eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
41هزار عکس
686 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 💕زن جوانی به پدرش شکایت کرد که زندگی سخت و دشواری دارد. پدرش به او گفت: با من بیا، می خواهم چیزی نشانت بدهم.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 💕زن جوانی به پدرش شکایت کرد که زندگی سخت و دشواری دارد. پدرش به او گفت: با من بیا، می خواهم
پدر دخترش را به آشپزخانه برد و آنجا سه کتری آب را روی اجاق گاز گذاشت تا حرارت بینند. در همین حال او چند هویج را تکه کرد و آنها را درون اولین کتری ریخت تا بجوشد. بعد در کتری دوم دو عدد تخم مرغ گذاشت و در کتری سوم مقداری قهوه ی آسیاب شده ریخت. دقایقی بعد مرد هویج ها را در کاسه ای قرار داد، تخم مرغها را پوست کند و آنها را در کاسه ی دیگری گذاشت و قهوه را هم در فنجانی ریخت و آن گاه همه را جلوی دخترش گذاشت. دختر که حوصله اش سر رفته بود، پرسید: این کارها برای چیست؟ پدرش جواب داد: هر یک از این ها به ما درسی برای روبه رو شدن با مشکلات می دهند. هویج ها ابتدا سخت و محکم بودند اما وقتی پخته شدند، نرم شدند. تخم مرغ ها شل بودند و پس از آنکه جوش خوردند سخت شدند. اما قهوه آب را به چیزی بهتر تبدیل کرد. بعد پدر در ادامه ی صحبتش گفت: عزیزم تو می توانی برای چگونه برخورد کردن با مشکلات تصمیم بگیری. می توانی بگذاری تحت تاثیر آنها ضعیف شوی، یا می توانی آنها را به چیز مفیدی تبدیل کنی. همه چیز به تو بستگی دارد. نتیجه ی اخلاقی: اگر با مشکلات برخورد درستی بشود، سبب پیشرفت می گردد.         🍃🍃🍃 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 دردودل یک سلام خوبین همگی شاید نوشتن من زیاد خوب نباشه ببخشید قصه من از اون جای شروع شده که از بچگی عاشق دختر عمومم شدم گذشته سالها گذشته دخترعمو من هم گفته بود به خواهر زاده ام که منو دوست داره
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 دردودل یک #آقا سلام خوبین همگی شاید نوشتن من زیاد خوب نباشه ببخشید قصه من از اون جای شر
وقتی من رفتم خواستگاری یه خواستگار دیگه داشت که عمو و خواهراش قبول کرده بودن چن بار پدرمو فرستادم ولی عمومم پدرم و رد کرده بود من خودمم بهش زنگ زدم ولی او گوشیش و داده به خواهرش به من گفت انتخابشو کرده و تو رو نمیخاد همه چیزی که اون پسر بیشتر من داشت یه زمین بود او بخاطر یه زمین منو ول کرد و رفت من موندم و تنهایی و افسردگی کسی که سالها به یادش بودم و دوست داشتم کنارش باشم بعد از دوسال با نقشه خانواده همون دختر که عمو من بود منو یه جای دیگه داماد کردن ولی من نتونستم با همسرم زندگی کنم و بعد سه سال جدا شدیم از عروس شدن دختر عمومم هفت سال گذشته بود و یه روز بهم زنگ زد گفت زندگیش خوب نیست گفت صبر کن من میخام جدا شم از همسرمم باهم تلفنی در رابطه بودیم یه سه ماهی میگذشت تا این که خانواده اش فهمیدن و اون بردن یه شهر دیگه یا بامیل خودش رفت و رابطه اش و با من قطع کرد بعد از دو سه هفته برگشت دوبارهه با تلفن شروع به زنگ زدن کردن گفت شیش ماه میشه وقتی برگشتم جدا میشم و میام شیش ماه شد و من این قد وابسته شده بودم بعد شیش ماه که اومد دوباره گوشیش و خاموش کرد من هم که وابسته شده بودم عاشقش بودم خودکشی نافرجام داشتم که پدرم منو توی خونه پیدا کرده بود و نجات داده بود و به بیمارستان برده بود بعد که از بیمارستان مرخص شدم دوباره به من زنگ زد گفت صبر کن درست میشه همه چی و من جدا میشم میام باهم زندگی میکنیم دوباره بعد از شیش ماه که من گفتم چرا جدا نمیشی و چی شد یه بهونه پیدا کرد و زد زیر همه چی من این قدر ساده بود یا شایدم زیاد دوستش دارم این قد ر این رفتن ها کم کم زیاد شد که