eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.9هزار عکس
683 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 سلام خسته نباشید ببخشید دارم برای دومین بار ازتون خواهش میکنم پیام منم بزارین داخل کانال شاید کسی راهنمایی بکند
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #زندگی #من سلام خسته نباشید ببخشید دارم برای دومین بار ازتون خواهش میکنم پیام منم بزارین د
عسلی هستم سی دوساله هستم که از سن هیفده سالگی ازدواج کردم مشکل من شکاکی شوهرم که اذیتم میکنه با وجود دوتا بچه همش اذیت میکنه تاحالا چیزی ازم ندید هر جوری خواسته رفتار کردم شاید اعتمادش جلب بشه ولی بدتر میشه نمی دونم چکار کنم خسته شدم امیدی به زندگی ندارم خانوادم پشت م نیستن مشاوره بیا هم نیست مشکل دیگه‌ای که دارم اینکه خواهرم جاریم ولی ازدواج هر دومون چیزی بین ش نبوده که شناخت بیشتر ی داشته باشم چکار کنم که شوهرم رفتارش خوب بشه لطفا راهنماییم کنید 😭 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام خدمت ماهی جون عزیز و اعضای گل کانال🌹 من بااینکه سنم خیلی زیاد نیست(۱۹سالمه) اما یه تجربه ای رو میخوام باهاتون درمیون بذارم. البته کسایی که پسر دارن این متن من بیشتر به دردشون میخوره👇🏼👇🏼👇🏼
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه سلام خدمت ماهی جون عزیز و اعضای گل کانال🌹 من بااینکه سنم خیلی زیاد نیست(۱۹سالمه) ام
حقیقتش من تو یه شهر خیلی کوچیک زندگی میکنم که اکثرا همه همدیگه رو میشناسن و تو شهر ما اکثر دختر ها تو سن کم ازدواج میکنن پس خاستگار تو سن ۱۹ سالگی تو شهر ما نه تنها چیز عجیبی نیست،بلکه هرکی دخترش تا این سن خاستگار نداره نگرانه آینده دخترش و حرف مردم هست. من با یه دختر خانمی دوستی ۱۱ ساله دارم که به پیشنهاد برادرشون، به من پیشنهاد آشنایی میدن که خب من چون تا به حال با هیییچ پسری به منظور آشنایی هم صحبت نشده بودم قبول نکردم و این خانواده همچنان دنبال جواب من به این پیشنهاد بودن و من هم منتظر این که این خانواده اول پدرم رو در جریان بذارن و بعد من، بعد از تایید پدرم بهشون جواب بدم. اما این خانواده اصلا از این لحاظ پا پیش نذاشتن و حتی با مادرم هم تماس نگرفتن حدود یکسال گذشت و من همچنان منتظر مشورت این خانواده با پدرومادرم بودم اما اونها کاری نکردن. تا اینکه چند روز پیش از طرف دوستم که دختر این خانواده باشن متوجه شدم عقد این آقاپسر نزدیکه. خب من به ظاهر ابراز خوشحالی کردم اما از درون داااغون بودم. همش پیش خودم میگفتم آخه مگه من چه عیب و ایرادی دارم که بیخیال من شدن و هزااار تا فکر و خیال دیگه. دوستمم میگفت تو باید خبر میدادی. حتی برادرشم همینو گفته بود. حال من به حدی بد بود که مجبور شدم برای اینکه یکم بتونم به خودم بیام،با مشاور خانواده صحبت کنم. ایشون گفتن که این خانواده به شدت بی برنامه هستن.