر از سزارین بستگی به بدن خودتون داره که اون دکتر ماه اخر تشخیص میده
طبیعی دردش همون درد عادت ماهانست کمر درد بعد درد آنچه نانی نداره راحت تر میتونی به کارای خودت برسی سزارین تا چند وقت مشکل داری بعد چند سال آمپولی که به کمر میزنن دردش رو میاد
میخوای ترسد کمتر باشه باید خونسردی خودتو موقع زایمان داشته باشی وبه دیگران توجه نداشته باشی وکتاب ریحانه بهشتی بخون خیلی کمکت مکنه برای بچه اول تحقیق کن یه بیمارستان دولتی خوب که مثل پروانه دور ادم میچرخن موقع زایمان برو پرستار بیشتر تاثیر داره موقع زایمان که قر بزنه یا قربان صدقه آدم میره یا بیمارستان خصوصی اگر اوضاع مالی خوبی دارین این تجربه من بود یه نکته کوچک بعد از زایمان جلوگیری کن نه باقرص خیلی ضرر داره چون این سری اقدام نکرده بچه دار میشی بدنت آمادگی داره مثل قبل نیست چند وقت طول بکشه فقط حواستو جمع کن
اگر بچه زیاد میخواید فاصله زیاد بین بچه ها نزارید ازشیر وپوشک گرفتی بعدی اقدام کن نگو توهمین یه دونه مندم روزی شون خودشون باخودشون میارن
تربیت هرچی بچه بیشتر تربیت راحت تره این تجربه من تو ده سال زندگی بود که حاصلش سه تا پسر شیره به شیره است ببخشید سرتون درد اوردم ممنون بابت گروه خوبتون ماهی گل
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام برای یائسگی زودرس به طب اسلامی مراجعه کنن
ولی من شنیدم باگذاشتن حناروی سر حل میشه
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خدمت ماهی گلی خانم و دوستان عزیز گروه
در جواب خانمی که از زایمان میترسن
ببین عزیزجان،
ا زایمان یکم سختی داره و مادر شدن الکی نیست ولی به این فکر کنید که وجود بچه خونه تون رو روشن و پر برکت و عشقتون رو بیشتر می کنه و بهشتی که زیر پاتون میزارن☺️ در زایمان طبیعی ، شرایطش خیلی بهتره ، زمانش که برسه همه چیز خیلی راحت انجام میشه بچه بدون زحمت بدنیا میاد چون خداوند دور اندیش از قبل فکرش رو کرده برا بنده اش ، فقط 5 دقیقه اولش درد داره ولی بعدش زود سر پامیشی و بچه تو بغل می کنی و شیر میدی و به زندگیتون می رسی و یه احساس راحتی خاصی داره ، انگارهمه اینا خواب بوده 😁 و به اونصورت احتیاج به کمک کسی ندارین
اما در سزارین جراحی میشین و بعدش با درد فراوان و انواع مسکن و دارو تا آروم بشین و بعدش جای برش جراحی آیا کاملا جاش پاک بشه یانه، تا مدتها نمیتونید کار سنگین انجام بدین ، و خدای ناکرده باید مواظب باشین جای بخیه عفونت نشه و بدون کمک خیلی سخته
حالا انتخاب باشماست
امیدوارم خدا هرکسی که در آرزوی بچه هست وبار دار نمیشه دامنش رو باوجود بچه سبز کنه و چراغ خونش رو روشن ، همگی بفرمایین الهی آمین 🙏🙏🙏 موفق باشین
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خدمت خواهری که از زایمان میترسه چه برسه به طبیعی 😂😂
نترس خواهر بین هردوش ترس داره درد داره اما منفعت زایمان طبیعی بیشتر به اون لحظه ای فکر کن که خداجونم طفلی رو بهت هدیه میکنه و موقع زایمان که اگه طبیعی باشه میزارن رو شکمت تحویلت میدن بهتر از اون لحظه نیست تو زندگی ایشالله خودت به این لذت میرسی اما به قوله خودت دیر و زود باید راهی هست که بری پس نترس فقط به لحظه ای فکر کن که با اومدمش دنیات عوض میشه آخه هوسم انداختی خدا بگم چی کارت نگنه
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام! خیلی کم پیش میاد که پیامها رو ،زود بخونم ،اما امروز ،انگار قسمت بود که کنم قصهی زندگ
من بعد از سالها مستاجری تو خونه های یک اتاقی و کوچیک و ...(که اغلب زنهای نسل ما،صبورانه تحمل کردن ) زمین پدریمو فروختم و یه خونه گرفتیم.
بعد از اون،شوهرم تونست یه مغازه اجاره کنه و برای خودش کار کنه
اولین کاری که کرد،پدر و مادرش رو آورد پیش خودش که قیمشون بشه(در حالی که نه تنها خرج عروسی رو خودش داده بود،که حتی پولی بهشون داده بود که شاباش رو هم از جیب ندن و همه ی اینها وام بود و چند سالی ،داشت قسطهاش رو می داد)
گفتم عیب نداره،پدر و مادرن و پدرش هم هیچ پس اندازی نداره و ....
گفت برادرم بیکاره،اونم بیارم پیش خودم و ...
آورد و بعد از چند ماه با بدهی، گذاشت و رفت...
بالاخره بدهی ها رو دادن و تونستیم به اندازه ی خرید ماشین طلا بخریم.
ادامه 👇👇👇👇👇👇