🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام به همگی درمورد خانم عزیزی که فرمودن ازازدواج نکردن خواهرشون ناراحت هستن وخجالت میکشن ازدیگران
خواهرخوبم مگه تو کره ی خاکی فقط خواهر شما هستن که ازدواج نکردن گلم خیلیا هستن که هنوز ازدواج نکردن وسنشون هم ازخواهرشما بیشتر هست خواهر خوبم چرا این ازدواج نکردن خواهرتون باید شماراآزار بده گلم بنده خدا خواهرتون که کاری زشت یا جنایت که نکردن شما شرمسار هستین عزیزم خداوند برای هرانسانی تقدیر وسرنوشت رایک جور رقم زده گلم مواظب باشین خواهرتون نفهمن که شما ناراحت هستین شاید دلش بشکنه گلم ما انسان ها درروز گناه های کوچک وبزرگ انجام می دهیم باید ازکارهای بدمون شرمنده بشیم به درگاه خداوند نه چیزهایی که خواست خداوند هست برای بنده هاش قشنگم امروز وقتی پیام شماراخواندم باورکنین دلم گرفت وناراحت شدم امیدوارم خواهرتون بهترین شوهر نصیبش بشه وازدواج کنن وامیدوارم بهمون خبر ازدواجش رابگین بهترین هارابرای خواهرت ارزو میکنم خواهر خوبم وقتی دیگران سوال می کنن چرا ازدواج نکردن بگین هرچی خواست خداباشه
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی گلی خانم و دوستان عزیز
در مورد خانمی که از ازدواج نکردن خواهر 43ساله شون احساس خجالت می کنن
عزیزم این که خجالت نداره ،مثلا شما شاغلین و تو اجتماع هستین بعیده این فکر ازشما اونم در مورد عزیزترین کستون یعنی خواهر ، ازدواج خواهرتون به کسی ربطی نداره ، مردم به همه چیز کار دارن ، استغفرا... برای خدا هم حرف در میارن ، شما نباید اجازه بدین به کسی در مورد خواهرتون حرفی بزنن ،الانه با این تورم و گرونی تو هر خونه ای یک یا چندتا مجرد هست از دخترای خودم گرفته تا فامیل و آشنا ، این عیب نیست و بنده خدا ها تقصیری ندارن که
خواهر عزیز، شما باید پشتیبان خواهرتون باشین نه که احساس شرمساری کنید اونم به خاطر حرف بی ارزش مردم
انشاا... که همه جوونا خوشبخت بشن 🙏🙏
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 خب خب عزیزای دلم لطفا به #چالش دختر کانالمون جواب بدین البتههههههه که سوال خودمم هست😁☺️
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
#چالش
توی جلسه اول خواستگاری، این موارد رو رعایت کنی احتمال اینکه خواستگارت دوباره برگرده زیاده❗️❗️❗️
۱.فضای گفتگوی دوطرف و خانواده ها باید آروم ، رسمی و بدون حضور بچه ها باشه 👶❌
۲.در جلسه خواستگاری ، حتماً شیک و مرتب و عطر زده(ترجیحاً یک عطر ملایم و خوش بو) باشید ، چون اولین دیدارها همیشه توی ذهن افراد میمونه 💅👩🦰
۳.دختر خانم های گل، سعی کنید یه کفش یا صندل زیبا و پاشنه دار پاتون کنین👠😊، چون ظرافت و زنانگی تون رو بیشتر نشون میده 😍
البته منظورم این نیست که برید کفش پاشنه ۱۰ و ۱۲ سانت پاتون کنین هاااا😅😅
همون ۳ الی ۵ سانت باشه کار راه میوفته😁
۴.کاملاً خودتون باشین و از اینکه بخواین خیلی خودتون رو اذیت کنین و نقش بازی کنین، دوری کنین⛔️⛔️
۵. چهره تون خونسرد و بدون از اضطراب و استرس باشه و کاملاً عادی برخورد کنین😊😊
۶. خیلی لازم نیست که خیره به همه نگاه کنین یا همش سرتون پایین باشه، همین که گاهی سرتون رو بیارید بالا و نیم نگاهی به اطراف تون بندازید خوبه ☺️☺️
چون خیره نگاه کردن به افراد حس معذب بودن به اونا میده و اینکه ممکنه خوششون نیاد و بازهم از اون طرف اگه همش سرتون پایین باشه زیاد جالب نیست 🙄🙄
۷. کاملاً با اعتماد به نفس و متین و باوقار باشین😌😌