هنوز جوابی از جانب شما نگرفتن و زود رفتن سراق کیس بعدی. من وااااقعا از صمیم قلبم از خدا تشکر میکنم که این وصلت بی نتیجه موند و کار به جایی نرسید. من سعی میکنم حال خودمو هرجوری که هست خوب کنم و برای اونها هم آرزوی خوشبختی میکنم🌹 پدر مادرهای عزیز توروخدا این کارو با دخترا نکنید. دخترا خیییلی زود دلبسته میشن. دلشونو نشکنید، امیدوارشون نکنید. وقتی خودتونم تکلیف کارتونو نمیدونید یا نمیتونید برای جواب گرفتن صبر کنید، خواااهشا به دختر امید ندید و باهاش حرف نزنید. شاید اون برعکس من نتونه با خودش کنار بیاد و قلبش بشکنه. بخدا دل شکستن تاوان داره. من بخاطر دل اون دختری که از وجود من خبر نداشته، از دل شکستم گذشتم و از خدا براشون زندگی پر از آرامش خواستم. خییییلی عذر میخوام که طولانی شد اما تجربه بود. امیدوارم که به دردتون بخوره❤❤ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام به همگی صحبتم با خواهرم مریم 19ساله هستش منم درکت میکنم چون دقیقا منم سرنوشتم مث شما بود اما برادر شما نتونست ولی از من اتفاق افتاد ولی توی خواب بهم دست درازی میکرد هودشو از روی لباس بهم میمالوند موقع لباس عوض کردن میومد نگام میکرد یواشکی 😭 خیلی توی سرنوشت زندگیم تاثیر گذاست دوست داشتم درس بخونم معلم بشم اخه پدرم چون تک دخترم بودم خیلی منو دوست داست خیلی دلش میخواست معلم بشم ولی با این کار برادرم ایندم نابود شد تو سن 16سالگی بخار اینکه از اون منجلاب نجاب پیدا کنم ازدواج کردم خوشبختم ولی نتونستم درس بخونم الانم 28سالم با سه تا بچه هزار امید ارزو که همیشه حسرتشون رو‌میخورم و در نبود پدری که دیگه ندارمش عزیزم من الان خونش کنار منه هر روز چشم تو چشم میشم باهاش سعی میکنم فراموش کنم شاید ذهنم اروم شه ولی از خدا میخوام تقاص کاری رو که باهام کرد رو ازش بگیر من بخاطرش خودکشی کردم میخواستم بمیرم ولی خدا نجاتم داد مث یه وحشی همش کتکم میزد خدا ازش به این ماه عزیز نگذره که خیلی توی روح روانم حتی الان تاثیر گذاشته تو مث من نشو خودتو که سرپا نگه داشتی بازم نگه دار درستو بخون ایندتو بساز امیدوارم بهترینا واست رقم بخور از سرنوشت خودم گفتم که بدونی تنها نیستی همه جا از این ظلم هایی که در حق ما دخترا میشه هست مادرای هستن که حواسشون به دختراشون نیست پسراسون بیشتر واسشون مهمه دوست دارم امیدوارم خوشبخت بشی به خواستهات برسی منم باشم مرضیه 28سالع 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام گلی جون لطفا بزار تو کانالت گلم😔❤️ من f هستم 20 ساله مامان سمیر کوچولو:) من دوساله ازدواج کردم و تازه صاحب یه نینی کوچولو شدم ک دوماهشه😍بارداری خیلی سختی داشتمو نه ماه استراحت مطلق بودم😣نه ماهو شوهرم بهم رسید اما به محض اینکه زایمان کردم همچی تموم شد😔
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام گلی جون لطفا بزار تو کانالت گلم😔❤️ من f هستم 20 ساله مامان سمیر کوچولو:) من دوساله ا
