eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.2هزار عکس
688 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 داستانی بسیار بسیار جذااااب .
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 داستانی بسیار بسیار جذااااب .
🌀از ترانه های رپ،🎶 تا خط مقدم سوریه! آشنایی منو حسین، به انجمن ادبی برمیگرده. ما هردو عضو انجمن هستیم. قبلا هم دیده بودمش اونجا. تااینکه یک روز با کلی مقدمه چینی، و چهره ای که هی سرخ و سفید میشد، ازم خواست یه مدت برا آشنایی اولیه صحبت کنیم. و قرار شد هفته بعد در جلسه بعدی انجمن بهش جواب بدم. من، همیشه از متانت و ایمان حسین خوشم میومد. یه وقار خاصی داشت. این شد که قبول کردم. 💗 کل دوره آشنایی قبل از عقدما،📗💍 یک ماه و دوهفته بود. که خانواده هامون از اول به درخواست من درجریان بودن. یه روز حسین تو تلگرام بهم گفت: سمیه خیلی وقته عضو یه کانالم خیلی توپه. آدم کلی درس میگیره از زندگی. 💞 گفتم: چه کانالیه؟ لینکشو بفرس منم برم. گفت: خاطرات همسران مدافع حرم و شهیدان مدافع حرم رو میذارن. نه بتو نمیدم تو حساسی. ناراحت میشی. خلاصه با اصرار من فرستاد. وقتی اون خاطرات رو میخوندم دلم آتیش میگرف. 💔اما هیچوقت فکرشم نمیکردم همه اینا زمینه سازیه. برنامه ریزی های حسین هستش. 🧠 خلاصه بعد انجام رسومات، و یه عقد ساده، همه چی شرعی شد. دوماه از عقدمون گذشته بود، حسین خیلی پریشون بود. منم اون شب خونه اونا بودم. گفتم چیشده حسینم؟ چراانقد پریشونی؟ 🤔 گف بیا بریم تراس. همش داشت سعی میکرد عادی جلوه کنه، همش میگف: سمیه ببین شهر چقد قشنگ دیده میشه. سمیه ماه امشب چقد قشنگه،🌙 چقد هوا خنکه.🍃 آدم دلش کیف میکنه. ❤ دستشو گرفتم: حسین منوببین؟ من دارم حس میکنم چقد دلت آشوبه. بگو چیشده. خواهش میکنم. دلم شور میزنه. سرشو انداخت پایین: سمیه کاش تو رو آواره خودم نکرده بودم. 😔 حس میکنم اشتباه کردم. اون لحظه فکر کردم دیگه از من خوشش نمیاد. من واقعا شیفته حسین بودم، و هستم. حتی الان که کیلومترها فاصله داریم. من عاشق شخصیت و اخلاقش شدم. یه خانواده خوب و متدین، 💕 آنچنان پولدار و شغل معرکه ای نداشت که بخوام به این چیزاش چشم بدوزم. یه کارمند قراردادی ساده. این غیرت و اخلاق حسین بود که من شیفتش بودم. اهمیتی که به چادرم میداد. همیشه میگفت: دختر باید بتونه خودشو جلو نامحرم بپوشونه نه اینکه بریز بپاش کنه خودشو.🧕 البته نه اینکه نامرتب باشه. همراه با چادر، آراسته هم باشه. همه اینا و الان حرف متضاد حسین، منو آشوب کرد، ناخودآگاه زدم زیر گريه😭. هق هقم که بالا گرفت حسین سرمو چسبوند به سینش گف بسه الان مامانم میاد کتکم میزنه ها! همون لحظه مادرشوهرم اومد: چیشده؟ حسین چیکارش داری؟ چی گفتی بهش؟ سمیه مامان چیشد؟ با گریه رفتم بغل مادرشوهرم: مامان، حسین میگه پشیمونه، منو نمیخواد. مادرِحسین دادو فریاد کرد که این چ حرفه به نامزدت میگی؟ هرچی خانوادش گفتن ومن گریه کردم، تهش فقط حسین سرش پایین بود و میگف بخدا منظورم این نبود.به امام حسین منظورم این نبود. و آخرش حسین با کلی معذرت خواهی منو راضی کرد. چون واقعا دلم طاقت نداشت یه لحظه غم داشته باشه. نمیخواستم خانوادش انقد سرکوفتش کنن. 