#شقایق_تاشک
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#خاطره
سلام
من سال ۸۳نامزدم کردم مادرشوهرم اینا یه شهردیگه ای زندگی میکردند مارو هم دعوت کردند منم به اتفاق همسر جان تصمیم گرفتیم بریم
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #خاطره سلام من سال ۸۳نامزدم کردم مادرشوهرم اینا یه شهردیگه ای زندگی میکردند مارو هم دعوت
خلاصه حرکت کردیم بااتوبوس رسیدیم اونجا
خیلی استقبال گرم بعد از کلی پذیرایی شام اوردن
وقتی خوردیم وجمع کردیم بنده دل درد شدیدی شدم واصلا هم روم نمیشد که بگم
خلاصه تا ۱۲شب من دل دردم پیچوندم دیدم دیگه نمیتونم بلند شدم رفتم اشپزخانه وبرای اینکه کسی بیدار نشه چراغ روشن نکردم
گفتم یه چای نبات بخورم یه کاسه نبات ریز شده اونجا بود خلاصه مانصف کاسه نبات خالی کردیم داخل چای خوردیم وخوابیدیم وخوب شدیم
صبح بلند شدیم و مشغول اماده کردن صبحانه بودیم که یهووو پدرشوهرم گفت
عزیزم کاسه نبات منو بیار
منم رفتم داخل اشپزخانه همون کاسه نبات اوردم
پدرشوهرم گفت خانم دیشب پر بود
چرا العان چیزی نیست داخلش
منم تو دلم گفتم حالا مگه چیه نبات خوب
دوباره درست کن
وااااای 🤔🤔یهوووو دیدم پدرشوهرم یه تیکه نبات برداشت با چای میل کرد ته مونده نبات برگردوند داخل کاسه 😭😭
تازه یادم اومدم من اون همه نبات که خوردم
من ☹️☹️
نبات 🥰🥰
دلیلش ی
سوال کردم چون پدرشوهرم قند داره سعی میکنه اینطوری مصرف کنه که قندش بالا نره
تا ۲روز که اونجا بودیم حالم افتضاح شد
تااینکه قضیه رو بهشون گفتم
وتا ۲روز باخنده جو اونجا عالی شده بود
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام میخوام اینجادردودل کنم،خیییلی ناراحتم. به من بگین باقوم ظالم شوهر چکارکنم. دیروز هواخوب
ساعتای2بود دیدم در میزنن،فکرکردم شوهرمه،همیشه این تایم خونه س...
رفتم گفتم کیه دیدم خواهرشوهرام و جاریم ومادرشوهرم پشت درن😳😳😳
آخه بدون هماهنگی وسر ظهر
منم ناراحت شدم
گفتن ناهار نخوردی که قابلمه هات رو گازه.
گفتم نه منتظرم که آقا ازسرکاربیاد باهم بخوریم.
حالامنم بچه به شیر،صبحانه نخورده،دااااشتم ضعف میکردم😬
اینا نشستن،تاااا داداششون ساعت4/30 اومد.
🥵🥵🥵منم اینجوری...
گفتم چرا زنگ نزدین قبلش،لااقل خونه باشم یا حداقل خودمو سیرمیکردم،جلوی شما که نمیشد چیزی تنهابخورم،ایناروباخودم میگفتم.
گفتن به داداشم زنگ زدم بهت نگفته گفتم این هیچی نمیگه...
ساعت5 بودکه رفتن...
منم بهش گفتم چرا اوناکه بهت زنگ زدن بهم خبر ندادی که دارن میان،شاید خونه نباشم یا حمام باشم یا خونه تکونی چیزی داشته باشم.
گفت دلیلی ندیدم که بهت زنگ زدم،بعدشم اینا درخونه م براشون بازه هروقت بیان،حمام بودی برو درو بازکن باز برو توحمام.بذار اینا خونه باشن یا هرکاری داشتی انجام بده.
من😲😲
مگه همین باعث بحثمون نشد...
مهمونارو اول دعوت میکنه بعد میاد خونه بهم میگم غذا درست کن فلان کسو گفتم😤
منم هیچی...
اول قول وقرار و بابقیه میخواد هرکی باشه میذاره بعد بهم خبر میده..
میگه بگم سروصدا میکنی و میگی نه🤷♀
من فقط یکی یا دوبار تو کاری که دوست نداشتم انجامش بده نه آوردم...
حالاهمه کارشو بهم نمیگه،خوب که تصمیم گرفتن من متوجه میشم...
دیروزم قبل اومدن داداشش گفتم چرا بخودم زنگ نزدین،خواهرا باهم خندیدن داشتن ادامو درمیآوردن که گفته چرا بخودم زنگ نزدین🙇♀
اگه دوست داشتین راهنماییم کنین وگرنه فقط هدفم سبک کردن دلم بود.
نمیدونستم به کی بگم...