حتی یه تشکر ساده ام نکرد که براش بچه اوردم خیلی دلم شکست، وختیم از بیمارستان اومدیم یه نظر بچرو نگا کرد و رفت گرفت خوابید و هچ نگفت😔شوهرم دست بزن داره وختی عصبانی میشه فوشمم میده😔پدرم فوت کرده و چنبار ک دعوامون شده فوشای خیلی بدی به بابام داده ک جیگرم اتیش گرفته😭یبار ک باردار بودمم کتکم زد ک چرا رفتی خونه مامانت😔و گفت چون حامله ای فعلا بیشتر کارت ندارم😔عکس اتلیه عروسیمونم شکست و حلقشو گذاشت و از خونه رفت و تا سه هفته نیومد و حتی حالمم نپرسید، قبل بارداریمم دوبار دعوامون شد یبار یه ماه یبار پنج ماه قهر بودم خونه مامانمک تخرسر داییم اشتیمون داد وگرنه من تا پای طلاقم رفتم، خیلی خشک و نچسبه و خیلی پشت خونوادشو میگیره حتی پشت زنداداش و بچهاشونم هس ولی من نه🙂💔 خونوادش خیلی در هقم بدی کردن یبار ک منو همسرم دعوا کردیم برادرش اومد بهم فوشای خیلی زشتی داد ک من فلانت میکنمو اینچیزا وختی ب شوهرم گفتم گفت خوب گفته ت از وختی رفتی قهر دیگ برا من تموم شدی😭 خلاصه ک با خونوادشم قهرم، بهم پول نمیده، هیچ چیز نمیخره برام میگ ندارم. بیرون تفریحم نمیریم اصن، همش تو خونم یبارم ک میرم خونه مامانم یا اقوام زهرم میکنه همیشه ک میرم جایی دعوام میکنه😔تو رابطه جنسی مشکلی نداریم عالییم کلا اگ باب میلش عمل کنم دوسم داره🚶‍♀ چندین دفعه بهم گفته دوسم نداره و مامانش منو براش گرفتع، قبل از منم با دختری ت رابطه بوده و عاشقش بوده اینو خدش ت دوران نامزدی گفت(این قضیه ام بدجوری رو دلم سنگینی میکنه)، ما همو دوست نداشتیم ولی کم کم یکم از هم خوشمون اومد، خیلیم روم غیرتیه البته این بد نیس خوبه🙂همیشه ازم تعریف میکنه اما من از وختی زایمان کردم بشدت از هیکل و بدنم بدم میاد😔اعتماد بنفسم بکل ازبین رفته، فعلا فقط به عشق نینی کوچولوم زندم، من شوهرمو دوس دارم اونم شاید واقعا یکم دوسم داشته باشه اما دیگ برام مهم نیست هیچی دیگ خشحالم نمیکنه جز خنده های نینیم😭😍فکر فرار به سرم میزنه(تنهایی) اما نمیدونم کجا برم... فکر خود کشی به سرم میزنه اما تصویر بچم میاد جلو چشمام و ترس از خدا... حتی باردارم ک بودم ب مرگ زیاد فک میکردم ولی میگفتم اگ من بلایی سر خدم بیارم این طفل معصوم بی گناهم میمیره و دست میکشیدم از کارم😔اون دعواهای قدیم خیلییییییی روم تاثیر گذاشته و هیچوخت یادم نمیره، شوهرم خیلیییی بهم وخت و بی وخت میگه ک میرم زن دیگه ای میگیرم ک شاد باشه اینکارو کنه اونکارو کنه، یا اینکه میگیرم فق بیاد کارامونو بکنه من با تو اروم زندگی کنم شاید بشوخی میگه ولی من از درون میشکنم با گلوی پر بغض میگم برو بگیر😊😭یا از سر لج ک اینارو بم میگ منم میگم ک منم میرم با یه اقای دیگ ک بهتر از ت باشه برام😔اونوخت بدش میاد، خودش دردمو میدونع اما باز نمک میپاشه به زخمم میگ تو خیلی نا امیدی از دنیا چرا هچ دلخوشیی نداری و باید ببرمت پیش یه روانشناس ت افسرده ای اینطوذی پیش بره از دست میری😑اما باشدم دلمو میشکونه.... پیش مشاورم رفتم اما فایده نداشته، دیگ از هچ خشم نمیاد هیچی ارایش