😊چند روز بعد با خنده بهم زنگ زد: سمیه خانـــــومم حاضر شو شام مهمون منی. هرچی گفتم چیشده، نگفت. بیرون بودیم. یه 📑برگه داد دستم: این چندمین ترانه منه که میخرن ازم! دیگه پولدار شدیم و قهقهه زد. 😳خیلی تعجب کردم، برگه رو گرفتم اما هرچی سعی میکردم ترانشو با ریتم بخونم نمیشد! انگار ازفضا اومده بوداین نوشته. اصلا نمیتونستم وزن و قافیه پیدا کنم. زدم رو بازوش که این چه ترانه ایه. حسین ریسه رفت از خنده.😂 گفت: سمیه، سعی نکن انقد، قیافت چپ اندر قیچی شده، این رپه. تا اینو گفت: چند تا پشت سر هم با گوشیم که دستم بود زدم رو دستش: حسین بمیری تو رپ فروختی؟ تو رپ نوشتی؟ حسین غیرمجاز؟ خجالت بکش،،😏 و صورتمو گرفتم ازش و رومو کردم اونور. 😒 _سمیه؟ سمیه خانومم؟ بخدا جایی اسمی از من نمیاد. واسه اینکه من ترانه رو با اسم کسی دیگه قراره بذارن، پول بیشتر گرفتم. اگه بخوای پولو میدم به خودشون.💵 اروم دستمو گرفت و نوازشش کرد: سمیه ببخشید. بخدا فکر کردم خوشحال میشی. بدم پولو بخودشون؟ باحرص گفتم آره بده. گفت: چشم. رو تخم چشمام. 👀 وبالاخره پولو برگردوند. ✅ یه روز یه فرم نشونم داد. البته عکسشو. بعنوان مدافعان حرم. دلم خالی شد. گف مال دوستمه اون رفته. نامزدشم برگشته گفته منو بیشتر دوسداری یا سوریه رو؟ خلاصه تا یه مدت هی به این دوست حسین خندیدیم وگفتم چه دختر خوشیه ها. به خیالش نیس. یه بارم وسط این شوخیا گف: سمیه انقد دلم میخواد منم برم. زدم زیر گریه که:'حسین' نه ها، تو بری دق میکنم میمیرم، بری منم میاما. _عه چه خوب! بیا بریم ماه عسل اونجا❤ تااینو گف من وسط گریه منفجر شدم از خنده. 😂😂 همیشه این بودا. وسط گریه ام یاناراحتیم یه چی میگف من کلا یادم میرفت. برشی ازخاطرات نامزد یک مدافع حرم(حسین.الف) ☘ 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🎶♥️🎶 سلام به همه، خواستم زندگی خودمو بگم براتون من ۲۲ سالمه توی ۱۷ سالگی کلی خواستگارداشتم اما خونوادم منوبایه پسری که اصلانمشناختمش وهیچ علاقه ای بهش نداشتم دادند،
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام به همه، خواستم زندگی خودمو بگم براتون من ۲۲ سالمه توی ۱۷ سالگی کلی خواستگارداشتم اما
البته زوری نبودخودمم قبول کردم،خلاصه تونامزدی خیلی خوب بود میگفت ازبچه گی عاشقم بوده اما من دوسش نداشتم گذشت وازدواج کردیم همون اول هم حامله شدم 😔وتوی ۱۸ سالگیم دخترم به دنیااومد بعدازدواج شوهرم کلا عوض شد چندباری کتکم زد😔حتی پنج روزبعدازبدنیااومدن دخترش اومدتاببینتش😔اصلاکارنمی کردخیلی روزاگرسنه میموندیم اما من نه قهرکردم ون فکرطلاق وکردم فقط بخواطردخترم باهاش خوب شدم وطلاهامودادم یه خونه خریدیم ویه مغازه بازکردیم گفتم توتنها کسی هستی که تودنیادارمو تونمیزاری محتاج هیچ کس شیم وازاین حرفا الان ۵سال ازاون روزامیگذره شوهرم خیلی خوب شده حتی نمیزاره خونوادش بهم دهن کجی کنن همه ی فامیل حسرت زندگی منو میخورن خواستم بگم همین که یه اختلاف بینتون پیش اومدنگین طلاق میگیرم سعی کنین زندگیتونو درست کنین ببخشیدطولانی شد 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 