شاید باورتوون نمیشه یا میگن من دیونه ام بعد دوباره قول داد سه چهار ماه صبر کن دوباره بعد از چهارماه یه بهونه پوچ و الکی اورد دوباره باز همین طور و همین طور الان بعد از پنچ سال هست که با احساسات من بازی کرده وعمر منو هدرداده الان بعد از پنچ سال اومده به من میگه برو زندگی خودت و یه جای دیگه بساز الان که با احساس من بازی کردی و منو افسرده کرده که من نمیتونم از فکر او بیرون برم یا یه کارای که از من خاسته و انجام دادم این قدر رفتم دعا نوشتم که بتونه طلاق بگیر و این قدر هزینه کردم شاید باورتون نشه ولی این قد گشتم تا بهترین دعا نویس ها رو پیدا کردم و دعا نوشتم براش ولی الان بعد از پنچ سال بی دلیل اومده که نه جواب درستی میده که چرا این طوری میکنه نه بهم میگه برو هرچی بهش میگم جواب نا مشخص بهم میده منو الان جای رسوندکه نمیتونیم دیگه به هیچ زنی روی کرهه زمین اعتماد کنم الان از نظر من همه زنا های جهان فقط فقط به منفعتشون نگاه میکنن و هوس باز هستن فقط به فکر خودشون نه چیز دیگه ای بازمم ممنون به حرفهام گوش کردن ببخشید نتونستم درست بنویسم عذر خواهم با تشکر مصطفی از یزد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 هُدهُد هُدهُد: سلام وقت بخیر ببخشید خانمایی که مبخوان لاغر بشن من رژیم و برنامه سالم و طب سنتی میدم هر نفر می‌تونه تو یه ماه 4تا5کیلو کم کنه خودم تو سه ماه11کیلو کم کردم کسی خواست میتونید منو معرفی کنید❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 خانم کانالمون از مادرشوهر دوستش میگه برامون
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 خانم کانالمون از مادرشوهر دوستش میگه برامون
سلام وعرض ادب خدمت اعضای کانال وادمین محترم خانومای گل یه نفر هست که وجودش بسیار بسیار ارزشمنده برام 😍 مادر شوهر بسیار مضخرف فوق العاده حسود نسبت به عروس داره که خیلی خیلی ایشونو آزار میده همسر این بنده خداتک پسرهست،این خانم درعقد به سرمیبره،بعد همسرشون ازیه شهر دیگه هستن،مادر شوهر این خانم خیلی دختره رو اذیت میکنه همش اشکش رو درمیاره جوری که این خانم چند ماهی هست همسرشو ندیده انقدر مادر پسر بی وجدان هست که نمیگه اینا عقدن دل دختره تنگ میشه یه تعارف کنم بیاد خونمون شوهرشو ببینه نه از عیدی نه شب یلدا نه براعقد هیچی براش نیاوردن تازه دختره وقتی میره خونه مادر شوهرش حتی لباساشونم میشوره غذا درست میکنه جارو(هر کاری که فکرشو کنید انجام میده براشون میگه احساس میکنم خانواده خود من) اما مادر شوهرش اصلا عین خیالش نیست انقدر حرمت این عروسو میشکنه بهش میگه دس به یخچالمون نزن میگه وقتی تشنم میشه از آب لوله میخورم آب اون منطقه شوهرش بده یعنی نیاز به تصفیه داره!😢 دیگه موقع غذا خوردن بااینکه خودش غذا درست میکنه براش غذا نمیکشه دوس نداره عروسه غذا بخوره میوه برا عروسش نمیاره میخواسته بره پیاده روی اربعین به دختره میگفته میبرمت بعد میره خونه دخترش موقعی که برمیگرده هی جلو همه به عروسش میگه تو نمیتونی بیای پیاده روی اربعین دختره گریه میکرد تعریف میکرد پدر شوهرش انگار دختره نوکرشونه مثلا عروسش توی اطاق دیگس خودشون تو آشپزخونه هستن صدا میزنه میگه عروس بیا سماور و آب کن خانمش غذا درست کرده داد میزنه سرعروسش میگه چرا غذا اینجوری هست یا سرسفره میگه براش غذانریزید بسشه یا برید کنار بذارید عروس همه ظرفا رو بشوره خیلی رفتارای زشتی دارن بچه ها لطفا راهنمائی بفرمائید راهکارتون چیه ؟ این خانم باید چجوری برخورد کنه خیلی مادرشوهر دخالت میکنه حتی میگه من باحجابم تو خونه اونا مادرشوهره میره به شوهرم یواشکی میگه چرا گردنبندش گردنش نیست یا تنها نره بیرون یامثلا فلان کاروانجام بده نمیذاره پیش شوهرش باشه به زور عروسشو باخودش میبره باید چیکار کنه این خانم مطلبی به ذهنتون میرسه بگیدلطفا ممنونم🌸🌸🌸 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 بازم منم.مامان جون حنانه😊 جونم براتون بگه سالهاپیش دایی کوچیکم تازه ازدواج کرده بود وما رفتیم خونشون،