نمیکنم بخودم نمیرسم همش میخام تنها باشم برم یه گوشه اشک بریزم به حال خودم از شوهرم دلسرد شدم و دیگ دلم ن رابطه میخاد ن میخام باهاش برم بیرون ن میخام عشق بازی کنیم هیچیییی من فقط میخام مراقب نینیمون باشم😭نمیخام این وسط بینمون بسوزه💔همیشه دعا میکردم سر زایمان بمیرم اما خدا نخاست🚶‍♀میدونم من مادر خوبی نمیشم براش هیشکی یه مادر افسرده و بی روح دوست نداره😭همه اینا تقصیر شوهرمو خونواده شوهرمه، من واقعا از زندگی زده شدم شایدم تقصیر مادرمه ک راضی ب این وصلت بودو منو ب اجبار داد😞💔اما دلم نمیاد بیشتر ازین بهش سرکوفت بزنم ک چرا منو دادی و ت بدبختم کردی شاید اگ میدونست به این حال و روز میفتم هیچوخت راضی ب این وصلت نمیشد همین الانم پا ب پام داره میسوزه، توروخدا بهم بگین چیکار کنم من دیگه واقعا نمیکشم برام دعا کنین خواهرا😭میخام بخاطر بچمم ک شده زندگیمو ادامه بدم و مواظبش باشم)) ببخشید طولانی شد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 لطفا کمکم کنید ۲۱ سالمه ۴ ساله عروسی کردم از اولین روز آشنایی با همسرم قبل نامزدی نظرم رو در مورد این که با خانوادش ی جا زندگی کنم رو پرسید منم رک گفتم که ن و اونم قول داد خونه جدا بگیره .
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 لطفا کمکم کنید ۲۱ سالمه ۴ ساله عروسی کردم از اولین روز آشنایی با همسرم قبل نامزدی نظرم رو
نامزد که کردیم ی مدت بعد ی خونه خرید نزدیک محل کارش خانوادش هم تو ی شهر دیگه بودن البته با ماشین یه ربع راهه و دور نیست. چند ماهی ب عروسیمون مونده بود که صاحب خونه پدر مادر شوهرمو از خونه بیرون کرده بود و... شوهرم و برادراش هم همه ناراحت میگفتن برید دهات زندگی کنید که اونجا وضع زندگی خیلی سخته و واسه دوتا زن و شوهر پیر با یه دختر ۴۰ ساله مجرد خیلی سخت میشد دلم براشون میسوخت با شوهرم حرف زدم اونم خونه که خریده بودو فروخت و تو شهر پدر و مادرش ی خونه دو طبقه خرید منم راضی بودم و خوشحال . ولی هیچ حرفی از این که باهم زندگی کنیم و ... نزدند .بعد عروسیمون شوهرم گفت بزار تا یسال باهم زندگی کنیم خونه که داریم خورد و خوراکمون باهمه بعد ی سال مستقل میشیم منم قبول کردم خلاصه تا ی سال همینجوری گذشت اصلا انگار ن انگار که زن و شوهریم تا شب سرکار بود از سرکار که میومد هم وقتش با پدر مادرش بود خونشون مهمون میومد ،خواهر شوهرم از ترس کثیفی خونه میفرستاد خونه ما غذا می‌پختم حتی وقتی پایین غذا می‌خوردیم طرفارو می‌آوردم خونه خودمون میشستم وقتی مهمونی شب میموند میومدن طبقه بالا و شوهرم خونه پدرش میخابید کلی دخالت و .... خواهر شوهرم هم که همش تیکه بارم می‌کرد و... شب و روزم شده بود گریه تا با شوهرم حرف میزدم میشد ی دعوا تا وقتی که تحمل میکردم اخلاقش خوب ولی وقتی ی کلمه میگفتم که نمیتونم تحمل کنم میشد ی دعوای بزرگ.تا این که گفتم باید مستقل بشیم شوهرم گفت بزار بچه دار بشیم بعد .