برای بخت گشایی 🍃🌸 سلام به اون خانمی که گفتن خواستگار ندارند به شهید آقا سید رضا حسینی متوسل بشوید و هرروز ۱۰۰صلوات برای باز شدن بخت خود بفرستید خیلی حاجت میدهد من خودم خیلی حاجت گرفته ام ان شإ الله حاجت روا باشید ❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام گلی خانم جونم و دوستان گلم ، شبتون بخیر درمورد اون خانمی که دیروز رفتن خونه مادر شوهر و تحویلش نگرفتن فدای سرتون قربونت بشم ندیده ، اولا می موندین با همسرتون میرفتین یعدش شما وظیفه تون رو انجام دادین ،99% درصدشون اینطورین ، اصلا در سال جدید این چیزا رو تو ذهنتون راه ندین و خونتون رو بخاطرشون کثیف نکنید ،در عوض روش رفتارتون رو عوض کنید و رو خودتون کار کنید ، اونا دیگه درک وفهمشون رو نشون دادن ، به شوهر تون هم چیزی نگین که بینتون سرد بشه بالاخره مادرشه ، اگه میتونی خودت جوابشون رو با سیاست بده ، زن با زن بهتر میتونه کنار بیاد ، اگه زودرنج باشی و همه چیز رو بدل بگیری از یه طرف اونا سرت سوار میشن و از طرف دیگه اعصاب خودت خورد میشه منم از اول تا چند سال پیش همین رفتار رو باهام داشتن ،البته اگه تنها می رفتم ولی جلو شوهرم یه جوری اسممو صدا می کنن انگار شبانه روز با می زنن منو و کارامو لنجام میدن ، مخصوصا خواهر شوهرم انگار از دماغ فیل افتاده ، تو روبوسی خودشو عقب میکشید و دست دادن فقط نوک انگشتش رو می آورد جلو و زود هم عقب می کشید و غذاهای مونده نیم خورده مهموناشو رو دوباره به خورد ما میداد میگفت : آره دیشب مهمون داشتم دوباره غذا نپختم (بی .......... )منم هر چند اهل اینکارا نبودم ولی مثل خودش رفتار کردم ،الانه مثل آدم میاد میره ، اونا درک نمی کنن که احترام میزارین ،اگه ساده باشی کلات پس معرکه است ، 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 شوهرم از طرف یه شرکت اومده بود محل کار من برای ویزیت.... اونموقع من حوصله نداشتم، اصلا تحویلش نگرفتم و میخواستم سریع حرفاشو بزنه بره که من بتونم کارامو انجام بدم. ... بار دوم یه کنگره دیدمش که خیلی تیپ زده بود اصلا باورم نمیشد همونه.... بعدش هی پیگیر میشد مثلا در ظاهر برای کار بود! ... دیگه من ازش خوشم اومد و با هم آشنا شدیم... یکسال و نیم بعد با هم عروسی کردیم.... الان شوهرم میخواد خاطره آشناییمون رو تعریف کنه میگه خانمم اولین بار منو از محل کارش پرت کرد بیرون😅... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 دیگه برام مهم نیست قهر باشه یا آشتی ... الانم نمیاد🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ما عقدیم،عید اولمونم هس.امشب با همسرم بحث کردم،قرار بود بیاد شام اینجا اخر شبم واسه سال تحویل بریم خونه اونا.ولی بحث کردیم میدونم نمیاد..ولی اصلا واسم مهم نیس😑نمیدونم طبیعیه یا نه دیگه مث قبل غصه نمیخورم ک وای قهر کردیم،حتی واسم مهمم نیس کسی بفهمه یا نه😕 بحثمونم سر این بود ک سر همه عیدا واسم کم گذاشتن هم خودش هم خونوادش..