ممنون🌷
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
۱۱ساله عروسی کردم دوتا بچه دارم همسرم ۱۳سال ازم بزرگتره با اختلاف سنی زیادمون کنار اومدم و خداروشکر زندگی آرومی دارم مشکلم اینه که دوتا از جاری هام با دختر عمم که اونم جاریم میشه مشکل دارن و تا میشینیم غیبتشو میکنن منم این وسط یچیزای میگم که همون لحظه پشیمون میشم چون دوست ندارم غیبتشونو بکنم من به هیچکدومشون کاری ندارم اونا باهم مشکل دارن پیش من غیبت هم و میکنن کمکم کنید که چجوری جلو زبونمو بگیرم حرفی نزنم بگید چجوری اصلا باهاشون هم کلام نشم چون نمیتونم رفت و آمدمو باهاشون قطع کنم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه اعضا
۱۲سال پیش وقتی ۱۶ساله بودم به طور اجباروناخواسته واردزندگی پسر۱۸ساله ای شدم که مادرش فوت کرده بود وقبلا فرزندطلاق بودشدم.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه اعضا ۱۲سال پیش وقتی ۱۶ساله بودم به طور اجباروناخواسته واردزندگی پسر۱۸ساله ای شدم ک
ازلجبازی پدر مادرم مجبورشدم تن به این ازدواج بدم.هیچ جوری بهم نمیخوردیم.نه اعتقادی نه فرهنگی..خیلی کمبودهاتوروحیه ی همسرم بوداماهرچی به خانوادم میگفتم انگارنه انگار...تاحالا چندباردست به خودکشی زدم بااینکه مادرم میدونست اماازترس پدرم وخواهرم که مجردبود هیچ واکنشی نداد😔
هیچ وقت دلم نمیخاست ازاین زندگی لعنتی پای یه بچه بازبشه که متاسفانه به اصرارهمه بچه دارشدم.خواستم این مطلب وبگم تابرای خوانواده هایی که فکرمیکنن خیلی چیزامیدونن وبچه شونوبدبخت میکنن درس عبرت بشه😕
نه دختربدی بودم نه همچنین زندگی رو آرزو داشتم .ازهمه بدترمیدونید چیه ؟اینکنه هرموقع رفتم اعتراض کنم گفتن خوشی زده زیر دلت یااینکنه صبرکن روزای خوبی هم میبینی....الان ۲۸سالمه موهام سفیدشده دندونام ازبین رفت،بدنم مدام عفونت تولید میکنه..
توروخداپای حرفای بچهاتون بشینیدببینیدچی میخان...یه وقتایی پدر مادرم وخانواده ی همسرم مسخره ام میکنن که خودت چی هستی یاشوهرت چی هست😢
من ازسَرخانوادم نمیگذرم چون ازحیا ونجابتم سوءاستفاده کردن..بماندکه خانواده ی همسرم چقدراذیتم کردن...این روزا همش افسرده هستم طفلک پسرم هروقت نگاهش میکنم دلم کباب میشه..😭
شوهرم مرد بدی نیست ولی خب واقعا یه سِری کمبودهایی داره که همش عاطفیه فکرکنید من چجوری بایداین زندگی رومدیریت کنم..توروخداسخت گیرنباشیداصلا برای خواهرم مثل من رقم نخوردحتی خودش جواب تلفن خواستگاراشومیداد.
تازه پدر مادرم سَرعقل اومدن تا داماد دومیشون چه جوری باشه به قول معروف ازسَرکچل ما آرایشگرشدن ...من احساس شکست میکنم الانم که جلو دست وپای همه له شدم تازه خودمو کشیدم کنار ولی دَرد من هیچ وقت خوب نمیشه ازخدامیخام خودش کمکم کنه🙏
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 لطفا کمکم کنید ما تو روستا زندگی میکنیم دختر بزرگم 18 ساله هست چندتا خواستگار رد کرد چند
دخترم با اون اقا پسر مخفیانه ارتباط برقرار کردن دخترم یک دل نه صد دل عاشق شد ومیگه به هر نحوی هست باهاش ازدواج میکنم.شوهرمم میگه نه پسر خوبی نیست شرمنده عذر میخوام پسره قبلا هم.جن.س باز بوده وبخاطر همین موضوع چندتا پرونده داره تو کلانتری همه روستا هم خبردارن.پسره به دخترم گفته توبه کردم.
شوهرم میگه کلی دخترم را کتک زد دعوا کردن که از پسره دور شه دخترم حرفش یکیه میگه میخوامش.پسره هر روز مادرش را میفرسته خونه ما چندماهه روزگارمون سیاه شده .لطفا یه راهکار بدین ممنونم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882