خلاصه که بچه دار شدم الان پسرم نزدیک دو سالشه هنوزم مستقل نشدیم دیگه خسته شدم پشیمونم از اینکه بچه آوردم. شبو روزم شده گریه دلم میخاد منم مثل بقیه تو خونه خ دم راحت باشم .چند روز پیش با شوهرم حرف زدم گفتم بخدا با بچه سخته دیگه نمیتونم بچه هم غذاب میکشه خودمم سختی میکشم تا حرفی میزنم زنگ میزنه ب مادرش که بیاد و ببینه که من حرف از جدایی زدم ب مادرش هم رک گفتم آنقدر سیاست داره که پیش من ب شوهرم میگه مستقل بشید اشکال نداره و... ولی تو خلوت پرش میکنه شبش ی دعوای حسابی شد و شوهرم واسه اولین بار ا دست روم بلند کرد میگه بابام مریضه الان نمیتونم بزار اون خوب شه بعد .ولی میدونم بازم وعده های الکیه نمیتونم از بچم بگذرم .همچین زندگی رو هم نمیتونم تحمل کنم اخلاق شوهرم خوبه هم کاریه هم دست و دل بازه ولی تا وقتی که اعتراضی به هیچی نداشته باشم تا ی کلمه حرف بزنم و اعتراض کنم دعوا راه میندازه نمیدونم چیکار کنم😔😔😔😔 چند روز پیش گفت باشه وسایل میخرم و دیگه حق نداری تو روی پدر مادرم نگاه کنی ولی بعدش دیگه اصلا حرفی از مستقل شدن نزده همش وعده الکیه .الان چند روزه که باهاش حرف نمیزنم با این که تا الان هرموقع دعوا میکردیم من پیش قدم میشدم واسه آشتی دو بار اومده آشتی کنه ولی بهش گفتم که دیگه برام مهم نیستی و دوستت ندارم و بعد اون دیگه اونم نمیاد سمتم‌ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم ، برای وقتی که آخرین شماره‌ی دفترچه تلفنم جواب نمی‌دهد ! می‌گذارمش برای وقتی که هیچ گوشی برای شنیدن ندارم ، برای آخرین قطار که رفته است ، برای هق هق شبانه ، برای پایانِ تلخِ یك رمانِ عاشقانه ، برای هرچه اخبارِ بد که می‌شنوم ، برای تمامِ ناامیدی‌های عالم ... دوست داشتنت را امید می‌کنم و به خودم می‌دهم تا باور کنم دنیا هنوز هم می‌تواند زیبا و دیدنی باشد ! تا باور کنم چیزهایی که می‌بینم برای مرگم کافی نیست ! اصلاً دوست داشتنِ تو تا هست ، چطور می‌شود غمگین بود ، طاقت نداشت یا گذاشت و رفت ؟!♥️🫂 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 در رابطه با خانمی که متاهل هستند ودوست پسر قبلی مزاحمشون میشه به نظر بنده ابتدا این را به پدرتون گزارش کنید یا برادر و ازشون مشورت کنید دوم بهتره به پلیس اطلاع بدین در این صورت اگر هم حرفی زد به همسرتون این جور نشون داده میشه شما کار عاقلانه ای انجام دادین پلیس فتا فکر کنم گزینه مناسبیه هرچه همسر متوجه نشه واینگونه حل بشه بهتره ولی می تونید از یه مشاور مجرب مشاوره بگیرید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی گلی شرمنده اینو میگم ولی تروخدا بزارید کانال شاید یکی کمکم کرد مادری هستم 35ساله دوتا بچه 9و11ساله دارم همسرم مارو ترک کرده خودمم نمیتونم برم سرکار مشکل دارم اگه میشه یکم کمکم کنید بتونم برای عید لباس بگیرم بازم میگم شرمندم😔😔😔💔 دوستان هرکس در توانش هست لطفا کمکشون کنه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882