لباس عیدی و اینا هیچی نگرفتن،یه نون و حلوا اوردن مهمونا خودشون خوردن رفتن و تمام🤣 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 دلم سیاه شده از همسرم .... سلام ایام به کام لطفا پیام من رو هم بزارید واقعا دارم دیونه میشم نمیدونم این چه دردو مشکلی هست گرفتار شدم الان مدتی هست وقتی شوهرم میاد سمتم احساس خفگی بهم دست میده انگار هوا بهم نمیرسه باید سریع بلند بشم اسم نزدیکی میاد تپش قلب میگیرم انگار چشمام سیاهی میره ۱۸ ساله ازدواج کردم و ۳۹ سالمه شوهرم رو خیلی دوست دارم اونم همینطور باهم مثل دوتا رفیق میمونیم ولی نمیدونم این چه حالتی به هر کی میگم خنده اش میگیره ولی برای من یک ترس و معضلی شده در ضمن این حالت بیشتر در اتاق خواب و معذرت میخوام روی تخت خودم شدید تر میشه تروخدا به دادم برسید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 این متن خیلی جالبه .. شما🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام من عید پارسال قبل از لحظه تحویل سال مطلبی خوندم که باعث شد تمام زندگی من جهت جدیدی به خودش بگیره ،تاحالا هیچ وقت تمام این ۱۴۰۱ رو به این خوبی تجربه نکرده بودم . ۱_قبل از تحویل سال بالای دفترت می‌نویسی خداحافظ (اسمت) عزیزم از این پس من جدیدی در راه است نوشتن معجزه می‌کنه معجزه ۲_ به مدت ۲۱روز هر شب قبل خوابیدن و هر صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن ۱۰مرتبه ترجمه سوره حمد رو میخونی کم کم میبینی زندگیت داره تغییر می‌کنه یجوری شروع می‌کنه به پیشرفت کردن که خودتم نمیتونی جلوشو بگیری صد در صد حاجت روایی می‌کنه من یک ساله برای هرچیزی خوندمش حاجت روا شدم ۳_به بزرگی و عظمت خدا ایمان داشته باشید و یادتون باشه قول خدا قوله و فقط روزی رسان شما خداست پس برای مدتی (۲۱روز) هر روز صد مرتبه بگید _خداوند روزی رسان شکست ناپذیر من است_ اونقدر تکرار کنید تا درونتون تبدیل به یک باور بشه معجزه میکنه ۴_هر نعمتی که بهتون داده شده و داده میشه بگید خدایا شکرت( به لطف تو_خدا)... خدایا شکرت به لطف تو امسال عید زیبایی دارم به لطف خدا هر روز آگاه تر میشم خدایا شکرت به لطف خدا تونستم پزشک موفقی بشم خدایا شکرت به لطف خدا من همسری خوش قلب هستم خدایا شکرت و.... خداوند در قرآن اشاره مستقیم کرده که هر نعمتی به شما داده میشود فقط بخاطر لطفی هست که خدا به شما دارد مغرور نشوید و همیشه شاکر باشید ۵_یک دفتر بردارید و هر چیزی که دلتون میخواد داشته باشید رو بنویسید و جلوش مبلغ پولی که از کائنات درخواست میکنید رو بنویسید پس از مدتی می‌بینید فقط خواسته هاتون تیک میخوره تاریخ هم بنویسید تا ببینید چقدر طول کشیده تا برآورده شده ۶_هر پولی که به حسابتون میاد خدارو شکر کنید و هرجایی خرج می‌کنید با خودتون بگید چند برابرش به حسابم بر میگرده 😍🤲 التماس دعا یاعلی 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 هیتلر موسلینی استالین ناپلئون همه احمق بودند! کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش عمرش را صرف جنگ میکند...😌❤️
🎶♥️🎶 ...به نام خدایی که نزدیک است: جواب سوالموبدید با سلام به ماهی جان و تمام ازای گروه سال نو مبارک نمازروزتونم قبول خواستم بگم ادم روزه دار میشه درطول روزبره؟حموم ممنونم ازهمتون 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882