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #خاطرات بازم منم.مامان جون حنانه😊 جونم براتون بگه سالهاپیش دایی کوچیکم تازه ازدواج کرده ب
دیگه مشغول تعریف وخاله قصه بودیم زمان ازدستمون دررفت،به خودمون اومدیم دیدیم که بععله هواتاریک شده .پاشدم برم که دایی جان اومدن خونه واصراراصرارکه شام پیش مابمون وزنگ زداقامون هم بیاد. وسریع رفت بیرون ویه رون گوسفندگرفت وآوردتاغذادرست کنیم. منم اصرارکه نه نمیزارم گوشت روبپزی .ویه چیزساده درست کن،(اخه دایم اون موقع بیکاربود وگوشت رونسبه گرفته بود)خلاصه گوشت ذوگرفتم گذاشتم داخل کابین گاز،ازاون گازهاکه جای کپسول داره،وسریع کوکوسیب زمینی گذاشتم .جاتون سبزوخرم خیلی هم خوشمزه شد چندروزبعدزنداییم زنگ زدوگفت فلانی گوشتاروچکارکردی ؟؟؟ واااااایی تازه یاددم اومد.گفتم توکابین گاز. بنده خداگفت من میبینم چندروزه تواشپزخونه بومیاد هوه جاروهم نگاه کردم ولی نفهمیپم بوازکجاست. بعدم گفت اخه پدرت خوب،مادرت خوب،اگه گوشته روپخته بودم نیم کیلوش روخورده بودیم بقیه روهم تاچندوعده داشتیم .این چکاری بوداخه.... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی خانم ❤️ صحبتم با آسیه خانم☺️ عزیزم یه نگاه به اون شخص که میگی دوسش داری بنداز میگی هیچ درکی نداره و توی روم میگه یک دیگه رو دوست دارم؟ یه سوال از خودت بپرس واسه چی دوسش داری می خواستی باهاش ازدواج کنی ؟هوم تو اصلا سنی نداری واسه ازدواج گیرم که باهاش ازدواج کردی این آقا پسر مناسب شما بود؟ چرا بچه بازی در میاری از سر لج استوری گذاشتی؟ که چی بشه بگی من رل دارم خیلی مهم؟ عزیزم قشنگم وقتی کسی بهت ارزش قائل نمیشه یاد بگیر از زندگیت حذفش کنی ببین اون آقا پسر اگه یه تصویر خوب از تو داخل ذهنش داشت الان نداره خیلی صریح بهت بگم دیگه به اون آقا پسر محل نده انگار نه انگار نه خانی بودی نه خانی رفته ☺️ دیگه فکر نکن واسه خودت هدف تعیین کن 😍 چه توی ورزشی چه هنری دوستان خوب وقتی واسه وقت خودت اهدافت ارزش قائل بشی میدونی که این آقا پسر مهم نیست و بقیه هم یاد می گیرن ارزشت رو نگه دارن مراقب ارزش و غرورت باش که واسه یه دختر ضروری🌹 🤸🏻‍♀ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 خانم کانالمون از مادرشوهر دوستش میگه برامون
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 باسلام تواین زمونه مادرشوهرهاخیلی باکلاس هستندولی ایشون سعی کنه نامزدش قانع کنه پشتش باشه واگرشده بامادرش صحبت کنه عروس نه کلفت خونست نه اضافی وهرمادرشوهری که پسرش دوست داشته باشدبایداول احترام عروسش بخاطرپسرش نگه داره.من مادرشوهرم میگه به همسرم عروس اومده بخوره بپوشه وخوش باشه وهمیشه هوام داره.....ایشون هم ازراه همسرش واردشودحالا اگرتونامزدی اخلاقشون این هست خدامی داندبعدازدواج واقعا چطور دخترمردم توجمع ضایع می کنندوغرورش می شکنند.بخداخیلی ناراحت شدم من 23ساله عروسم وجایگاه بالایی نزدخانواده همسرم دارم چون همسرم پشتم هست اگرمادرش چیزی بگه برام کلا قهرمیکنه باخانوادش وبااینکه تویک اپارتمان هستیم ....خودش هم مودب ازحقش دفاع کنه هیچ وقت سرخوری نباشه توخانواده شوهر 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 من دو سال و نیم هست که عقد بسته هستم از موقعی که عقد کردم پدر و مادر شوهرم رفتن و پسرشون رو تنها گذاشتن اونم خونه مجردی اجاره کرده بود منم دلم نمیومد خودش تنها باشه غذا درست کنه و.... رفتم پیشش داریم